داستان واقعی کشمیر

اشوک ملک، عضو برجسته بنیاد تحقیقاتی (ORF) در دهلی جدید و سکرتر مطبوعاتی پیشین رییس جمهور هندوستان

دو ماه پیش، نریندرا مودی نخست‌وزیر هندوستان یک تصمیم بزرگ در پیوند به جامو و کشمیر اتخاذ کرد. او ماده ۳۷۰ قانون اساسی هند را که به آن منطقه خودمختاری گسترده‌ای داده بود، حذف کرد. از سوی دیگر این امر آن منطقه را به دو اتحادیه (عمدتاً تحت نظارت دولت فدرال) – جامو-کشمیر و لداک تقسیم کرد. این تصمیمات هم در گذشته و هم در آینده ریشه دارد؛ گذشته از همه، سیاست هم مقدمه تاریخ است و هم پایان‌نامه آن. داستان از دهه‌ی ۱۸۴۰ آغاز می‌شود، زمانی که نقشه‌های وحشیانه در سراسر جهان ترسیم گردید. به گونه مثال ایالات متحده امریکا در ۱۸۴۵ برخلاف مکزیکی‌ها که آن را یک قلمرو تحت مناقشه می‌دانستند، جمهوری تگزاس را با خاک خود پیوند داد. یک سال بعد از آن، با فروپاشی امپراطوری سکهـ در مرزهای شمال‌غربی شبه‌قاره هند، یکی از قوماندانان اردوی سکهـ، گلاب سنگهـ با ابر قدرت آن زمان یعنی انگلستان معامله کرد که در بدل آن، خودش به پادشاهی جامو و کشمیر دست یافت.

این شاهی یک معمای پیچیده بود؛ دارای چندین منطقه‌ی فرعی کوهستانی، کشمیر که اکثریت اهالی آن را مسلمانان تشکیل می‌داد، جامو دارای اهالی هندو که بیش‌تر با پنجاب ریشه داشتند و منطقه لداک تحت سلطه‌ی بوداییان، مناطقی که از نظر قومیت و دین با هم متفاوت بودند؛ مناطق به اصطلاح «شمالی» هم‌چون گلگیت، بالتستان و قلمرو‌های همجوار آن، نزدیک لداک ولی با قومیت‌های متفاوت بود که بیش‌تر به مجموعه‌ای از یادهای آسیای مرکزی می‌ماند.

در ماه آگست سال ۱۹۴۷ میلادی، بعد از فروپاشی هند بریتانیایی هندوستان و پاکستان هر دو آزاد گردیدند. برای در حدود ۵۵۰ شاهی نیمه مستقل در آن زمان، فرصت انتخاب یک‌جا شدن با یکی از این ملت‌ها داده شد، که از جمله یکی از آن‌ها جامو و کشمیر بود. در اکتوبر ۱۹۴۷ این ایالت کثیرالاقوام رسماً با هندوستان پیوست. فرزندان گلاب سنگهـ و شاه حاکم آن زمان، ابزار الحاق را به امضا رساندند ولی بالای تمامی قلمرو خویش حاکمیت نداشتند‌،  زیرا سربازان پاکستان بخش‌هایی از کشمیر، که هنوز هم در دست آنان می‌باشد را اشغال کرده بودند. در عین حال، گلگیت-بالتستان مرز امپراطوری انگلیس در برابر اتحاد جماهیر شوروی و چین کمونست بود. یکی از سربازان انگلیس، زمینه‌ی این تصاحب را برای پاکستان فراهم ساخت

بسیار زود بعد از این الحاق، جنگ میان هندوستان و پاکستان آغاز شد. هندوستان قضیه را قانونی ساخت، پاکستان آن را مذهبی وانمود؛ زیرا جامو و کشمیر اکثریت مسلمانان را در خود گنجانیده بود. بعد از ختم تنش‌ها، ۲۲۲ هزار کیلومتر مربع شاهی اسبق از بین دو نصف گردید. امروز هندوستان ۱۰۱ هزار کیلومتر مربع آن را مدیریت می‌نماید. چیزی بیش‌تر از ۱۲۰هزار کیلومتر مربع آن از سوی پاکستان و چین کنترل می‌گردد. بخشی از قلمروی که چین امروز آن را در اختیار دارد، در سال ۱۹۶۳ از سوی بیجینگ به اسلام‌آباد واگذار گردیده بود.

دره‌ی کشمیر (یا به صورت عامیانه «این دره») که از سوی هندوستان مدیریت می‌گردد، در برگیرنده ۱۵هزار کیلومتر مربع است. در حالی که جمعیت آن بیش‌تر از نفوس جامو و لداک می‌باشد – و سایر مناطق تحت اثر هندوستان – فقط ۱۵ درصد از سرزمین هندوستان و هفت درصد از شاهی‌های گذشته را تشکیل می‌دهد. با آن هم این موضوع به گونه‌ی تقریباً انحصاری مورد توجه قرار گرفته است که این امر ناشی از تنش‌های داخلی است که طی سالیان متمادی بدل به یک چالش شده است. بروز هراس‌افگنی – که با حلقات تروریستی در داخل پاکستان رابطه دارند- اسلام‌گرایی کاذب می‌باشد. به گونه‌ی مثال تنش‌هایی که در سال ۲۰۱۶ به وقوع پیوست، محصول رادیکالیسم انترنتی که از جانب آی‌اس‌آی حمایت می‌گردید، بوده است.

اگر جامو و کشمیر، مانند سایر ایالت‌ها، یک ایالت عادی هندوستان می‌بود، شاید مدت‌ها قبل به اجزای کوچک و قابل مدیریت تقسیم می‌شد. در دهه ۱۹۵۰، کمیسیون سازمان‌دهی مجدد نقشه‌های ایالت‌ها، نقشه‌ی داخلی هند را دوباره ترسیم کرد. بسیاری از ولایت‌های بزرگ و ایالت‌های شاهی گذشته با در نظر داشت پارامترهای قومیت، زبان و دین به بخش‌های فرعی کوچک‌تر تقسیم گردیدند.

ولی در قضیه جامو و کشمیر، هندوستان هیچ نوع اقدام نکرد و برای قطع‌نامه نهایی انتظار کشید. این به معنای یک‌جا نمودن تمامی قلمرو شاهی اسبق با هندوستان بوده می‌توانست (که نشد) و یا هم به رسمیت شناختن مرز فرضی میان هند و مناطقی از کشمیر که از سوی پاکستان مدیریت می‌گردد، من‌حیث یک سرحد بین‌المللی (که همواره مورد بحث قرار داشت است).

اقدامات پاکستان بطی بود. در اوایل سال ۱۹۴۹ پاکستان مناطق شمالی بخشی از کشمیر را که اشغال کرده بود، جدا ساخت. این منطقه که حالا گلگیت-بالتستان نامیده می‌شود، مورد اعمال قانون مجازی فدرال، پاک‌سازی قومی و مذهبی و هم‌چنان تغییرات جمعیتی قرار گرفت. امروزه، دهلیز اقتصادی چین – پاکستان از آن مسیر عبور می‌نماید. در سال ۲۰۱۸، پاکستان با صدور یک فرمان روند تعدیلات قانونی و اداری به رسمیت شناختن گلگیت-بالتستان من‌حیث یک ولایت پاکستان را تسریع کرد.

بناً روابط نه چندان خوب میان دره کشمیر و دولت هندوستان در اثر میانجی‌گری یک‌عده نخبه‌گان که امروز در کشمیر و در بقیه هندوستان از اعتبار نه چندان خوب برخودار اند، گذاشته شده بود. روی کار آمدن ماده ۳۷۰ به این معنا بود که بیش‌تر مواد قانون اساسی هندوستان در آن ایالت تطبیق نگردد. به همین دلیل جامو-کشمیر و بقیه بخش‌های هندوستان در ردیف‌های متفاوت حرکت کردند؛ نه تنها از لحاظ سیاسی بلکه در عرصه‌های تحولات اقتصادی و مدرنیزه شدن اجتماعی. در نتیجه، این کار منجر به بروز نارضایتی‌ها در لداک و جامو گردید. آنان بدین باور بودند که حالت فعلی کشمیر، شکل یک بازی را حاصل نموده است و توجه نامتناسب دولت به کشمیر، باعث تجمع جمعیت در سایر مناطق فرعی گردیده است.

یک‌جا شدن جامو-کشمیر و لداک با خاک هندوستان، دهلی جدید را در عرصه‌های حکومت‌داری، امنیت و پالیسی‌سازی قادر به اتخاذ تصامیم برجسته‌تر می‌نماید. این موضع در کشمیر، با توجه به تهدیدهای رو به رشد تروریسم اسلامی و تأثیر احتمالی بازگشت طالبان در افغانستان، بسیار مهم است. لداک به دلیل نزدیک بودن به گیلگیت-بالتستان و آسیای مرکزی از اهمیت به سزایی برخوردار است. به نقل قول از چرچیل، هند به تنهایی می‌جنگد، اما تنها برای خودش نمی‌جنگد.

به هر صورت این تشکُل جدید در کشمیر فقط محصول طرز تفکر امنیتی نیست. این یک عامل کلیدی است، اما تنها این عامل نیست؛ بلکه تلاش جریان دارد تا سیاست و استفاده‌های سیاسی در این دره را بدل به یک پروسه منظم کنند. در گذشته این کار به دلیل مخالفت‌ها از سوی رهبران سیاسی صورت نگرفته است. رهبران سیاسی متذکره با جلوه دادن خود به عنوان پل ارتباطی میان جدایی‌طلبان و دولت هند، از وضعیت بهره برده‌اند.

ابطال ماده ۳۷۰ تمامی مفاد قانون اساسی هندوستان را بالای جامو-کشمیر قابل تطبیق می‌سازد. سهولت‌هایی که از سوی دولت در سایر نقاط کشور به اتباع و گروه‌های متضرر و نیازمند ارایه می‌گردد از حقوق زنان گرفته تا اقلیت‌های مذهبی و اقوامی که در طول تاریخ محروم بوده‌اند، نیز برای جامو-کشمیر قابل دسترس خواهد بود. به گونه‌ی مثال از میان برداشتن ماده (الف ۳۵)، اهالی این منطقه را قادر می‌سازد تا با شخص بیرون از این دره ازدواج کنند و هم‌چنان بتوانند دارایی‌ها (میراث) خود را به وارثان‌شان منتقل سازند. تا اکنون، زنان جامو-کشمیر که با فرد خارج از این دره ازدواج می‌نمودند‌، از این حق بی‌بهره می‌شدند.

پناه‌جویان، دوره جدایی سرزمین‌ها که اکثریت آن‌ها را پنجابی‌های سکهـ تشکل می‌دهند، از مناطقی که حالا شامل پاکستان می‌باشند، مانند سایر ایالت‌های هند در سال ۱۹۴۷ به جامو-کشمیر مهاجرت کردند. این مجموعه از افراد در جامو-کشمیر که تعدادشان حالا به بیش‌تر از ۱۰۰ هزار می‌رسد، از حقوق شهروندی دایمی و حقوق مسکونی بی‌بهره بودند. اعضای آن فقط در انتخابات ملی حق رأی داشتند نه در انتخابات ولایتی. آن‌ها حق خریداری ملکیت و دسترسی به تحصیلات عالی را نداشتند. اما برخلاف آن، پناه‌جویان مسلمان که بعد از ضمیمه شدن با حکومت کمونیستی چین در سال ۱۹۵۰ از شینجیانگ و تبت مهاجر شده بودند، به گونه کامل با جامعه کشمیری مدغم گردیدند.

به این گونه اختلافات در قالب تشکُل جدید می‌توان رسیده‌گی کرد. دولت هندوستان در نظر داد تا بودجه انکشافی و کمک‌های اجتماعی را از طریق نماینده‌گان پنچایات (دولت-محلی) اجرا کند تا بتواند از این طریق اختلاس‌های صورت گرفته از سوی ساختارهای میانجی را بررسی کند. امیدواری‌ها برای ظهور رهبری سیاسی جدید از میان نماینده‌گان پنچایات‌ها وجود دارد. این ماموریت شاید یک اشتباه باشد – یا هم به تدریج زمان منجر به ایجاد مسیرهای متعدد سیاسی و تشکیل گروه‌های ذی‌نفع شود. تا چه اندازه این کار به نظر آنان صدای جدایی‌طلبان را تضعیف خواهد کرد. حتا در بهترین حالت ممکن، یک کشمکش طولانی خواهد بود. این گونه واقعیت‌ها در هندوستان از حمایت گسترده برخوردار است، حتا اگر بقیه همه به ناکامی انجامیده باشد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن