حمایت مردم پایداری آزادی بیان را تضمین می‌کند

احمدنادر نادری

چند سال پیش به ولسوالی خیوه‌ی ولایت ننگرهار رفتم. چند تن از کشاورزان در گوشه‌ی دنجی نشسته بودند و چای سبز می‌نوشیدند. خواستم بروم پیش‌شان و سر سخن را باز کنم. آنان بنا بر رسم مهمان‌نوازی‌ای که در میان افغان‌ها متداول است از من خوش‌آمدگویی و استقبال خوبی کردند. در ولسوالی خیوه کارهای عمرانی و آبادی‌هایی که نتیجه‌ی سال‌های اخیر بود به چشم می‌آمد، از جمله ساختمان‌های جدید مکتب و شفاخانه و سرک قیر. به یکی از آنان رو کرده و پرسیدم: «بابا، در زنده‌گی‌ شما چه چیزی تغییر کرده است، از چی چیزی بیش‌تر خوش‌حال هستید؟» گمان می‌کردم که حتماً می‌گوید مکتب، سرک قیر، شفاخانه یا رونق و توسعه‌ی دیگر. اما برخلاف آن‌چه انتظار داشتم، او به رادیویی اشاره کرد که در کنارش گذاشته بود. گفت: «همین. از این رادیو خوش‌حالم.» آنان گفتند که پیش‌ترها وقتی درباره‌ی یک ولسوال هم سخن می‌زدند، باید بیخ گوش یک‌دیگر، با ترس و واهمه، مخفیانه پچ‌پچ می‌کردند، ولی امروز مردم در بیان انتقادشان آزاد هستند و از طریق همین رادیو می‌توانند درباره‌ی رییس جمهور و هر قدرت‌مند دیگری، هر چه که دل‌شان بخواهد بگویند، بدون آن‌که کسی یا سازمانی بر گفتار آنان کنترلی داشته باشد.

با این پیش‌درآمد آغاز کردم که بگویم افغانستان امروز، افغانستان گذشته نیست که حکومت شهروندان را به سبب بیان دیدگاه‌شان به بند بکشد، تهدید کند و به توپ ببندد و سر به نیست کند. افغانستان به سال‌های تاریک گذشته که دستگاه‌های اختناق و سرکوب در راستای اهداف سیاسی‌شان به روش‌های استبدادی متوسل شده بودند، برنمی‌گردد‌‌، زیرا امروز فضای اجتماعی تغییر کرده، آزادی بیان به یک نیاز جمعی بدل شده و شهروندان خودشان پایداری این حق طبیعی‌شان را تضمین می‌کنند. این تنها شهرنشینان، آموزش‌دیده‌گان، صنف‌های رسانه‌ای و جامعه‌ی مدنی ما نیستند که به عنوان پاسداران یک سلسله‌ ارزش‌ها، به ویژه آزادی‌ بیان عمل می‌کنند، بلکه امروز آزادی بیان و عناصر بنیادین دیگر دموکراسی برای همه‌ی شهروندان، در سطوح  مختلف و در دورترین بخش‌های کشور اهمیت پیدا کرده است. آزادی بیان حالا برای مردمان ما معنادار شده، جزوی از زنده‌گی‌شان است و آنان نمی‌خواهند این حق و آزادی‌های فردی و اجتماعی دیگرشان را از دست بدهند. هم‌چنان، حمایت‌های قانونی و تعهدات بین‌المللی نیز از ضمانت‌های مضاعف برای حفظ و نهادینه شدن این ارزش نزد مردم و دولت‌مان است.

حامد کرزی، رییس جمهور پیشین و سیاست‌گران نزدیک به وی، بنا بر برخی از ملحوظات سیاسی، شاید طوری وانمود کنند که در دوره‌ی آن‌ها رسانه‌ها و خبرنگاران به دور از هر نوع فشاری بوده‌اند، اما حافظه‌ی تاریخی مردم ما کوتاه نیست. به خوبی به یاد داریم که چهارـ پنج سال قبل، رسانه‌ها و خبرنگاران، در نهادهای عدلی و قضایی، نزدیک به ۴۰۰ پرونده داشتند. این پرونده‌ها عمداً به اساس یک تصمیم سیاسی بسته نمی‌شدند و رسانه‌ها و خبرنگاران به واسطه‌ی آن‌ها، مورد آزار قرار می‌گرفتند. از نهادهای عدلی و قضایی برای پرونده‌سازی علیه خبرنگاران استفاده صورت می‌گرفت و رسانه‌ها، به ناچار برای حل‌وفصل دوسیه‌های‌شان، مشاوران حقوقی و وکیلان مدافع با حقوق خیلی گزاف استخدام می‌کردند. این دوسیه‌ها، بعدها بر بنیاد یک فرمان رییس جمهور غنی و اقدامات لوی‌سارنوالی کشور بسته شدند و دیگر هیچ یک از قضایای خبرنگاران به سارنوالی معرفی نشد. باور دارم که این سنت نیز به جزئی از رفتارهای دایمی نهادهای عدلی و قضایی کشور و از شاخصه‌های مردم‌سالاری نوپای بدل می‌شود.

آزادی‌های مدنی در حالی که قوت شهروندان را در حساب‌ده ساختن سیاست‌مداران و مسوولان بیش‌تر می‌کند، به همان اندازه فرصت‌های سوءاستفاده و قدرت افراد را که عادت به قانون‌شکنی دارند، محدودتر می‌کند. پس مانند هر کشور دیگری، شاید شمار اندکی از افراد که می‌توانند کارمندان حکومت هم باشند، به دلیل برخی از علایق و خواست‌های شخصی، دوست دارند که آزادی بیان و رسانه‌ها محدود شود، اما خوش‌بختانه این به عنوان یک روش و پالیسی سازمان‌یافته در حکومت وجود ندارد. حکومت در پی محدود ساختن آزادی بیان نیست و نسبت به آرا و افکار عمومی احساس مسوولیت می‌کند و سیاست‌ها و عمل‌کردهایش را در برابر دید همه‌گان قرار می‌دهد. حکومت تلاش می‌کند تا حمایت‌های ساختاری لازم و بسترهای مناسب برای رشد آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات فراهم شود. در سال‌های پسین، تلاش صورت گرفته تا این آزادی‌ها منوط به ذوق و سلیقه سیاست‌مداران نباشد، بلکه ساختارها، قواعد و هنجارهایی به میان آمده‌اند که پایداری آزادی بیان را ضمانت می‌کنند و آن را از خطر رفتارهای فردی در امان می‌دارند. برخورد سیستم‌محور و نظام‌مند است که پایدار بودن این ارزش‌ها را تضمین می‌کند. قدم‌های زیادی به شمول توشیح قانون دست‌رسی به اطلاعات و سایر بنیادهای قانونی، ایجاد کمیته‌های مصونیت برای خبرنگاران در تمام ولایات، فراهم‌آوری معافیت‌های ویژه‌ی مالیاتی، رسیده‌گی به قضایای خشونت علیه خبرنگاران، ایجاد کمیسیون نظارت بر دست‌رسی به اطلاعات، تدوین استراتژی ملی دست‌رسی به اطلاعات و… برداشته شده که بدون شک در راستای شفافیت، تقویت مشارکت مدنی، افزایش کارآمدی، پیش‌گیری از فساد و تقویت فرایندهای اداری اصلاح‌گرایانه ما را کمک می‌کند.

با وجود این حمایت‌ها، در شرایطی که طالبان و سایر گروه‌های تروریستی به صورت مکرر، به اعمال خشونت‌بار و تشدید منازعه می‌پردازند، رخدادهای نگران‌کننده‌ای نیز به وقوع می‌پیوندند، از جمله قتل وحید مژده که به صورت واضح یک جنایت و حمله بر ارزش تکثر دیدگاه‌های سیاسی است. این اقدامات مایه‌ی تأثر حکومت و مردم شده است. من با آن‌که با دیدگاه‌های وحید مژده هم‌نوا نبودم، اما در دموکراسی باید همه‌گان فرصت بیابند تا دیدگاه‌ها و عقایدی را که دارند آزادانه و به راحتی بر زبان بیاورند و کسی حق سلب آزادی‌های‌شان را نداشته باشد. نویسنده‌گان و خبرنگاران نباید نگران امنیت جانی‌شان باشند. این امر، تلاش‌های پیش‌گیرانه‌ی بیش‌تر نهادهای امنیتی کشور و همکاری مردم ما با این نیروهای متعهد و شجاع را می‌طلبد.

از آن‌جایی که دشمنان مردم و قانون اساسی جمهوریت ما در تلاش پراکنده‌ساختن صف واحد دفاع از این ارزش‌ها و وارونه جلوه دادن رفتار خشونت‌بار به افکار عامه‌ی بین‌المللی هستند، اتهام‌زنی‌های بدون مدرک و سند می‌تواند در جلوگیری از تشخیص عامل اصلی و ایجاد فضا برای دشمنان کشور کمک کند و وسایل بیش‌تر را در اختیارشان قرار بدهد که بر اساس آن، نظامی‌گری و خشونت علیه مردم ما را به گونه‌ای توجیه کنند که جمهوری اسلامی فضایی برای کثرت‌گرایی سیاسی نیست.

من باور دارم که دولت و شخص رییس جمهور در حمایت از آزادی‌های اساسی مردم متعهد است و برای اکثر ما در حکومت، پاسداری از این آزادی‌ها یک مکلفیت است. اما آزادی بیان و رسانه‌ها و فعالیت‌های مدنی مستقلانه، در پهلوی آن‌که به حمایت مستمر حکومت نیاز دارد، به همان اندازه به استفاده‌ی درست، معنادار و مسوولانه‌ی این آزادی‌ها از سوی شهروندان و فعالان این عرصه‌ها نیازمند است. هیچ فرد، گروه و یا حتا طالبان، دیگر قادر نخواهند بود که آزادی بیان مردم ما را صدمه بزنند و محدود کنند، مگر آن‌که بیان ما از محتوا خالی شود و به سبب غیرمسوولانه به کار گرفتن حق آزادی بیان، حمایت مردم را از دست بدهیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن