روی دیگر سکه‌ی داعش

محمدناطق ملکزاده

یک ظهر آفتابی کنار رود خروشان پنجشیر همراه با دو رفیقم در یک هوای خیلی مناسب از شنا کردن لذت می‌بردیم. همان روز با شماری از نوجوانان عضو یک حزب تندرو سر خوردیم و متوجه شدم که این حزب در آینده شاید مشکل کلانی برای کشور خلق کند.

احمد، اسم مستعار یک رفیقم است که پسری آرام، اما با افکار تند و غیر عادی است. او چند‌ ماه قبل گواهی‌نامه فراغتش را از دانشکده شرعیات دانشگاه کابل به دست آورد. محمود، اسم مستعار رفیق دیگرم است که پسری شوخ و خندان است و افکار سیاسی و دینی تندروانه ندارد. زمانی با‌ هم در یک صنف بودیم.

عصر کم‌کم داشت نزدیک می‌شد و شور و هیجان آب‌بازی در آب سرد و خروشان پنجشیر هم داشت همراه با روز آفتابی رنگ می‌باخت. بچه‌ها از دَور دریا برمی‌گشتند به خانه‌های‌شان، و تعدادی ایستاده بودند تا شمال سرد بوزد به لباس‌های‌شان و آب را از لباس‌ها بزداید.

ما هم تصمیم گرفتیم تا برگردیم به خانه. در راه با گروپ ۱۵ نفری از جوانان برخوردیم که تعداد بیش‌تر‌شان ساکنان ولایت پنجشیر هستند و بقیه از کابل برای تفریح آمده بودند. احمد رفیقم با چند تن از آن‌ها آشنایی قبلی داشت. من و محمود بعد از احمد با آن‌ها احوال‌پرسی کردیم. گروپ آن‌ها کنار دریا کمی پیش‌تر از مکان شنا فرشی پهن کرده و ما را دعوت کردند تا لحظه‌ای در جمع‌شان بنشینیم. احمد درخواست‌شان را پذیرفت و من و محمود هم به ناچار به تعقیب احمد با آن‌ها رفته و کنار دریا نشستیم. یکی از بچه‌ها که هویدا بود از ساکنان منطقه است، در گیلاس‌ها از ترموز چای ریخت و پیش ما گذاشت و بعد گفت‌وگوی ما آغاز شد.

من متوجه کار‌های غیر‌عادی و افکار و دیدگاه‌های عجیب احمد بعد از این‌که شامل دانشکده شرعیات دانشگاه کابل شد، بودم. مثلاً احمد خواستار ایجاد دوباره خلافت بود، دموکراسی را همیشه نقد زننده می‌کرد و حکومت‌های دموکراتیک جهان را «نظام‌های خون‌خوار» می‌نامید. روزی با چند رفیق دیگر نشسته بودیم که احمد و یک رفیق دیگرش فریاد می‌زدند و شعار مرگ به غرب و نظام‌های دموکراتیک سر می‌دادند.

هم‌چنان احمد گاهی در یکی از دانشگاه‌های خصوصی کابل در گردهم‌آیی‌هایی اشتراک می‌کرد که بیش‌تر حاضران آن ملا‌ها و استادان علوم دینی بودند. اما هیچ‌گاه از این‌که احمد عضو حزب‌التحریر است، اطلاع نداشتم.

احمد حرفش را آغاز کرد در مورد این‌که وی و بقیه دوستانش تصمیم گرفته‌اند همراه با محصلانی که هم‌فکر با حزب‌التحریر هستند و از دانشگاه‌های کابل، پنجشیر، بدخشان، تخار و جلال‌آباد فارغ شده‌اند و محصلانی که هنوز هم تحصیلات‌شان را در بخش شرعیات در آن دانشگاه‌ها ادامه می‌دهند، فعالیت‌های‌شان را در دیگر بخش‌های دانشگاه‌ها توسعه دهند. او هم‌چنان گفت که حزب‌التحریر برای یک تظاهرات در کابل و جلال‌آباد آماده‌گی می‌گیرد. در لابه‌لای حرف‌ها، بچه‌های دیگر با آواز بلند فریاد می‌زدند و می‌گفتند خلافتی ایجاد خواهند کرد که کل دنیای اسلام را در بر بگیرد. جوان دیگری صدا کرد که خلافت را خواهند ساخت و امریکا را با دنیای غرب نابود خواهند کرد.

من که بار دوم بود در چنین جمعی گیر مانده بودم، به گوش محمود به شوخی گفتم که عجب جوانک‌های احساساتی، خیالاتی و تندرو. فردای آن روز از یک ملا‌امام مسجد در ولسوالی رخه‌ی پنجشیر که عضویت التحریر را دارد، در مورد تعداد اعضای التحریر در پنجشیر پرسیدم. وی آمار شوکه‌کننده‌ای را بیان کرد. از سال ۱۳۹۴ تا کنون تعداد اعضای حزب‌التحریر در پنجشیر که بیش‌تر‌شان جوانان هستند و هم‌چنان محصل، از مرز چند هزار گذشته است. این آمار بدون شک در کابل و ولایت‌های دیگر چند برابر پنجشیر است.

حزب‌التحریر در سال ۱۹۵۳ تأسیس شد و بنیان‌گذار این حزب «شیخ تقی‌الدین النبهانی» است. یکی از بزرگ‌ترین شعارهای این حزب در اوایل ایجادش، احیای «خلافت اسلامی طبق سنت پیامبر اسلام» بود. این حزب در اکثر کشورهای جهان، به ویژه در کشورهای آسیای مرکزی، فعالیت دارد و اعضای این حزب معمولاً اهل دانشگاه‌ها و ملا‌های مساجد هستند.

حزب‌التحریر در افغانستان در سال ۲۰۰۳ به رهبری «امین‌الله لشکری» به طور غیر‌قانونی فعالیت‌هایش را در جریان حکومت کرزی با همان شعار مشابه سال ۱۹۵۳ (ایجاد خلافت اسلامی و نه به دموکراسی) آغاز کرد. اما در عین زمان امین‌الله لشکری در حکومت کرزی در شورای امنیت ملی وظیفه انجام می‌داد.

آقای لشکری تحصیلاتش را در پاکستان تا سویه لیسانس به اتمام رسانیده است.

پس از آغاز فعالیت حزب‌التحریر در افغانستان، این حزب توانست به ساده‌گی مورد پذیرش شماری از ملا‌ها در مساجد قرار گیرد و بعد با شعارهای احساسی که در برنامه کاری این حزب است، در دانشگاه‌ها توسط استادان به خصوص برخی از استادان دانشکده‌های شرعیات نفوذ کرد. حزب‌التحریر به کمک استادانی در عضویت این حزب هستند،‌ از میان دانشجویان عضوگیری می‌کند. اعضای جوان این حزب بسیار احساساتی و خون‌گرم هستند. این جوانان خون‌‌گرم اکثرا دانشجو هستند. این دانشجویان پس از این که عضو حزب‌التحریر می‌شوند با خون‌گرمی تمام به دعوت دیگران می‌پردازند. حزب‌التحریر هدفش را تشکیل دوباره‌ی خلافت و نابودی دولت‌های ملی عنوان می‌کند.

حزب‌التحریر فعالیت‌هایش را سیاسی و غیر‌نظامی می‌خواند، اما هر گاه با اعضای این حزب رو‌ در ‌رو وارد بحث شدید، خیلی زود به خشونت متوسل شده و فریاد‌های مرگ سر می‌دهند. مواردی را که در بحث‌شان ذکر می‌کنند، صرف سیاسی بودن این حزب را زیر سوال می‌برد و بیش‌تر می‌توان پی بُرد که این حزب‌ یک حزب سیاسی نیست، بلکه سازمانی است که ظرفیت کلان برای خشونت و خشن شدن دارد. یا هم می‌شود گفت که چهره دوم داعش، ولی خاموش است تا بدون موانع با استفاده از دموکراسی افغانستان به فعالیت‌هایش بدون جلب توجه ادامه دهد.

اعضای حزب‌التحریر بر حسب سلیقه‌ی خودشان قانون وضع می‌کنند و تفسیر حدیث و آیت را خود می‌سازند و به خورد جوان‌های خون‌گرم که قدرت فکری خوبی ندارند، می‌دهند. جوان‌های خون‌گرم با قدرت فکری ضعیف برای این سازمان در واقع سلاح قوی به شمار می‌روند. بیش‌تر این سازمان به جذب جوانان از دانشکده‌های شرعیات دانشگاه‌ها اقدام می‌کند.

در سال ۲۰۱۵ داکتر عبدالله عبدالله، رییس اجرایی حکومت وحدت ملی، از فعالیت‌های خطرناک و تشویق جوانان در مکان‌های تعلیمی به اعمال تروریستی توسط حزب‌التحریر خبر داد. این نخستین باری بود که از یک آدرس حکومتی در مورد خطر‌های ناشی از فعالیت‌های حزب‌التحریر سخن به زبان آمد. اما آن آخرین بار نیز بود، زیرا خیلی زود هُشدار رییس اجرایی به نهاد‌های امنیتی و تعلیمی به فراموشی سپرده شد و در برابر فعالیت‌های این حزب هیچ اقدامی صورت نگرفت.

تردید این‌جا است که در عالمی از روشنایی و با وجود آفتابی بودن فعالیت‌ها و موضع‌گیری حزب‌التحریر علیه دولت افغانستان، چرا حکومت در مورد غیرمشروع بودن فعالیت‌های این حزب کاری انجام نمی‌دهد؟

در حالی که جدا از فعالیت‌های تخریبی، اخذ جواز فعالیت برای هر حزبی، حتا حزب دولت‌محور نیز الزامی و ضروری است. پس خاموشی حکومت در برابر حزب‌التحریر برای چیست؟

به یقین ادامه این خاموشی خطرات ناشی از فعالیت حزب‌التحریر در میان جوانان را بیش‌تر و بیش‌تر خواهد کرد. خطری که بیش‌تر از هر مکان دیگری، متوجه آینده‌ی نو جوانان ولایات پنجشیر، ننگرهار، بدخشان و محصلان دانشگاه‌ها است. این خاموشی به یقین قیمت گزافی در پی خواهد داشت.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن