تنش‌های سیاسی و صلح

فردوس کاوش

به نظر می‌رسد که رییس‌جمهور غنی از جانب ایالات متحده و مراجع دیگر این تضمین را دریافت کرده است که طالبان با نماینده‌گان حکومت افغانستان پس از امضای موافقت‌نامه‌ی پایان جنگ با ایالات متحده مذاکره خواهند کرد. پیش از این تصور همه این بود که گروه طالبان با حکومت مذاکره نمی‌کند بلکه با گروه‌ها مذاکره می‌کند و نماینده‌گان حکومت را هم به عنوان نماینده‌ی گروه‌ها در نظر می‌گیرد. ولی با موافقت ارگ با بحث کاهش خشونت و آماده‌گی رییس‌جمهور غنی برای مذاکره با جهت‌های مختلف در مورد رهایی زندانیان طالب، ارگ تضمین دریافت کرده است که گروه طالبان هم با نماینده‌گان حکومت مذاکره خواهد کرد. به نظر می‌رسد که حامیان طالبان به این نتیجه رسیده‌اند که مذاکره در مورد آتش‌بس،‌ رهایی زندانیان و گسترش خدمت‌رسانی دولت به مناطق زیر تسلط طالبان و دست‌رسی اهالی ساکن در مناطق زیر سلطه‌ی طالبان به شهرها به مذاکره‌ی حکومت و طالبان بسته‌گی دارد. ریاست جمهوری در مشورت با سیاست‌مداران و دیگر نیروهای سیاسی در مورد مذاکره با طالبان مشکل ندارد. آقای غنی حتماً مایل است که با سیاست‌مداران بیرون از حکومت در مورد طرح رسیدن به صلح با طالبان هم گفت‌وگو کند،‌ اما به نظر نمی‌آید که رهبری هیات مذاکره‌کننده‌ی جانب جمهوری اسلامی افغانستان را به یک سیاست‌مدار غیر حکومتی بسپارد.

چنین می‌نماید که آقای غنی تصمیم گرفته است که اجازه ندهد از نشانی جمهوری اسلامی افغانستان چند هیات برای مذاکره با طالبان گماشته شود. سفیر خلیل‌زاد هم در سفر آخرش به کابل به این نکته تاکید کرد که باید از نشانی جمهوری اسلامی افغانستان یک هیات و یک طرح وجود داشته باشد. برای توحید طرح‌ها ارگ مشکلی ندارد. آقای غنی همواره گفته است که ذهنش انباشته از طرح است و حاضر است که طرح خودش را با سیاست‌مداران دیگر مقایسه کند. اما تشکیل هیاتی که مورد قبول همه‌ی سیاست‌مداران و نیروهای سیاسی باشد، بسیار دشوار است. ریاست جمهوری با هیاتی که یک‌دست نباشد و رهبری آن را حکومت به دوش نداشته باشد موافق نیست و به نظر می‌آید که ارگ حمایت امریکا و قدرت‌های اروپایی را هم در این مورد جلب کرده است. اختلاف مهم دیگر سیاست‌مدارهای بیرون از حکومت با ارگ در مورد صلاحیت هیات مذاکره‌کننده است. هیات مذاکره‌کننده‌ی جمهوری اسلامی افغانستان از نظر ارگ صلاحیت محدود دارد و موافقت‌نامه‌ی جامع پایان جنگ را باید لویه‌جرگه و پارلمان افغانستان تایید کند، ‌اما سیاست‌مدارهای بیرون از حکومت خواستار صلاحیت بی‌حد و حصر هیات مذاکره‌کننده هستند و می‌خواهند که موافقت‌نامه‌ی جامع صلح نیاز به تصویب لویه‌جرگه و پارلمان نداشته باشد.

از نظر ارگ امضای موافقت‌نامه‌ی جامع صلح پایان کار نیست و این سند را باید پارلمان و لویه‌جرگه به تصویب برسانند، اما از نظر سیاست‌مداران بیرون از حکومت امضای موافقت‌نامه‌ی صلح پایان کار است و نیازی به تصویب ندارد. سیاست‌مداران بیرون از حکومت به این باور اند که در مذاکره با طالبان حتما بحث اداره‌ی موقت/ترتیبات انتقالی به میان می‌آید. در گذشته هم بسیاری‌ها به این باور بودند که طالبان حاضر اند روی مکانیسم توقف جنگ و شراکت در اداره‌ی کشور مذاکره کنند و از نظر این گروه مکانیسم مناسب تشکیل اداره‌ی موقت است. سیاست‌مدارانی که می‌خواهند در هیات مذاکره حضور داشته باشند، هدف‌شان این است که در صورت توافق روی اداره‌ی موقت و ترتیبات انتقالی جایی در مناسبات قدرت داشته باشند. اما به نظر نمی‌رسد که ارگ با مکانیسم‌هایی که در قانون اساسی پیش‌بینی نشده است، موافقت کند. تشکیل اداره‌ی موقت به معنای لغو نظم مبتنی بر قانون اساسی است. آقای غنی بارها گفته است که هیچ مرجعی صلاحیت لغو قانون اساسی و نظم مبتنی بر آن را ندارد. بنا بر این برای ارگ مکانیسمی قابل قبول است که در چارچوب قانون اساسی مطرح شود. ارگ راه حل مبتنی بر قانون اساسی برای توقف جنگ در نظر دارد، اما برخی از سیاست‌مداران بیرون از حکومت طرف‌دار راه‌حل هستند حتا اگر مبتنی بر قانون اساسی نباشد. آنان آقای غنی را متهم می‌کنند که برای حضور خودش در ریاست جمهوری مانع صلح می‌شود، اما رییس‌جمهور کنونی، به این باور است که مدافع ارزش‌ها است و برای حفظ ارزش‌ها و منافع کشور موقف گرفته است.

اما مشکل اساسی این است که تنش‌های سیاسی حتا امکان گفت‌وگو میان ارگ و سیاسیون در مورد مذاکره با طالبان را از بین برده است. طرف‌داران داکتر عبدالله از معرفی والیان جدید برای ولایت‌های مختلف صحبت می‌کنند،‌ سازمان ملل متحد هم از این وضعیت ابراز نگرانی کرده است. هیچ تردیدی نیست که تنش‌های به میان آمده، ریشه در نتایج انتخابات ریاست جمهوری دارد. اما این تنش‌ها با سیاست‌های منطقه‌ای هم بی‌ربط نیست. تنش‌های سیاسی، بازتاب اختلافات قدرت‌های منطقه‌ای با ایالات متحده نیز است. در سال ۲۰۰۱ اجماع جهانی و منطقه‌ای در مورد افغانستان وجود داشت، ولی در حال حاضر قدرت‌های منطقه‌ای شاید برای اعمال فشار بر امریکا و اهداف دیگر، سیاست حمایت از ثبات را در افغانستان دنبال نمی‌کنند. این امر وضعیت را پیچیده کرده است. بارنت روبین در یک سخنرانی در مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان به نقل از لخضر براهیمی دیپلمات‌ بازنشسته‌ی الجزایری که نشست بن را میانجی‌گری کرد گفت: «افغانستان زمانی به ثبات می‌رسد که همسایه‌های این کشور آن را بخواهند و حمایت کنند.» منظور براهیمی به احتمال زیاد همسایه‌های دور و نزدیک است. هند، ترکیه و روسیه که همسایه‌های دور افغانستان هستند و شش کشور دیگر که همسایه‌های نزدیک می‌باشند، باید در مورد ثبات در افغانستان به توافق برسند. این اجماع هنوز حاصل نشده است.

ایالات متحده و حکومت افغانستان ناگزیر اند که اجماع منطقه‌ای را هم برای ثبات‌سازی در افغانستان به وجود بیاورند. هیچ کشور همسایه‌ی افغانستان از دوام بحران در این‌جا سود نمی‌برَد، ‌اما این کشورها، برای اعمال فشار بر امریکا روی بحران سرمایه‌گذاری می‌کنند. هیچ یک از همسایه‌های افغانستان تا حال برنده شدن دکتر اشرف غنی در انتخابات ریاست جمهوری را تبریک نگفته‌اند. این وضعیت نشان‌دهنده‌ی آن است که برای رسیدن به ثبات واقعی ضرور است که در کنار اجماع داخلی،‌ اجماع منطقه‌ای و جهانی هم حاصل شود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن