صد روز حاکمیت طالبان؛ آزادی، نان و کار نیست

حبیب حمیدزاده

صد روز قبل از امروز، گروه طالبان به حیات نظام جمهوری مورد حمایت غرب، به‌ویژه ایالات متحده امریکا، پایان داد. افغانستان پس از یک دوره روشن، بار دیگر در منجلاب استبداد مذهبی و قومی افتاد. اکنون صد روز از حاکمیت دوباره گروه طالبان می‌گذرد. تحفه طالبان به مردم، انزوای دوباره کشور، از دست رفتن جامعه مدنی، آزادی بیان، محرومیت زنان و برقراری حاکمیت تک‌قومی و تک‌مذهبی است. ذخایر بانکی کشور منجمد است و صدها هزار کارمند دولت، در انتظار دریافت معاش هستند. علی‌رغم ادعاهای گروه طالبان برای تامین امنیت، حملات انتحاری، انفجار و اختطاف‌ بیش‌تر شده است. فقر، گرسنه‌گی و بیکاری بیداد می‌کند و این وضعیت مردم را وادار به مهاجرت و فرار از کشور کرده است. طالبان هم‌چنان بر تطبیق اصول و قرائت خود تأکید دارند و جهان خواستار ایجاد فضای باز سیاسی و مشارکت طرف‌های دیگر سیاسی در امور کشور است. برای همین، هنوز هیچ کشور همسایه، منطقه و جهان، حاکمیت و حکومت طالبان را به رسمیت نشناخته است.

فرار مردم و سیاسیون از کشور

حدود سه ماه قبل از امروز، گروه طالبان پس از بیست سال جنگ و خون‌ریزی، کابل و اغلب ولایت‌های کشور را بدون جنگ و در طی چند روز محدود به تصرف خویش درآورد. فرماندهان پیشین نظامی، رهبران سیاسی و مخالفان گروه طالبان از راه‌های مختلف از کشور فرار کردند. در روز نخست ورود طالبان به کابل، ده‌ها هزار انسان به میدان هوایی کابل برای بیرون شدن از کشور هجوم بردند. آویزان شدن مردم از هواپیماهای نظامی امریکا و افتادن چند تن از بال‌های آنان، سرخط رسانه‌های جهان بود. چند نوزاد در داخل هواپیماها به دنیا آمدند.

ضبط اموال سیاسیون و مقامات دولت پیشین

طالبان در نخستین روزهای ورودشان به شهرهای بزرگ، از جمله کابل، موترهای مقامات دولتی و چهره‌های سرشناس را به ملکیت خویش درآوردند. خانه‌های مقامات پیشین و رهبران سیاسی را تلاشی و اموال دولتی و شخصی آنان را با خود بردند.

بستن مکتب‌های دخترانه و اعتراض زنان

نخستین حرکت خبرساز طالبان، بستن مکتب‌های دخترانه بود که پس از صد روز حاکمیت آنان، هم‌چنان بسته است. نخستین گروهی که در برابر این تصمیم طالبان اقدام به اعتراض مدنی کرد، دختران و زنان افغانستان بودند. دختران و زنان در کابل و تعدادی از ولایت‌های کشور، هفته‌ها دست به اعتراض‌های مدنی علیه گروه طالبان زدند. اعتراض مدنی زنان در کابل و ولایت‌های دیگر کشور در زیر حاکمیت طالبان رخ دیگر جامعه -دستاورد بیست سال اخیر نسل جدید- را نشان داد. در جریان تظاهرات زنان، طالبان چندتن از خبرنگاران روزنامه اطلاعات روز را به‌طور وحشت‌ناک مورد ضرب‌وشتم قرار دادند.

اعلام حکومت سرپرست طالبان

چند هفته بعد از سقوط نظام و تصرف کامل کشور، گروه طالبان کابینه سرپرست خود را تشکیل داد که تمام اعضای آن از میان ملاها و ۹۹ درصد آن‌ها از میان یک قوم مشخص برگزیده شده بودند. این عمل‌کرد گروه طالبان با اعتراض‌های شدید داخلی و کشورهای منطقه و جهان مواجه شد و تا هنوز یکی از شرط‌های جهان برای به رسمیت شناختن طالبان، تشکیل حکومت فراگیر ملی با اشتراک تمام اقوام افغانستان، زنان و دیگر گروه‌های اجتماعی است. چیزی که طالبان هنوز در برابر آن کوتاه نیامده‌اند.

آغاز حملات شاخه خراسان داعش

در نخستین روزهای سقوط نظام پیشین، همه‌چیز در نظر طالبان پایان یافته می‌رسید. آنان می‌پنداشتند که دیگر نیروی مزاحم وجود نخواهد داشت. اما در هفته‌های اول حاکمیت طالبان، داعش یک حمله مرگ‌بار را در میان مردم در درب ورودی فرودگاه کابل انجام داد. طالبان در واکنش به آن گفتند که این حمله در ساحه حاکمیت نیروهای امریکایی رخ داده است. هم‌چنان طالبان در واکنش به آن حمله، اعلام کردند که دیگر افغانستان شاهد حملات این چنینی نخواهد بود و داعش ظرفیت به چالش کشیدن آن‌ها را ندارد. ولی طی چند ماه اخیر، گروه داعش چندین حمله خونین را بالای اماکن مقدس و مسیرهای رفت‌وآمد مردم انجام داده است. حمله بر مسجدهای شیعیان در قندهار و کندز مرگ‌بارترین حملات این گروه بوده است. در کنار این حملات، ترورهای بی‌شمار، اختطاف، انفجار ماین‌های کنارجاده‌ای و رخدادهایی از این دست، تقریباً هر هفته از مردم بیکار و بی‌نان افغانستان، قربانی می‌گیرد.

از دست رفتن آزادی، کار و نان مردم

بدترین پیامد سقوط نظم جمهوری و روی کار آمدن گروه طالبان، فقر، گرسنه‌گی، فرار و مهاجرت و آینده نامعلوم مردم افغانستان است. بخشی از نسل جدید و باسواد کشور، ناخواسته کشور را ترک کرده‌اند. بخش زیادی از دفاتر رسانه‌های چاپی، تصویری و شنیداری بسته شده و باقی‌مانده‌ها به دنبال یافتن یک راه حل معقول برای خارج شدن از کشور هستند. طالبان اکنون برای رسانه‌ها خط‌ونشان جدید اسلامی کشیده و حضور زنان در فلم‌ها و برنامه‌های هنری را به کلی ممنوع کرده‌اند. پس از روی کار آمدن طالبان، کشورهای غربی از افغانستان روی گردانده و کمک‌های خود را که چرخه اقتصاد این سرزمین را می‌چرخاند، متوقف کرده‌اند. حالا افغانستان در انزوای کامل سیاسی و اقتصادی به سر می‌برد. طالبان قادر نیستند، از درامد داخلی، امور دولت و مملکت را بچرخانند. برای همین، پس از روی کار آمدن‌شان نتوانسته‌اند معاش کارمندان دولت که زنده‌گی بعضی از خانواده‌ها به آن بسته‌گی دارد را بپردازند. فقر و ناامیدی بر زنده‌گی مردم سایه افکنده است و روزنه امیدی دیده نمی‌شود. در صد روز نخست حاکمیت گروه طالبان، مردم آزادی، نان و کار خود را یک‌جا از دست داده‌اند. افغانستان آبستن فقر، گرسنه‌گی و قحطی بی‌پیشینه است.

دکمه بازگشت به بالا