استاد ضیاءالحق سخا؛ مردی که شاعر زاده شد

محمدحسین نیک‌خواه

در اشعارش گفت: «بر من اگر که سنگ ببارد نمی‌روم‌/‌از آسمان تفنگ ببارد نمی‌روم.» یک سال پیش دلش را در افغانستان جا گذاشت و به اصرار دوستان و آشنایان برای پیوستن به اعضای خانواده راهی امریکا شد.

در نبود او دوست‌دارانش برای وی مراسم گرامی‌داشت برپا و چاپ کتاب جدیدش «برف کاکل» را تجلیل کردند. استاد ضیاءالحق سخا، دانش‌آموخته‌ی اقتصاد است، اما به باور بسیاری شعر در وجودش نهفته است و استعداد ذاتی در سرایش دارد.

رییس جمهوری غنی به پاس فعالیت‌های فرهنگی استاد سخا بالاترین مدال فرهنگی کشور را اهدا کرد؛ مدالی که از دید فرهنگیان حق استاد است و او  باید بیش‌تر از این‌ها قدر شود.

ضیاءالحق سخا لیسانسه دانشکده‌ی اقتصاد دانشگاه کابل است. وی از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۴ خورشیدی به عنوان مستوفیِ ولایت هرات اجرای وظیفه کرده است. با وصف این مقام حکومتی بلند و جایگاه ویژه‌ نزد مردم، همواره تواضع، ادب و اخلاق وی زبان‌زد خاص و عام بود و است.

ضیاءالحق سخا لیسانسه دانشکده‌ی اقتصاد دانشگاه کابل است. وی از سال ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۴ خورشیدی به عنوان مستوفیِ ولایت هرات اجرای وظیفه کرده است. با وصف این مقام حکومتی بلند و جایگاه ویژه‌ نزد مردم، همواره تواضع، ادب و اخلاق وی زبان‌زد خاص و عام بود و است.

از دید فرهنگیان در هرات چهره‌های مطرح علمی و ادبی باید در زمان حیات‌شان تقدیر شوند و پس از مرگ ذکر فضایل و بیان خوبی‌های آن‌ها سودی ندارد.

 

گفت سنگ ببارد نمی‌روم، چرا رفت‌؟

دانشجویان دانشکده‌ی زبان و ادبیات دانشگاه هرات به همکاری انتشارات «آن» برای رونمایی از کتاب  گزیده غزلیات استاد ضیاءالحق سخا، با نام «برف کاکل» و تقدیر از این شاعر توانا مراسمی برپا کردند.

شاعری که در روزگار سختی و جنگ داخلی هم کشور را ترک نکرده بود، چند سال پیش در یکی از شعرهایش گفت: «بر من اگر که سنگ ببارد نمی‌روم‌/‌از آسمان تفنگ ببارد نمی‌روم.» این شعر را درست زمانی سرود که مردم دسته‌دسته افغانستان را به مقصد کشورهای اروپایی ترک می‌کردند.

با این وجود استاد سخا پس از دو سال تحمل رنج دوری خانواده و تنهایی، به خواست دوستانش از افغانستان دل کند و راهی امریکا شد. دوستان استاد باور دارند که مرگ پسر جوانش در پی نشت گاز در حمام، سبب شد اعضای خانواده‌اش افغانستان را ترک کنند.

شاعران و فرهنگیان هرات یک حسرت بزرگ در دل دارند، این‌که چرا استاد سخا در افغانستان نیست و در مراسم تقدیر خودش حضور ندارد. روح‌الامین امینی، مسوول انتشارات «آن» در گفت‌وگو با روزنامه‌ی 8صبح تأکید می‌کند که فرهنگ تقدیر از نخبه‌گان باید در زمان زنده‌گی آنان تقویت شود و گرامی‌داشت از چهره‌های شاخص فرهنگی و ادبی پس از وفات آن‌ها سود چندانی ندارد.

سخا در شعر خود با زبان طنز و کنایه بر وضعیت نابسامان حاکم بر کشور و ناتوانی حاکمان در بهبود وضعیت مردم و حتا زاهدانی که ریاکارانه نقاب زهد بر چهره آویخته‌اند، می‌تازد و آنان از گزند شعرش در مان نمی‌مانند.

 

شاعری که شعر در وجودش است

استاد سخا شاعری توان‌مند و چیره‌دست است که از دید خیلی‌ها به ‌جز واصف باختری، در افغانستان کسی هم‌پایه او نیست. هرچند او دانش‌آموخته‌ی اقتصاد است، ولی چنان دست بالایی در سرودن انواع گوناگون شعر دارد که خیلی از دانش‌آموخته‌گان ادبیات با دیدن و شنیدن اشعارش، انگشت حیرت به دهان می‌گیرند.

دکتر عبدالغنی خسروی، رییس دانشکده‌ی زبان و ادبیات دانشگاه هرات، باور دارد استاد سخا شاعرترین شاعری است که شاعر زاده شده است. چنین وصفی از یک شاعر توسط کسی که خبره‌ی زبان و ادبیات است‌، نشان‌گر قوت کار استاد سخا است.

دکتر صلاح‌الدین جامی، استاد دانشگاه، وجود ویژه‌گی‌های احساس، عاطفه، مسایل اجتماعی، تصویر، موسیقی و «رمانتیسیزم»  را در شعر استاد سخا سبب قوت آن می‌داند. از دید او سیدضیاءالحق سخا، شاعری والامقام و ارزشمند در حوزه‌های کشورهای فارسی‌زبان است و آوازه‌ی او از مرزهای جغرافیایی افغانستان فراتر رفته است.

استاد سخا در کنار سرودن غزل‌های ناب و عاشقانه، در سرودن اشعار نیمایی هم دست بالایی دارد و او را می‌توان در رده‌ی شاعران چیره‌دست در این حوزه برشمرد.

مصطفی جهش و زهره رحمتی، از دانشجویان زبان و ادبیات فارسی در دانشکده‌ی زبان و ادبیات دانشگاه هرات، باور دارند که جوانان به ویژه دانشجویان باید با فرهنگیان و شاعران معاصر کشور آشنا شوند. آن‌ها در مراسم گرامی‌داشت از استاد سخا، دو مقاله ارایه کردند.

در این مراسم به گونه‌ای ساختار‌شکنی شد و برای دانشجویان میدان داده شد تا مقاله‌های  خود را در حضور بزرگان ادبیات هرات ارایه کنند.

 

دوبیتی‌های پری‌جو

دوبیتی‌های هراتی به دلیل استفاده توسط آهنگ‌سازان مشهور کشور، برای مردم شناخته‌شده‌اند. شماری از دوبیتی‌های هراتی را در آهنگ‌های امیرجان صبوری، فرهاد دریا، اسد بدیع و محلی‌خوان‌های هراتی می‌توان جست‌وجو کرد. علاوه بر آن، بسیاری از زنان و مردان پا به سن گذاشته‌ی هراتی معمولاً دوبیتی‌های سرگردانی را حفظ دارند که طی دست‌کم نزدیک به یک قرن گذشته همواره دست‌به‌دست شده است. بسیاری از این دوبیتی‌ها چاشنی زنده‌گی روزانه آوازخوانان، چوپانان، دهقانان و کارگران ساده بوده است.

یک‌ سال قبل استاد سخا با دوبیتی‌های عاشقانه‌ی «پری‌جو» که با گویش هراتی سروده شده بود، غوغا به پا کرد. به قول معروف «دود از کنده بلند شد» و استاد در روزگار پیری حس عاشقانه‌اش گل کرد و دوبیتی‌های پری‌جو را سرود.

سخا در مقدمه‌ی کتاب پری‌جو چنین نگاشته است: «از پیام‌های دوستانه لذت بردم و از شوخی‌های بامزه نیز؛ گاهی هم بی‌مزه‌ها که خوش‌بختانه اندک بودند و از شوخی‌های آزاردهنده هم چشم پوشیدم. به تعبیر دوستانی که این دوبیتی‎‌ها را کسر شأن و باعث خدشه‌دار شدن شخصیت می‌پنداشتند اعتنایی نکردم. نیز گیردادن‌های یاران به «سوژه‌ پری‌جو» را تحمل کردم…

بازهم سرودم تا ناگهان به خود آمدم و تشویش برایم خلق شد که نکند بیش از حد نوشته باشم؟! نکند دارم بیهوده‌ها را قلم می‌زنم؟ نکند دارم با این سن‌و‌سال، مسخره‌بازی می‌کنم؟ نکند دارم سر پیری معرکه‌گیری و نکند…»

علاوه بر آقای سخا، شاعران دیگری نیز به سرایش دوبیتی محلی هرات پرداختند‌، از جمله مهران پوپل شاعر جوان و کم‌سن‌وسال هراتی با دوبیتی‌هایش برای «پریسا» که به باور بسیاری‌، دست‌کمی از شاعران زبده هراتی نداشته است.

مجموعه‌ی «آ دلارام» از محمدآصف رحمانی‌ پارسی نیز که پس از پری‌جو چاپ و نشر شد، با استقبال گسترده‌ی دوست‌داران شعر و ادب رو‌به‌رو شد.

از مشهور‌ترین آثاری که در زمینه دوبیتی هراتی پیش از این به چاپ رسیده «سر کوه بلند» اثر ورونیکا دَبِل‌دَی است که به انگلیسی نیز ترجمه شده‌ است. ورونیکا دبل دی، در واقع ۵۰ دوبیتی مشهور هراتی را در این اثر گردآوری کرده است. او در بین سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۷ شوهرش جان بیلی را در سفر به افغانستان همراهی کرد و دو سال را در هرات اقامت گزید. او در جریان اقامت در هرات با جزییات زنده‌گی مردم هرات آشنا شد و تحقیقات زیادی را در‌باره فرهنگ بیانی- آوازخوانی – زنان افغان انجام داد. او با همسرش جان، نواختن موسیقی افغانی را یاد گرفت. ورونیکا آوازهای سنتی افغانی را با زبان فارسی و لهجه‌ی هراتی می‌خواند و دایره می‌نوازد.

***

اگى گرمه، اگى سرده، پرى جو!

دوباره وَر نمى‌گرده، پرى جو!

بیا قدر همى عُمرَ بفهمیم

که دنیا خیلى نامرده، پرى جو!

***

الگوی اخلاق و تواضع

استاد محمدناصر رهیاب، استاد دانشگاه و از دوستان نزدیک استاد سخا که خاطرات زیادی با او دارد، چند دقیقه در مورد استاد با من گفت‌وگو کرد. صحبت‌های استاد رهیاب در مورد استاد سخا چنان شنیدنی و جالب بود که شماری از دانشجویان برای شنیدن آن هنگام گفت‌وگو دورش حلقه‌ زدند.

استاد رهیاب، در آغاز سخنان خود گفت: «استاد سخا آدم بسیار نازنینی است. آدم بعضی وقت‌ها بعضی چیزها را آرزو می‌کند، من یکی از چیزهایی که همیشه آرزو کردم و می‌کنم این است که می‌توانستم آدم خوبی مثل استاد سخا باشم.»

آقای رهیاب افزود: «استاد سخا آدمی بی‌ادعا، صمیمی، دوستی راستین و فرهنگی واقعی است. چنین کسی با چنین جایگاه والایی که دارد با این همه شکسته‌گی با این‌همه تواضع و فروتنی هرگز پیدا نمی‌شود.»

از دید استاد رهیاب یکی از مؤلفه‌های مهم شعر سخا، تبارز مسایل اجتماعی در شعر او است و سخا شاعر شعر درد است. به گفته‌ی او، شعر سخا از لحاظ اجتماعی چنان وسیع است که می‌توان کتابی ضخیم در مورد آن نگاشت.

از ضیاءالحق سخا در سال‌های اخیر آثار متعددی نشر شده است. سه مجموعه شعری آقای سخا با نام‌های «چهار فصل زشت تقویم»، «از خط روی سنگ» و «کوکوی تلخ قمری» در سال ۱۳۹۶ در هرات چاپ شد. پیش از این سه اثر نیز از سخا نزدیک به ۱۰ اثر شعری دیگر به چاپ و نشر رسیده، اما هیچ‌کدام آثارش مطلقاً با گویش محلی هراتی نبوده است.

***

بی‌تو گل من! غزل بسازم تلخ است

منظومه‌ی بی‌مثل بسازم، تلخ است

بی‌غنچه‌ی لب‌های شکر‌آمیزت

زنبور شوم عسل بسازم، تلخ است

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن