پشتونستان‌خواهی؛ عشق یک‌طرفه محمدداوود خان

اسحق‌علی احساس

در تاریخ معاصر افغانستان، ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ خورشیدی، روز مهمی است. محمدداوود خان در همین تاریخ طی یک کودتای بدون خون‌ریزی به قدرت رسید. او عضوی از خانواده سلطنتی بود؛ پسر کاکای محمدظاهر، شاه اسبق افغانستان. به باور بسیاری‌، مسیر تاریخ افغانستان با کودتای ۲۶ سرطان عوض شد؛ نظم دوصد‌ساله سلطنتی که به نظم سنتی نیز مشهور است، در واقعیت امر، در همین تاریخ شکست و فصل پرماجرای افغانستان آغاز شد. داوود خان سیاست‌مدار معترض بود. او سکوت ادامه‌دار شاهان افغانستان نسبت به سرزمین‌های آن‌سوی دیورند را مرگ‌بار و مایه شرم‌ساری می‌خواند. داوود پس از به قدرت رسیدن، اعلام کرد که این سکوت دیگر شکسته است. با توجه به همین رویکرد، از او در تاریخ به عنوان «قهرمان داعیه پشتونستان» یاد می‌شود.

محمدداوود کی بود؟

داوود خان در ۱۸ جولای ۱۹۰۹ برابر با ۲۷ سرطان ۱۲۸۸ خورشیدی در کابل به دنیا آمد. او در مدرسه نظامی کابل آموزش دید و از دانشکده افسری فارغ‌التحصیل شد. داوود خان فرزند سردار محمدعزیز خان، برادر‌اندر محمدنادرشاه است. قبل از ریاست جمهوری، او در پست‌های مهم نظامی، از جمله وزارت دفاع، کار کرد. محمدداوود دو سال (۱۳۲۶ – ۱۳۲۸) سفیر افغانستان در فرانسه بود. مهم‌ترین مقامی که او در دوره سلطنت محمدظاهر شاه به آن رسید، مقام نخست‌وزیری بود. در ماه سپتامبر ۱۹۵۳ برابر با ۱۶ سنبله ۱۳۳۲، نخست‌وزیر افغانستان شد. ده سال در این مقام باقی ماند و در سال ۱۹۶۳ برابر با ۱۳۴۲ در شرایطی که رابطه‌اش با شاه خوب نبود، از صدارت استعفا داد.

محمدداوود خان، نخستین رییس جمهور افغانستان. عکس از شبکه‌های اجتماعی

در منابع تاریخی، از محمدداوود به عنوان سیاست‌مدار پرخاشگر، حسود، جاه‌طلب و ناسیونالیست یاد شده است. به باور عده‌ای، تلاش داوود برای افزایش قدرت، باعث شد میان محمدظاهر شاه و او که صدراعظم بود، اختلافاتی به میان آید و در نهایت سبب استعفا/برکناری او شود. پس از داوود، داکتر یوسف مأموریت تشکیل دولت موقت را برعهده گرفت و با تصویب شدن قانون جدید، شاهی مشروطه در کشور اعلام شد. با تصویب قانون جدید، اعضای خانواده سلطنتی، از اجرای مأموریت‌های دولتی منع شدند. به این ترتیب، محمدداوود برای ده سال خانه‌نشین و سرگرم برنامه‌ریزی برای بازگشت به قدرت بود. او با استفاده از نفوذ گسترده‌اش در میان ارتش، طرح کودتا را به اجرا گذاشت و در ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ برابر با ۱۷ جولای ۱۹۷۳ بر اریکه قدرت تکیه زد.

کودتا چگونه اتفاق افتاد؟

کودتای ۲۶ سرطان، بدون خون‌ریزی اتفاق افتاد و به پیروزی رسید. داوود به عنوان رهبر کودتا، در نخستین ساعات پیروزی، از طریق رادیو افغانستان پایان نظم سلطنتی را اعلام کرد و نظم جدید را جمهوری خواند. در جمهوریت تازه اعلام ‌شده، مقام‌های رییس جمهوری، نخست‌وزیری و وزارت‌های دفاع و خارجه، همه به شخص محمد‌داوود خان رسید.

محمدنبی عظیمی، در کتاب «اردو و سیاست»، در مورد رخدادهای جریان کودتای ۲۶ سرطان، نکات مهم و درخور توجهی را به دست می‌دهد. براساس اطلاعات او، در شرایطی که داوود خان در حال اعلام عملیات براندازی نظم سلطنتی بود، تعدادی از «رجال بزرگ» به شمول سردار عبدالولی و استرجنرال خان‌محمد خان، وزیر دفاع، در ضیافتی به مناسبت روز ملی عراق در سفارت آن کشور در کابل حضور داشتند. این ضیافت در شانزدهم جولای برابر با ۲۵ سرطان ۱۳۵۲ خورشیدی (یک روز قبل از کودتا) برپا شده بود. پس از این مهمانی، مقام‌های ارشد نظامی و «رجال بزرگ» حکومت، شامگاه در منزل سفیر امریکا به مناسبت معرفی اتشه نظامی آن کشور جمع شدند و با «خوردن غذاهای مکلف و نوشابه‌های گوارا، مست و شنگول از باده بی‌خبر و بی‌اعتنا در بستر راحت غنوده بودند و عرض برین را سیر می‌کردند.»

عملیات براندازی نظم سلطنتی این‌گونه طرح‌ریزی شده بود: «۱) گرفتاری سردار ولی و خلع سلاح نمودن پرسونل گارد شاهی و اشغال میدان هوایی کابل توسط قطعه ۴۴۴ کماندو؛ ۲) گرفتاری وزیر دفاع [خان‌محمد خان]، مارشال شاه‌ولی خان و اشغال رادیو افغانستان، تقسیم سلاح برای گروپ‌های گرفتاری و تانکیست‌ها توسط قطعه انضباط؛ ۳) گرفتاری شهزاده احمدشاه توسط گروپ‌های گرفتاری به کمک قطعه ۴۴۴ کماندو، گرفتاری قوماندان فعال اردو توسط افسران کودتاچی همان قطعات و در صورت ضرورت جلب کمک از قطعه انضباط یا فراشوت؛ و ۴) اشغال شهر کابل توسط تانک‌ها و وسایط لوای ۴ و ۱۵ زره‌دار.» (نبی عظیمی، ۱۳۷۸: ۸۷)

آقای عظیمی توضیح می‌دهد که او وظایف قطعه انضباط را به گونه‌ای تقسیم کرده بوده است که براساس آن خان‌محمد خان، وزیر دفاع و مارشال شاه‌ولی خان دست‌گیر می‌شد‌. هم‌چنان اشغال رادیو افغانستان و تأمین امنیت جاده وزیر اکبر خان -از صحت عامه الی ارگ- مسوولیت قطعه انضباط بوده است. ساعت یک‌ونیم شب، به دستور سردار محمدداوود امر آغاز کودتا صادر و عملیات به درستی اجرا می‌شود. خان‌محمد خان، وزیر دفاع، بازداشت و رادیو افغانستان تسخیر می‌شود. «حمله برق‌آسا بالای افغان ‌فلم، رادیو افغانستان و کلوپ عسکری، توان مقاومت را از مدافعان و افراد محافظ این نقاط سلب کرد و ما به سهولت به رادیو افغانستان دست یافتیم. سلاح افراد ژاندارم، پولیس، محافظان و پهره‌داران کلوپ عسکری به دست آمد و پهره‌داران ما به عوض آن‌ها مستقر گردیدند. ما سربازان خویش را از چهارراهی آریانا تا صحت عامه جابه‌جا کردیم و به جمع‌آوری افسرانی که جهت اشتراک در پروای رسم‌گذشت به سوی پل محمودخان روان بودند، پرداختیم و با عزت و احترام زیاد از آن‌ها خواستیم تا روشنی صبح و روشن شدن وضع با ما باشند. آن‌ها بسیار متعجب و غافل‌گیر شده بودند. باور نمی‌کردند که کودتا به این سرعت به پیروزی رسیده باشد.» (همان، ۸۸)

محمدظاهر‌شاه در جریان کودتا در بیرون از افغانستان به سر می‌برد. سرعت در اجرای عملیات براندازی نظم سلطنتی و عدم حضور شاه در کشور، عواملی بود که کودتا بدون خون‌ریزی به نتیجه رسید و داوود خان پس از یک دوره دوری از حکومت، به عنوان فرد نخست (رییس جمهور) به قدرت بازگشت. خط مشی او روشن بود؛ رشد اقتصادی افغانستان، ساختن یک دولت مقتدر و پستونستان‌خواهی.

چرا کودتا؟

براساس مستندات تاریخی، منازعه پشتونستان زمانی آغاز شد که محمدداوود در سال ۱۹۵۳ برابر با ۱۳۳۲ به مقام نخست‌وزیری منسوب شد. لیون پاولادا و لیلا پاولادا در کتاب «کشور شاهی افغانستان و ایالات متحده»، می‌نویسند داوود از آن‌جایی که یک ناسیونالیست پشتون پرخاشگر بود، با رسیدن به مقام نخست‌وزیری، به حکم ضرورت نیز وادار می‌شد تا در جهت نوسازی و اتحاد افغانستان گام بردارد. «برای تحقق این اهداف، او در صدد برآمد تا ناسیونالیسم پشتون را به حیث نیروی محرک به کار برد. در نتیجه او به‌ زودی خود را عمیقاً در کش‌مکش با پاکستان یافت. این همان فرصتی بود که اتحاد جمهوری‌های شوروی از دیر زمانی انتظارش را می‌برد و زیرکانه از ضعف افغانستان در برابر پاکستان بهره‌برداری می‌کرد. داوود نمی‌توانست هیچ‌گونه پشتی‌بانی ایالات متحده –خواه برای موضع پشتونستان خود و خواه برای درخواست‌های خویش برای کمک نظامی- تا موازنه با نیروی بزرگ‌تر پاکستان برقرار شود را حاصل نماید. اتحاد جمهوری‌های شوروی هردو را پیش‌کش نمود و داوود به دام افتاد.» (لیون پاولادا و لیلا پاولادا، ۱۳۸۵)

محمدداوود خان حین استقبال از خروشچف در کابل. نیکیتا خروشچف، رهبر پیشین اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۹۵۵ در رأس یک هیأت بلندپایه به افغانستان سفر کرد. عکس از شبکه‌های اجتماعی

این‌گونه، داعیه پشتونستان‌خواهی داوود، حامی بیرونی پیدا کرد و آهسته‌آهسته زمینه نفوذ شوروی در افغانستان آماده ‌شد. این در حالی بود که سیاست سلطنت در برابر پاکستان و سرزمین‌های آن‌سوی دیورند، به تندی رویکرد و سیاست محمدداوود، نخست‌وزیر آن زمان افغانستان، نبود. رفتار و موضع‌گیری‌های داوود خان اما به قدر کافی روابط دو همسایه را مکدر ساخته بود. به باور لیون پاولادا و لیلا پاولادا «این منازعه پشتونستان بود که رشته گسیخته‌ای را به وجود آورد که شوروی‌ها توانستند آن را کش کنند تا تار و پود بافت افغانستان را از هم بگسلند و ریشه‌ریشه نمایند.»

با استعفای داوود از مقام نخست‌وزیری، دوره ده‌ساله «خانه‌نشینی» او آغاز شد؛ اما ناراحتی او از سکوت «دو‌صد‌ساله» سلطنت نسبت به سرزمین‌های آن‌سوی دیورند، هم‌چنان پابرجا بود. این ناراحتی و عشق به پشتونستان، در نهایت او را روی صحنه آورد و انگیزه‌ای شد برای طرح و سازمان‌دهی کودتای ۲۶ سرطان.

به باور بسیاری، یادگار صدارت محمدداوود‌خان، سرکوب و سانسور بود؛ سرکوب آزادی‌خواهان و سانسور مطبوعات. او هرچند تشکیل پشتونستان را شعار داد، اما «بازگشت به آزادی‌های دموکراتیک را هم‌چنان متروک گذاشت.» (عبدالله شادان، بی‌بی‌سی)

پس از کودتا؛ داوود خان و منازعه پشتونستان

پس از روی کار آمدن جمهوریت، محمدداوود داعیه پشتونستان را در محور سیاست خارجی خود قرار داد و نسبت به سرزمین‌های آن‌سوی خط دیورند، ادعای ارضی کرد. با طرح و پی‌گیری این داعیه، رابطه پاکستان و افغانستان متشنج شد و اسلام‌آباد در پاسخ به سیاست پشتونستان‌خواهی داوود، استراتژی وارد کردن فشار بر کابل را عملی کرد. داوودخان در شرایطی که از مسکو دور می‌شد و تحت فشار فزاینده پاکستان قرار داشت، تلاش کرد برای فرار از انزوای منطقه‌ای و جهانی، حمایت کشورهای عربی و ایران را به خود جلب کند. این تلاش‌ها اما موثر واقع نشد و با گذشت هر روز وضعیت به ضرر کابل پیش ‌رفت. سرانجام، داوود‌خان آماده شد با پاکستان از راه «مذاکره و سازش» پیش آید و سیاستی که براساس آن «نهضت پشتون‌ها» و «داعیه پشتونستان» تقویت و تبلیغ می‌شدند را کنار بگذارد.

ظاهر طنین در کتاب «افغانستان در قرن بیستم»، تغییر سیاست داوود نسبت به پاکستان و عبور او از «ستیز به سازش» با این کشور را به نقل از داکتر رحیم شیرزوی که در سال ۱۹۷۵ سفیر دولت افغانستان در پاکستان بوده و اولین پیام حسن نیت داوود را به ذوالفقار علی بوتو، نخست‌وزیر پاکستان رسانده، این‌گونه توضیح داده است: «داوود خان گفت که به بوتو گفته شود که ما یک پاکستان و افغانستان قوی می‌خواهیم. برای این‌که احساس ما در این است که اصل سرحد هندوستان از پاکستان عبور کرده تا هندوکش است. وقتی که من این پیام را به بوتو بردم، بوتو باورش نمی‌آمد که داوود‌خان چطور یک پاکستان و افغانستان متحد و قوی می‌خواهد.» (ظاهر طنین، ۱۳۸۴: ۱۸۷)

با ارسال این پیام، در سطح دیپلماتیک فصل جدیدی در رابطه افغانستان و پاکستان کلید خورد. یک سال بعد (۱۹۷۶)، داوود‌خان، رییس جمهور افغانستان و ذوالفقار علی بوتو، نخست‌وزیر پاکستان، به منظور حل اختلافات، از جمله حل مسأله پشتونستان، به کشورهای یک‌دیگر سفر کردند.

این در حالی بود که با وصف عادی‌سازی روابط در سطح دیپلماتیک، پاکستان برای حل دایمی منازعه پشتونستان به نفع خود، روی بنیادگرایی به عنوان ابزار مداخله در امور افغانستان هم‌چنان سرمایه‌گذاری می‌کرد. براساس مستندات تاریخی، پاکستان غرض مداخله در افغانستان، پس از روی کار آمدن داوود خان، اردوگاه‌های آموزشی را در داخل خاکش تأسیس کرد: «پس از کودتای ۲۶ سرطان ۱۳۵۲ در کابل، بوتو اردوگاه‌های آموزشی را رسماً در منطقه رزمک وزیرستان ایجاد و زیر نظر نصیرالله بابر (پشتون‌تبار) که در آن وقت به رتبه دگرمن در بست بازرس عمومی قطعات ملیشه‌های پاکستان در سرحدات شمالی آن کشور ایفای وظیفه می‌کرد، فعال ساخت.» (عبدالخالق آزاد، ۱۳۹۸: ۱۰)

داوودخان با روحیه اقتدارگرایی‌ای که داشت، در جریان جمهوریتش، هم با اسلام‌گریان و هم با جریان‌های چپ به مشکل خورد. او تلاش کرد هر دو جریان را سرکوب کند و تا حدودی ضعیف سازد. در نتیجه این فشار، اسلام‌گریان به پاکستان فرار کردند و جذب آموزشگاه‌هایی شدند که پاکستان در خاکش به منظور تربیت آنان ساخته بود تا روزی علیه کابل استفاده شوند؛ اما حزب دموکراتیک خلق، کودتای خونینی را علیه داوود سازمان‌دهی کرد و به جمهوریت پنج‌ساله او پایان داد.

نتیجه‌گیری

به باور بسیاری از تاریخ‌نگاران، پایان سلطنت که با دستان محمد‌داوود امضا شد، پایان آرامش نسبی افغانستان نیز بود. او در زمان نخست‌وزیری به دلیل عشقی که نسبت به داعیه پشتونستان داشت، در دامن شوروی افتاد و برای رفع تهدید پاکستان تلاش کرد از مسکو کمک بگیرد. داوود پس از کودتای ۲۶ سرطان و نشستن بر اریکه قدرت، بار دیگر پشتونستان‌خواهی را مشی سیاست خود اعلام کرد و این‌گونه افغانستان به صورت جدی درگیر بازی‌های منطقه‌ای و جهانی شد. در شرایطی که نظم سلطنتی شکسته بود و داوود از در سرکوب با مخالفان اسلام‌گرا و چپ خود پیش آمده بود، پاکستان سرمایه‌گذاری روی بنیادگرایی به مثابه ابزار مداخله در امور افغانستان را آغاز ‌کرد.

مجاهدین تحت حمایت مستقیم پاکستان قرار داشتند. عکس از شبکه‌های اجتماعی

برنامه پاکستان کارگر افتاد. آموزشگاه‌ها در سال‌های اخیر حکومت داوود و پس از سقوط حکومت او به دست حزب دموکراتیک خلق، برای پاکستان ارزش بیش‌‎تر پیدا کرد و این کشور همسایه با استفاده از جهادگرایان آموزش‌دیده در این مدارس، جنگ فرسایشی و پیچیده علیه افغانستان را آغاز کرد. آن جنگ تا امروز ادامه دارد و افغانستان هم‌چنان چوب پشتونستان‌خواهی داوود را می‌خورد. شاید منازعه کنونی، بزرگ‌ترین یادگار محمدداوودخان برای افغانستان باشد.

منبع‌ها

۱- محمدنبی عظیمی، اردو و سیاست، چاپ سوم، ۱۳۷۸ .

۲- لیون پاولادا و لیلا پاولادا، کشور شاهی افغانستان و ایالات متحده، ترجمه غلام‌صفدر پنجشیری، مرکز مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجه، ۱۳۸۵ .

۳- عبدالله شادان، صدارت داوود‌خان و بازگشت محدودیت و سانسور، بی‌بی‌سی، ۱۳۹۰ .

۴- ظاهر طنین، افغانستان در قرن بیستم (۱۹۰۰-۱۹۹۶)، انتشارات عرفان، ۱۳۸۴ .

۵- عبدالخالق آزاد، قوم‌باوری و دین‌پناهی سیاسی، انتشارات نسل نود، ۱۳۹۸ .

دکمه بازگشت به بالا