تعاملات برون‌مرزی و سفر طالبان به چین

حامد علمی

در هفته‌های اخیر شاهد نوعی از فعالیت‌های منطقه‌ای در محوریت جمهوری خلق چین هستیم. دیده می‌شود که مقامات این کشور با رهبران پاکستان، روسیه، کشورهای آسیای میانه، کشورهای عضو کنفرانس شانگهای و گروه طالبان در رفت‌وآمد منظم هستند و پی‌هم اعلامیه‌هایی را مبنی بر ثبات، توسعه، تجارت و رشد اقتصادی صادر می‌کنند. اگرچه از بازی‌های پشت پرده آگاهی کامل ندارم؛ ولی چند عنوان را در ذیل ذکر می‌کنم و چنان برداشت می‌شود که حادثه‌ها و موضع‌گیری‌ها در یک تعامل نامرئی با هم مرتبط است.

ما باید به رمز و رموز بیش‌تر گفته‌ها و یافته‌ها بپردازیم و با چگونه‌گی بازی‌های پشت پرده کم‌وبیش آشنا شویم و اگر توانایی و ظرفیت آن را داشته باشیم، ضرور دانسته می‌شود که در این تعاملات به نحوی دخیل شویم و از آن برای اهداف عالیه کشور خویش استفاده کنیم. بنابراین، بازی‌های منطقه‌ای را باید با دقت مورد مطالعه قرار دهیم. عقل سلیم حکم می‌کند که باید با چرخش‌های خرد و بزرگ و با نظم سیاسی ـ  اقتصادی منطقه همگام شویم و از فرصت‌ها استفاده کنیم تا خود و کشور خویش را از ورطه تباهی نجات دهیم. معلوماتی که در ادامه ارایه می‌شود، از منابع مختلف و راویان صادق‌القول جمع‌آوری شده است و در پرتو این یافته‌ها، به نتیجه‌گیری کوتاه بسنده می‌کنم.

چین در واخان

داکتر راگیف شرما، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه جیندال هند در سال ۲۰۱۷ سمیناری را زیر عنوان «چین در واخان» ارایه کرد. او در این سمینار با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای ادعا کرد که چینی‌ها در دهلیز واخان دست به ایجاد تأسیسات مستحکم زده و به طور منظم گزمه‌های عساکر آن‌ها در داخل خاک افغانستان دیده شده‌اند. در آن زمان، ادعاهای داکتر راگیف جزء برنامه تبلیغاتی هند شمرده شد و اشتراک‌کننده‌گان سمینار و مقامات حکومت و وزارت خارجه ما نه توضیحاتی خواستند و نه در صدد مستندسازی ادعاهای هندی‌ها برآمدند.

ابتکار یک کمربند و یک جاده

چین آماده است تا با برنامه‌ «یک کمربند و یک جاده» خود، به گونه انحصاری وارد افغانستان پساامریکا شود و برای احداث بزرگ‌راه‌ها و وصل شدن کشورش با پاکستان، حداقل نیم‌دهه است که از کابل می‌خواهد به این پروژه بپیوندد. اما دولت افغانستان که تحت حمایت ایالات متحده‌ امریکا بود، از ترس این‌که برداشتن چنین گامی برای واشنگتن خوشایند نباشد، در پیوستن به این برنامه تاکنون تردید داشته است. چین برای تطبیق برنامه یک کمربند و یک جاده، چهار تریلیون دالر سرمایه‌گذاری می‌کند و حاضر است تا بیش از ۶۰ میلیارد دالر اضافی برای توسعه همکاری اقتصادی پاکستان – چین به مصرف برساند.

نزدیکی پاکستان و چین

جهان در این اواخر شاهد گسترش چشم‌گیر روابط میان جمهوری اسلامی پاکستان و جمهوری خلق چین در عرصه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی است. مقامات این دو کشور از روابط برادری صحبت می‌کنند که به گفته خودشان با اراده‌ آهنین به حمایت از یک‌دیگر در میدان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی ادامه خواهند داد. گسترش همه‌جانبه روابط با چین، از اصول تغییرناپذیر سیاست خارجی پاکستان است‌، به ویژه عملیاتی شدن پروژه دهلیز مشترک اقتصادی چین و پاکستان در زمان معین و دیگر پروژه‌های زیرساختی و عمرانی که به ایجاد هفتاد هزار شغل منتهی می‌شود. پاکستان گفته است که از طرح بزرگ اقتصادی‌ای که در چارچوب ابتکار یک کمربند و یک جاده در خاک پاکستان در حال اجرا است، با تمام توان حمایت می‌کند. علاوه بر این، وابسته‌گی چین به انرژی کشورهای حوزه خلیج از راه بندر گوادر، موجودیت هند و تقابل آن کشور با هر دو کشور چین و پاکستان و جلوگیری از نفوذ تروریسم در ایالت سین‌کیانگ، عواملی است که این دو کشور را ناگزیر در کنار هم قرار داده است.

نقشه افغانستان

در ماه می امسال پس از آن‌که حملات طالبان بالای عده‌ای از ولسوالی‌های ولایات شمالی آغاز شد، انستیتوت پالیسی و پژوهشی اسلام‌آباد (Islamabad Policy Research Institute) که گفته می‌شود روابط نزدیک با حکومت و نظامیان آن کشور دارد، نقشه‌ای را نشر کرد که در آن ساحات زیر نفوذ طالبان، نیروهای حکومتی و متنازع فیه مشخص شده بود؛ ولی در آن نقشه نشانی از دهلیز واخان دیده نمی‌شد؛ به تعبیری، گویا دیگر واخان هیچ قابل بحث نیست. آن نقشه در رسانه‌های افغانستان و صفحات مجازی انعکاس گسترده و واکنش‌های فراوانی را به دنبال داشت.

تسلیمی ولسوالی‌های بدخشان

یک ماه پیش، از میان ۲۷ ولسوالی و مرکز بدخشان که در مجموع ۲۸ می‌شود، تنها مرکز ولسوالی وردوج و یک ولسوالی هم در راغ زیر کنترل طالبان بود؛ اما طی یک ماه در یک تغییر دراماتیک، ۲۴ ولسوالی به طور کامل به تصرف طالبان درآمد. طوری که تنها در نواحی یفتل بالا که مربوط مرکز فیض‌آباد و یک بخش در یفتل پایان، جنگ صورت گرفت و وقتی نیروهای پولیس و ارتش از مرکز ولسوالی بدون جنگ عقب‌نشینی کردند، نیروهای محلی نیز ساحه را ترک کردند. به همین ترتیب، در بهارک نیز تنها یک فرمانده محلی جنگید؛ ولی نیروهای ارتش در جرم و بهارک بدون جنگ، هزاران میل اسلحه سبک و سنگین را با نفربرهای زرهی، به دشمن واگذار کردند و اکنون تنها فیض‌آباد و ولسوالی کران و منجان در کنترل دولت است و بس. جالب این است که نیروهای دولتی شماری از ولسوالی‌ها را پیش از رسیدن طالبان رها کردند و جنگ‌جویان این گروه دو روز بعد به مرکز ولسوالی رسیدند، مثل ولسوالی‌های شکی و ماه‌می درواز. هر ولسوالی حد اوسط با سی تا پنجاه جنگ‌جوی طالبان تصرف شده است، در حالی که شمار نیروهایی که از بدخشان با اسلحه به تاجیکستان رفته‌اند، یک هزار و سی تن بوده‌ است.

نتیجه‌گیری

حالا که ایالات متحده امریکا دیگر در افغانستان حضور نظامی ندارد و کارهای بنیادی برای ساختن ملت ما انجام نداد و یا به نحوی در بیست سال اخیر در مسیر آن سدهایی را ایجاد کرد، بهتر است که افغانستان با یک بازنگری در سیاست خارجی به دنبال یافتن دوستان منطقه‌ای جدید باشد و از ده‌ها امکان و فرصت، هم‌چون ابتکار یک کمربند و یک جاده با بودجه محیرالعقول چهار تریلیون دالری، استفاده کند. استفاده از این فرصت به درایت اقتصادی و سیاسی ما بسته‌گی دارد و این‌که چطور می‌توانیم بازی باخت – باخت خویش را با ابتکارات، تلاش، چرخش در ادعاها و گفته‌ها به بازی برد – برد عوض کنیم و در تعامل جدید با قدرت‌های منطقه‌ای قرار بگیرم. نخست، ما به یک فراموشی تاریخی و یا رفع دشمنی‌های داخلی و خارجی نیاز داریم. دوم، در داخل کشور به ایجاد گفتمان جدید مبنی بر حفظ دستاوردها و کنار آمدن‌های سیاسی ـ کدری ضرورت است. در غیر این صورت، در راهی که روان هستیم و این‌که در عالم شعار و خیال به سر می‌بریم، سقوط ولسوالی‌ها و حداقل جنگ و جدال برای سالیان متمادی جریان خواهد داشت.

دکمه بازگشت به بالا