نه به جنگ

رجز‌خوانی ایران و امریکا علیه یک‌دیگر، بسیار تند شده است. رییس‌ جمهور امریکا از بمباردمان ۵۲ هدف در ایران صحبت کرده است. این امر وضعیت بسیار پیچیده‌ای را خلق کرده است. ایران و امریکا جزایر منزوی نیستند که جنگ آنان تأثیری روی کشورهای منطقه نگذارد. هم ایران با تمام کشورهای چهار طرفش روابط گسترده دارد و هم ایالات متحده از چهار دهه به این سو نقش تنظیم‌کننده در خاور میانه داشته است. ایالات متحده تقریباً دو دهه است که به افغانستان نیز کمک می‌کند. رویارویی نظامی ایران و امریکا ـ ولو بسیار محدود باشد ـ به سود خلق‌های منطقه نیست. همان‌طوری جنگ سال ۲۰۰۳ عراق به سود هیچ کشوری تمام نشد، ‌جنگ احتمالی ایران و امریکا هم غیر از تباهی، ‌تلفات و مشکلات دیگر پیامد مثبتی ندارد. جنگ نه تنها مشکل چهل‌ساله‌ی ایران و امریکا را حل نمی‌کند، بلکه به آن می‌افزاید. در شرایط کنونی بهتر است که دو طرف به جای جنگ، به مذاکره متوسل شوند و مشکل خود را از راه گفت‌وگو حل کنند. گفت‌وگو نه به ضرر امریکا است و نه به زیان ایران. ایران و امریکا تجربه‌ی مذاکره و همکاری نیز دارند. این دو کشور در چهل سال گذشته در کنار رقابت و دشمنی، همکاری هم کرده‌اند. ایران و امریکا در شروع جنگ ایالات متحده بر ضد القاعده همکاری کردند. تهران در شروع جنگ عراق هم به ایالات متحده همکاری کرد.

علاوه بر این در سال ۲۰۱۴ ایران، امریکا و پنج قدرت هسته‌ای دیگر یک توافق‌نامه‌ی جامع هسته‌ای امضا کردند. سرنوشت این توافق‌نامه‌ هم در حال حاضر مبهم است. ایالات متحده و ایران دیگر به آن اهمیت نمی‌دهند و تلاش قدرت‌های اروپایی برای زنده نگه‌داشتن توافق هسته‌ای راه به جایی نبرده است. در وضعیتی که ایران و امریکا برای هم‌دیگر خط و نشان می‌کشند،‌ هیچ امیدی به زنده ماندن توافق هسته‌ای تهران و قدرت‌های اروپایی وجود ندارد. علاوه بر این وضعیت طوری شده است که یک جرگه کافی است تا سبب جنگ تمام‌عیار شود. تهران ده‌ها دسته‌ی نظامی و شبه‌نظامی را در خاورمیانه حمایت می‌کند. روشن است که تمام این نیروهای نیابتی در کنترل حامی نیستند. ادامه‌ی حیات این گروه‌ها هم در گرو بحران است. کافی است یکی از این گروه‌ها بر یکی از پایگاه‌ها و تأسیسات امریکایی حمله کند و یک جنگ تمام‌عیار را کلید بزند. در صورتی که یکی از نیروهای شبه‌نظامی شیعه بر یکی از تأسیسات امریکایی حمله کند، ایالات متحده بی‌تفاوت نمی‌ماند و همان‌طوری که ترمپ گفته است، بر ۵۲ هدف در داخل خاک ایران حمله می‌کند.

در چنین وضعیتی کشورهایی که با هردو طرف روابط نیک دارند، باید با دیپلماسی جدی وارد میدان شوند و از وقوع درگیری جلوگیری کنند. هرنوع درگیری در تضاد با منافع خلق‌های منطقه است. افغانستان که از رقابت‌های خونین و نیابتی کشورهای مختلف رنج برده است،‌ در صورت جنگ احتمالی ایران و امریکا هم قربانی است. هیچ بعید نیست که برخی از چهره‌های مهم در هسته‌ی اصلی قدرت نظامی و امنیتی ایران،‌ به افغانستان به عنوان سرزمینی نگاه کنند که در آن برضد امریکا جنگ نیابتی راه بیندازند. این خطر برای افغانستان جدی است. در دهه‌ی هشتاد خورشیدی مقام‌های ایرانی‌ بارها به حامد کرزی، رییس ‌جمهور وقت، گفته بودند که در صورت افزایش تنش نظامی، ‌تهران پایگاه‌های نیروهای خارجی را در افغانستان هدف قرار خواهد داد. روشن است در صورتی که ایران پایگاه‌های نیروهای ناتو را در افغانستان هدف قرار دهد،‌ نیروهای نظامی مستقر در این پایگاه‌ها هم بی‌تفاوت نمی‌مانند. این وضعیت افغانستان را به میدان جنگ بدل خواهد کرد. به همین دلیل است که همه در افغانستان نگران‌اند. این نگرانی در اعلامیه‌ی اخیر دفتر ریاست جمهوری افغانستان هم بازتاب یافته است. همه نگران راه افتادن یک جنگ دیگر در منطقه هستند. این نگرانی به جا و مشروع است. جنگ پیامد‌های ناخواسته‌ای دارد که حتا طرف‌های درگیر هم آن را نمی‌توانندحدس بزنند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن