جایگاه اداره‌ی ارتباطات عامه و استراتژیک در مدیریت افکاری عمومی

محمد امان ریاضت، سخنگوی وزارت عدلیه

دستگاه ارتباطات عامه و استراتژیک ریاست جمهوری به تازه‌گی چهره‌ی دیگری به خود گرفته است. آقای وحید عمر سخنگوی پیشین ریاست جمهوری و سفیر پیشین کشور در ایتالیا، عامل این دگرگونی در دستگاه ارتباطات عامه و استراتژیک حکومت است. نویسنده‌ی این نوشته که سال‌ها تجربه‌ی کار در فضای رسانه‌یی کشور را دارد و هم‌چنان، بیش‌تر از سه و نیم سال به عنوان سخنگوی وزارت عدلیه اجرای وظیفه نموده است، وضعیت پیشین اطلاع‌رسانی حکومت را در این‌جا بسیار کوتاه توضیح داده و جایگاه اداره‌ی ارتباطات عامه و استراتژیک ریاست جمهوری را در بهبود این وضعیت با ارایه‌ی راه‌کارهای لازم به گونه‌ی فشرده تبیین می‌نماید.

در گذشته بارها می‌شنیدم که رسانه‌ها از وضعیت اطلاع‌رسانی حکومت زیاد راضی نیستند. آن‌ها دلیل‌های زیادی را مطرح می‌کردند. برخی از این دلیل‌ها قابل تأمل و پذیرفتنی بود. هم‌چنان، به عنوان یک شهروند می‌شنیدم که مردم درباره‌ی برخی از کارکردهای حکومت تبصره سطحی و منفی نموده و در آن مورد نیش‌خند می‌زدند. من متوجه می‌شدم که مردم در آن باره اطلاع نداشتند و یا اطلاعات شان درست نبود؛ شایعه‌ها و اطلاع‌ کاذب کار خود را کرده بود. وقتی به زبان خود شان در همان اجتماع توضیح می‌دادم، باور می‌کردند و دیدگاه شان تا اندازه‌ی زیاد تغییر می‌کرد. متوج شدم که مشکل مردم نیست، آگاهی دهی و اطلاع‌رسانی به گونه‌ی درست انجام داده نشده است.

بسیاری‌ها می‌دانند که در دوره‌ی حکومت وحدت ملی با توجه به ساختار جدید حکومت و کم‌ شدن کمک‌های مالی بین المللی، کارهای زیادی در برخی موارد صورت گرفت؛ اما چگونه‌گی بیان این کارها در برخی موارد حکومت را به هدف اساسی‌اش که بلندبردن رضایت مردم درباره‌ی اجرأت حکومت بود، نرساند. نحوی بیان دیدگاه‌ها و کارکردهای حکومت نه تنها پشتیبانی مردم را در پی نداشت بلکه گاهی سبب تحریک منفی افکار عمومی، رسانه‌ها و سیاسیون کشور شد؛ کاری که مطمینن هدف حکومت نبود. بسیاری‌ها می‌گویند که نحوی بیان موضع‌های حکومت، به تشدید خصومت و تقابل کمک کرد.

با این همه، پس از حضور آقای عمر در سمت مشاوریت ارشد ارتباطات عامه و استراتژیک ریاست جمهوری، بسیاری از همکاران اطلاع‌رسانی در حکومت، رسانه‌ها و فعالان رسانه‌یی، به ایجاد اصلاحات در وضعیت ارتباطات عامه و استراتژیک ریاست جمهوری امیدوار شدند. آقای عمر در آغاز کار خویش با تصمیم‌های درست و سریع، نشانه‌های اصلاحات را آشکار ساخت. این اصلاحات رفته-رفته دوام پیدا کرد. اصلاح ساختار سازمانی اداره‌ی ارتباطات عامه و استراتژیک و گزینش‌ افراد جدید، ارزیابی وضعیت رسانه‌های اجتماعی نهادهای حکومت و توضیح خطوط کاری در چگونگی استفاده از رسانه‌های اجتماعی و ارایه‌ی فعالیت‌ها، از زمره‌ی این اصلاحات است.

اکنون اداره‌ی ارتباطات عامه و استراتژیک که وحید عمر مسوول آن است، امید جدیدی برای بهبود وضعیت اطلاع‌رسانی در حکومت است. انتظار می‌رود تا این اداره از طریق سنجش عمیق وضعیت فعلی اطلاع‌رسانی نهادهای حکومت، چرایی شکل‌گیری شایعه‌ها، بحران‌های اجتماعی و بحران‌های رسانه‌یی و اتخاذ اقدام‌های عملی برای بلندبردن رضایت افکار عمومی، جایگاه خود را نمایان بسازد.

بحران‌ها و شایعه‌ها از کجا می‌آیند؟

بحران‌ها انواع گوناگون دارند. بحران‌های اجتماعی و بحران‌های رسانه‌یی که زیربنای بحران‌های سیاسی‌ اند، مورد توجه ما در این نوشته است. بحران‌های اجتماعی به نحوی از یک مشکل صنفی، خدماتی، رفاهی، امنیتی، ناکارآمدی‌ نهادهای دولتی یا مسوولان، تصمیم‌های مدیران سیاسی و سایر موارد به میان می‌آیند. این مشکل‌ها سبب ایجاد نا آرامی‌های گسترده اجتماعی، خیزش‌های اجتماعی، آشوب‌های اجتماعی و سر انجام بحران‌های اجتماعی می‌شوند. بحران‌های اجتماعی می‌توانند به نظام، سیستم‌ها، امنیت عامه، سیاست خارجی و منافع ملی یک کشور آسیب جدی برسانند.

در جوامع پیشین به دلیل نبود رسانه‌های آزاد این مشکل‌ها زیاد برجسته نمی‌شدند؛ اما امروز مشکل‌ها و ناآرامی‌های اجتماعی توسط رسانه‌های جمعی، رسانه‌های اجتماعی و شهروند خبرنگاران نشر و برجسته‌سازی می‌شوند. برداشت‌ها این است که از یک نظر، کار رسانه‌، نقد قدرت است. رسانه‌ها خود را صدای عام در برابر قدرت می‌دانند و گاهی این صداها را خود شان برای عام ایجاد می‌کنند. بنابر این، آن‌ها سعی می‌کنند تا با کنجکاوی زیاد، انتخاب معنادار سوژه‌های خبری، اولویت بندی مسایل، نشر و بازنشر دورانی اطلاعات و بزرگ‌نمایی آن‌ها، انتخاب تصویرهای معنادار و تحریک کننده، صداهای عام را ایجاد یا تحریک نموده و آن‌ها را در جهت نقد قدرت و حکومت، به گونه‌ی گسترده بازتاب دهند. حکومت چون نمی‌تواند به تمامی مطالبات مردم به ایده‌آل‌ترین شکل بپردازد، زمینه‌های ناآرامی‌های اجتماعی، خیزش‌ها و بحران رونما می‌شود. رسانه‌ها با قدرتی که دارند، از طریق نشر و باز نشر دورانی موارد مربوطه به این ناآرامی‌ها، افکار عمومی را شکل داده و به جهت ایجاد بحران می‌کشانند. رسانه‌ها در جامعه و حالت بحران، نقش چندگانه دارند. رسانه‌ها می‌توانند بحران ایجاد کنند یا آن‌ را افزایش دهند و بحران را کاهش دهند یا آن را مدیریت کنند. فرض ما در این نوشته به جایگاه رسانه در ایجاد بحران است؛ یعنی قابلیت‌هایی که دارند. بنابر این، باید در برابر این فرض که گاهی آگاهانه یا ناآگاهانه از سوی رسانه‌ها در کشور اتفاق می‌افتد، آماده‌گی گرفته شود.

بحران‌هایی که ناشی از فعالیت‌های معنادار رسانه‌ها است، در واقع بحران رسانه‌یی است که اگر رسانه‌ها به اشکال گوناگون به بزرگ‌نمایی آن نپردازند، بحران نیست و فراگیر نمی‌شود. در این زمینه مثال‌های زیادی در کشور است: خیزش قومی در پیوند به دفن مجدد امیر حبیب الله کلکانی شاه سابق افغانستان، شکل‌گیری جنبش‌های تبسم، روشنایی و رستاخیز تغییر، افشای رهنمود قوم‌گرایانه‌ی ثواب‌الدین مخکش معاون پیشین ریاست نظارت و ارزیابی اداره‌ی امور ریاست جمهوری و متهم شدن حکومت به قوم‌گرایی، راه‌اندازی کارزارهای «اترا کجاست؟» و «خط سرخ من» و تبدیل شدن آن به یک اعتراض عمومی در دوره‌ی حکومت وحدت ملی ناشی از قدرت و تأثیرگزاری رسانه‌ها است. فیس‌بوک، توییتر، رسانه‌های جمعی و شهروند خبرنگاران، سبب ایجاد و گسترش موارد بالا شدند. هدف من این نیست که درباره‌ی خوبی یا بدی موارد بالا قضاوت بکنم، هدف من این است که این موارد را به عنوان بخشی از قدرت رسانه‌ها بیان بکنم و توضیح بدهم که لازم است تا حکومت در برابر نقش رسانه‌ها در تشدید ناآرامی‌های اجتماعی و نقش رسانه‌ها در ایجاد بحران، آگاه و آماده باشد.

آسیب رساندن به نظام، امنیت عامه و منافع ملی یک مشکل خطرناک است. رسانه‌های کشور بدون شک که نمی‌خواهند تا آگاهانه به نظام، امنیت عامه و منافع ملی کشور شان آسیب برسانند؛ چون خود شان هم بخشی از شهروندان و باشندگان این کشور اند و آسیب می‌بینند. رسانه‌ها به دلیل «کارکرد اطلاع‌رسانی» و استفاده از حق آزادی بیان، گاهی بدون درنظرداشت امنیت فزیکی و روانی عامه، منافع ملی و سیاست خارجی کشور می‌توانند اقدام‌های شان را توجیه کنند.

هر چند برداشت‌های کلی این است که نبود اطلاعات در بازار رسانه‌ها سبب ایجاد شایعه می‌شود؛ اما موارد دیگری برجسته‌تر از این است که سبب می‌شود تا شایعه‌ها ایجاد و عرضه شوند. شایعه‌ها معلول هیجانات و نارضایتی افراد است. افرادی که شایعه می‌سازند و یا آن را نشر می‌کنند، در واقع نشان می‌دهند که انتظار و توقع مسأله‌ی را دارند که اکنون شایعه شده است. شایعه‌ها گرچند با شواهد پشتیبانی نمی‌شوند؛ اما با این حال، گسترش می‌یابند؛ چون مردمی که آن را می‌شنوند، آن را بیش‌تر پخش می‌کنند. دلیل این کار در این است که افراد فکر می‌کنند بازنشر شایعه، بعضی از نیازهای شان را برآورده می‌سازد. شایعه‌ای که از یک گمان یا نفرت پشتیبانی می‌کند و یا بیان‌گر ترس یا امید است، به وسیله‌ی هیجانات افراد نشر و بازنشر می‌شود. در کنار این مورد، رسانه‌های اجتماعی به دلیل نبود کنترل لازم و سانسور، بستر خوبی برای شایعه‌سازی شده است. فیس‌بوک و توییتر با فراهم ساختن این بستر، سبب شده است تا شایعه‌ها در قالب انتظارات افراد شایعه‌ساز، همیشه ایجاد و عرضه شود. در این خصوص، شهروند خبرنگاران به دلیل نداشتن فهم مسلکی از کار اطلاع‌رسانی، آگاهانه یا ناآگاهانه شایعه‌سازی می‌کنند یا آن را بازنشر می‌کنند. با این وضع، به نظر می‌رسد که تنها ارایه اطلاعات کافی نمی‌تواند راه شایعه‌سازی را بگیرد.

شایعه‌ها گاهی توسط شهروند خبرنگاران ساخته و یا برجسته می‌شوند. شهروند خبرنگاری هر چند که مفید است؛ اما آسیب‌های جدی‌ای را نیز در پی دارد؛ زیرا شهروند خبرنگاری یک کار غیر مسلکی است و به کاربران این فرصت را فراهم می‌سازد تا شایعه‌سازی کنند و یا واقعیت‌ها را برخلاف حقیقت‌ها نشر و بازنشر نمایند. در افغانستان به دلیل سطح پایین سواد رسانه‌یی مردم، شایعه‌ها به راحتی ایجاد، باور کردنی و گسترش می‌یابند. بنابر این، باید برای جلوگیری از گسترش شایعه‌ها و پیامدهای ناگوار آن فکر و اقدام شود؛ زیرا شایعه‌ها و شهروند خبرنگاران گاهی سبب ایجاد یا تشدید بحران می‌شوند.

ضرورت مدیریت شایعه‌ها و بحران

فعالیت‌های حکومت وحدت ملی زیاد است؛ اما حمایت افکار عمومی کم. به نظر می‌رسد که مخالفان حکومت در شایعه‌سازی و تبلیغ علیه حکومت تا اندازه‌ی موفق بوده‌اند و به نحوی افکار عمومی را متأثر ساخته‌اند. نظر سنجی‌ها و دیدگاه‌های مردم را در پای پست‌های صفحه‌های اجتماعی نهادهای حکومت ببینید و یا در تاکسی‌های شهر بشنوید؛ نظرهای حمایت کننده کم است و نظرهای علیه حکومت، زیاد. این نشان می‌دهد که آگاهی مردم کم است و تبلیغات مخالفان زیاد و کارا.

اداره‌ی ارتباطات عامه و استراتژیک لازم است تا موارد بالا را به عنوان پیش فرض‌ها شمرده و برای مدیریت افکار عمومی به جهت حمایت از برنامه‌های دولت اقدام نماید.

بر بنیاد حکم رییس جمهوری کشور، اداره‌ی ارتباطات عامه و استراتژیک موظف است تا پالیسی و خطوط اساسی امور ارتباطات استراتژیک را تهیه نموده و از تطبیق آن ‏نظارت و نهادهای مربوطه را هماهنگ و تنظیم کند. این اداره می‌باید استراتژی ارتباطات حکومت را با توجه به استراتژی‌های درازمدت دولت افغانستان تهیه نموده و به تصویب کابینه برساند. پس از آن، بر بنیاد این استراتژی، پلان عملی و رهنمودهای لازم را ترتیب نموده و قدم‌های محکمی را برای تطبیق آن بردارد. بورد متخصصین ارتباطات استراتژیک این اداره لازم است تا تقویت گردد. این بورد باید فهم مسلکی، تجربه پلان‌گذاری ارتباطات استراتژیک و توانایی ارایه‌ی مشوره‌های مسلکی در زمینه‌ی مهار شایعه‌ها و نقش بحران‌سازی رسانه‌ها و شهروند خبرنگاران را داشته باشد.

لازم است تا اداره‌ی ارتباطات عامه و استراتژیک فعالیت‌های شهروند خبرنگاران را مسوولانه بسازد. به لحاظ اصطلاح شهروند خبرنگاری، هر شهروند یک خبرنگار است؛ اما در افغانستان هر شهروند، سواد و قابلیت خبرنگاری را ندارد. بنابر این، کاربران صفحه‌های اجتماعی در افغانستان که سواد، شهرت و قابلیت اطلاع‌رسانی را دارند، می‌باید در چارچوب قوانین کشور و اصول خبرنگاری فعالیت نمایند؛ چون هیچ کسی فراتر از قانون نیست. اداره‌ی ارتباطات عامه می‌باید با توجه به قوانین کشور، رهنمود شهروند خبرنگاری را تهیه کرده و در دسترس عمومی قرار بدهد. لازم است تا فضای سایبر با توجه به قوانین مدیریت شود، نه سانسور. هیچ کسی نباید تصویرهای واضح قربانیان خشونت، اطفال متخلف از قانون، حمله‌های بزرگ و خون‌بار تروریستی و اعتراض‌های گستردهِ غیر مدنی را نشر و بازنشر نماید. ماده‌ی ۳۴ قانون اساسی که آزادی بیان را از تعرض مصوون دانسته است، یک حکم عمومی است. احکام فرعی آن در قوانین فرعی تنظیم شده است. وحدت ملی، منافع ملی، تمامیت ارضی، سیاست خارجی و امنیت عامه، خط سرخ مردم است. بهتر است تا رهنمود شهروند خبرنگاری در برگیرنده‌ی مواردی باشد که شهروند خبرنگاران مشهور را هم‌چون خبرنگار در برابر فعالیت‌های اطلاع‌رسانی شان مسوول بسازد. شهروند خبرنگاران نباید شایعه‌ها، اخبار دروغ و جعلی را بدون هیچ نوع مسوولیتی نشر، روبرداری و گسترش دهند. شهروند خبرنگاران با توجه به قوانین و اصول خبرنگاری باید در هنگام بحران از بزرگ‌نمایی رویدادها، تشدید بحران‌ها، روبرداری و دست به دست کردن اخبار بدون منبع مؤثق و معتبر، جلوگیری نمایند.

اداره‌ی ارتباطات عامه و استراتژیک لازم است تا تعامل نیک با رسانه‌ها را تقویت نموده و در هماهنگی با آن‌ها، زمینه‌ی رشد خبرنگاری حرفه‌ای را مهیا بسازد. تقویت رسانه‌ها و خبرنگاری، دستاورد دولت است. رسانه‌ها به عنوان یک عامل اصلی مدیریت افکار عمومی، ایجاد و گسترش بحران یا مهار و بی اثر سازی بحران، می‌باید در برابر قوانین پاسخگو بوده و مسوولیت‌های شان را در مرحله‌ی پیش از بحران و مرحله‌ی حین بحران انجام دهند. رسانه‌ها به صورت کل و اما رسانه‌های جمعی به صورت خاص به منظور پیش‌بینی بحران، مؤثر اند. رسانه‌ها می‌توانند به منظور پیش‌گیری از بحران‌ها از طریق ﻛﺎرﻛﺮدﻫﺎی آﻣﻮزشی، هدایت افکار عمومی و ایجاد فرهنگ تعادل، گفتگو، ظرفیت‌سازی در جامعه، تربیت مدنی مخاطبان و آموزش مشارکت عمومی، زمینه‌های ایجاد و تشدید بحران‌های اجتماعی را کاهش دهند.

اداره‌ی ارتباطات عامه و استراتژیک به منظور بهبود وضعیت اطلاع‌رسانی نهادهای حکومت، لازم است تا اصلاحات جدی را وارد کند. اصلاحات ساختاری، برنامه‌سازی و حمایت از آن و ارتقای ظرفیت مسوولان اجرایی می‌تواند بخشی از این اصلاحات باشد.

برخی از رسانه‌ها در افغانستان به دلیل نداشتن کارمندان مسلکی در بخش‌های مربوط به اجرأت دولت در ساحات تخصصی، گاهی، موارد را برخلاف آنچه که است، انعکاس می‌دهند. برخی از خبرنگاران به دلیل نداشتن فهم درست از لایحه‌ی وظایف نهادهای حکومت، فعالیت‌های نهادها را به گونه‌ی درست انعکاس داده نمی‌توانند. لازم است تا اداره‌ی ارتباطات عامه و استراتژیک با رسانه‌ها و نهادهای خبرنگاری در زمینه‌ی افزایش آگاهی‌های خبرنگاران درباره‌ی لایحه‌ی وظایف نهادهای حکومتی و فعالیت‌های شان، کار نماید. فهم درست از وظایف و کارکردهای حکومت، زمینه‌ی انتقال درست فعالیت‌های اداره‌ها و قضاوت درست افکار عمومی را فراهم می‌نماید. سخنگویان حکومت می‌توانند از طریق مرکز رسانه‌های حکومت موارد مربوط به نهاد خویش را توضیح دهند.

در کنار این، لازم است تا سخنگویان حکومت به منظور آگاهی دهی به مردم به ویژه گروه‌های تحصیل‌کرده و فعال، دامنه‌ی اطلاع‌رسانی شان را به دانشگاه‌ها و سایر اجتماع‌ها بکاشنند؛ زیرا افرادی که فعالیت‌های حکومت را به محاسبه می‌گیرند و در فضای اجتماعی آن را نقد می‌نمایند، افراد تحصیل‌کرده و فعال ‌اند. متوجه شده‌ام که بسیاری از این افراد درباره‌ی نهادهای حکومت و فعالیت‌هایش آگاهی سطحی و ناقص دارند.

آن‌طوری که توضیح داده شده است، در کنار عوامل دیگر، شایعه‌ها ناشی از عدم نشر به موقع اطلاعات توسط مسوولان نهادهای دولتی ایجاد می‌شود. این شایعه‌ها که در برخی موارد بحران‌ساز اند، از سوی مخالفان حکومت، افراد بد بین و شهروند خبرنگاران با استفاده از صفحه‌های فیس‌بوک یا توییتر جعلی و رسانه‌های الکترونیکی بدون جواز فعالیت، ایجاد و گسترش می‌یابد. بنابر این، بسیار مهم است که اداره‌ی ارتباطات عامه و استراتژیک، فعالیت رسانه‌های الکترونیکی بدون جواز و صفحه‌های فیس‌بوک و توییتر جعلی را که زیر نام نهادهای رسمی، رسانه‌ها و افراد مشهور ایجاد شده‌اند، غیر فعال بسازد. هم‌چنان، بهتر است که این اداره، زمینه‌های تأیید نمودن صفحه‌های فیس‌بوک و توییتر رسمی نهادهای دولتی، خبرنگاران و افراد مشهور را ممکن بسازد. در کنار این، بهتر است تا سخنگویان حکومت به منظور جلوگیری از گسترش شایعه‌ها، اطلاعات لازمی را به طور فعالانه، مداوم و پیش از ایجاد بحران، نشر نمایند؛ اما در حالت بحران، بسیار مهم است که اطلاعات اصلاح کننده و یا رد یک شایعه، هر چه سریع نشر شود.

با این همه، ضرورت ایجاد ستاد مدیریت ارتباطات بحران بسیار احساس می‌شود. این ستاد می‌تواند که فعالیت‌های رسانه‌ها و افکار عمومی را نظارت نموده و به منظور مدیریت بحران در هر سه مرحله‌ی بحران، به ویژه مراحل پیش از بحران و حین بحران، اقدام فوری و مسلکی نماید.

حکومت لازم است تا از طریق برگزاری نشست‌های دوستانه و بدون ضبط با رسانه‌ها و بیان حساسیت موضوع‌های مختلف بحران‌ساز، زمینه‌های ایجاد بحران را با استفاده از قدرت رسانه‌ها نابود کند یا بی اثر سازد. حکومت به منظور ارایه‌ی اطلاعات به رسانه‌ها باید سلسله مراتب پاسخ‌گویی به رسانه‌ها را تعریف و پس از آن، تطبیق نماید. شرایط نباید به طوری باشد که اطلاعات میان تمام کارکنان یک مجموعه نشر شود یا افراد متعددی از یک اداره، در حالت بحران صحبت کنند.

هم‌چنان، لازم است که این اداره، موضوع و عوامل بحران‌های اجتماعی را به کمک رسانه‌ها تشخیص داده و برای جلوگیری از گسترش جدی و فاجعه‌آور بحران‌ها و آسیب‌های آن، با توجه به نقش خویش در جهت حل آن اقدام نماید. در کنار این، لازم است تا حکومت به منظور جلوگیری از نشر و گسترش شایعه‌ها، اخبار جعلی و رشد افراط‌گرایی در رسانه‌های اجتماعی، یک سیاست رسمی و مدون داشته باشد و تطبیق آن را جدی بگیرد. بنابر این، مهم است تا قانون جرایم سایبری تهیه و نافذ شود. هم‌چنان دولت باید در تطبیق قانون جرایم سایبری، قانون رسانه‌های همگانی، قانون منع خشونت علیه زنان و احکام جزایی جرایم سایبری در کود جزای افغانستان، اقدام جدی و عملی نماید. موارد بالا می‌تواند به عنوان بخشی از اقدام‌هایی باشد که در مدیریت افکار عمومی نهایت مفید است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن