اعتراض؛ رسالت انسانی و شهروندی

حبیب حمیدزاده

مروری بر کتاب «خیابان؛ اعتراض و قدرت»

هر کنش و منشی که به منظور تثبیت و توجیه و نگه‌داشتن وضع موجود باشد، در خدمت سلطه و در خدمت از یاد بردن و فراموشی و در نهایت در خدمت گونه‌ای از شر است. هر وضع موجود – چه در افغانستان و چه در گوشه‌های دیگر جهان گاه و ناگاه مرتکب خیانت و جفا علیه بخش پایین جامعه – مردم می‌شود و این نوعی شر است. وضع مقابل این یعنی «خیر»، چیزی دیگری جز نفی دایم و افشای این شر – وضع موجود نیست. در افتادن با اقتدار نامشروع موجود، با دم و دستگاه تبلیغاتی و دروغ‌پرداز آن و برداشتن صورتک آن، دست به دست هم دادن شهروندان و نفی کننده‌گان – برای بی‌اثر ساختنش و تلاش برای رسیدن یا یافتن افق جدید – افق آزادی و عدالت، مسوولیت و رسالت انسانی هر شهروند بیدار جهان و از جمله افغانستان است. این افشاگری،‌ مقاومت در برابر وضع موجود، اعتراض و نه گفتن به سیاست‌های نادرست حکومت و دولت‌ها است. فقط با اعتراض دایمی نفی کننده‌گان وضع موجود، ممکن است دولت‌ها و حکومت‌ها از موضع خویش عقب‌نشینی کنند. پیروزی ایده و هدف نفی کننده‌گان تعیین می‌کند که دنیا و افغانستان جایی خواهد بود که انسان شرافتمند می‌خواهد در آن زنده‌گی کند.

کتاب «خیابان؛ اعتراض و قدرت» که در هفته‌های اخیر توسط نشر واژه در کابل منتشر شده است، با نثٰر سلیس و تأمل عمیق ضرورت مقاومت و اعتراض در برابر قدرت‌ها و حکومت‌هایی که مرتکب خیانت و بی‌عدالتی علیه شهروندان می‌شوند را تبیین و تئوریزه کرده است. رامین کمانگر و شهیر سیرت به طور مشترک در «خیابان؛ اعتراض و قدرت» بعد از تشریح سرشت تمامیت‌خواه و سلطه‌طلب قدرت، ما را به موضع‌گیری – ایستادن و مقاومت در برابر این قدرت – البته به طور مسالمت‌آمیز، فرامی‌خوانند. آنان با تشریح سرشت قدرت‌های سرکوب‌گر، ما را به کار جمعی و مبارزه علیه آن دعوت می‌کنند.

کتاب «خیابان؛ اعتراض و قدرت» اولین کار منظم، تأمل برانگیز و بسیار مهم در این زمینه است. نیاز اساسی جامعه‌ای که بیش‌تر از دیگر جوامع نیاز به اعتراض و دادخواهی دارد. در مقدمه بخش اول کتاب به درستی اشاره شده است: «کمبود متن در راستای کار اعتراضی و نافرمانی مدنی در افغانستان، محرک اصلی نویسنده‌ها برای نوشتن این کتاب بوده است.» همین‌طور است؛ افغانستان در این زمینه کم‌ترین متن را تولید کرده است و امیدواریم که این آغازی برای کارهایی از این دست باشد.

جنبش اجتماعی یا اعتراض مدنی، نوعی از رفتار جمعی است. رفتار جمعی پاسخ عده‌ای از مردم به وضعیت غیرمطلوب یا بی‌عدالتی در جامعه است. این رفتارها در درون جوامع به صورت‌های گوناگون ظهور و بروز می‌کنند که تمام گونه‌ها‌یی از آن‌ها را نمی‌توان جنبش اجتماعی یا اعتراض گفت. جنبش‌های اجتماعی و اعتراض‌های مدنی در وسط رفتارهای «بروکراتیک» و «انقلابی» قرار می‌گیرند. جنبش‌های اجتماعی، شورش و قیام نیستند، کودتا و انقلاب هم نیستند. حتا از تظاهرات یک حزب سیاسی یا یک هویت خاص فاصله دارند. جنبش‌های اجتماعی آن نوع رفتار دسته‌جمعی‌‌اند که عده زیادی از مردم – از طیف‌ها و فکرهای گوناگون در پی تحقق یک هدف عمومی‌اند. در جنبش اجتماعی یا اعتراض عمومی تعداد زیادی از گروه‌های رسمی و غیررسمی، رسانه‌ها، سازمان‌ها، محافل،‌ شخصیت‌ها و مردم بدون این‌که یک‌دیگر را بشناسند، به تحقق هدف خاصی علاقه نشان می‌دهند و آن را پی‌گیری می‌کنند.

حمیدرضا جلایی‌پور جنبش‌های اجتماعی – اعتراض‌های مسالمت‌آمیز را دارای چهار ویژه‌گی می‌داند: «۱) جنبش‌ها در محور یک یا چند تضاد و شکاف اجتماعی شکل می‌گیرند. مثلاً شکاف سیاسی، جنسیتی، ‌قومی و شکاف طبقاتی. ۲) آموزه‌ها، ایده‌ها و شعار مشترک میان اشتراک کننده‌گان در یک جنبش اجتماعی باید شکل گرفته باشد و اعضا و هواداران جنبش در جریان قبول و استقبال از این آموزه‌ها نسبت به یک‌دیگر احساس آگاهی،‌ هویت و همبسته‌گی کنند. ۳) روابط میان طرف‌داران جنبش فقط به احزاب، نهادها و سازمان‌های بزرگ بروکراتیک متکی نیست؛ بلکه به شبکه‌ وسیع‌تر از آن، یعنی در میان همفکران، همکاران و دوستان اتکای اساسی دارد و برای همین نهادهای حکومتی به راحتی نمی‌توانند به ساده‌گی این شبکه وسیع را از میان بردارند. موجودیت شبکه‌های غیررسمی بیرون از نهادهای دولتی یا هر نهاد سیاسی دیگری ویژه‌گی اصلی جنبش‌های اجتماعی است. البته این امر مانع این نمی‌شود که اعضای نهادها و احزاب و دولت به یک جنبش اجتماعی و اعتراضی نپیوندند. ۴) در تمام جنبش‌ها باید امکان شکل خاصی از اعتراض جمعی و سیاسی وجود داشته باشد؛ یعنی ساختار دولت‌ها باید اجازه فعالیت به این جنبش‌ها را بدهد، یا دولت ضعیف باشد و قادر به کنترل و سرکوب آنان نباشد و یا نیروی مردمی چنان قوی باشد که دولت نتواند آن را کنترل کند.» (جلایی‌پور: ۱۳۸۹، ۲۹ – ۳۰) همین چهار ویژه‌گی یک جنبش اجتماعی و اعتراضی مورد بحث در کتاب «خیابان؛ اعتراض و قدرت» را از رفتارهای دیگر مانند شورش‌ها، هیجانات جمعی، ائتلاف‌ها و جبهه‌های سیاسی و نهادهای بروکراتیک جدا می‌کند.

آن‌گونه که رامین کمانگر توضیح داده است، هر اعتراض دارای سه مرحله اساسی است. ۱) آغاز اعتراض و نادیده گرفتن آن از سوی قدرت حاکم. ۲) میانه اعتراض و به رسمیت شناختن آن از سوی قدرت حاکم. ۳) اوج اعتراض – طرح و به کرسی نشاندن خواست‌های اعتراض توسط اعتراض کننده‌ها.

در مرحله نخست، دولت اعتراض را نادیده می‌گیرد و اگر برای قدرت میسر باشد، با توطیه و خدعه آن را از مسیر اصلی‌اش منحرف می‌سازد. در مرحله دوم، پایگاه قدرت اعتراض را به رسمیت می‌شناسد. شاید قدرت در گام نخست سعی کند با قایل شدن حداقل امتیاز، اعتراض را متوقف کند. مرحله سوم، مرحله‌ای که اعتراض به هدف ایده‌آل خود، یعنی به کرسی نشاندن خواسته‌های برحق خود می‌رسد و قدرت را وادار به تسلیم شدن در برابر خواست‌هایش می‌کند. احتمالاً سایر اعتراض‌های مدنی (بعد از ۲۰۰۱) در افغانستان در همان مراحل اولیه متوقف شدند؛ زیرا «مطالعه اعتراض‌های مدنی در افغانستان و هم‌چنین تجربه و حضور در اعتراض‌ها نشان می‌دهد که اعتراض‌های ما بیش‌ترین صدمه را از این ناحیه دیده‌اند. جایی که افراد فرصت‌طلب در خفا تلاش کرده‌اند با به دست آوردن امتیازات شخصی، ‌اعتراض را منحرف و خاموش سازند. باری، دوام اعتراض در این مرحله اعتراض را در یک قدمی موفقیت قرار داده و وارد مرحله سوم می‌کند.» (کمانگر و سیرت، ۱۳۹۹: ۳۸)

به باور کمانگر هر اعتراض مدنی نیازمند ابزار است. هیچ اعتراضی بدون قربانی، تعهد، تفکر، زمان، منابع مالی و حتا خطر مرگ، ممکن نیست به پیروزی برسد. بدون این‌ها شاید در همان گام نخست با شیطنت و فساد پایگاه قدرت از میان برداشته شود. بنابراین، هر اشتراک کننده‌ در اعتراض‌های مدنی با این مفروض ثابت که اعتراض او در برابر قدرت مجهز و مسلح است، به میدان مبارزه می‌رود. با این آگاهی و شجاعت ممکن است اعتراض در رفتار اهل قدرت اثر بگذارد. تعهد به آرمان و هدف اعتراض از ملزومات هر اعتراض اجتماعی است. چون که اعتراض یا مبارزه برای حق و حقوق دیگری یا منافع و خیر عمومی است، هر معترض باید خودش را متعهد به خیر عمومی و جمعی عنوان کند. اعتراض‌های مدنی در افغانستان بیش‌تر «اعتراض برای خود» بوده است و برای همین، هیچ یک از اعتراض‌های مدنی نتوانستند خواسته‌ها و مطالبات‌شان را به کرسی بنشانند. بدون تفکر و تأمل عمیق در مورد گامی که به منظور خیر جمعی و عمومی برداشته می‌شود، ممکن نیست عدالت تامین شود. هر اعتراض و حرکت یا امر دیگری، قبل از مرحله پراتیک و عمل، باید به اندیشه درآورده شود و با خرد سنجیده شود.

رسم اعتراض کننده‌ها در افغانستان این بوده که رأس ساعت از قبل تعیین شده به محلی که از قبل به اطلاع عده‌ای رسانده شده است، جمع شوند، بنر و شعار خود را به اصحاب رسانه‌ها نشان بدهند و با خواندن اعلامیه‌ای که در آن خواست معترضان گنجانیده شده است، ‌محل را ترک کنند. کسانی با چنین پندار نادرست، هدفی جز باج‌گیری از حکومت و دم و دستگاه مسوول آن ندارند. بخش اول این کتاب به ما می‌گوید؛ معترضی که ایثارگر، متعهد و دارای تفکر است، باید برای اعتراض وقت بگذارد و از قدرت موجود انتظار رسیده‌گی فوری را نداشته باشد. چون فقط اعتراض‌های درازمدت منجر به تغییر و تأثیر می‌شوند.

منابع مالی یکی از مواردی است که در هر اعتراض مدنی در افغانستان در موردش صحبت می‌شود. اعتراض باید بتواند برای حفظ استقلال و آرمانش، با سهم‌گیری و پرداخت اندک معترضان،‌ استقلالش را حفظ کند و بالاخره خطر مرگ موضوعی است که باید هر معترض وقوع آن را پیش‌بین باشد.

شهیر سیرت در بخش دوم این کتاب، تاریخ بشر را تاریخ نافرمانی‌های بشر می‌داند. تاریخ تفکر و تمدن بشر با اعتراض آغاز می‌شود. انسان کنونی و انسان در گذشته با آن‌که صاحب تمدن و برخوردار از جیره مختصر و لازم زنده‌گی است، هم‌چنان اعتراض می‌کند و می‌تپد تا نظم موجود را بپاشاند و نظم نو در اندازد. پس تا روزی که تاریخ ادامه دارد و بشر می‌اندیشد، اعتراض هم وجود خواهد داشت. (همان، ۷۶)

ناگفته نگذریم که منظور از اعتراض مورد نظر نویسنده‌گان کتاب، «نه گویی» و «نافرمانی» ارزشی – مبارزه برای ارزش‌های بهتر و والاتر سیاسی و اجتماعی است که عدالت اجتماعی اساسی‌ترین و ضرورترین‌شان است. منظور از این اعتراض، ‌قیام، خشونت، انقلاب سرخ یا هرگونه انقلاب دیگری که ویژه‌گی مدنی نداشته باشد، ‌نیست. بلکه این اعتراض «…در عین حالی که تلاشی در راستای تامین حقوق و آزادی‌های افراد و شهروندان است، در پی کاهش خشونت نیز می‌باشد.» (همان، ۸۷)

اعتراض‌ها نتیجه می‌دهند؛ ‌اما نه در کوتاه‌مدت و آن‌گونه که مردم می‌خواهند. اعتراض‌ها در کوتاه‌مدت شکست می‌خورند؛ ‌ولی قدرت اصلی آنان در اثرات طولانی‌مدت‌شان است که بالای معترضان و سایر اعضای جامعه می‌گذارند. در کوتاه‌مدت نتیجه اعتراضات ممکن است ترساندن متصدیان حکومت‌ها و قدرت‌ها و وادار ساختن آنان به تغییر رفتار باشد. هر اعتراض منسجمی، پیامی به قدرت دارد؛ «ما راضی نیستیم و با وضع موجود کنار نخواهیم آمد.» اعتراضات در طولانی‌مدت نتیجه می‌دهند. اگر معترضان بتوانند هفته‌ها و ماه‌ها، با تعهد، قربانی، تفکر و استقلال رأی اعتراض را دوام بدهند، قدرت به خواست آنان تسلیم خواهد شد. در مینیاپولیس که جورج فلوید کشته شد و اولین اعتراض سربرآورد، شهردار شهر تقاضای اصلاحات ساختاری کرد – اکنون شورای شهر مصوبه‌ای برای انحلال پولیس و جایگزین کردن گزینه دیگر برای محافظت شهر و مردم به تصویب رسانده است. یکی از نتایج خوب هر اعتراض این است که اقدام جمعی تجربه‌ای است که زنده‌گی افراد را متحول می‌کند. شرکت کننده‌ها در اعتراضات مسالمت‌آمیز، طعم گاز آشک‌آور، باتوم پولیس، رها کردن آب‌های جمع شده از مرداب‌های شهر با موتر شهرداری و گلوله‌های پلاستیکی را می‌چشیدند و این مورد، هر شرکت کننده را وادار به تفکر کردن در امور زنده‌گی و اجتماعی می‌سازد. اعتراضات نتیجه می‌دهند؛ چون توجه مردم را به بی‌عدالتی جلب می‌کنند و این‌گونه می‌توانند فکر شهروندان را در جهت مثبت تغییر دهند. (توفکچی: ۱۳۹۹)

منبع‌ها

  1. توفکچی، زینب (۱۳۹۹)، آیا اعتراضات به نتیجه می‌رسند؟ سایت اینترنتی آسو.
  2. جلایی‌پور، حمیدرضا (۱۳۸۹)، جامعه‌شناسی جنبش‌های اجتماعی، چاپ دوم، تهران: طرح نو.
  3. کمانگر، رامین، سیرت، شهیر (۱۳۹۹)، خیابان؛ اعتراض و قدرت، کابل: نشر واژه.

دکمه بازگشت به بالا
بستن