بی‌ثباتی سیاسی و کاهش امید بهبود در جوانان افغانستان

فرحناز رحماني

ثبات سیاسی و استقرار صلح از مؤلفه‌هایی اند که باشنده‌گان افغانستان امروز نسبت به تحقق آن‌ها ناامید شده‌اند. باور عموم افغان‌ها نسبت به رسیدن جامعه به صلح و ثبات سیاسی شدیداً خدشه‌دار شده است. ‎ باور به کشور واحد و متحد یک‌شبه ساخته نشد، بلکه در طی قرون متمادی شکل گرفت و در زمان استقلال افغانستان  شدت یافت و رنگ و بوی تازه گرفت. اگر به نقش جوانان در شکست قشون سرخ شوروی توجه کنیم، می‌بینیم که جوانان افغانستان همیشه نسبت به خاک، تمامیت ارضی، استقلال و رسیدن افغانستان به صلح و ثبات احساس مسئولیت داشته‌اند.

‎سقوط طالبان، بیرون شدن القاعده از افغانستان و اعلان حکومت موقت در کنفرانس بن، باور مردم افغانستان را نسبت به ثبات سیاسی کشور زنده کرد. توجه جامعه‌ی جهانی به انکشاف افغانستان، تقویت حکومت‌داری خوب و تقویت سکتورهای مختلف امیدواری جوانان را بیشتر کرد؛ با این وصف، جوانان به حیث کتله‌ی اساسی و قشر آگاه، از مسئولیت‌های خویش در برابر جامعه غافل نماندند، بلکه به تقویت ظرفیت‌های خود افزودند. آنان به تحصیلات عالی روی آوردند، وارد رقابت‌های بین‌المللی شدند، دست‌آوردهای فنی و علمی، هنری و ورزشی زیادی را نصیب شدند و در غنی‌سازی سکتورهای مختلف سهم گرفتند.

‎در این فرایند نه تنها پسران، که بانوان نیز در صحنه‌های مختلف فعال شدند و خوش درخشیدند. اشتراک بانوان در سکتور آموزش و تحصیل و حرکت‌شان به سوی اشتغال‌آفرینی و دفترداری، امید به ثبات و توسعه، رشد و انکشاف جامعه را بیشتر کرد، اما مشکل این است که عملیات گروه‌های دهشت‌افکن نظیر طالبان و داعش امید جامعه را کم و تلاش‌های مداوم جوانان را نابود کرده‌ است.

‎جوانان نمی‌توانند ثمر تلاش‌های طولانی‌شان را ببینند. عده‌ای از آنان به امید دیدن آن آرزوها، در آغوش خاک رفتند.

‎ تهاجم تروریستی بر دانشگاه‌ها، تیزاب‌پاشی بر دانش‌آموزان دختر، آزار و اذیت جنسی آنان و اعمال دیگری از این دست نشان می‌دهد که جوانان علامت‌های بازماندن از مسیر پیشرفت را در کشورشان می‌بینند.

‎با این حال نسل جوان از باور به بهبود آینده و رسیدن جامعه به ثبات، توسعه و صلح دست نخواهد کشید.

‎ناامیدی جوانان نسبت به وضعیت موجود بارها باعث مهاجرت دسته‌جمعی آنان به اروپا شده است. یکبار در دوران اشغال افغانستان توسط شوروی‌ها، بار دیگر در دوران طالبان و این بار در زمان حکومت وحدت ملی. این دفعه اما مهاجرت، نیروهای جوان، فعال و تحصیل‌یافته را از افغانستان گرفت و باعث ناامیدی مردم شد. گرچه جوانان برای فرار از ترور، وحشت و وضعیت حاکم بر جامعه، مهاجرت، ترک خانواده، ترک تحصیل، ترک شغل و پیوستن به جامعه‌های بیگانه را انتخاب کردند. آنان با قبول دشواری‌های این انتخاب و مهمتر از همه ضیاع سال‌ها وقت و انرژی، سرانجام با جامعه‌های جدید ادغام شدند. مهاجرت کار ساده‌ای نیست، ترک رویاهایی که در جهت دست‌یابی به آن‌ها عمر گرانبهای‌شان صرف شده؛ اما ثمری نگرفتند، کار دشواری است.

‎در سال‌های گذشته جوانان نقش پررنگی در پروسه‌های انتخاباتی برای تعیین سرنوشت‌شان، داشتند. تلاش جوانان دلیل دیگری بر خوش‌بینی‌شان به روند صلح، ملت‌سازی، توسعه و عدالت اجتماعی بود. اما اکنون که افغانستان در آستانه‌ی انتخابات پارلمانی قرار دارد، حضور و اشتیاق نسل جوان در روند مشارکت سیاسی شدیداً کُند و بی‌رونق شده است. این ‎وضعیت گواه بر سیطره‌ی یأس و ناامیدی از ثبات سیاسی و امنیت در کشور است.

حملات انتحاری، قتل عام مردم و جان باختن تعداد زیادی از جوانان نخبه و آگاه در بخش‌های رسانه و خبرنگاری، میزان دلسردی از وضعیت موجود سیاسی را افزایش داده است. روح و روان جوانان چنان متأثر شده که حتا اشتیاق و انتظار دیرینه‌ی آنان را در امر اخذ تذکره‌های الکترونیکی که روند توزیع آن اخیراً آغاز شده است، نیز از بین رفته است.

‎جوانان ثبات سیاسی، امنیت، توجه به سیاست‌های توسعه‌محور و عدالت‌جویانه را شرط اساسی گذار جامعه از وضعیت موجود به سوی روشنگری، مدنیت و شکوفایی می‌دانند. در حالی که رسیدن به جامعه‌ای شکوفا و مدنی در شرایط حاضر دور از انتظار به نظر می‌رسد.

دیدگاه are closed.