موانع فراروی توسعه اقتصادی در کشورهای جهان سوم

سیدیاسر حسینی، دانشآموخته‌ی اقتصاد و همکار بخش تحقیق شورای متخصصان هرات

توسعه اقتصادی

از دیدگاه شومپیر، توسعه اقتصادی عبارت است از به‌کارگیری ترکیبات جدید ابزار‌های تولید، به ‌گونه‌ای‌ که شرایط‌ کالا‌های موجود دگرگون شود و یا کالای جدیدی ارایه‌ گردد و یا منابع جدید عرضه یا بازار‌های تازه‌ای گشوده شود.

توسعه‌یافته‌گی و ‌توسعه‌نیافته‌گی از مباحث جدی و پر‌مناقشه‌ای است که بعد از تحولات مربوط به مدرنیته در غرب روی داد. توسعه‌یافتن و یا توسعه‌نیافتن به شاخص بزرگی مبدل شده بود که مکاتب و‌ ایدیولوژی‌های غالب در هر دوره به ویژه در قرون نوزدهم و بیستم بحث پیرامون آن را یکی از لازمی‌ترین مباحث و از اولویت‌های فکری و تیوریک خود می‌دانستند.

در‌ کشورهای موسوم به جهان سوم علی‌رغم تلاش فراوانی‌ که در قالب برنامه‌های عمرانی جهت‌ کاهش توسعه‌نیافته‌گی، فقر و نابرابری صورت گرفته، لیکن مشکلاتی چون فقر و نابرابری به قوت خود باقی است. به‌ تعبیری‌، جریان توسعه اقتصادی جدا از نابرابری‌های به جا‌ مانده از پیش، به خودی خود غالباً طوری است که طی آن عده‌ای وضعیت بهتری پیدا کرده‌اند، در ‌حالی ‌که سایرین در ‌نهایت اگر وضعیت بدتری پیدا نکنند، در ‌همان سطح باقی می‌مانند.

کشور‌ ما نیز‌ که در ردیف‌ کشور‌های‌ توسعه‌نیافته است، نیازمند بررسی جدی و دامنه‌دار از نظرگاه علمی بر محور توسعه و عوامل تاثیرگذار بدان می‌باشد. این امر وقتی صورت جدی‌تر به خود می‌گیرد که دیده می‌شود ظرفیت‌های لازم برای توسعه افغانستان در ابعاد مختلف وجود دارد.

منشأ پیدایش اقتصاد و توسعه در کشور‌های جهان سوم

آن‌گونه ‌که امروز می‌دانیم، منشأ پیدایش اقتصاد و توسعه به امریکای لاتین در دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ و نیز در اروپای غربی به ویژه انگلستان و امریکای شمالی در سال‌های ۱۹۵۸ تا ۱۹۴۳ باز می‌گردد.

در همین‌ حال، در دهه‌های ۱۹۴۰و ۱۹۵۰ بیش‌تر اقتصاددان اروپای غربی و امریکای شمالی ‌که توجه خود را به مناطق توسعه‌نیافته (به لحاظ اقتصادی) و عقب‌افتاده جهان معطوف کرده بودند، شامل بخش وسیعی از آسیا، آفریقا و امریکای لاتین می‌شد؛ مناطقی که شرایط سیاسی‌، اجتماعی و  اقتصادی متفاوتی بر ‌آن ‌حاکم بود.

عوامل ضعف در خود‌کفایی اقتصادی د‌ر کشور‌های جهان سوم

۱- شبکه‌های ارتباطی

شبکه‌ی ارتباطی‌ که به موضوع سیستم ارتباطی سمعی و بصری برمی‌گردد، در ‌کشورهای جهان سوم محدود است. سیستم مخابرات با چالش‌هایی از قبیل عدم امکانات و ‌بلند بودن هزینه‌های تماس مواجه است. این سبب شده تا مردم آن را در اولویت ضروریات‌شان قرار ندهند. هم‌چنین‌ کنترل شدید دولت بر رسانه‌ها و مطبوعات در این کشورها باعث شده تا این ابزار ‌در ‌اختیار ‌گروه حاکم باشد و به صورت یک‌طرفه فعالیت کند که این مساله محدود و معدود بودن آن‌ها را می‌رساند.

۲- انرژی

با وجود این‌که یک تعداد از ‌کشورهای جهان سوم از منابع غنی انرژی خصوصاً نفت و ‌گاز برخوردار اند، اما به صورت کل میزان استفاده از منابع انرژی در این کشورها به مراتب کم‌تر از کشورهای صنعتی است. عدم امکانات مناسب و نبود سیاست درست برای استفاده از این منابع، باعث شده تا کشورهایی ‌که از منابع غنی نیز برخوردار اند، نتوانند از این منابع درست استفاد کنند. البته در خیلی از کشورهای جهان سوم منابع انرژی به ویژه سوخت، کم است و در سطح تولید نازل قرار دارد.

نبود منابع کافی انرژی (نفت، گاز و برق) در ‌کشورهای جهان سوم سبب شده تا این کشورها برای سوخت از منابع دیگری مانند چوب، زغال‌سنگ و امثال آن استفاده کنند که این مساله در جای خود عواقب دیگری به دنبال دارد. آمارهای منشتر‌شده‌ی اخیر نشان می‌دهد که در ‌کشورهای جهان سوم سالانه بیش از ده میلیون هکتار جنگل جهت سوخت از بین می‌رود که این مساله می‌تواند عواقب ناگواری علاوه بر به هم خوردن محیط زیست، در کاهش مواد سوخت و محدود شدن این نعمت نیز در پی داشته باشد.

۳- تعلیم و تربیه

موضوع آموزش و تخصصی شدن نیروی کار یکی از مباحث بسیار عمده و اساسی هر جامعه است که همین طبقه یعنی اهل معارف و تخصص می‌توانند‌ کشور را از لحاط مادیات و معنویات به درجات عالی برسانند؛ اما این موضوع در جهان سوم مانند دیگر موضوعات در سطح خیلی پایین قرار دارد. هزینه‌های مصرفی برای تعلیم و تربیه در کشورهای صنعتی چندین برابر کشورهای جهان سوم است و یکی از دلایل صنعتی بودن آن کشورها را نیروی تخصصی در امور صنعتی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تشکیل می‌دهد که باعث شده در هر زمینه تخصص داشته باشند و خود را از وابسته‌گی برهانند و مدیریت و ابتکار عمل را به دست خود بگیرند.

مسایل جمعیتی در کشور‌های جهان سوم

تقریباً تمامی ‌کشور‌های موسوم به جهان سوم طی نیم قرن گذشته با پدیده افزایش جمعیت مواجه‌اند. ضریب رشد جمعیت در برخی از این کشور‌ها طی دهه‌های اخیر، گاهی از ۴ درصد‌ که پیش‌بینی می‌کردند، نیز بالاتر رفته است. ارقام مربوط به میزان رشد جمعیت کشور‌های کم‌توسعه زمانی معنا‌دارتر می‌شود که آن را با ارقام مربوط به کشور‌های پیش‌رفته صنعتی مقایسه کنیم؛ چرا که متوسط ضریب رشد جمعیت در تمامی کشور‌های پیش‌رفته صنعتی در دهه‌های اخیر هیچ‌گاه از ۱٫۵ درصد بالاتر نرفته است و میزان رشد آن در برخی از این کشور‌ها نزدیک به صفر، صفر و یا حتا زیر صفر بوده است.

۱- علل افزایش سریع جمعیت

افزایش سریع جمعیت در‌ کشور‌های جهان سوم پدیده جدیدی نیست و از نیمه‌ی قرن بیستم به این سو، خود را نشان می‌دهد. علت اصلی این پدیده را باید در کاهش مرگ‌و‌میر در این کشور‌ها جست‌وجو کرد. نسبت دادن افزایش جمعیت در این کشور‌ها و افزایش زاد ولد می‌باشد. بیش‌ترین زاد ولد را خانواده‌های کشاورز در این‌ کشور‌ها دارند، به خاطری که برای آن ها نوعی نعمت بزرگ محسوب می‌شود؛ زیرا این فرزندان از سنین پایین به عنوان نیروی کار و معیشت خانواده کار می‌کنند. پس تقارن ناگهانی و گاه ناخواسته یک روند قدیمی بومی (میزان بالای زاد ولد) با یک روند جدید (کاهش مرگ‌و‌میر)، پدیده‌ای به نام افزایش جمعیت در این کشور‌ها به وجود آورده است.

۲- آثار افزایش جمعیت بر رشد اقتصادی

یکی از اولین و مهم‌ترین آثار رشد جمعیت در ‌کشور‌های مربوط، تاثیر منفی آن بر رشد اقتصادی است. برای فهم این موضوع، کافی است به این نکته ساده ولی مهم توجه داشته باشیم که جمعیت اضافه شده، هم نیازمند کالاها و خدمات جدید و هم محتاج اشتغال (فرصت‌های شغلی جدید) است و هر دوی این‌ها در ‌گرو سرمایه‌گذاری‌های جدید است؛ اما کشور‌های‌ کم‌توسعه در تامین سرمایه‌های مورد نیاز خود با مشکلات زیادی مواجه‌اند.

۳- آثار جمعیت بر اشتغال و بی‌کاری

یکی دیگر از آثار و پی‌آمد‌های افزایش سریع جمعیت در ‌کشور‌های ‌کم‌توسعه، افزایش تعداد بی‌کاران است. اگر میزان رشد اقتصادی در این کشورها را معلول فقدان یا محدودیت فرصت‌های شغلی مفید و کار‌آمد بدانیم، افزایش سریع جمعیت نیز به نوبه خود بر این مشکل می‌افزاید و به این وسیله بر میزان انواع بی‌کاری و کم‌کاری در این کشورها نیز افزوده می‌شود. نخست آن‌هایی را که فاقد کاراند، در فقر غوطه‌ور می‌سازد، سپس از طریق تاثیری که بر سطح دست‌مزد‌ها می‌گذارد، بر فقر تعدادی از شاغلان این کشور‌ها نیز می‌افزاید.

منابع:

  1. اسمیت، برایان کلایو، فهم سیاست جهان سوم، ترجمه امیر‌محمد حاجی یوسفی و محمد‌سعید قائنی نجفی، چاپ دوم، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۸۴.
  2. قوام، سید‌عبدالعلی، جهانی شدن و جهان سوم، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۸۴.
  3. آزاد، دکتر غلام‌رضا، نظریه‌های اقتصادی توسعه، چاپ اول، تهران: ۱۳۷۶٫

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن