جشنواره‌ی ارغوان شمالی بهانه‌ای برای پاسداشت شعر و آزادی

حشمت رادفر

روزگاری را به یاد دارم که در سراسر سرزمین شمالی یک خانه‌ آباد نبود، تاکستان‌های این وادی به خاکستان بدل شده بود، اما مردمش به بسیار سختی در برابر لشکریان ظلم و وحشت طالبانی مقاومت می‌کردند، امروز که از گوشه‌گوشه‌ی افغانستان برای اشتراک در جشنواره‌ی ارغوان در این‌جا گرد هم آمده‌ایم، این سرزمین دوباره سبز است، ارغوان‌زارش بوی زنده‌گی می‌دهد و پیام صلح و همزیستی را با رنگ و زنگ شعر و موسیقی زمزمه می‌کند؛ به این معنا که دیگر به سوی جنگ، بحران و خشونت برنمی‌گردیم.

خانم نسرین گروس با بیان جمله‌هایی از این دست در مراسم گشایش جشن ارغوان، اشک شادی می‌ریزد، از حضور شماری از خانم‌ها در این برنامه به وجد می‌آید و برای دقایقی فضای جشنواره، سرشار از عاطفه‌ی زنانه و گشایش بغض‌های فروکوفته‌ی مردمی می‌شود که در چهار دهه‌ی گذشته از آرامش، شادمانی و رفاه بهره‌ی اندکی داشته‌اند.

پیش از خانم گروس، جنرال فضل‌الدین عیار والی پروان به مهمانان خوش آمدید گفته و از برنامه‌های اداره‌ی محلی برای کار در عرصه‌های مختلف، از جمله احیای مناسبت‌ها و سنت‌های فرهنگی و تاریخی در این ولایت سخن گفته بود.

هنوز شور و حال سخنان خانم گروس در محفل فروکش نکرده بود که صدای موسیقی محلی در فضا طنین انداخت:

«شمالی لاله‌زار باشه گل من

زمستانش بهار باشه گل من

شبم در پیره و روزم به تعلیم

رفیقا انتظار باشه گل من» و…

سپس «باران سرخ» واژه‌ها در قالب شعر بلندی از افسر رهبین جاری شد که می‌گفت:

«مردم، های مردم

کار در دست شماست

باید به ستیز برخاست

شیطان سزاوار جهنم است

ورنه این سرزمین بهشتی

همین‌گونه سوگوار خواهد ماند»

جشنواره‌ی ارغوان با شعرهای فارسی و پشتو از شاعران نام‌دار و گم‌نام افغانستان و نواهای دل‌انگیزی از قرصک پنجشیر، تا تار زنان بلندی‌های غوربند و چامه‌سرایان کوهدامنان و کاپیسا ادامه می‌یابد.

از کنایه‌های تهوع‌آور همایش‌های سیاسی خبری نیست، اما ادبیات مقاومت و آزادی‌خواهی از زبان شاعران، فرهنگیان و آوازخوانان این جشنواره همچنان جاری است. تا آن جا باری افسر رهبین رو به سوی تصویر احمدشاه مسعود کرد و گفت: «ما همه مدیون تو ایم چون تو اگر نبودی، شاید امروز ما مردمان دیگری بودیم.»

آن طرف‌تر سایه‌بان کوچکی چهره‌نمایی می‌کند، پیرمرد کتاب‌فروش چاریکاری در حاشیه‌ی این جشنواره شاید برای نخستین بار نمایشگاه کتاب برگزار کرده است. والی پروان نیز ایستادن در جلو قفسه‌های این نمایشگاه کوچک را برای مصاحبه با رسانه‌ها برمی‌گزیند.

در گوشه‌ی دیگر تپه‌ی ارغوان اما، بازارچه‌ای از صنایع دستی، محصولات غذایی و فراورده‌های کشاورزی که در شمالی کاشت و برداشت می‌شود، به چشم می‌خورد. این‌جا جنب و جوش بیشتری دارد. از مقامات و مسئولان حکومتی گرفته تا مردم عادی و پیشه‌وران به آن‌جا سر می‌زنند. موسیقی محلی زنده شاید جذابیت بیشتری به این جشنواره بخشیده است.

به شقایق بگو بغل وا کن

باز می‌ریزد از پیاله‌ی تاک

مستی عاشقانه‌ی انگور

که بخوانم شمالی خونین

شانه‌هایت تبر تبر مجروح

به شقایق بگو بغل وا کن

که عطش در کنار او

تا همیشه خواهد سوخت

شبانگاه، آریانژاد آژیر با همین شعرها درب شب شعر ارغوان را گشود و مالک عطش در کنار او، به معرفی یکایک شاعرانی که شعرهای‌شان را در وصف بهار و ارغوان به خوانش می‌گرفتند آغاز کرد، اما ادبیات غالبی که در اشعار کلاسیک و سپید عاشقانه و حماسی زمزمه می‌شد، همچنان ادبیات مقاومت بود و شور و حال آزادی‌خواهی و ستیز با استبداد و ستم‌باره‌گی.

این بزم در هوای گوارای بهار شمالی، با قوالی‌خوانی و موسیقی محلی ادامه یافت و در فرجام والی پروان و جنرال ضیا سیدخیلی، آمر امنیت فرماندهی پولیس پروان با توزیع تحایف از شاعران و نویسنده‌گان حاضر در شب شعر ستایش کردند.

در سال‌های اخیر برگزاری جشنواره‌های فرهنگی به مناسبت‌های مختلف در افغانستان مورد توجه فرهنگیان و شاعران و حتا سیاسیون کشور قرار گرفته است. جشنواره‌ی ارغوان نیز از شش سال به این سو از سوی اداره‌ی محلی پروان برگزار می‌شود. در دو سال گذشته این جشنواره با تلاش نهادهای مدنی و جوانان، رنگ و روی متفاوتی گرفت امسال اما به گونه‌ی فراگیرتر برای سه روز برگزار شد. برگزاری این جشنواره از جهت‌های مختلف گامی مثبت در راستای احیای ارزش‌های فرهنگی و سنت‌های تاریخی و همچنان تقویت انگاره‌های هم‌پذیری و گذار از خشونت و اخلاقیات جنگی ارزیابی شده می‌تواند.

با این حال حضور کم‌رنگ زنان، بزرگ‌ترین نقص و کمبود این جشنواره‌ی سه روزه عنوان شده است که لازم است تا اداره‌ی محلی پروان و فعالان مدنی، فرهنگی و شاعران و قلم‌به‌دستان این ولایت و سراسر سرزمین شمالی با ایجاد فضاهای امن و مصون برای اشتراک‌کننده‌گان در محافل فرهنگی و شهروندان با دورکردن سایه‌ی تفنگ و وضعیت‌های ناشی از خشونت‌خویی به میراث مانده از دوران جنگ و بحران از محیط‌های فرهنگی، در فرهنگ‌سازی برای پرورش ظرفیت آزادی‌های مدنی و ارزش‌های شهروندی نقش پیش‌رو و با اهمیت خویش را ایفا کنند.

دیدگاه are closed.

 

هشت صبح در شبکه‌ اجتماعی فیسبوک