صلح نباید قربانی تضادهای درونی شود

حمید خراسانی، روزنامه‌نگار

موفقیت صلح به تعهد دو طرف نیاز دارد و تعهد دولت افغانستان بسته‌گی به اجماع داخلی و سیاسی دارد. برخورد آگاهانه و مسوولانه با روند صلح از سوی دولت و ملت، از الزامات موفقیت این روند است و انتظار می‌رود که در این شرایط حساس، این الزامات در اولویت قرار گیرد. اما با گذشت هر روز و اقدامات سلیقه‌ای در دستگاه حکومت، نه ‌تنها این اجماع در داخل تقویت نمی‌شود، بلکه هر روز از هم می‌پاشد. در حالی که انتظار می‌رود حکومت برای جلب حمایت مردم و تثبیت مشروعیت سیاسی، از دست‌زدن به اقدامات حساسیت‌برانگیز اجتناب کند، برعکس همه روزه برخوردهای سلیقه‌ای و شخصی در بدنه نظام باعث نارضایتی بخشی از مردم می‌شود و این در واقعیت، فاصله ملت و دولت را افزایش می‌دهد.

جدال مجلس نماینده‌گان و حکومت بر سر معرفی نامزدوزیران، تنش‌های به میان آمده در مورد تصویب بودجه سال مالی ۱۴۰۰ و برکناری دو وزیری که از سوی ولسی‌جرگه رأی تأیید گرفته بودند، نشانه‌های خودکامه‌گی رهبری حکومت و جدال میان دو قوه مهم دولت است. حکومت هرازگاهی پس از سلب صلاحیت وزیران، آنان را به فساد، قانون‌گریزی و برخوردهای سلیقه‌ای متهم می‌کند. اما جالب اینجا است که رنگینه حمیدی، سرپرست وزارت معارف که حتا نتوانست آرای تأیید مجلس نماینده‌گان را به دست آورد، نه تنها از کار برکنار نشده است، بلکه مدتی می‌شود که زیر نام اصلاحات، دست به برکناری‌های هدفمندانه می‌زند و افراد مورد نظرش را در این وزارت جابه‌جا می‌کند. قبلاً شمیم خان کتوازی، رییس اداره ارگان‌های محلی نیز ده تن از رییسانی را که براساس پروسه رقابت آزاد به این اداره راه یافته بودند، برکنار کرده بود. اجمل احمدی در بانک مرکزی، خوشحال سادات در معینیت محافظت عامه و مسوولان در ریاست رجال برجسته دولتی، وزارت فواید عامه و ده‌ها اداره دیگر، دست به اقدامات غیرقانونی می‌زنند؛ اما حکومت واکنش نشان نمی‌دهد. حکومت شاید مردم را غافل می‌داند، اما قطعاً چنین پرسشی در اذهان عامه به میان می‌آید که چگونه از میان دو اداره که هردو متهم به فساد اند، یکی مجازات و دیگری مکافات می‌شوند؟ آیا سیاست یک‌ بام و دو هوا در سرزمین ما در حال پی‌گیری است؟

شرایط فعلی حکم می‌کند که رهبری حکومت برای ایجاد همدلی و همسویی میان احزاب سیاسی، کنش‌گران، رقبای سیاسی و اقوام مختلف کشور جلو هرگونه اقدام خودسرانه و یک‌جانبه را بگیرد؛ نه این‌که خود باعث خلق اختلاف‌ها و حساسیت‌های جدی شود. هم در زمان حکوت وحدت ملی و هم در حکومت کنونی، شاهد نوعی سیاست حذف و تصفیه قومی در بالاترین سطوح بوده‌ایم. اگر این روند ادامه پیدا کند، نارضایتی از حکومت افزایش پیدا می‌کند و در گفت‌وگوهای صلح موضع گروه طالبان تقویت می‌شود.

روی دیگر سیاست‌ افغانستان، احزاب سیاسی‌ است. گروه‌ها و احزاب سیاسی در این شرایط که قرار است روی گشایش فصل جدید در تاریخ افغانستان چانه‌زنی شود، باید به لحاظ فهم، درک و مسوولیت شهروندی در ارتباط با صلح و تأمین امنیت دایمی در افغانستان، نقش فعال داشته باشند.

حکومت بدون همکاری و فعالیت سازنده احزاب، قابلیت دوام و ثبات را نخواهد داشت. امروزه تمام نظام‌های سیاسی دنیا، مخصوصاً نظام‌های سیاسی مبتنی بر اراده مردم تلاش می‌کنند تا مشارکت سیاسی شهروندان را گسترش دهند و با جامعه ارتباط نزدیک داشته باشند. یکی از مهم‌ترین ابزار مشارکت سیاسی و تأمین ارتباط میان دولت و افراد جامعه، وجود و نقش احزاب سیاسی است. از آنجایی که کشور در مقطع مهم تاریخی قرار دارد، ایجاب می‌کند که هم رهبری حکومت و هم احزاب سیاسی و چهره‌های مهم دولت از اهداف گروهی، سمتی و قومی‌‌شان عبور کنند و از تعصبات و انحصارطلبی‌ها دست بردارند. هرگونه اختلاف و تضاد در صف جمهوریت، گفت‌وگوهای صلح را با شکست مواجه می‌سازد و از وضعیت به وجود آمده، طرفی سود می‌برد که در جبهه مخالف دولت قرار دارد.

شرایط به گونه‌ای رقم خورده است که هرکس با نگاه خودش برای صلح خط و‌ مشی تعیین می‌کند و هر جناحی هم تعریف و برداشت شخصی‌اش را از صلح، به کلیت نظام تعمیم می‌دهد. واقعیت این است که جنگ از تمامی گروه‌ها، اقوام و اقشار مختلف افغانستان قربانی گرفته است. برای گروه‌های دهشت‌افگن قومیت، نژاد، سمت و منطقه هرگز مطرح نیست و از شرارت آن‌ها مسجد، بیمارستان، دانشگاه، مدرسه و مکان‌های مسکونی به صورت یکسان آسیب دیده است. مردم افغانستان با درک این شرایط، تنها یک خواست دارند و آن ختم جنگ و استقرار صلح است. مردم از هیأت دولت افغانستان انتظار دارند که نگذارد دست‌آوردهای نوزده ساله آسیب ببیند و ارزش‌های مردم‌سالارانه به معامله گرفته شود. در صورتی که دولت افغانستان در درون با بحران مواجه باشد و روی یک اصل، اجماع وجود نداشته باشد، بدون شک دفاع از ارزش‌های مشترک ممکن نیست. با این حال، تنها اجماع طرف‌های سیاسی و حکومت در مورد صلح، کلید موفقیت این روند است.

تبعیض و برکناری‌های سلیقه‌ای در ادارات در کنار این‌که یکی از چالش‌های اصلی کشور و مانع جدی صلح است، رابطه مردم، حکومت و سیاسیون را نیز برهم می‌زند. بی‌ثباتی کشور، بی‌عدالتی، عدم همصدایی در تصامیم کلان کشوری و ایجاد تفرقه میان اقوام کشور باعث نارضایتی گسترده مردم شده است. این در حالی است که از هر زمان دیگر، کشور به تحکیم وحدت ملی ضرورت دارد. برای مردم افغانستان فرصت پیش آمده در ارتباط به صلح، یک فرصت تاریخی است. نیاز است با این فرصت رهبران، سیاسیون، کنش‌گران و نخبه‌گان برخورد آگاهانه داشته باشند و منافع عمومی را بر رقابت‌های شخصی‌شان ترجیح دهند. برای ختم خون‌ریزی ضرورت است که بزرگان سیاسی و حکومت تضادهای درونی، خواست‌های گروهی، منافع تیمی و شخصی‌شان را کنار بگذارند و برای پیروزی پروسه صلح در یک صف واحد قرار بگیرند. در غیر آن صورت، تنها گروه طالبان نفع خواهد برد و پیروزی روایت طالبان، شکست و ناکامی مردم افغانستان خواهد بود.

دکمه بازگشت به بالا
بستن