نشست مقدماتی قطر؛ روش مطلوب طالبان برای مذاکره کدام است؟

خلیل اسیر

گروه طالبان، جنگ جاری در افغانستان را نبرد بین دو جبهه «حق» و «باطل» تفسیر می‌کند. روشی که این گروه برای مذاکره صلح برگزیده است نیز تابع همین تفسیر است. طالبان می‌پندارند که در این جنگ در جبهه «حق» قرار دارند و جبهه طرف مقابل «باطل» است. از همین رو، روش مذاکره این گروه روش «تهاجمی» و «سخت» است. در این روش، بیش‌ترین تلاش طالبان، دفاع از موضع خود و تضعیف موضع طرف مقابل است. نتیجه‌ای که طالبان از این روش انتظار دارند، برد جبهه «امارت» و باخت جبهه «جمهوریت» است. بد‌ترین پیامد استفاده از روش مذاکره «سخت»، بن‌بست و شکست مذاکرات است.

با نگاه به مذاکرات هفده ماهه طالبان و امریکا ثابت می‌شود که انتخاب اصلی این گروه در روش مذاکره، روش «سخت» است. امریکا هم در دوره‌های اول، دوم و سوم مذاکرات خود با جانب طالبان که به ترتیب در ۲۰ میزان، ۲۵ عقرب و ۲۶ قوس ۱۳۹۷ در شهرهای دوحه و ابوظبی برگزار شده بود، از همین روش استفاده می‌کرد. تکیه دو طرف بر روش «مذاکره سخت» باعث شده بود که گروه طالبان به انصراف از ادامه مذاکره هشدار بدهد. امریکا در این سه دور تلاش داشت تا طالبان را به آتش‌بش و شروع مذاکره با دولت افغانستان قبل از خروج نیروهایش از این کشور قانع کند. اما طالبان سرسخت‌تر از آن بودند که امریکا تصور می‌کرد. به همین دلیل امریکا ناگزیر شد در پی‌گیری اهداف خود در جریان مذاکرات بعدی انعطاف به خرج دهد و فهرست مسایل مورد مذاکره را بازنگری کند. این اقدام باعث شد تا مسایل مربوط به خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و مورد تهدید قرار نگرفتن این کشور از خاک افغانستان نسبت به مسایل مربوط به آتش‌بس و شروع مذاکرات بین‌الافغانی در مذاکرات دو طرف مقدم‌تر واقع شود. نتیجه این انعطاف و تغییر روش، توافق‌نامه دوحه است که پس از چندین دور مذاکره بین نماینده‌گان دو طرف در دهم حوت ۱۳۹۸ منعقد شد. اگر چنان‌چه امریکا روش «مذاکره سخت» خود را تغییر نمی‌داد، احتمال داشت مذاکرات دو طرف پس از سه دور متوقف و دچار شکست شود.

امریکایی‌ها برای انجام مذاکره با طالبان از قبل دو روش «سخت» و «نرم» را پیش‌بینی کرده بودند. گزینه اول آن‌ها استفاده از روش «مذاکره سخت» بود. چنا‌ن‌چه اشاره شد، تکیه بر این روش نزدیک بود مذاکرات دو طرف را پس از سه دور به بن‌بست بکشد. امریکایی‌ها پس از آگاهی از پی‌آمد ادامه این روش، تغییر روش دادند و روش «مذاکره نرم» را اختیار کردند. در روش «مذاکره نرم» سعی بر آن است به موضع طرف مقابل حمله نشود و برای رسیدن به یک «توافق» به طرف مذاکره امتیاز داده شود. به همین دلیل بود که امریکایی‌ها در ازای خروج نیروهایش از افغانستان و رهایی هزاران زندانی طالبان – که امتیاز کمی برای این گروه نیست – طالبان را به انجام مذاکره با دولت افغانستان و همکاری با خود برای مبارزه با تروریسم قانع کردند.

امریکا و طالبان در دهم حوت سال ۱۳۹۸ در قطر توافق‌نامه صلح امضا کردند

برای امریکایی‌ها خروج نیروهایش از افغانستان در اولویت قرار داشت. اما در گام نخست، بر اساس توافقاتی که با دولت افغانستان داشتند، تلاش کردند تا این کار پس از برقراری آتش‌بس و شروع مذاکرات بین دولت افغانستان و طالبان انجام شود. تصور امریکایی‌ها این بود که به این هدف می‌رسند. دعوت هیات سابق مذاکره‌کننده دولت افغانستان در نشست ۲۶ قوس ۱۳۹۷ در ابوظبی، پایتخت امارات متحده عربی، نیز به همین منظور انجام شده بود. اما پس از آن‌که نماینده‌گان طالبان نخواستند با این هیأت ببینند، امریکایی‌ها به امتیازدهی به گروه طالبان شروع کردند و مانع شکست مذاکراتی شدند که با نیت خروج نیروهای خود از افغانستان آغاز کرده بودند.

درس‌ سه نشست بین‌الافغانی

بیانیه‌های رسمی گروه طالبان در سه نشست بین‌الافغانی در مسکو و دوحه نیز نشان داده است که روش طالبان برای مذاکره، روش «سخت» است. این نشست‌ها به ترتیب در شانزدهم و هفدهم دلو ۱۳۹۷ و هشتم و نهم جوزای ۱۳۹۸ در مسکو و شانزدهم و هفدهم سرطان ۱۳۹۸ در دوحه برگزار شده بود. بیانیه‌های نماینده‌گان این گروه در این سه نشست با حملات لفظی بسیار تند به موضع دولت همراه بود و از موضع خود این گروه تقدیس کرده بود. در این بیانیه‌ها، دولت افغانستان، «دست‌نشانده» و زمینه‌ساز «اشغال» توصیف شده بود و تأکید شده بود که طالبان، آن را به رسمیت نمی‌شناسند و قانون اساسی آن را هم قبول ندارند. هم‌زمان اما از کشتار جنگ‌جویان این گروه به نیکی یاد شده بود و از کارنامه آن‌ها با عنوان «مجاهد» ستایش شده بود. حتا این گروه نشست بین‌الافغانی دوحه را با حمله موتربمب در شهر غزنی آغاز کرد؛ حمله‌ای که در آن شش نفر کشته شدند و ۹۰ نفر دیگر زخم برداشتند. ارایه چنین بیانیه‌هایی حتا در نشست‌های مقدماتی برای شروع مذاکرات، نشان‌دهنده اتخاذ روش «مذاکره سخت» برای دست خالی بیرون کردن طرف مقابل از میدان مذاکره است. این روش به‌ویژه زمانی مذاکرات را به بن‌بست می‌کشد که طرف مقابل نیز از روش مشابه استفاده کند.

مسکو در جریان سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ میزبان دو نشست بین‌الافغانی بود

مطالعه چگونه‌گی تطبیق توافق‌نامه دوحه نیز بیان‌گر آن است که طالبان در هر گامی به دنبال گرفتن امتیاز بیش‌تر است. برای این گروه مهم نیست که زیان این امتیازات برای طرف مقابل چقدر سنگین است. آن‌ها تصمیم گرفته‌اند با هر قیمتی به اوهام «پیروزی» برسند. اما این روش مذاکره و مواجهه با طرف مقابل به روند مذاکره آسیب جدی وارد می‌کند. ممکن است حوزه «جمهوریت» را وادار کند تا اقدام به مثل کند و از موضع خود یک اینچ هم کوتاه نیاید. پیامد تأکید دو طرف بر مواضع شان و عدم درک محدودیت‌های یکدیگر شاید مذاکره را به جدلی تبدیل کند که حاصل آن نفرت بیش‌تر، تداوم بدبینی و شکست مذاکره باشد.

نشست بین‌الافغانی قطر در شانزدهم و هفدهم سرطان سال ۱۳۹۸ برگزار شد

هدف مذاکره، دست یافتن به «توافق مطلوب» برای پاسخ مناسب به خواسته‌های مشترک و تأمین منافع مشترک است. برخورد «منصفانه» با یکدیگر و انجام مذاکره از مواضع برابر و دوری از توجیه موضع خود و تحقیر موضع دیگری، به «توافق مطلوب» منتج خواهد شد. بنا براین، بهتر است تا اصل مذاکره بر تأمین منصفانه منافع دو طرف گذاشته شود، نه بر دسته‌بندی مواضع یکدیگر بر «حق» و «باطل». دلیل منطقی آن هم این است که هیچ یک از طرف‌های جنگ خود را در موضع «باطل» نمی‌بیند و حاضر هم نیست به «حقانیت» موضع طرف مقابل اعتراف کند.

در مذاکرات پیش‌رو نباید «کاه کهنه باد شود». از باد کردن کاه کهنه دانه به دست نمی‌آید. قرار است دو طرف برای آینده مشترک با هم مذاکره کنند و یادآوری از زخم‌های کهنه هیچ کمکی به این روند نخواهد کرد. بنا بر این، انتظار می‌رود که نشست مقدماتی قطر بین نماینده‌گان دولت و طالبان، سر آغاز مذاکراتی باشد که به توافق پایدار و مطلوب برای ختم جنگ منجر شود.

غنی و عبدالله با هیأت مذاکره‌کننده پیش از سفر قطر دیدار کردند

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن