داعیهی ختم جنگ و لزوم گفتوگوهای دشوار

یک سال و چند ماه پیش بود که «افغانستان ۱۴۰۰» دریای کابل را به صورت نمادین با رنگ سرخ خونین نمود تا وخامت روزافزون این جنگ و هزینهی سنگینش برای مردم افغانستان را به تصویر کشیده و داعیهی ختم جنگ را مطرح کند.
بعد از پنج سال از اعلام حضور این حرکت، پس از ماهها بحث و گفتوگوی درونی و چندین سفر ولایتی، ما به این موضع روشن در مورد جنگ جاری در افغانستان رسیدیم. از نخستین فعالیت ما در قرغه که «نه» گفتن به تروریسم بود، تا نهالشانی ما برای ختم جنگ در بهار سال ۱۳۹۶، به خلق گفتمان کمک کردیم، زمین خوردیم، اشتباه کردیم، آموختیم و دوباره با داعیهی ختم جنگ و پاسبانی از ارزشهای دموکراتیک وارد فضای عمومی شدیم. در این فاصله، یکی از اعضای شورای مرکزی حرکت، شهید عبدالعلی شمسی را در حملهای به مهمانخانهی والی قندهار در جدی ۱۳۹۵ از دست دادیم. مرگ نابهنگام او ما را تکان داد و سوگوار ساخت. این مرگ، یادآوری تلخ هزینهی یک جنگ نفسگیر بود. یک ماه بعد از شهادت شمسی و با اعلام ارقام کشتهشدهگان غیر نظامی سال ۲۰۱۶ از سوی نمایندهگی سازمان ملل، ما بعد از بحثهای داخلی بسیار، فعالیت علنی خویش را با داعیهی ختم جنگ در قلب کابل روی دست گرفتیم.
ما داعیهی ختم جنگ را با فهم هزینهی عظیم این جنگ برای مردم عام و فقیر افغانستان مطرح کردیم. ما با درک این که جوانان در صف نخست جنگجویان و قربانیان اند، ختم جنگ را یک داعیهی نسلی میدانیم. ما اراده داریم تا به میراث خشونت و ویرانی پایان داده و نسل ما آغازگر صلح و پایان خونریزی در کشور باشد. در وضعیتی که ما در پایتخت کشور درخواست ختم جنگ را مطرح کردیم، موضعگیری ما برای بسیاری از حلقات سیاسی در کابل به شمول برخی از مقامات وقت که در امنیت نسبی به سر میبردند و مشغول درگیریها و رقابتهای سیاسی بودند، تعجبآور و غیر مترقبه بود. انتظار از جمعی چون افغانستان ۱۴۰۰ این بود که امتیازهای فضای نسبتاً باز کابل را غنیمت شمرده و نیرویش را صرف دفاع از سنگرها و حمایت از صدای توپ و تفنگ کند، اما دوام جنگ خونین، سفر ما به ولایات و گفتوگوهای درون حرکت، این انگیزه را خلق کرد که داعیهی خویش را با واقعیت گستردهتر افغانستان همسو سازیم. داعیهی ختم جنگ از آرزوهای ما برای دسترسی همهی ساکنان این سرزمین به امنیت، فرصتها و امکان رشد مساوی فرهنگی و اجتماعی سرچشمه میگیرد.
همهی ما خواهان ختم جنگیم، ولی لزوماً همهی پاسخها را نداریم. قدم نخست رسیدن به صلح و پایان خونریزی است که همه آرزوی آن را داریم. صلح، فراتر از ختم خشونت است و بدون دسترسی به عدالت و نهادینهشدن آزادیها متصور نیست. با وجود پیچیدهگی این جنگ و در مواردی نبود یک فهم مشترک از عوامل جنگ در گفتمان سیاسی ما، برای رسیدن به صلح باید به مبحث ختم جنگ پرداخت، باید از میزان خشونت کاست، باید درد مردم بیدفاع و جمعیت غیر نظامی در معرض خطر را که کاروان صلح هلمند از متعهدترین منادیان آن است، حس کرد و از درد مشترک به درمان مشترک رسید. در این روند، باید فضای گفتوشنود را میان گروههای مختلف مردم و طالبان فراهم کرد و همچنان باید داشتهها و دستآوردهای نسل ما را پاسبانی کرد و ارج گذاشت. در روند ترسیم مسیر آینده، نسل ما نباید غایب باشد. نسل ما نه از نشانی حکومت و نه از نشانی طرفهای درگیر در جنگهای گذشته، بلکه باید از نشانی ارزشها و دستآوردهای خودش بخشی از گفتوگو و یافتن راه حل باشد.
آتشبس چند روز اخیر و تماسها میان نیروهای امنیتی و طالبان روند جاری جنگ را به صورت موقتی مختل کرد، اما بدون رسیدهگی به نگرانیها، انتقادها و پرسشهای دشوار این آتشبس سرآغاز صلح پایدار نیست. ما از کاهش خشونت و ایجاد فضای گفتوگو استقبال میکنیم، اما آتشبس در صورتی میتواند گام نخست در یک روند سیاسی برای ختم جنگ باشد که به انحصاریسازی این روند نینجامد. در تلاش برای ختم جنگ باید به تنوع افغانستان به مثابهی قوت این سرزمین ارج گذاشت و آن را متبارز ساخت. حکومت باید دامنهی گفتوگو و مشورهها را گستردهتر کرده و به پرسشها و نگرانیهای فراوان مردم پاسخ دهد. طالبان نیز اگر خواستار کامیابی این روند هستند، تغییرات و ارزشهای افغانستان نوین را به رسمیت شناخته و آمادهی گوشدادن به صداهای تازه و پرسشگر، به شمول صدای زنان و نسل نو باشند.
آتشبس و روند ختم جنگ نباید شکافهای تازه ایجاد کند. باید فضایی به میان بیاید که تمام پرسشها و نگرانیها تا حد امکان مطرح شوند و ما جمعاً به آنها بپردازیم. عدالت، حقوق بشر، مشارکت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زنان، آزادی بیان، حقوق قربانیان و پیش از همه چگونهگی مسیر آینده، پرسشهای جدی برای ساکنان این سرزمین و به ویژه نسل ماست. چگونه میتوان با پاسداری از دستآوردهای ۱۷ سال گذشته، مسیر صلح را تقویت کرد؟ انتخابهای دشواری که ما با آنها روبهروی استیم کدامها هستند؟ چه کسانی در این انتخاب سهیم خواهند بود؟ میان آرزوی ختم جنگ و واقعیت امروز ما، گفتوشنودها و انتخابهای دشوار قرار دارند که پرداختن به آنها نیازمند سهمگیری و مسئولیتپذیری جمعی ماست.
بیتفاوتی نسل ما در برابر روند ختم جنگ و یا جبههگیری بر علیه آن، پاسخی در خور این وضعیت نیست. ما باید با آمیزهای از واقعبینی و امید، این گفتوشنود ضروری نسل خود را آغاز کنیم و در تعیین مسیر آیندهی سرزمین خویش سهم گیریم. ما در افغانستان ۱۴۰۰ قدمهای نخستین را برداشتهایم. ادامهی این راه، همراهان بیشتری میطلبد.
«افغانستان ۱۴۰۰» یک حرکت سیاسی است که در سال ۲۰۱۲ میلادی تاسیس شد و هدف خود را ایجاد محوریت برای بسیج نسل نو افغانستان میداند.







