روز جهانی پُف – طنز

موسی ظفر

ما در عصر پف زنده‌گی می‌کنیم. از آکسیجن و آب که بگذریم، پف تبدیل به مهم‌ترین عنصر برای زنده‌گی بشر شده است. دفتر یونیسکوی سازمان ملل با درنظرداشت اهمیت این عنصر بی‌رنگ و بی‌بو (گاهی بودار) دهم جولایی را «روز جهانی پُف» نام‌گذاری کرده است. ضمن تبریک گفتن این روز به محضر رئیس‌جمهور افغانستان، رئیس محترم اجراییه، وزرای گرامی، رئیس د افغانستان بانک، روزنامه‌نگاران کشور مخصوصاً همکاران هشت صبح و مردم متدین افغانستان، از شما دعوت به عمل می‌آوریم که به مقاله وزین «نقش سیاسی و غیرسیاسی پف در افغانستان معاصر» توجه کنید.

افغانستان یک کشور محاط به خشکه است که این روزها از طریق دهلیزهای هوایی با جهان معامله می‌کند. این کشور فِکس پنج‌هزار سال تاریخ دارد و همیشه پوز دشمن را مالیده است. شفتالوی افغانستان در بازار جهانی به اسم طلای گِرد شناخته می‌شود. پادشاهان افغانستان انسان‌های عادل، صلح‌دوست، همدیگرپذیر، مهربان و باسواد بوده‌اند و همیشه سعی نموده‌اند تا مردم را از بدبختی نجات دهند.

 در افغانستان چهار قوم بزرگ زنده‌گی می‌کنند که در طول تاریخ از همدیگر با آغوش و دندان‌های باز استقبال کرده‌اند. آب افغانستان خیلی هضمیت دارد و برف افغانستان یک‌ رقم سفید است که هر کس می‌بیند می‌گوید، «اوی برپدرش لعنت هوی». در کنار این همه انسانیت، افغانستان تولید‌کننده بیش‌ترین و باکیفیت‌ترین پف در جهان است و از صادرات آن سالانه حدود پنج میلیارد دالر درآمد دارد.

نقش غیرسیاسی پف در افغانستان

پف یک انرژی پاک است که در زنده‌گی مردم افغانستان کاربرد زیادی دارد. کبابی از آن برای گرم نگه‌داشتن کوره استفاده می‌کند و پنچرمین برای پاک کردن کلاه موتر. برای تجلیل از زادروز، مردم آن را داخل پوقانه می‌کنند و پوقانه را می‌ترکانند تا فضا صمیمی‌تر شود. پف‌درمانی نیز خیلی شایع است. کسانی‌که دست‌شان در آتش یا آب جوش می‌سوزند، اولین دارو که روی آن می‌گذارند پف است. کاربران فیسبوک و انستاگرام پف‌شان را در «استوری» پست می‌کنند تا از این طریق پز بدهند. آن‌هایی که چای می‌نوشند، در حد مسخره‌ای لب‌های‌شان را غنچه می‌کنند و روی پیاله پف می‌کنند تا چای داغ کِرم معده‌شان را نسوزاند.

یک عده‌ی دیگر، که نمونه‌اش در دفتر استاد دانش زیاد دیده می‌شود – معتقد‌اند که اگر آب را پف کنند و بنوشند از شر بلایای غیرطبیعی در امان می‌مانند. پف ملایی نیز داریم که روزهای جمعه و در روزهای خاص مذهبی توسط تعدادی از روحانیون محترم از طریق بلندگو وزیده می‌شود.

نقش سیاسی پف در افغانستان

پف و سیاست پیوند ناگسستنی دارند. تاریخ‌نویسان هنوز نتوانسته‌اند دریابند که پف مولود سیاست است یا سیاست زاده‌ی پف. در افغانستان هر کس پف قوی‌تر داشته باشد سیاستمدار پخته‌تر به شمار می‌رود. در زمان شاهی فقط یک نفر می‌توانست پف کند – که خود شاه بود.

 پس از کودتای هفت ثور پف اندکی بی‌حیثیت شد و هر پفیوزی می‌توانست پف کند. در زمان حکومت مجاهدین حق پف جزء حقوق اساسی شهروندان شد و هر کس به ‌اندازه مورچه دهان داشت می‌توانست پف کند. کارشناسان این دوره را بنام دوره طلایی پف یاد می‌کنند.

 انارشیسم در پفیدن باعث شد تا طالبان ظهور کنند. طالبان معتقد بودند که فقط پف امیرالمومنین پف است، بقیه پف‌ها باد است. و این‌گونه دوره سیاه پف شروع شد. در این دوره مردم وقتی می‌خواستند پف کنند، دروازه و کلکین خانه خود را می‌بستند، روی خود کمپل می‌کشیدند و در تاریکی مطلق پف می‌کردند.

پس از طالبان و با روی کار آمدن حکومت حامد کرزی مردم یک‌بار دیگر جان گرفتند و شُش‌های خود را تازه کردند. آمریکایی‌ها برای کسانی‌که پف یاد نداشتند، کورس‌های آموزش پف دایر می‌کردند. کسانی‌که در گذشته آه در بساط نداشتند، در این دوره استاد شدند.

بی‌استعدادترین آدم‌ها که تا بیست سال پیش وقتی پف می‌کردند فشارشان پایین می‌رفت حالا صاحب سبک شدند و برای خود مکتب تأسیس کردند که هر کدام هزاران‌هزار پیرو دارد. کسی به اسم امپراتور «پف‌های رنگی» اختراع کرد. وی توانست پف را  زرد و نارنجی و سرخ رنگ کند و به کودکان شادی ببخشد. امیر غارنشین در یازده سال غارنشینی توانست صدوهجده جلد کتاب در مورد پف بنویسد.

 آقای متفکر «پف‌های هوایی» اختراع کرد که می‌توانست از طریق دهلیز هوایی این طرف آن طرف بدود. «پف عطری» اختراع آقای انشاالله انشاالله بود. وی توانست پف را لباس مارک‌دار بپوشاند، گل یخن و عطر بزند و به پیروان خود تقدیم کند. دوست ما آقای ژنرال اولین کسی بود که در پف دکتورا گرفت و قضیه را علمی کرد. «پف خیالی» محصول کارهای شبانه‌روزی آقای شهنشاه معارف بود. وی با خیالی کردن پف که خودش یک شئ خیالی است، توانست نامزد جایزه نوبل در فزیک شود.

اکنون که گفت‌وگو‌های صلح به مرحله حساس رسیده است، «پف صلح» خیلی خریدار دارد. هر تیم انتخاباتی سعی دارد خوب‌ترین، چرب‌ترین و خواستنی‌ترین پف را تحویل جامعه بدهد و در بدلش رأی تقاضا کند.

 تیم انتخاباتی حنیف اتمر پف را به شرط کارد می‌فروشد. تیم آقای غنی که امکانات بیش‌تر در اختیار دارد، پف می‌دهد و به مردم می‌گوید، «ببرید یک هفته استفاده کنید، خوش‌تان آمد نگه دارید، نیامد پرتین د اشغالی.»

تیم داکتر عبدالله اما چشم به سفارت آمریکا دوخته است. وی معتقد است که هیچ پفی از پف کاکا ترامپ بالاتر نیست. اکنون دیده شود افغانستان با این‌همه پف به کجا می‌رسد.

Comments are closed.