نظم جهانی پسا کرونا

عنایت‌الله اکبری

بیماری همه‌گیر کرونا یکی از خطرناک‌ترین مصیبت‌های بشریت در قرن بیست‌ویک به ‌شمار می‌رود و با نگاهی به همه‌گیری‌های گذشته درمی‌یابیم که یک قرن پیش، در سال ۱۹۱۸، همه‌گیری مثل امروز، موسوم به آنفلوانزای اسپانیایی(Spanish Flu)  جان بیش از ۵۰ میلیون نفر را در سراسر جهان گرفت و تأثیر ژرفی بر جهان گذاشت. مرزهای قدرت‌های پادشاهی را تغییر و فقر و بی‌کاری را افزایش داد، جنبش‌های استقلال‌طلب در مستعمرات سابق را تقویت و کشورها را مجبور به سیاست‌گذاری برای مراقبت‌های بهداشت جهانی کرد و در نهایت منجر به پیش‌رفت در اپیدمیولوژی، ویروس‌شناسی و تولید واکسن شد. یک‌صد سال پس از آن، روند کشنده و ویران‌گر همه‌گیر کرونا در مناطق مختلف جهان شروع و تاکنون جان بیش از دو میلیون نفر را در سراسر جهان گرفته است. ویروس کرونا که به‌نام «COVID-19» شناخته می‌شود، مرکب از کلماتی چون CO مخفف corona، VI مخفف virus و D مخفف disease است و ۱۹، سال انتشار آن را که ۲۰۱۹ است، بیان می‌کند. کووید-۱۹ یک بیماری عفونی ناشی از ویروسی به‌نام «سندروم حاد تنفسی» است که ابتدا در دسامبر ۲۰۱۹ در شهر ووهان مرکز ولایت هوبی چین، انتشار یافت.

عده‌ای با توجه به پیامد‌های ژرف سیاسی و اقتصادی آنفلوانزای اسپانیایی، از همه‌گیری کرونا به‌ عنوان تغییردهنده بازی سیاسی جهان نام برده‌اند و تاکنون بحث‌های زیادی نیز در خصوص تأثیر آن بر نظم جهانی صورت گرفته است. از زمان ظهور، کرونا از بسیاری جهات بر جهان تأثیر گذاشته است. تأثیر آن بر اقتصاد جهانی بسیار فاجعه‌بار بوده است، به ‌طوری که امکان بازگشت به مسیر درست اقتصادی قبل از آن، دشوار به نظر می‌رسد. علاوه بر آن، سیاست جهانی نیز با شیوع آن متزلزل شده و نگرانی‌های تازه‌ای را در خصوص آینده نظم جهانی معاصر ایجاد کرده است.

اصطلاح نظم جهانی از مفاهیم اساسی روابط بین‌الملل است که به توزیع قدرت بین قدرت‌های جهانی اشاره دارد و به توصیف وضعیت جهان در طی یک دوره زمانی مشخص می‌پردازد. به گفته هنری کیسینجر، نظم جهانی بر دو مولفه استوار است: یکی مجموعه‌ای از قوانین معمولاً پذیرفته‌شده که حدود عمل مجاز قدرت‌ها را مخشص می‌کند و دوم، توازن قوا که در صورت نقض قوانین پذیرفته‌شده، محدودیت‌ها را اعمال می‌کند. هنری کیسینجر در کتاب «جهان بازسازی‌شده» می‌نویسد که نظم و ثبات، ناشی از میل دست‌یابی به صلح یا عدالت نیست، بلکه ناشی از «مشروعیت عمومی پذیرفته‌شده» است که براساس تعادل نیروها شکل می‌گیرد. اصطلاح نظم نوین جهانی از اواخر جنگ سرد به این طرف مرتباً سر زبان‌ها بوده است. دوران جنگ سرد که از سال ۱۹۴۷ آغاز شد و تا سال ۱۹۹۱ ادامه داشت، دارای عناصر خاصی بود که دنیای غرب و شرق را شکل ویژه‌ای بخشید. مهم‌ترین مولفه جنگ سرد، بدون شک، تحولات ایدیولوژیک و هم‌چنین مسابقات تسلیحاتی میان ایالات متحده امریکا و اتحاد جماهیر شوروی بود. پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی حدود سه دهه قبل، جهان دو قطبی بلافاصله به تک قطبی تغییر کرد و یک نظم جهانی به اصطلاح لیبرال به رهبری امریکا مسلط شد و گسترش یافت. بنابراین، اصطلاح نظم نوین جهانی به معنای فروپاشی کمونیسم، جهانی‌شدن و بین‌المللی‌شدن، اقتصاد جهانی باز، دیپلماسی چندجانبه و سیستم جهانی یک قطبی است که توازن قدرت نیز در آن تا حدودی مهم و اساسی است.

اکنون پس از گذشت سه دهه، جهان از معیارهای نظم توافق‌شده قبلی فاصله گرفته و مجموعه‌ای از تصمیمات قدرت‌های بزرگ موجب نقض آن محدودیت‌ها شده است. شواهد متعددی وجود دارد که این ادعا را تقویت می‌کند، به عنوان مثال، روسیه، شبه‌جزیره کریمه را به طور غیرقانونی ضمیمه خاک خود کرد که اولین اقدام در اروپا از زمان جنگ جهانی دوم و نقض آشکار اصل قبول‌شده در برابر فتح سرزمین به شمار می‌رود. همین‌طور، چین طی دهه گذشته برای پیش‌برد ادعاهای ارضی خود و به دست‌آوردن کنترل خطوط حیاتی دریایی، درگیر پروژه احیای زمین در دریای چین جنوبی است که نقض‌کننده قوانین بین‌المللی می‌باشد. چین هم‌چنین فعالیت‌های خارج از چارچوب نظم اقتصادی بین‌المللی را ترجیح می‌دهد و تا حد زیادی معیارهای بانک جهانی و حتا بانک سرمایه‌گذاری زیرساخت‌های آسیایی را در پروژه ابتکار یک کمربند و یک راه، نادیده گرفته است. انتخاب دونالد ترمپ و اتخاذ سیاست خروج از معاهدات جمعی، Brexit و ظهور دولت‌های استبدادی در اروپای شرقی، به‌ویژه در لهستان و مجارستان از دیگر موارد مهم نقض نظم نوین جهانی به ‌شمار می‌رود. در کنار این عوامل، به نظر می‌رسد که همه‌گیری کرونا بر هرج‌و‌مرج تأثیرگذار بر نظم لیبرال افزوده باشد. در حال حاضر نظم جهانی در مرحله گذار قرار گرفته است. هنری کیسینجر[۱]، معمار نظم پس از جنگ سرد، معتقد است که «بیماری همه‌گیر کرونا برای همیشه نظم جهان را تغییر خواهد داد».

پیش‌بینی دقیق در مورد این‌که پس از کرونا چه نوع نظم جهانی ظهور خواهد کرد، دشوار به نظر می‌رسد. با این وجود، یک چیز واضح است که وقتی همه‌گیری کرونا پایان یابد، ما به دنیایی که در سال ۲۰۱۹ زنده‌گی می‌کردیم، بر نخواهیم گشت. به گفته استفن والت[۲] جهان پس از کرونا، کم‌تر باز، مرفه و آزاد، ولی بیش‌تر رقابتی خواهد بود. بنابراین، انتظار می‌رود که ترتیب و شکل نظم جهانی پس از کرونا با آن‌چه در گذشته داشتیم، بسیار متفاوت باشد.

دنیای تک قطبی، دیگر مناسب نظم جدید بین‌المللی نخواهد بود، بلکه جنگ سرد جدید بین چین و ایالات متحده و یا در سطح کلان‌تر یک سیستم دو قطبی، بین قطب دموکراتیک ترانس اتلانتیک، متشکل از ایالات متحده و اتحادیه اروپا و نیز قطب اقتدارگرای اوراسیا، متشکل از چین و روسیه و با مشارکت یک‌ تعداد کشورهای اوراسیا به وجود خواهد آمد. شیوع همه‌گیری کرونا مشکلات جدی را فراروی برتری ایالات متحده امریکا به ‌عنوان بانی نظم جدید جهانی قرار داد. در ابتدا امریکا و دیگر شرکای غربی‌اش برای مهار کرونا توجه جدی نکردند و مشخصاً وقتی ایتالیا برای مهار این ویروس از ناتو طالب کمک شد، ایالات متحده بنابر سیاست «نخست امریکا»، سکوت اختیار کرد و هیچ کمکی به آن کشور، کشورهای هم‌پیمان و نیز سایر کشورهای آسیب‌پذیر نکرد. این در حالی است که یکی از ویژه‌گی‌های رهبری جهان همانا ارایه پاسخ فوری به کشور‌های درگیر با بحران است که امریکا در پاسخ به آن ناکام ماند. در مقابل، روسیه و چین دو کشوری بودند که در بحرانی‌ترین وضع با فرستادن تیم‌های صحی و بسته‌های ادویه به کمک ایتالیا در جنگ با کرونا شتافتند. بدون تردید، این کار می‌تواند در آینده به تسریع روابط تجاری آن دو کشور با کشورهای عضو اتحادیه اروپا بینجامد. در واقع، بیماری همه‌گیر کووید-۱۹ به چین کمک کرد تا با اکثر کشورها روابط برقرار کند و مفهوم «این فقط چین است که می‌تواند کمک کند» را به ذهنیت اکثریت شهروندان جهان تعمیم ببخشد.

بنابراین، ویژه‌گی بارز نظم جهانی پس از کرونا، همانا رقابت شدید بین ایالات متحده و چین خواهد بود و از همین حالا واضح است که اگر روابط بین آن‌ دو ابرقدرت رو به زوال باشد، در آن صورت تأثیر ژرفی برای بقیه جهان خواهد داشت. یکی از مناطقی که رقابت در آن بیش‌تر دیده خواهد شد، آسیا است و ادامه روابط تنش‌زا بین دو ابرقدرت، این منطقه را در معرض خطر جدی قرار خواهد داد. به عنوان مثال، ایالات متحده سعی خواهد کرد تا از تبدیل‌شدن چین به یک «هژمون منطقه‌ای» در آسیا جلوگیری کند، از این‌رو، خواهد کوشید تا روابط نزدیک امنیتی با کشورهای چون جاپان، هند، کوریای جنوبی، سنگاپور، استرالیا و عده‌ای از قدرت‌های آسیایی برقرار کند تا چین را در حوزه پیرامونی خودش مصروف نگه دارد و از ظهور آن به عنوان ابرقدرت جلوگیری کند. در مقابل، پکن تلاش خواهد کرد تا روابط ایالات متحده با شرکای آسیایی‌اش را تضعیف و نقش این کشور در منطقه را به چالش بکشد. بدون شک، افغانستان یکی از آن کشورهایی است که رقابت استخباراتی و نیابتی میان امریکا و چین در آن بیش‌تر ملموس خواهد بود. چنان‌چه در هفته‌های گذشته گزارشی نشر شد که از بازداشت جاسوسان چینی از سوی نیروهای امنیت ملی افغانستان خبر می‌داد که این خود زنگ خطر را حتا پیش از پایان بیماری کرونا به صدا در آورده است. وظیفه دولت‌مردان افغانستان است تا از همین حالا برای جلوگیری از تبدیل‌شدن افغانستان به میدان رقابتی آن دو ابرقدرت، برنامه و استراتژی بسازند.

با این وجود، پیش‌بینی می‌شود که نظم پسا کرونا شاهد رقابت فزاینده‌ای برای دست‌یابی به قدرت، نفوذ و امنیت خواهد بود که بدون شک می‌تواند محدودیت‌های قابل توجهی را بر عمق هم‌کاری‌های جهانی ایجاد کند. چنان‌چه به عقیده میرشایمر[۳] نظم جهانی آینده‌، سرشت «واقع‌گرایانه» خواهد داشت که اساساً توسط یک رقابت دایمی کم و بیش برای کسب قدرت تعریف می‌شود و تنها اجازه هم‌کاری محدود در سطح جهانی را خواهد داد. به نظر می‌رسد که این هم‌کاری تنها در حوزه نفوذ هر دو قدرت متذکره اصلی، یعنی چین و امریکا گسترده‌تر و عمیق‌تر خواهد بود، نه در سطح جهانی و این امر به نظم جهانی منجر خواهد شد که در آن خطوط منطقه‌ای و یا ایدیولوژیکی از مشخصه بارز آن خواهد بود.

احتمال دیگر در مورد جهان پس از کرونا این است که ممکن است جهانی‌شدن به عنوان یکی از مولفه‌های نظم نوین جهانی که به هم‌کاری در سطح بالاتر و مقیاس بزرگ‌تر اشاره دارد، به سمت منطقه‌ای شدن و حتا ملی‌شدن تغییر کند. چنان‌چه با گسترش همه‌گیری کرونا مشاهده کردیم که اکثر کشورها به سیاست‌های حمایتی از شهروندان خود روی آوردند تا عمل‌کردن به تعهدات بین‌المللی؛ به همین خاطر سیاست‌های مختلفی، از جمله بستن مرزها و اعمال محدودیت‌ها بر رفت‌وآمد مردم و انتقال کالاها، برای مقابله با بیماری کرونا اتخاذ کردند. بنابراین، پیش‌بینی می‌شود که با پایان‌یافتن همه‌گیری کرونا، ممکن است جهان شاهد کاهش هم‌کاری در مقیاس جهانی و اهمیت یافتن منافع ملی و حاکمیت ملی باشد.

در جهان پس از کرونا، نقش نهادهای بین‌المللی به طور فزاینده‌ای بازنگری خواهد شد و از همین حالا سوالات زیادی در مورد نقش نهادهای جهانی چندجانبه، به‌ویژه سازمان ملل متحد (UN) و سازمان بهداشت جهانی (WHO) که نتوانستند کرونا را مهار کنند، مطرح شده است. همه‌گیری کرونا ثابت کرد که چگونه نهادهای جهانی در مقابله با این فاجعه ضعیف برخورد کردند. چنان‌چه استوارت ام. پاتریک استدلال می‌کند که «همه‌گیری کرونا هم محدودیت‌های سیستم چندجانبه و هم هزینه‌های شکست وحشتناک آن سیستم را نشان داده است». گفتنی است که پیش از این نیز ناتوانی سازمان ملل در امر جلوگیری از درگیری‌ها و کنترل روند پناهنده‌گان و نیز ناتوانی سازمان بهداشت جهانی در پیش‌بینی و جلوگیری از همه‌گیری کرونا و سایر همه‌گیری‌های قبلی مورد توجه و انتقاد مردم قرار گرفته بود.

در جهان پس از کرونا، پیش‌بینی می‌شود که لیبرال دموکراسی، به عنوان نظم غالب فعلی، کاهش خواهد یافت و در عوض دموکراسی غیرلیبرال یا رژیم‌های استبدادی و آن‌هایی که با موفقیت توانستند کرونا را مهار کنند، ظهور خواهند کرد؛ هرچند حرکت به سوی نظام‌های غیرلیبرال و استبدادی سال‌ها قبل از شیوع کرونا افزایش یافته بود. چنان‌چه نظم جهانی پس از جنگ سرد که از آن به‌ عنوان نظم لیبرال دموکراسی یا لیبرال امریکایی نیز یاد‌ می‌شود، با چالش‌های زیادی از جمله بحران مهاجرت، بحران اقتصادی، رأی‌گیری Brexit، انتخابات ۲۰۱۶ امریکا و ظهور رهبران غیرلیبرال در اروپای شرقی مواجه شده بود و اعضای (BRICS)، (برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) به عنوان رقیب بالقوه آن نظم لیبرال، سیاست‌های متضادی را اتخاذ و در چندین نشست‌ جهانی نارضایتی‌شان را در خصوص ساختار معیوب سازمان ملل و نظم جهانی به‌ رهبری امریکا ابراز کردند. به عنوان مثال، برخی از ناظران معتقدند که چین به سمت یک دیکتاتوری توتالیتر در حرکت است و ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه، این کشور را نیز به همان جهت حرکت داده و همین‌طور دموکراسی‌های هند و برازیل با تصمیمات نخست‌وزیر نارندرا مودی و رییس جمهور ژایر بالسونارو در حال تغییر از مسیر دموکراتیک به جهت‌های غیردموکراتیک است. از طرف دیگر، در مبارزه با کووید-۱۹ کشورهای غیرلیبرال هم‌چون چین، روسیه، سنگاپور، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، تایوان و کوریای جنوبی در مقایسه با دموکراسی‌های لیبرال مانند ایالات متحده امریکا، انگلستان و اتحادیه اروپا با نرخ مرگ و میر پایین، به طور کامل یا جزئی موفق عمل کردند و توانستند از شیوع بیش‌تر کرونا جلوگیری کنند. در حالی که شیوع بیماری کرونا در کشوری‌های لیبرال فوق، از کنترل خارج و منجر به مرگ هزاران نفر شد که این خود ناکامی نظام‌های لیبرال دموکراسی را نشان می‌دهد.

منابع و پیوست‌ها:

[۱] Kissinger, Henry A. (April 3, 2020). The Coronavirus Pandemic Will Forever Alter the World Order, Available at https://www.wsj.com/articles/the-coronavirus-pandemic-will-forever-alter-the-world-order-11585953005.

[۲] Stewart M. Patrick, ‘When the System Fails: COVID-19 and the Costs of Global Dysfunction’, Foreign Affairs, 99 (4), July/August, 2020, pp. 40-50.

[۳] Mearsheimer, John J.(2019). The Coronavirus Pandemic Will Forever Alter the World, Online Available https://www.wsj.com/articles/the-coronavirus-pandemic-will-forever-alter-the-world-order-11585953005.

دکمه بازگشت به بالا