پاکستان و کشمیر

تی.سی.ای راگهاون

چه چیزی شدت واکنش پاکستان را در مورد تغییرات در وضعیت جامو و کشمیر در پی اجرای قانونی که اخیراً از سوی پارلمان هندوستان تصویب گردید، توضیح می‌دهد؟ این واکنش‌ها بر پایه سه دلیل مختلف استوار اند.

اولین مورد آن موضوع حقوق بشر و بحث یک سرزمین اشغال شده است. پاکستان با ایجاد سر‌و‌صدا‌های جدال‌بر‌انگیز در صدد تازه جلوه دادن این مسأله است، ولی در حقیقت این موضوع خیلی کهنه است. پاکستان این راهبرد را از زمستان سال ۱۹۴۷ بدین‌سو، زمانی که آگاهی از حضور نیروهایش به منظور تهاجم بالای کشمیر منجر به شریک ساختن این موضوع از سوی هند با شورای امنیت ملل متحد گردید، اتخاذ نموده است. تا زمانی که این داستان دروغی دیگر قابل قبول نبود، علی‌رغم آن پاکستان هم‌چنان پا‌فشاری می‌کرد که در جنگ‌های کشمیر هیچ نقشی ندارد و وقایع کشمیر را یک شورش داخلی علیه نقض حقوق بشر می‌خواند. به همین ترتیب در ماه آگست سال ۱۹۶۵ میلادی پاکستان پلان وسیع را برای نفوذ نیرو‌های مسلح خود در جامو و کشمیر طرح کرد، با آن هم همواره تاکید داشت که رویداد‌های کشمیر ناشی از قیام‌های داخلی است. در سال ۱۹۹۹ هم‌چون داستان‌های دروغین با استفاده از دیپلماسی خصمانه دامن زده شد. در واقع نظامیان پاکستانی به گونه‌ی خیلی عمیق در هندوستان نفوذ کرده بودند. تمامی این واقعات تاریخی از اهمیت خاص برخوردار اند، زیرا بیانگر روایت عمیق افکار عامه در پاکستان در برابر به اصطلاح ظلم هندوستان است. دولت پاکستان به اشکال مختلف دخالت خود در جامو و کشمیر را حتا در مقابل شهروندان خویش نیز کتمان و انکار می‌کند. تا به امروز، جنگی که در سال ۱۹۶۵ میان هند و پاکستان رخ داد، به نام جنگ دفاع پاکستان نامید می‌شود، در حالی که در حقیقت نفوذ گسترده و از قبل پلان شده نظامیان پاکستانی منجر وقوع این جنگ گردیده بود.

از تهاجم مسلح این کشور بالای کرگیل در سال ۱۹۹۹ نیز تا حدی انکار صورت می‌گیرد که حتا از سربازان پاکستانی که در نتیجه تهاجم جان باختند، یادبود به عمل نمی‌آید.

سر‌و‌صدا‌های پاکستان در مورد اقدامات اخیر پیش‌گیرانه در جامو و کشمیر از سوی هندوستان واضحاً از حقیقت دور است، ولی شدت این عقده پاکستان از طرز حکومت‌داری منزوی‌گرای آن به نمایش گذاشته شده است که در اثر آن یک رییس جمهور اسبق این کشور در تبعید به سر می‌برد و متباقی به شمول دو نخست‌وزیر اخیر این کشور در زندان به سر می‌برند. 

بنای دوم این سه‌پایه نزدیک به مسأله کشمیر می‌باشد. به اختتام درآوردن «وضعیت ویژه» و تصمیم یک‌جانبه هندوستان در پیوند به تغییرات در جامو و کشمیر و ضمیمه نمودن آن با خاک هندوستان، با انتقاد‌های تند رسانه‌ها و مقامات پاکستانی روبه‌رو شد. این موضع‌گیری پاکستان خیلی‌ها گیج‌کننده است، زیرا این کشور هیچ‌گاه کدام ماده قانون اساسی هندوستان مرتبط به کشمیر را مدار اعتبار ندانسته است. پس چرا این کشور در برابر لغو یکی از مواد قانون اساسی هند که هرگز نه در حرف و نه در عمل برایش قابل قبول بوده است، مخالفت می‌کند؟

پاکستان همواره از گفت‌وگو‌ها با دولت قبلی، رهبران سیاسی، مقامات و نماینده‌گان مردم جامو و کشمیر خودداری کرده است. تمرکز این کشور بیش‌تر بالای ایجاد خشونت و بی‌ثباتی با استفاده از گروه‌های مذهبی تندرو و تروریستی من‌حیث ابزار پالیسی، بوده است. پیشینه حکومت‌داری دموکراتیک پاکستان، جایی که تبعید، اعدام و ترور شیوه مقابله با مخالفان است، تا حدی ضعیف است که تمام ادعا‌های این کشور علیه خودش صدق می‌کند.

 محدودیت‌های اداری و امنیتی فعلی وضع شده جامو و کشمیر به شکل آشکار از معیار‌های هندوستان خیلی دور است. از نظر دولت، این اقدامات برای جلوگیری از بروز تلفات احتمالی جانی لازم‌ است تا از  تروریستان و شورشیانی که در صدد استفاده سوء از بی‌ثباتی حاکم در منطقه و احساسات یک عده از اهالی ما در جامو و کشمیر اند، جلوگیری صورت گیرد. حتا در بعضی موارد این محدودیت‌ها مورد انتقاد تعداد کثیری از افراد در هندوستان قرار گرفته است، زیرا آنان این اقدامات را خلاف حقوق بنیادی و آزادی بیان که در قانون اساسی از آن یاد‌آوری به عمل آمده است، می‌دانند. این‌گونه انتقادات اجتناب‌نا‌پذیر بوده و هر‌از‌گاهی در جوامع دموکراتیک اتفاق می‌افتد. بالأخره این مباحث توسط ارگان‌های قضایی و حکومت حل‌و‌فصل گردیده و با جامعه مدنی متصل می‌گردد. به هر صورت نکته قابل توجه این است که بعضی افکار در پاکستان به شکل آگاهانه در پی استفاده از این بحث داخلی هند برای به اثبات رسانیدن ادعا‌های خصمانه و اغراق‌آمیز خود اند. هم‌چو رفتار قابل پیش‌بینی است، ولی نکته دیگر، سکوت و هم‌دستی حکومت این کشور با نظامیان‌شان در عملیات‌ها در بلوچستان، خیبر پشتون‌خوا، مناطق قبیله‌ای و سایر جاهای دیگر می‌باشد.

پایه سوم از این سه‌پایه پاکستان این است که جامو و کشمیر مشخصاً به خاطری مورد هدف واقع شده است که این یک منطقه اکثریت مسلمان‌نشین است. این بحث که به گونه‌ی دوامدار در رسانه‌های پاکستانی به نشر می‌رسد، خیلی عجیب است، زیرا در طول هفت دهه گذشته این کشور هیچ‌گاه تنوع مذهبی و یا هم سکولار بودن هندوستان را قبول نکرده است. از سال ۱۹۴۷ بدین‌سو هر دولت هندوستان به دلیل گویا ضد مسلمانان بودن مورد سرزنش قرار گرفته است و سکولاریزم هندی همواره یک نشانه از شرم پنداشته شده است. در حقیقت این عنصر خود نشان‌دهنده مخالفت پاکستان با تنوع مذهبی و کثرت‌گرایی هندوستاون است. مسلمانان جامو و کشمیر باید در چوکات تمام هندوستان نگریسته شوند. از نگاه مجموع نفوس مسلمانان، جامو و کشمیر حتا در ردیف ۵ بهترین ایالت هندوستان با بیش‌ترین نفوس مسلمان، واقع نخواهد شد. مسلمانان جامو و کشمیر فقط ۵ درصد تمام نفوس مسلمان هند را تشکیل می‌دهند. این حقیقت که نفوس مسلمانان هندوستان برابر با تمامی نفوس مسلمانان در پاکستان است، تمامی ادعا‌های خصمانه پاکستان را برملا و خنثا می‌سازد. تنوع مذهبی هندوستان، فرهنگ تکثرگرایی این کشور را به مثابه قانون اساسی خویش حفاظت می‌کند.

(نویسنده این مقاله یک دیپلمات بازنشسته بوده و اکنون رییس عمومی شورای امور بین‌المللی هندوستان در دهلی جدید می‌باشد.)

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن