فرصت‌سازی به جای فرصت‌سوزی

نشست مقدماتی هیأت‌های بلندپایه دولت و طالبان روز شنبه، ۲۶ سرطان، در دوحه برگزار شد. دو طرف نشست‌های اصلی‌شان را پشت درهای بسته برگزار کردند. تا ناوقت دیروز دو نشست اصلی بین هیأت‌های دولت و طالبان برگزار شده بود. قرار بود یک نشست سری دیگر در جریان شب بین دو طرف برگزار شود. نشست هیأت‌های بلندپایه دولت و طالبان برای امروز نیز پی‌گیری می‌شود. در پایان احتمالاً یک اعلامیه مشترک از این نشست صادر خواهد شد.

موضوعات اصلی مورد بحث بین هیأت‌های دولت و طالبان شامل چگونه‌گی و شرایط تشکیل دولت موقت، آتش‌بس و میانجی‌گری قطر و سازمان ملل متحد بوده است. قطعاً گروه طالبان برای توافق روی این موارد، روی رهایی هفت‌هزار جنگ‌جوی در بند خود و همین‌طور لغو فهرست سیاه ۱۹۸۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد تأکید کرده‌ است. با این وصف، تا پایان روز گذشته روشن نشده بود که چه پیش‌رفتی در این نشست اتفاق افتاده و فضای نشست‌های دو طرف در پشت درهای بسته چگونه بوده است.

رییسان هیأت‌های دولت و طالبان در نشست مقدماتی تأکید کردند که دارای صلاحیت کامل تصمیم‌گیری به نماینده‌گی از دو طرف جنگ هستند. انتظار می‌رود که دو طرف بتوانند در نشست امروز خود به توافقات هرچند کوچک دست یابند.

مذاکرات رسمی صلح بین دولت و طالبان در ۲۲ سنبله پارسال در قطر برگزار شد. از آن زمان تاکنون حدود ده ماه سپری شده؛ اما نتایج ملموسی از این مذاکرات به دست نیامده است. در این مدت، هم دولت و هم گروه طالبان یک‌سره فرصت‌سوزی کرده‌اند. مواضع متصلب دو طرف عامل اصلی این فرصت‌سوزی بوده است. البته نقش طالبان در این فرصت‌سوزی پررنگ بوده است.

نشست جاری قطر بین هیأت‌های بلندپایه دولت و طالبان برگزار شده‌ است. هیأت‌هایی که مدعی شده‌اند دارای صلاحیت کامل تصمیم‌گیری و نماینده واقعی طرف‌های جنگ هستند. با توجه به این ادعا، کم‌ترین توقع مردم آن است که هیأت‌های بلندپایه دولت و طالبان روی شرایط اساسی برای ادامه مذاکرات صلح به توافق برسند. این نشست باید یک نشست فرصت‌ساز برای صلح و ثبات در کشور باشد و مسیر آینده مذاکرات صلح بین دو طرف را روشن کند. در غیر این صورت، به اراده و نیت دو طرف برای صلح باید شک کرد و برای شرایط خونین‌تر از امروز آماده شد.

انعطاف‌پذیری شرط پیش‌رفت مذاکرات است. اتخاذ مواضع متصلبانه و غیرمنعطف ممکن است بار دیگر باعث فرصت‌سوزی شود. کمااین‌که حاصل این نوع مواضع در گذشته چیزی جز آتش‌افروزی، وقت‌کشی و کشتن امید مردم به صلح نبوده است.

دولت و طالبان همان‌گونه که خود معترف هستند، از راه جنگ قادر به حذف یک‌دیگر نیستند. ادامه جنگ در سطح جهانی نیز مورد حمایت نیست. به دلیل آن‌که جنگ افغانستان به بن‌بست رسیده، ادامه آن یک کار بیهوده است و تغییر مثبتی نیز در وضعیت ایجاد نخواهد کرد.

گروه طالبان با ادامه پیش‌روی نباید غره شود و تصور کند که می‌تواند به آرمان باطل فتح دست یابد. این گروه حتا اگر بتواند بساط دولت را از راه جنگ برچیند، نمی‌تواند بر مردم حکومت کند. همین حالا در نقاط مختلف کشور، مردم برای دفاع خودی آماده و علیه تلاش طالبان برای سلطه نظامی ایستاد شده‌اند. این ایستاده‌گی می‌رساند که مردم در بیش‌تر نقاط کشور طرف‌دار حل عادلانه قضیه افغانستان از راه گفت‌وگو هستند و تسلیم زور هم نخواهند شد.

پیام واضح مقاومت‌های مردمی به گروه طالبان آن است که این گروه باید خیال استقرار «امارت» را از سر بیرون کند. این خیال به جز کشاله‌دار کردن جنگ، نفعی به این گروه نخواهد رساند. در صورت اصرار طالبان بر همان موضع قبلی این گروه، ممکن است فصل تازه جنگ در کشور کلید بخورد. این یک هشدار جدی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

دولت نیز باید با قضیه جنگ و صلح مسوولانه برخورد کند. در جاهایی که امکان انعطاف‌پذیری است باید از موضع خود عقب‌نشینی کند. توقع این‌که گروه طالبان به صورت یک‌جانبه انعطاف نشان دهد، یک توقع بی‌جا و غیرمنصفانه است.

مردم افغانستان از جنگ خسته شده‌اند. این جنگ باعث آواره‌گی میلیون‌ها نفر در گذشته و صدها هزار نفر در جریان دو و نیم ماه اخیر شده است. سطح امید به زنده‌گی در افغانستان پایین آماده است و بیش‌تر شهروندان به فکر فرار از این کشور هستند. فرصت‌های سرمایه‌گذاری از دست رفته و اندک فرصتی که برای سرمایه‌گذاری موجود است، نیز از دست خواهد رفت. خیر عمومی و مصالح علیای کشور ایجاب می‌کند که فرصت‌های موجود برای صلح نباید از دست برود و دو طرف به صورت فوری به توافق مطلوب صلح نایل شوند. بنابراین، نشست جاری قطر یک فرصت خوب برای ایجاد تحرک در مذاکرات صلح است، این فرصت نباید در آتش کینه و خشم و انتقام‌جویی بسوزد و دود شود.

دکمه بازگشت به بالا