عکاسی که خروج ارتش سرخ از افغانستان را ثبت کرد

مقوله‌ای معروف است که می‌گویند تاریخ را فاتحان می‌نویسند. اتحاد جماهیر شوروی در حضور نه ساله‌ی خود به افغانستان شکست خورد و سی سال پیش در روز جمعه بیست و شش دلو، آخرین واحد های نظامی شوروی با ناامیدی افغانستان را ترک گفتند.
با این وجود ولادیمیرپوتین، رییس جمهوری روسیه مُصر است که میراث حضور شوروی در افغانستان، بی هیچ تردیدی نیک است.
بدین جهت است که روسیه سالگرد شکست خود در افغانستان را با برگزاری مراسم با شکوه بنا دارد پیروزمند بنمایاند. مسکو در تلاش است تا نگاه قبلی کرملین مبنی بر «اشتباه سیاسی خواندن حمله به افغانستان» را کمرنگ کند و بدین منظور جشن های زیاد و باشکوهی در سراسر روسیه برگزار شد.
در طول جنگ نه ساله‌ی روسیه در افغانستان حدوداً یک میلیون شهروند افغانستان و پانزده هزار سرباز شوروی جان خود را از دست دادند.
از اثر این جنگ تماماً زیرساخت های افغانستان ویران شد، کشاورزی و زراعت نابود و یک سوم جمعیت افغانستان از خانه و سرزمین شان فراری و در کشورهای دور و نزدیکِ جهان مهاجر شدند.
حمله‌ی سربازان شوروی سابق به افغانستان آغازگر آنچه اکنون افغان ها آن را «جنگ چهل ساله» می‌نامند، است.
ویکتور خاباروف افسر ۶۷ ساله به عنوان عکاس در ارتش سرخ کار می‌کرد. زمانی که کرملین در مورد جنگ تصمیم های بلند مدت می‌گرفت، او متوجه شد که خیلی زود بایستی جنگ به پایان برسد. از سال ۱۹۸۶ تا ۱۹۸۸ به عنوان عکاس برای روزنامه‌ی «نیروهای نظامی ارتش سرخ» فعالیت می‌کرد.
عکاسی جنگ اکنون هیچ شباهتی به آنچه در آن روزگار وجود داشت، ندارد. قوانین و محدودیت های زیادی برای عکاسان جنگی در جنگ افغان-شوروی اعمال می‌شد؛ با آن همه خاباروف استقلال نسبی در کارش را حفظ کرده بود. او می‌گوید: «من به سان یک شکارچی آزاد بودم.»
او توانست به صورت پیوسته با افراد/سوژه هایش ارتباط برقرار کند تا اعتماد شان را به دست آورد. ماسک ها از چهره‌ی نظامیان شوروی در افغانستان دور شدند/برداشته شدند و چهره و احساسات طبیعی آنها قابل دید بود و به سخنِ خاباروف برای یک عکاس، این اتفاق به دست یابی به معدنی طلا مانند بود.
در آغاز سال ۱۹۸۹خاباروف کارش را بر نطقه‌ی مرزی جماهیر شوروی با افغانستان متمرکز ساخت. او سه روز قبل از خروج سربازان شوروی از افغانستان، خودش را به ترمِز در مرز شوروی رساند.
نگرانی خاباروف می‌توانست روزهای آخر را از دستش برباید. خاباروف از آخرین جنرال ارتش سرخ که از افغانستان خارج می‌شد، ‌پرسید: «آیا ممکن است دوباره به اینجا (افغانستان) بیایید؟» بوریس گروموف در پاسخ می‌گوید: «شما دیوانه شده ‌اید؟» او مرد خشک و سردی بود. او زره پوش افسران را نشانم داد و گفت: «فقط برو.»

دکمه بازگشت به بالا