افغانستان را از این منجلاب بیرون بکشید

وحید پیمان

از ششم میزان، تاریخ برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان چهار و نیم ماه می‌گذرد، حکومت افغانستان و نهادهای انتخاباتی مردم را با ابلاغیه‌ها و جلسه‌ها سرگرم ساخته‌اند. بی‌ثباتی سیاسی به اوج خود رسیده است، اقتصاد کشور توسط تیم‌های سیاسی و کمیسیون‌های انتخاباتی به گروگان گرفته شده و نظام اداری افغانستان تحت تاثیر فضای سیاسی کشور بی‌نظم‌ترین روزهای خود پس از سقوط طالبان را می‌گذرانَد. از میان ۲۳ وزارت‌خانه، ۱۶ وزارت با سرپرستان و یا نامزدوزیران اداره می‌شود و تنها هفت وزارت‌خانه وزیر دارد. مجلس نماینده‌گان افغانستان تحت تاثیر نتایج انتخابات و فضای سیاسی حاکم به یکی از ضعیف‌ترین مجالس طی یک‌ونیم دهه اخیر بدل شده و اخیراً نیز به خواب زمستانی رفته است. قدرت‌نمایی و تلاش برای انحصار قدرت، دامن نهادهای دولتی را گرفته است. دو جریان اصلی، ‌ارگ و سپیدار در تلاش برای حفظ قدرت به سمت یک‌دیگر خط‌ و نشان می‌کشند و در نهایت طولانی شدن روند انتخابات در بسیاری از محافل سیاسی در داخل و خارج از کشور، دست‌مایه طنز شده است.

بسیاری، به این امید بودند که انتخابات ریاست‌جمهوری کشور، آینده اقتصاد کشور را در یک مسیر درست و مناسب قرار بدهد و به نوعی آینده اقتصادی افغانستان را تضمین کند، اما برعکس بسیاری از معاملات کلان اقتصادی به دلیل فضای رُعب و ترس ناشی از وضعیت سیاسی راکد باقی مانده است. در صورت دوام چنین وضعیت و تداوم این مشکل، جبران این مساله سال‌ها زمان می‌برَد. در اقتصاد یک قانون وجود دارد به این ترتیب که زمانی که یک ارزش از دست داده می‌شود برای جبران و به دست آوردن مجدد همان ارزش، دو برابر همان فرصت و سرمایه نیاز است.

آمارهای موجود نزد مسوولان اتاق تجارت و صنایع نشان می‌دهد که صادرات میوه‌ی تازه و سبزیجات به کشورهای همسایه تا ۵۰ درصد کاهش یافته است. آمارها نشان می‌دهد که در سال مالی ۱۳۹۸ تنها ۱۲۸ هزار تن میوه تازه و ۳۰۷ هزار تن سبزیجات به پاکستان صادر شده است، در حالی که آمارهای سال مالی ۱۳۹۷ نشان می‌دهد که ۲۵۵ هزار تن میوه تازه و بیش از ۶۰۰ هزار تن سبزیجات به این کشور صادر شده بود.

همه‌ی ماجرا این نیست. عملکرد ضعیف و غیر قابل توجیه کمیسیون‌های انتخاباتی مردم افغانستان را بیش از هر زمان دیگری به این پروسه دموکراتیک بی‌باور ساخته است؛ پروسه‌ای که در بسته‌ترین و کشورهای دارای محافظه‌کارترین جریان‌های سیاسی نیز تنها راه مشروعیت عنوان می‌شود. تأخیر در اعلام نتایج انتخابات، در حال سوق دادن کشور به سمت بی‌قانونی است. گریز از قانون با نقض صریح قوانین انتخاباتی و ضعف مدیریتی در این پروسه آغاز شده و هر روز بی‌قانونی در اداره‌های دولتی و نظام حقوقی افغانستان گسترده‌تر می‌شود.

فساد اداری همه‌گیرتر از هر زمان دیگری شده است، هیچ شهروندی از گزند و آسیب فساد اداری در امان نیست و نبود حاکمیتی قدرت‌مند و برخاسته از اراده مردم ناامیدی را در میان مردم افزایش داده است. درگیری و نبرد در اکثر ولایت‌های کشور کما فی‌السابق ادامه دارد.

فضای سیاسی افغانستان تحت تاثیر انتخابات کم‌رنگ ششم میزان، به شدت قومی شده است. خبرهایی که از وزارت‌خانه و نهادهای دولتی هر از گاهی درز می‌کند، بسیار وحشت‌ناک است. مدیریت ضعیف انتخابات افغانستان، چالش‌های قومی در اداره‌های دولتی افغانستان و در مواردی در میان مردم را عمومیت بخشیده است.

گفت‌وگوهای صلح نیز به لحاظ روانی تحت تاثیر نتایج انتخابات قرار گرفته است. هنوز هیچ آدرس واحد و منسجمی برای نماینده‌گی از مردم افغانستان جهت گفت‌وگو با گروه‌های درگیر از جمله طالبان وجود ندارد. ریاست اجرایی دخالت حکومت در موضوع صلح را انحصارگرایانه می‌خوانَد و ارگ تلاش می‌کند تا حدالامکان حضور رقیبان انتخاباتی‌اش در گفت‌وگوهای صلح را کم‌رنگ بسازد. در وضعیتی که طالبان با امریکا در حال مذاکره‌اند،‌ هیچ منطقی نمی‌تواند قبول کند که کابل درگیر بن‌بست انتخابات ریاست جمهوری باشد. کابل باید هرچه زودتر از این بن‌بست عبور کند و هر نوع جنجال سیاسی باید خاتمه یابد. مردم افغانستان نمی‌خواهند که در این وضعیت حساس کشورشان هم‌چنان درگیر بن‌بست انتخابات باقی بماند.

همه این موارد، تحت تاثیر طولانی شدن روند اعلان نتایج انتخابات اتفاق می‌افتد. کمیسیون مستقل انتخابات، نتایج ابتدایی این انتخابات را در اول ماه جدی اعلام کرد و پس از آن، کمیسیون شکایات انتخاباتی کارش را برای بررسی ۱۶ هزار و ۴۰۰ شکایتی که نسبت به این نتیجه شده بودند، آغاز کرد.

این در حالی است که افغانستان حدود ۱۹ سال پیش، پایه‌های نظامی را گذاشت که انتظار می‌رفت عالی‌ترین مدل حکومت‌داری‌ای را تجربه کند که پاسخ‌گوی نیازهای یک جامعه متنوع و ازهم‌گسیخته باشد. نظام سیاسی کنونی، بر بنیاد یک قانون اساسی مدرن و مترقی، شکل گرفته است. در طول تاریخ سیاسی معاصر افغانستان، شاید این نخستین بار است که بر سهم مستقیم مردم در تعیین حاکمان و تشکیل دولت، تأکید می‌شود اما حس قدرت‎طلبی برای نخستین بار، نفس انتخابات را هم زیر سوال برده و بسیاری از دانشمندان علم سیاست را به حیرت انداخته است. دانشمندانی که مات‌ومبهوت، شکست‌های پی‌درپی مصون‌ترین راه‌حل سیاسی انتقال قدرت را در افغانستان نظاره می‌کنند.

تردیدی نیست که مردم افغانستان انتخابات را دوست دارند، روشن است که آنان خواهان نظامی قانون‌مند و برخاسته از اراده مردم هستند. مردم افغانستان به استمرار دموکراسی‌ بر پایه رای مردم باور دارند. آن‌ها سه دور انتخابات با عشق و علاقه ویژه به پای صندوق‌های رأی رفتند، ‌اما همین مردم به خوبی به این باور رسیده‌اند که انتخابات ششم میزان در نهایت با تقسیم قدرت میان دولت‌مردان کشور به سرانجام خواهد رسید.

تقریباً اکثریت تحلیل‌گران سیاسی وضعیت جاری سیاسی در کشور را یک «بُن‌بست» انتخاباتی تلقی می‌کنند. بن‌بستی شبیه انتخابات سال ۲۰۱۴ که در نهایت به شکل‌گیری حکومت وحدت ملی افغانستان منجر شد. علاوه بر تحلیل‌گران، بسیاری از مردم افغانستان نیز برایند انتخابات ششم میزان را در نهایت «حکومت مشارکتی» می‌دانند. کافی است در مجالس و محافل سیاسی شرکت کنید تا حتا از زبان نزدیک‌ترین افراد به دو تیم انتخاباتی دولت‌ساز و ثبات هم‌گرایی از ایجاد حکومت مشارکتی به عنوان اساسی‌ترین راه حل برای عبور از بن‌بست فعلی بشنوید.

در صورتی که همه مسیرها در حال ختم شدن به ایجاد حکومت مشارکتی است، طولانی ساختن این بن‌بست چیزی به جز افزایش فشارهای اقتصادی، روحی و روانی بر مردم، دست‌آورد ملموس دیگری نخواهد داشت. تردیدی نیست که مردم افغانستان طرف‌دار حکومت مشارکتی نیستند. آن‌ها ماحصل انتخابات را ایجاد یک نظام قانون‌مند می‌دانستند. اما حضور کم‌رنگ مردم و پس از آن طولانی‌تر شدن روند انتخابات، مردم را متیقن ساخته است که برایند این انتخابات حکومتی نخواهد بود که به درستی از مردم افغانستان بتواند نماینده‌گی کند. آن‌ها نیز می‌دانند که امروز نه فردا و در نهایت سیاسیون افغانستان به تقسیم قدرت قانع می‌شوند. مردم افغانستان به خوبی می‌دانند که سیاسیون افغانستان به ساده‌گی به کنار رفتن از قدرت تن نمی‌دهند. آن‌ها می‌دانند که حضور هر چند کمرنگ مردم در ششم میزان با همه تهدیدهای موجود، در نهایت قربانی قدرت‎طلبی‌های حاکمان افغانستان می‌شود. بنا بر این آن‌ها انتظار دارند که سرنوشت حکومت آینده افغانستان به زودی مشخص شود.

برای بخش کلانی از مردم افغانستان، وضعیت پساانتخابات، تقریباً قابل پیش‌بینی بود. بسیاری از شهروندان کشور که در انتخابات‌های گذشته حضور فعال داشتند، در انتخابات سال روان شرکت نکردند. دلیل آن‌ها این بود که رای‌شان نمی‌تواند نتیجه انتخابات را مشخص کند. فقر، بی‌کاری، ناامنی، فساد گسترده و یأس عمومی باید وجدان سیاست‌مداران کشور را تکان دهد.

راه حل این است که به‌ جای سیاه‌نمایی، درگیری‌های لفظی و توطئه‌چینی علیه یک‌دیگر از همین اکنون به گفت‌وگوهایی رو بیاورند که در نهایت قابل پیش‌بینی است. مردم افغانستان خوب می‌دانند که «حکایت هم‌چنان باقی‌ست».

سیاست‌مداران هم می‌دانند که در صورت موجودیت یک ثبات نسبی سیاسی، چه در قالب یک حکومت مشارکتی و چه به یک شکل دیگر، حمایت جهانی،‌ کمک‌های خارجی و موجودیت نهاد دولت دوام می‌کند و سود این وضعیت بیش‌تر از جنگ و خون‌ریزی است. بنا بر این احتمال آن هست که رهبران حکومت وحدت ملی یا مؤتلفان آنان با میانجی‌گری‌ها به تفاهم برسند. واقعیت این است که اگر انتخابات به دور دوم هم برود، ‌باز هم همین داستان تکرار می‌شود. کمیسیون مستقل انتخابات که قادر به اثبات باخت و برد نامزدان برنده و بازنده به لحاظ تخنیکی نیست و قناعت همه را نمی‌تواند فراهم کند، به هیچ وجه قادر نخواهد بود که در صورت رفتن انتخابات به دور دوم،‌ انتخاباتی با حداقل نقص برگزار کند. بنا بر این، در فاصله‌ی بین صدور حکم از سوی کمیسیون شکایات انتخاباتی و اعلام نتایج نهایی، احتمال مذاکره و توافق سیاسی بین نامزدان و سیاست‌مداران وجود دارد. حکومت باید به متلاشی شدن توانش در زدوبندهای سیاسی پایان دهد و تمرکز بیش‌ترش را بر مسأله صلح معطوف کند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن