حالا توپ در میدان طالبان است

تا این‌جای کار،‌ تلاش طالبان از نشست‌های مختلف صلح، در پی کسب مشروعیت و قباحت‌زدایی از خود بوده است. این گروه همواره در تلاش ارایه یک حکومت بدیل بوده و اراده‌‌ی این گروه به خاطر ختم خشونت‌ها و کاهش جنگ تا اکنون مبهم بوده است. مشخص و واضح بود که طالبان با گذشت یک‌ونیم سال از آغاز گفت‌وگوهای صلح،‌ اهداف جنگی خود را در زیر چتر صلح دنبال می‌کردند. هدف اساسی طالبان این بود که با به درازا کشانیدن مذاکرات صلح و شدت بخشیدن فشار ماشین جنگی‌شان در جبهات جنگ، امتیازات بیش‌تری را سر میز مذاکره به دست آورده و در نهایت امریکا و متحدان‌شان را مجبور به خروج اجباری از افغانستان کنند. حالا با گذشت یک‌ونیم سال از آغاز گفت‌وگوهای صلح،‌ شرایط متفاوت‌تری شکل گرفته است. گفت‌وگوهای صلح، افغانیزه‌تر از هر زمان دیگری شده است. حکومت افغانستان نیز تا حدودی انعطاف‌پذیر شده و مردم برای رسیدن به صلح، از خون عزیزترین اعضای خانواده‌شان گذشته‌اند. حالا توپ در میدان طالبان و نوبت انعطاف‌پذیری این گروه است. دیروز لویه‌جرگه‌ی راه را برای طالبان هموارتر از هر زمانی ساخت.

 لویه‌جرگه با همه مشکلاتی که داشت، در نهایت بر رهایی ۴۰۰ زندانی خطرناک طالبان تاکید کرد. لویه‌جرگه حتا زندانیان خارجی وابسته به گروه طالبان را نیز گفت که به قید ضمانت آزاد شوند. نگرانی لویه‌جرگه این بود که با رهایی افراد طالبان، مبادا آنان به پروسه صلح پُشت کنند، به همین دلیل تأکید کرد که باید اطمینان حاصل شود تا در صورت رهایی این زندانیان، مذاکرات مستقیم بدون هیچ‌گونه بهانه‌ای به صورت فوری آغاز شود. این نگرانی لویه‌جرگه یک نگرانی جدی است. به گونه مثال پس از پیمان امنیتی طالبان و ایالات متحده امریکا، طالبان نتوانستند به برخی از تعهدات خود پای‌بند بمانند. یکی از این تعهدات، عدم همکاری طالبان با گروه‌های تروریستی القاعده و داعش بود. نهادهای امنیتی افغانستان تاکید دارند که طالبان با این گروه‌ها ارتباط دارند. طالبان باید قطع رابطه‌ی‌ خود با گروه‌های تبه‌کار را ثابت بسازند. قطع رابطه با این گروه‌ها، مردم افغانستان را اطمینان می‌دهد که طرف‌های درگیر هدف‌شان پایان جنگ در افغانستان است.

 لویه‌جرگه هم‌چنان از دولت و طالبان خواست تا خشونت‌های مسلحانه را قطع کنند و همه‌ی اختلاف‌‌ها را از راه گفت‌وگو حل‌وفصل نمایند. لویه‌جرگه هشدار داد که مردم افغانستان در مورد طرفی که به ادامه خشونت‌ پافشاری کند، تصمیم قاطع خواهد گرفت.

 بدون شک لویه‌جرگه‌ی اخیر برای رفع مسوولیت از سوی حکومت فرا خوانده شده بود. پول زیادی مصرف شد. حکومت می‌توانست بدون لویه‌جرگه هم این تصمیم فراقانونی را بگیرد. در واقع، تصمیم از همان ابتدا بر رهایی ۴۰۰ زندانی طالبان بود. به همان ترتیبی که رهایی ۴۰۰ زندانی دارای جرم‌های حق‌العبدی از صلاحیت رییس‌ جمهور نبود، لویه‌جرگه نیز چنین صلاحیتی نداشت. اما واضح است که «مصلحت‌های سیاسی» زندان‌های افغانستان را از وجود طالبان خالی کرد. ناامنی، کُشت و کُشتار و در نهایت زنده‌گی دشوار شهروندان افغانستان نیز آن‌ها را وا داشته تا همه‌ی اقدامات غیرقانونی و فراقانونی را به امید بازگشت آرامش به افغانستان تحمل کنند. طالبان به صورت مستقیم و غیرمستقیم عامل قتل هزاران شهروند طی سال‌های اخیر در افغانستان بوده‌اند، اما لویه‌جرگه به امید بازگشت صلح و ثبات به کشور، خواستار رهایی خطرناک‌ترین افراد این گروه شد.

حالا توپ در میدان طالبان است. افکار عمومی منتظر است تا واکنش طالبان را ببیند. افکار عمومی منتظر آتش‌بس تمام‌عیار است؛ آتش‌بسی که مسیر گفت‌وگوهای صلح را هموار سازد. با وصف همه‌ی پیش‌رفت‌های موجود در پروسه صلح، مردم افغانستان هنوز ناامیدانه، اتفاقات سیاسی کشور را دنبال می‌کنند. طالبان باید با واکنش‌های صلح‌طلبانه، به این‌همه ناامیدی پایان دهند. تداوم جنگ و خون‌ریزی می‌تواند افکار عمومی را به شدت علیه طالبان برانگیزد. طالبان با رهایی ۴۰۰ زندانی‌شان باید استراتژی فشار با خشونت را کنار بگذارند. آن‌ها باید آموخته باشند که منافع سیاسی تنها از مجراهای دیپلماتیک به دست آورده می‌شود. طالبان نباید بعد از این منافع خود را میدان‌های جنگ در افغانستان جست‌وجو کنند.

هیچ جناحی به شمول حکومت و طالبان، نباید از صلح برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود استفاده کند. طالبان نباید انگیزه اسقاط نظام سیاسی افغانستان را داشته باشند. آن‌ها باید تلاش کنند تا بخشی از یک حکومت مشارکتی و سیستم رقابتی سیاسی باشند که در آن شهروندان از طریق مشارکت سیاسی و انتخابات حکومت‌کننده‌گان را برگزینند و کثرت‌گرایی سیاسی در آن تمثیل شود. طالبان باید ثابت سازند که افکارشان با چنین روی‌کردهایی مطابقت دارد. ارزش‌های دموکراتیک مثل آزادی بیان و حقوق بشر در قوانین فعلی افغانستان، از جمله قانون اساسی این کشور، تضمین شده است. طالبان باید بپذیرند که بازگشت افغانستان به دهه‌های ۶۰ و ۷۰، امکان‌پذیر نیست. آن‌ها باید به همه‌ی این ارزش‌ها احترام بگذارند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن