واقعیت‌ها را به رسمیت بشناسیم!

نثاراحمد فیضی غوریانی

واقعیت سیاسی جامعه ما امروز متفاوت با چیزی است که در سال ۱۳۹۳ وجود داشت. امروز با آن‌که مشکلات فراوانی بر سر راه جامعه، اعم از مشکل کووید ۱۹ و کاهش کمک‌های یک میلیارد دالری امریکا و گفت‌وگوهای صلح قد علم کرده، اما در جو سیاسی یک خواست مشترک و همه‌گانی موج می‌زند و آن رسیدن به توافق میان دو تیم انتخاباتی و گذار به سوی حاکمیتی است که دیگر بر پایه تمرکز بنا نیافته باشد.

آن‌چه که در انتخابات سال روان گذشت، نیاز به طول و تفصیل ندارد. همه می‌دانند که بر سر نتایج انتخابات چه آمد و چگونه یک تیم انتخاباتی ناگهان به کرسی قدرت دست پیدا کرد. ولی این‌گونه نمی‌توان راه حلی برای معضل به وجود آمده سراغ گرفت. حالا زمان کودتا‌های سرخ و سفید گذشته است و مردم با تمام شعور و آگاهی خود در صحنه به قضاوت نشسته‌اند. تا این‌جای کار متاسفانه میانجی‌گری‌ها و پادرمیانی‌های داخلی و خارجی اثر‌بخش نبوده است. وقتی یکی از تیم‌های انتخاباتی نخواهد وضعیت را درک کند و یا بر سر حقانیت صد درصدی خود پا‌فشاری داشته باشد، بدون شک راه حل متناسب با وضعیت موجود در کشور فراچنگ نخواهد آمد. از ویژه‌گی‌های مهم گفت‌وگوهای سیاسی این است که دو طرف مذاکره‌کننده با حسن نیت و برای حل معضل دور میز مذاکره حاضر شوند، در غیر این صورت به هیچ وجه امکان رسیدن به توافقی که در آن مصالح ملی کشور لحاظ شده باشد، وجود ندارد. چگونه ممکن است که خواهان حل مشکل باشیم، ولی پذیریش هر گونه انعطاف را توقع نبریم؟ تمام بحران‌های سیاسی از راه مذاکره و گفت‌وگو به راه حل می‌رسند، به شرط این‌که طرف‌های مناقشه در حال رای‌زنی و سبک و سنگین کردن مواضع‌شان باشند. ارایه راه حل قطعی به هیچ صورت راه به جایی نمی‌برد و بن‌بست سیاسی را هم‌چنان به مثابه زخم ناسور نگه می‌دارد.

فراموش نکنیم که با گذشت هر روز به خاطر منافع مقطعی خود، ما یک کشور را دچار بحران کرده‌ایم. متحدان بین‌المللی افغانستان هر روز ناراض‌تر از روز گذشته هشدار و اخطار صادر می‌کنند. اما ما در این‌جا به قدرت بلامنازع خود می‌نازیم و حاضر به یافتن راه حل منطقی و معقول برای مشکل سیاسی افغانستان نیستیم. بدون تردید تیم ثبات و همگرایی به رهبری داکتر عبدالله عبدالله نشان داده است که نمی‌خواهد بحران سیاسی به خطری برای سلامت و بقای کشور تبدیل شود. آقای عبدالله گفته است که آماده شنیدن نظرات طرف مقابل در صورتی که با نیت خیرخواهانه انجام شود، است. اما یک طرف قضیه که برکرسی ریاست جمهوری کشور تکیه زده، نمی‌خواهد با مشوره و گفت‌وگو مساله را به نتیجه برساند. در این جای شک نیست که آقای عبدالله و هم‌پیمانانش داعیه بزرگ در سر دارند، این داعیه در تمرکز‌زدایی از قدرت تجلی یافته و تیم ثبات و همگرایی خواهان تغییر ساختار سیاسی کشور به یک ساختار نرم و قابل پذیرش برای تمام مردم کشور است؛ ولی در حال حاضر بحث بر سر این مساله نیست. فرایند تغییر با مکانیزم‌های خاص خود می‌تواند انجام شود. در حال حاضر بحث اصلی بر سر انتخابات و نتیجه آن است. پذیرش نتیجه انتخابات در وضعیت فعلی به معنای پذیرش تقلب و مهندسی آرا است. درست است که در انتخابات اخیر سطح مشارکت بسیار پایین بود، ولی نباید سطح مشارکت پایین را به نفع یک تیم مصادره کرد. یک نفر هم که در انتخابات شرکت کرده باشد، حق دارد از شفافیت رای خود مطمین باشد. اگر چنین اتفاقی نیفتد، به معنای آن است که انتخابات به بازی گرفته شده و رای مردم دیگر تعیین‌کننده سرنوشت آن‌ها نیست. بحران دموکراسی که می‌تواند به فاجعه بینجامد، از همین‌جا نشات می‌گیرد.

ما فعلاً باید در پی نجات جمهوریت و دموکراسی در کشور خود باشیم. اگر دموکراسی نباشد، چه اتفاقی می‌افتد؟ سوال اصلی همین‌جا است. اگر دموکراسی نباشد، دیکتاتوری و اقتدارگرایی شکل می‌گیرد که می‌تواند کشور را به دهه‌های خونین گذشته برگرداند. تجربه دموکراسی‌ها در برخی کشورها در قرن گذشته و قرن حاضر نشان داده که هر اتفاق نامیمونی ممکن است همه چیز را برباد دهد. در ایتالیا و آلمان در قرن گذشته موسیلنی و هیتلر از راه انتخابات موفق به گرفتن قدرت سیاسی شدند و کشورهای‌شان را به ورطه نابودی بردند. در ونزویلا هوگو چاویز از راه انتخابات و در ایتلاف با رییس جمهور برحال این کشور موفق به گرفتن زمام امور شد و فاتحه دموکراسی را در کشورش خواند. باید نگران وضعیت بود و خود را نباید با برگزاری انتخابات و اعتماد‌نامه کمیسیون فریب داد. بحران سیاسی افغانستان یک راه حل دارد و آن گفت‌وگو و مذاکره همراه با انعطاف و پذیرفتن واقعیت‌های موجود جامعه است. اگر چنین نشود، بدون شک حمایت جهانی و حمایت ملی را هم از دست خواهیم داد. تاریخ داور منصفی است که فردا عملکرد ما را به قضاوت خواهد نشست. امروز باید برای کشور و مردم خود کاری انجام دهیم تا در برابر قضاوت تاریخ مردم سرخ‌روی باشیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن