رادیو عشق من است

گفت‌وگو با ژیلا نوری

سال‌ها پیش، هنگامی که ژیلا نوری با علاقه به صدای فریده انوری و صدای انیسه درانی از امواج رادیو گوش می‌کرد، هرگز تصور نمی‌کرد که روزی با انیسه درانی در صدای امریکا همکار می‌شود. به گفته‌ی خودش آن روزها آن‌قدر عاشق رادیو بود که به برنامه‌های مورد علاقه‌اش نامه می‌فرستاد تا بتواند فقط نامش را از رادیو بشنود و تنها به همین بسنده می‌کرد. سال‌ها به همین ترتیب گذشت و او هم درسش را در رشته‌ی حقوق و علوم سیاسی در دانشگاه کابل به پایان رساند. پس از پایان درسش در حالی که از ظلم طالبان به ستوه آمده بود، در یکی از بنیادهای غیرانتقاعی بریتانیایی کار می‌کرد. به این ترتیب فرصت کار در رادیو آزادی در شهر پراگ برایش پیش آمد و او احساس می‌کرد که به آرزویش یعنی کار در رادیو رسیده است. خانم نوری این فرصت را از دست نداد و کشور را به مقصد پراگ ترک کرد. همین نقطه‌ی آغاز کار او با رادیو و تلویزیون بود.

ژیلا نوری به عنوان خبرنگار بین‌المللی چند رسانه‌ای با تلویزیون و رادیو آشنای صدای امریکا در واشنگتن کار می‌کند. خانم نوری بیشتر به خاطر تهیه‌ی گزارش‌های جالب برای رسانه‌های اجتماعی، به عنوان خبرنگار برنامه‌ی تکنالوژی کاروان و همچنان تهیه‌کننده‌ی گزارش‌های جالب از زندگی امریکایی می‌شناسیم. طی سال‌ها کار در صدای امریکا او توانسته است گزارش‌های جالبی درباره‌ی شخصیت‌های برجسته‌ی افغانستان و جهان تهیه کند. در این گفت‌وگو او از مسیری که پیموده تا به این‌جا برسد و همچنان آرمان‌ها و آرزوهایش گفته است.

پرسش: کمی از خودتان بگویید.

پاسخ: من از گذشته‌ها و از سال‌های نوجوانی به کار در رادیو و تلویزیون علاقه داشتم. همیشه برنامه‌های رادیویی را گوش می‌کردم و بسیار دوست داشتم که نامم را از رادیو بشنوم. به همین خاطر برای رادیو و برنامه‌های مورد علاقه‌ام نامه می‌نوشتم. خوشبختانه باید بگویم که در همان سال‌ها من توانستم در رشته‌ی حقوق در دانشگاه کابل درس بخوانم، ولی هنگامی که طالبان آمدند، ناچار به مهاجرت به کشور چک شدم و همان هنگام کارم را با رادیو آزادی نیز آغاز کردم. در آن زمان رادیو آزادی هنوز بخش افغانستان را نداشت، ولی بعدها این بخش نیز به آن افزوده شد. من هم کارم را با رادیو آزادی در بخش فارسی ادامه دادم تا این‌که بورسی برای ماستری از دانشگاه جورج تاون گرفتم و به واشنگتن رفتم. پس از پایان تحصیلم در رشته‌ی روابط خارجی با تلویزیون الحره کار کردم. اندکی پس از آن نیز علاقمند کار با صدای امریکا شدم و به عنوان نویسنده و گزارشگر در تلویزیون آشنا استخدام شدم. باید یادآوری کنم که هر سه بخش خبری که تا کنون در آن‌ها کار کرده‌ام، یعنی تلویزیون الحره، رادیو آزادی و صدای امریکا جزو روابط دیپلوماسی امریکا هستند و از طرف کانگرس امریکا تمویل می‌شوند.

پرسش: چطور خودتان را در قلمرو خبرنگاری یافتید؟

پاسخ: خبرنگاری یک اسلحه است، اما باید از آن خوب استفاده کرد. من به اهمیت بازتاب اخبار و واقعیت‌ها باور دارم. همان‌طور که گفتم، در دوران نوجوانی و هنگامی که هنوز در افغانستان زندگی می‌کردم، شنونده‌ی صدای امریکا از امواج رادیو بودم و به خاطر شنیدن برنامه‌های مختلف بود که علاقمند کار در رادیو شدم. آن‌قدر رادیو را دوست دارم که همیشه می‌گویم رادیو عشق من است. در دوره‌ی مکتب ابتدایی و لیسه به خاطر علاقه‌ای که به رادیو داشتم، به برنامه‌های مختلف نامه می‌نوشتم و روزهای جمعه نیز به برنامه‌های فرهنگی و ادبی با صدای گیرای فریده انوری از امواج رادیو گوش می‌دادم. بعدها با فرصت کاری که برایم میسر شد و در مهاجرت به اروپا به رادیو آزادی پیوستم. در واقع هنگامی که این فرصت را یافتم، احساس می‌کردم که رویاهایم به حقیقت پیوسته‌اند. باید بگویم که کار خبرنگاری کار بسیار جالبی است و کسی که خبرنگار می‌شود باید خود را از هر نگاه با آن عیار کند.

پرسش: نخستین بار خبرنگاری را از کجا و چگونه آغاز کردید؟

پاسخ: هنگامی که طالبان کابل را گرفتند، من با چادری در یک موسسه‌ی خارجی کار می‌کردم تا این‌که خواهرم برایم دعوت‌نامه فرستاد و من به پراگ رفتم و کارم را با رادیو آزادی در بخش فارسی و عراقی آن آغاز کردم. پس از مدتی هم بخش افغانستان آن درست شد. من هم در همان زمان برای مقطع ماستری بورس گرفتم و به واشنگتن رفتم، ولی همچنان به عنوان گزارشگر بخش جوانان برای رادیو آزادی گزارش تهیه می‌کردم. نخستین گزارش‌هایم را از واشنگتن برای رادیو آزادی می‌فرستادم. در رادیو آزادی برای یک هفته در برنامه‌ی مسلکی خبرنگاری حرفه‌ای نیز آموزش دیدم.

پرسش: از نخستین حس و حال‌تان پس از پخش نخستین گزارش‌تان برای ما بگویید.

پاسخ: بسیار برایم جالب و خوشحال‌کننده بود که می‌توانستم صدای خودم را از رادیو بشنوم؛ چون همان‌طور که گفتم حتا علاقه داشتم که نامم را از رادیو بشنوم و به همین خاطر صدایم که پخش شد، واقعاً برایم بسیار جالب بود. هنگامی که با صدای امریکا برای کار در بخش فارسی تماس گرفتم مرا برای آغاز برنامه‌ی دری تلویزیون آشنای صدای امریکا استخدام کردند. درست است که کار تلویزیون با رادیو متفاوت است، ولی می‌توان گفت که جالب‌تر و هیجان‌انگیزتر نیز است. ما کمی پیش از آن‌که تلویزیون آشنا آغاز به کار کند، شروع به برنامه‌ریزی کرده و برای پخش زنده آمادگی گرفتیم. البته هم زمان دوره‌ی آموزشی مسلکی و حرفه‌ای تهیه‌ی گزارش و خبر را نیز گذراندم تا اینکه سرانجام برای نخستین بار به طور زنده گزارش دادم و این برایم بسیار هیجان‌انگیز و جالب بود. واقعاً احساس خوبی داشت. 

پرسش: واکنش دیگران به کار شما چه بود؟

پاسخ: من به کارم افتخار می‌کنم. من در تلویزیون صدای امریکا «آشنا» گزارش‌های جالب امریکایی درست می‌کنم و با این کار می‌خواهم زندگی امریکا را به مردم افغانستان نشان بدهم. باید بگویم که من با پخش و نشر گزارش‌های چندین رسانه‌ای واکنش‌های خوب و مثبتی نیز دریافت کرده‌ام.

هنگامی که سال‌ها پیش برای نخستین بار پای صحبت لورا بوش، بانوی پیشین امریکا نشستم، برایم باورکردنی نبود. احساسی عالی داشتم. چندی پیش گزارش‌های جالب تکنالوژی درباره‌ی بانوان افغان در سیلیکان، ولی یا مرکز تکنالوژی‌های جهان تهیه کردم که در صفحات اجتماعی صدای امریکا پر بیننده شد.

یکی از گزارش‌های من که چند سال پیش پخش و بسیار معروف شد، مصاحبه‌ام با مریم غنی، دختر رییس جمهور غنی بود، او کارهای هنری انجام می‌دهد. این مصاحبه برای خودم هم بسیار جالب بود چرا که نخستین باری بود که با دختر یک رییس جمهور مصاحبه می‌کردم. این گزارش را تا هنوز هم مردم دنبال و تماشا می‌کنند. من در تمام طول برنامه پیش روی کمره نیستم و ممکن است صدایم نیز روی تصویر نباشد، ولی به همان یک یا دو گزارشی هم که درست می‌کنم، افتخار می‌کنم و باید بگویم که تا اندازه‌ای واکنش‌های خوب و مثبتی را نیز به همراه داشته‌اند.

پرسش: می‌دانیم که کار کردن یک زن به عنوان یک خبرنگار سختی‌های خاص خودش را دارد، از دشواری‌هایی که در این راه با آن‌ها روبرو بوده‌اید بگویید.

پاسخ: در حقیقت من در افغانستان خبرنگاری نکرده‌ام، ولی در همین‌جا هم به عنوان یک زن با مشکلات گوناگونی روبرو بوده‌ام. برای نمونه ما به کسانی که می‌خواهیم با آن‌ها مصاحبه کنیم، دسترسی محدودی داریم. همچنان در بخش مصاحبه با کارشناس‌ها، به ویژه در بخش‌های سیاسی و اقتصادی، چهره‌ها همیشه زن نیستند و به این ترتیب بازتاب‌ صدای زنان بسیار دشوار می‌شود و این هم یکی از مشکلاتی است که ما با آن روبرو هستیم.

من از دو سال به این سو گزارش‌های خاصی از زندگی زنان امریکایی و یا افغان- امریکایی درست می‌کنم و می‌توانم بگویم که اکنون ما در تلویزیون آشنا برای زنان بخشی جداگانه داریم که گزارش‌ها و موضوعات زنان را به ویژه از خود افغانستان، در این بخش بازتاب می‌دهیم و نشر می‌کنیم.

می‌خواهم این را هم اضافه کنم که من از دخترها و زنانی که در افغانستان به کار خبرنگاری می‌پردازند حمایت می‌کنم و واقعاً به شجاعت و جرأت‌شان آفرین می‌گویم. درست است که ما از نگاه امنیتی نسبت به آن‌ها در شرایط بهتری قرار داریم، ولی باز هم با مشکلاتی روبرو هستیم و در کل باید گفت که زنان هیچ‌گاهی آن‌طور که باید، حمایت نمی‌شوند.

پرسش: آیا در این مسیر تنها بودید یا مشوقی هم در خانواده و یا اجتماع داشتید؟

پاسخ: خوب همه‌ی اعضای خانواده‌ام می‌دانستند که من به رادیو و تلویزیون بسیار علاقه دارم. می‌دانستند که من کتاب خواندن، نوشتن و نویسندگی را بی‌اندازه دوست دارم که البته اکنون نیز روی کتابی درباره‌ی داستان و خاطرات زندگی خودم کار می‌کنم. به همین خاطر اعضای خانواده‌ام که از علاقه‌ی من به این کار آگاه بودند، در این راه مشوقم نیز بودند و باید بگویم که همه‌ی آن‌ها، خواهر و برادر و به ویژه مادرم در این راه بسیار تشویقم کرده‌اند. اکنون بسیار خوشحالم که توانسته‌ام به آرزویم برسم و باید بگویم که این برای من افتخار است که می‌توانم در تلویزیون صدای امریکا و در کنار کسانی که با صدای‌شان بزرگ شده‌ام، کار کنم.

پرسش: با وجود این دشواری‌ها چه چیزی شما را به ایستادگی واداشته است؟

پاسخ: موضوعی که همیشه روی کار زنان به عنوان یک مادر و یا یک زن می‌تواند تأثیرگذار باشد، زندگی شخصی هر زن است، من از همسرم جدا شده‌ام و با پسر۱۰ ساله‌ام زندگی می‌کنم. باید بگویم که من ده سال همسر کسی بودم که از من حمایت و پشتیبانی نمی‌کرد. خانواده‌ی او که از نظر فرهنگی و قومی با من تفاوت داشتند، به کار رسانه‌ای من به دیده‌ی انتقاد می‌نگریستند، ولی من به خاطر علاقه‌ای که به کارم داشتم، با چشم‌پوشی از چنین مشکلاتی که ده‌ها زن افغان با آن دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند، با انرژی و لبخند و عشق به کارم ادامه دادم. خوشبختانه در چند سال گذشته و از هنگامی که لینا روزبه به عنوان رییس بخش دری صدای امریکا تعیین شده، وضعیت تغییر کرده است. او زنان را تشویق می‌کند و اجازه می‌دهد در بخش‌هایی که می‌خواهند، کار کنند و باید بگویم که من ممنون دیدگاه او هستم.

پرسش: به نظر شما کار یک خبرنگار زن با همکار مردش چه تفاوتی دارد و زنان در کدام بخش‌ها می‌توانند بهتر از مردان کار کنند؟

پاسخ: پرسش جالبی است، چرا که مردان و زنان هنگامی که در یک اداره استخدام می شوند، هر دو توانایی‌هایی دارند که به آن جایگاه رسیده‌اند. پس نمی‌توانیم بگوییم که زنان توانایی کمتری نسبت به مردان دارند، ولی مردان افغان همیشه می‌پندارند که فهم‌شان از زنان بیشتر است و بهتر از آنان تصمیم می‌گیرند و بهتر می‌توانند که کار خود را تبارز بدهند، ولی من کاملاً مخالفم؛ چرا که من هم همیشه در کارم جان‌فشانی کرده‌ام و همان‌طوری که خواسته‌ام، کار کرده‌ام، ولی باز هم به این خاطر زیر فشار هستم، چرا که همیشه بیم آن می‌رود که درباره‌ی موضوعی، مردان چیزی را درک نکنند و یا به خوبی یک زنی که همکارشان است، نتوانند آن موضوع را درک کنند، ولی باز هم نظر و باور آن‌ها بیشتر از زنان پذیرفته شود، من فکر می‌کنم که زنان می‌توانند مدیران بهتر و موفق‌تری باشند. وقتی زنان می‌توانند یک خانه و خانواده را تنظیم کنند، پس به سادگی می‌توانند یک اداره را نیز مدیریت کنند. بنابراین باید به آن‌ها این فرصت داده شود تا بتوانند در جایگاه مورد علاقه‌ی خودشان، همان‌طور که می‌خواهند، بدرخشند. باز هم تکرار می‌کنم زنان همیشه می‌توانند در بخش‌های مدیریتی موفق‌تر باشند.

پرسش: از کارهای نکرده‌ی‌تان در عرصه‌ی خبرنگاری بگویید.

پاسخ: در عرصه‌ی خبرنگاری، کاری را که بسیار آرزو دارم انجامش بدهم و حتا می‌توانم بگویم که خواب و خیالم است و لینا روزبه نیز مرا به انجام این کار تشویق می‌کند، این است که دوست دارم یک مستند در افغانستان بسازم و در این مستند زنان شهرهای دوردست را که از آن‌ها بی‌خبر هستیم، به تصویر بکشم. به نظر من یک زن خبرنگار داستان یک زن را بهتر بیان می‌کند، همچنان من دوست داشتم به ولایت جوزجان بروم و با چند تن از مقام‌های این ولایت که زن هستند، گفت‌وگو کنم، البته من با چهار تن از آن‌ها در این‌جا دیدار کرده‌ام که برای من جای افتخار داشت که این زن‌ها در جایگاه‌های بالای مدیریتی قرار دارند.

اما از کارهای نکرده‌ی من ساختن سریال مستند است که باید در سطح جهانی در یکی از پایگاه‌های بین‌المللی منتشر شود و از سویی هم آرزو دارم با نوشتن کتاب خود به برخی از جوانانی که هر روز با مشکلات بزرگی روبرو هستند، کمک کنم و به ایشان بگویم که آن‌ها هم می‌توانند به رویاهای خود برسند. سوم می‌خواهم در بخش خبرنگاری برای جوانان الگو باشم و به طریقی تجربه‌های خود را به آن‌ها منتقل کنم. آرزوهای زیادی دارم و امیدوارم خداوند توانایی بدهد و بتوانم به این آرزوها برسم.

پرسش: تصویر یک جامعه‌ی ایده‌آل برای کار خبرنگاری به ویژه برای بانوان از دید شما چگونه است؟

پاسخ: جامعه‌ی ایده‌آل جامعه‌ای است که در آن به نظریات بانوان احترام گذاشته شود و زنان در هر جایگاهی که هستند به دیده‌ی قدردان نگریسته شوند. زنان نباید زیر فشار قرار بگیرند. مثلاً هنگامی که یک زن برای مصاحبه نزد یک شخص قدرتمند می‌رود، نباید زیر فشار قرار بگیرد بلکه هر پرسشی که دارد باید پاسخ داده شود، در یک جامعه‌ی ایده‌آل باید از کار زنان حمایت شود و اگر مشکلاتی دارند باید به آن‌ها رسیدگی شود و اصلاً به نظر من باید بخشی جداگانه برای حمایت از خبرنگاران زن در کشور بنیان‌گذاری شود.

پرسش: فکر می‌کنید این تصویر ذهنی شما روزی به حقیقت تبدیل می‌شود؟

پاسخ: به نظر من این امکان وجود دارد، ولی اگر اندیشه‌ها تغییر کنند، موضوعی که من همیشه روی آن تأکید کرده‌ام این است که به جای زنان با مردان صحبت شود، اگر مردی به خواهر خود به عنوان یک خبرنگار احترام گذاشت، به همسرش نیز احترام می‌گذارد و هنگامی که یک پدر از دخترش حمایت کند، شوهرش هم از او حمایت خواهد کرد و این می‌تواند کمک بزرگی به یک زن باشد. اندیشه‌های مردان باید تغییر کنند تا زنان بتوانند همان‌طور که می‌خواهند رشد کنند.

پرسش: آیا تا کنون از یک خبرنگار موفق دیگر الهام گرفته‌اید و یا کارش برای شما انگیزه‌ای ایجاد کرده است؟

پاسخ: در واقع من کار همه‌ی خبرنگارهای افغان را دوست دارم. مردان و زنان لایق و ورزیده‌ای هستند، اما با بودوباش در امریکا به خصوص در واشنگتن، از همان سال‌های نخست که درسم را در دانشگاه جورج تاون آغاز کردم، شنونده‌ی رادیوی ان‌پی‌آر شدم. اکنون برنامه‌های انتقادی-سیاسی آن همچو تراور نووا، استیفن کولبرت، جون استوارت، برنامه زنان ویو، و ایلین شو را بسیار دوست دارم. من گزارش‌های چینل ای‌بی‌سی امریکا را نیز دوست دارم و برای تهیه‌ی برخی از گزارش‌هایم از آن‌ها الگو می‌گیرم. همچنان خبرنگاران برنامه‌ی صبح بخیر امریکا نیز از بهترین‌ها هستند و من همیشه بیننده‌ی برنامه‌های آن‌ها هستم.  

پرسش: تصور شما از وضعیت کنونی رسانه‌های کشور چگونه است؟

پاسخ: به نظر من رسانه‌ها باید اخبار را درست منتشر کنند و موضوع مهمی که در رسانه‌ها باعث تخریب آن‌ها می‌شود، این است که خبرنگاران گاهی تا اندازه‌ای از یک گروه سیاسی طرفداری می‌کنند و این کار می‌تواند هویت رسانه‌ها را به خطر بیندازد. بنابراین رسانه‌ها باید بسیار بی‌طرفانه و با معلومات کامل موضوعات و حقایق را پخش کنند. متأسفانه باید بگویم که کار رسانه‌ای بسیار دشوار و سخت است و این کار زمانی دشوارتر می‌شود که خبرنگاران در جامعه‌ی جنگ‌زده در پی این باشند که به معلومات خبری به درستی و آن‌طور که می‌خواهند، دست پیدا کنند، ولی با وجود این دشواری‌ها رسانه‌ها باز هم می‌درخشند و من برخی از برنامه‌های تلویزیون‌ها را دنبال می‌کنم. نمی‌توان گفت که کیفیت این برنامه‌ها پایین است و این نیز خوشحال‌کننده است که شمار رسانه‌ها بسیار بیشتر از پیش شده است و مردم می‌توانند هر برنامه‌ای را که دوست دارند، تماشا کنند هرچند کار در شرایط ناامن افغانستان می‌تواند برای رسانه‌ها بسیار مشکل باشد.

پرسش: دختران زیادی هستند که می‌خواهند روزی همانند شما به عنوان یک شخص موفق شناخته شوند، شما چه گفتنی‌هایی برای آن‌ها دارید؟

پاسخ: گفتنی من برای آن‌ها این است که هرگز رویای خود را از دست ندهند، آن‌ها باید کوشش کنند رویاهای بزرگی داشته باشند و مطمین باشند که به این رویاهای‌شان دست پیدا می‌کنند. من هرگز فکرش را هم نمی‌کردم که روزی بتوانم به یک کشور انگلیسی زبان بیایم و کار کنم و هنگامی که در پراگ بودم بسیار زحمت می‌کشیدم، می‌خواستم انگلیسی بخوانم، ولی هزینه‌ها بسیار بالا بود، ولی سرانجام هنگامی رسید که من توانستم به واشنگتن بیایم و به رویایم برسم. این دخترها هم باید به دنبال هدف‌شان بروند و مطمین باشند که به آن می‌رسند و اگر آن‌ها نیاز به راهنمایی و کمک من هم داشته باشند، حاضرم کمک‌شان کنم.

پرسش: حضور زنان را در رسانه‌ها چگونه می‌بینید و چه راه‌هایی برای حضور معنادار و جدی زنان در رسانه‌ها پیشنهاد می‌کنید؟

پاسخ: حضور بانوان در رسانه‌ها چشم‌گیر است و من بسیار خوشحالم که هر روز چهره‌های نو و تازه‌ای را در رسانه‌ها می‌بینیم. با آن هم برای این‌که شمار زنان در رسانه‌ها بیشتر شود، باید به آن‌ها توجه بیشتری نیز صورت گیرد.

باید برنامه‌های گوناگون و آموزنده‌ای مانند فشن‌شو برای زنان در نظر گرفته شود تا چهره‌ی زنان را بازتاب بدهد، ولی متأسفانه چنین برنامه‌هایی وجود ندارند.

ما باید برنامه‌هایی داشته باشیم که ویژه‌ی زنان باشند و به مسایل و مشکلات گوناگون آن‌ها بپرازند. چیزی که امروزه در امریکا روی آن بیشتر تأکید می‌شود حضور زنان در بخش تکنولوژی است و خوشبختانه من هم گزارشگر برنامه‌ی تکنولوژی کاروان در صدای امریکا هستم و در گزارش‌هایم تازه‌های تکنولوژی را بازتاب می‌دهم، این درست نیست که همیشه مردان در این بخش‌ها کار کنند، اگر زنان چنین برنامه‌هایی را پیش ببرند، این نشان‌دهنده‌ی این خواهد بود که زنان نیز می‌توانند درس بخوانند و در بخش تکنولوژی نیز همانند مردان پیشرفت کنند.

پرسش: جنسیت در کار حرفه‌ای نزد شما چه مفهومی دارد؟

پاسخ: می‌توانیم بگوییم در سرتاسر جهان تا اندازه‌ای تفاوت‌هایی در زمینه‌ی مزد زنان و مردان وجود دارند و تنها کشوری که چنین تفاوتی در آن وجود ندارد، کشور ایسلند است، سال گذشته، در این کشور چون زنان کمتر از مردان معاش می‌گرفتند، ۲۰ درصد از ساعات کاری خود را در اداره‌های‌شان کم کردند و کارفرماها نیز ناچار شدند دستمزدی برابر با مردان برای آن‌ها در نظر بگیرند، در خود امریکا هم با وجود دموکراسی، تفاوت‌هایی در زمینه‌ی معاش زن و مرد وجود دارند، چندی پیش گزارش‌هایی در گوگل نشر شد، خانمی کتابی نوشته بود و در آن درباره‌ی این موضوع صحبت شده بود که هرگاه مردی در یک اداره استخدام می‌شود، پول مشخصی برایش پیشنهاد می‌شود چون مرد است و هنگامی هم که یک زن را برای همان کار استخدام می‌کنند، برای او بیست درصد پول کمتری پیشنهاد می‌کنند و این جای تأسف دارد که ما در قرن ۲۱ و ۲۲ قرار داریم، ولی به خاطر جنسیت خود باید در جایگاه‌های متفاوتی قرار بگیریم.

پرسش: در کنار خبرنگاری دیگر چه کارهایی را دوست دارید انجام بدهید؟

پاسخ: پسر من ده ساله است. هر دوی ما کتاب‌خواندن را بسیار دوست داریم و هفته‌ی دو یا سه روز را در کتابخانه می‌گذرانیم. پسرم شنا را هم بسیار دوست دارد و من هم او را به شنا می‌برم. آشپزی را هم بسیار دوست دارم و زیاد آشپزی می‌کنم، با دوستانم نیز زیاد دیدار می‌کنم و همیشه دروازه‌ی خانه‌ام به روی دوستان نزدیکم باز است. قدم‌زدن و طبیعت را هم دوست دارم. به سفر کردن هم بسیار علاقه دارم و بسیاری از جاهای اروپا و امریکا را دیده‌ام. هفته‌ی آینده هم به مناسبت عید و برای تفریح سفر کوتاهی به یکی از ایالت‌های امریکا دارم.

پرسش: کمی هم از ناگفته‌های‌تان برای ما قصه کنید.

پاسخ: پیام خاصی ندارم. همیشه حرف‌های دلم را شجاعانه گفته‌ام، ولی باز هم می‌خواهم به جوانان افغانی که می‌خواهند برای تحصیل و یا برای ازدواج به امریکا بیایند، این را بگویم که شرایط خود را کاملاً بسنجند و سپس تصمیم خود را بگیرند و هنگامی که به این‌جا می‌آیند خود را گم نکنند، برخی از دخترهای افغان- امریکایی ما به خاطر پسرهای افغانستانی که می‌خواستند به امریکا بیایند، قربانی شدند. پسرهای بسیاری هستند که برای این‌که به امریکا بیایند با دختری ازدواج می‌کنند و پس از رسیدن به امریکا از آن دختر جدا می‌شوند. حتا خود من با این‌که در امریکا با همسرم آشنا شده و ازدواج کرده بودم، ولی باز هم پس از این‌که شوهر سابقم پاسپورتش را گرفت از هم جدا شدیم. این کار خیانت به حقیقت یک زن و یا یک مرد است.

پرسش: ممکن است در مورد زندگی خصوصی‌تان بگویید؟

پاسخ: من پسر ده ساله‌ای به نام آرین ناصری دارم. ده سال با شوهر سابقم زندگی کردم، ولی سرانجام به خاطر برخی تفاوت‌ها از یکدیگر جدا شدیم. اکنون من یک مادر تنها هستم.

پرسش: سخن پایانی.

پاسخ: آرزو دارم همه‌ی خبرنگارها و به ویژه خبرنگارهای زن بتوانند کار کنند و به آرزوها و به حق و حقوق‌شان برسند. باید بگویم که من احساس می‌کنم که یک فمینیست به دنیا آمده‌ام. دوست دارم همیشه از حقوق زنان دفاع کنم، پیامم برای زنان این است که تسلیم نشوند و پیش بروند و همیشه قوی باشند و بدانند که مشکلات سرانجام روزی رفع می‌شوند.

دیدگاه are closed.