آموزش انلاین؛ خلا‌ها در سیستم آموزشی افغانستان

علی عبدالله صالحی

چرا آموزش و تدریس آنلاین؟

با وضعیتی که کرونا در سراسر دنیا پیش آورده و همه را مجبور به تجربه کردن قرنطین و نشستن در خانه کرده است، شاید برای اولین‌بار در تاریخ توانسته است از سرعت چرخ زنده‌گی عادی به این پهنا بکاهد. دفاتر دولتی تعطیل، سرحدات بسته و تجارت‌های کوچک و بزرگ تعطیل است که این‌ها را می‌توان مثال‌های خوب از این ناهنجاری نوشت. در چنین شرایطی بشریت تقریباً در تمام عرصه‌ها به طور ناخود‌آگاه خود را در یک نوع گیجی می‌بیند. البته سطح این سر‌در‌گمی در کشور‌های مختلف متفاوت است. در چنین حالت نابه‌سامان همه‌ی کشور‌ها کمر به یافتن راه‌های حل یا همان راه‌های بدیل پیش‌برد این عرصه‌ها بسته‌اند. یکی از آن عرصه‌های حیاتی که ضرورت به یافتن راه بدیل داشت، تعلیم و تربیه بود که خوش‌بختانه با استفاده از انترنت این معضل تن به حل شدن داد. جای خوش‌بختی است که افغانستان هم با وجود گذشته تیره در بخش آموزش، توانست تدریس خانه‌گی از طریق انترنت را به محصلان معرفی کند، با وجود این‌که دارای کاستی‌های زیاد اما قابل کنترل بود. اما این‌که تدریس آنلاین در افغانستان به چه اندازه کامیاب بود، ما در کجای تدریس آنلاین قرار داریم، سیستم آموزشی ما به چه اندازه از معیار‌ها فاصله دارد و چندین چرا و چیستی دیگر را انتشار کرونا زمینه‌سازی به تفکر کردن درباره آن‌ها کرد.

سیستم آموزشی افغانستان

الف- سیستم آموزشی استادمحور

قبل از پرداختن به سیستم تدریس آنلاین، بهتر خواهد بود تا نگاهی به سیستم آموزشی و تعلیم و تربیه افغاستان بیندازیم. سیستم آموزش و پرورش افغانستان از دیر زمان به این طرف استاد‌محور بوده است. استادان اغلب درس را محدود به کتب درسی دانسته و آن‌ها را به طور کلیشه‌ای در صنف تشریح کرده‌اند. دانشجویان مجبور به از بر کردن هر آن چیزی که استاد تشریح کرده، هستند و در آخر دوره شاگردان باید قوه از بر کردن خود را در امتحان به رخ همه بکشند. به عباره دیگر، در سیستم مذکور، استاد من‌حیث راهنمای ارکستر عمل کرده و تمام کنترل درس را در دست دارد. شاگردان یا محصلان هم گوش به فرمان استاد نشسته‌اند و خواسته یا ناخواسته خود را منوط به استاد می‌دانند. این سیستم از دهه‌ها به این طرف دیگر کارایی خود را در جهان از دست داده است، زیرا چنین سیستمی شاگردان را سلب صلاحیت کرده از آ‌ن‌ها قدرت تصمیم‌گیری، تفکر و تعقل در‌باره آن‌چه را باید بیاموزند، می‌گیرد.

ب- سیستم آموزشی شاگرد‌محور‌

گرچند کوشش‌هایی برای از بین بردن سیستم استاد‌محور در کشور انجام شده است، اما همواره این سیستم حاکمیت خود را در مدارس و دانشگاه‌ها دارد؛ چون سیستم شاگرد‌محور کار را برای دانشجویان سخت می‌کند و آن‌ها را به اصطلاح وادار به ماهی گرفتن می‌کند تا ماهی خوردن. در این سیستم آموزگاران دانشجویان را تشویق و حمایت می‌کنند تا راه خود را خود دریابند، به جای این‌که تمامی دانشجویان را مجبور به رفتن به یک راه کنند. هم‌چنان در این سیستم استادان کوشش به این دارند تا به هر‌ نحو ممکن «از بر کردن» را دور بگذارند و شاگردان را راهنمایی کنند تا آن‌گونه و آن‌چه را که لازم است یاد بگیرند. علاوه بر آن، چنین سیستم آموزشی، شاگردان را عادت به استقلال یادگیری داده تشویق به کشف کردن استعداد‌های‌شان می‌کند و هم‌چنان کمک می‌کند تا شاگردان مستقلانه آن‌چه را که می‌خواهند حتا بدون حمایت استاد بیاموزند. از طرفی شاگرد‌محوری شاید به استادان و آموزگاران خیلی ساده‌تر باشد، اما نیاز به مسلکی بودن و به‌روز بودن از نگاه آشنایی با میتود‌های تدریس دارد که این متاسفانه استادان را وادار به هم‌سویی با شاگردان در بحث تغییر نظام آموزشی به شاگرد‌محور می‌کند؛ زیرا معیار استاد شدن در مکاتب و دانشگاه‌های افغانستان تسلط داشتن بالای یک رشته یا مضمون است، در حالی که در دیگر کشور‌های جهان در پهلوی تسلط بالای مضمون یا رشته کاندیدان استادی باید آموزش‌های زیادی در بخش استادی پشت سر گذشتانده و سند استادی داشته باشند.

آموزش آنلاین و انواع آن

به طور ساده و خلاصه آموزش آنلاین به سیستمی گفته می‌شود که با استفاده از انترنت و از راه دور صورت می‌گیرد که در آن دانشجویان ضرورت مبرم به فعال بودن دارند؛ چون اساساً در این سیستم شاگردان وقت کم‌تر را با اساتید خود صرف خواهند کرد. در این سیستم دانشجویان باید با تمام وجود آماده درس خواندن و یادگیری بدون کنترل شخص دوم باشند.

الف- آموزش آنلاین همگام: در این نوع، استاد و دانشجویان مجبور اند تا در زمانی خاص در روز آنلاین شده و به صنف آنلاین خود حاضر شوند. این نوع از آموزش آنلاین به شاگردان چانس سوال کردن و گفت‌وگو را می‌دهد.

ب- آموزش آنلاین ناهمگام: این نوع آموزش شاگردان و آموزگاران را مجبور به حاضر شدن در یک زمان خاص نمی‌کند، بلکه استادان باید مواد درسی را تهیه کرده به درسترس شاگردان قرار دهد و شاگردان در هر زمان و مکان در یک روز که خواسته باشند، می‌توانند آن‌ها را پی‌گیری کنند. البته لازم به ذکر است که این نوع آموزش آنلاین نیاز به دانشجویان به شدت مستقل و آماده دارد.

ضروریات سیستم آموزش آنلاین

به خاطر موفق‌آمیز بودن سیستم آموزش آنلاین در کشور، نه تنها ضرورت به استادان مسلکی داریم، بلکه شدیداً نیاز به نظام شاگرد‌محور محسوس است؛ چرا که تهداب و بنیاد آموزش آنلاین شاگرد‌محوری است، به این دلیل که شاگردان چانس خیلی کم‌تر برای تبادل نظر با استادان خواهند داشت. نکته بعدی مستقیماً دولت و نهاد‌های مسوول در زمینه آموزش و پرورش را نشانه می‌گیرد، چون آموزش آنلاین همان‌طور که از نامش هویدا است، با استفاده از انترنت قابل تطبیق است. دولت و حکومت افغانستان باید طرحی داشته باشند تا بر بنیاد آن انترنت رایگان یا حد‌اقل ارزان‌تر برای شاگردان و محصلان در نظر گرفته شود تا همه‌ی دانشجویان در سراسر افغانستان بدون در نظر داشت مشکلات مالی دسترسی به انترنت داشته باشند و به این‌گونه حد‌اقل در راستای تعلیم و تربیه عادلانه و تساوی گام برداشته شود. نقش حکومت و دولت البته که تنها منحصر به ارزان کردن قیمت انترنت نیست، بلکه باید به فکر یک سافت‌ویر (پروگرام کمپیوتری) در کشور باشد که هم قادر به شریک ساختن مواد درسی به دانشجویان در امتداد روز و یک‌جا کردن شاگردان و محصلان در یک صنف آنلاین در یک زمان معلوم در روز باشد و امثالهم. البته چنین پروگرام کمپیوتری نیاز به استادان مسلکی دارد تا هم مواد را تهیه کرده به دسترس دانشجویان قرار دهند، هم در صنف آنلاین خود روزانه حاضر شوند و هم توانایی ترسیم امتحان آنلاین را داشته باشند.

خلاصه، برای اولین‌بار در افغانستان نیاز به پیش‌کش کردن سیستم آموزش آنلاین احساس شد که منجر به دست‌پاچه شدن استادان و دانشجویان گردید. بعضی از دانشگاه‌ها (اغلب خصوصی) به دنبال ساختن سافت‌ویر شدند و بعضی با استفاده از مسنجر و واتس‌اپ خواستند مسوولیت خود را ادا کنند، بدون در نظر داشت این‌که پروگرام‌های مذکور برای اهداف خاص ساخته شده‌اند، نه برای تدریس. خلاصه این‌که هیچ‌کدام آن‌چنان که باید، جوابگو نبود و متاسفانه مکاتب که اصلاً کوچک‌ترین راه حل ممکن برای این مشکل نه سراغ داشتند و نه هم توانستند پیدا کنند.

دکمه بازگشت به بالا