مؤسسان غیر‌درانی سلطنت احمدشاه درانی

‌یحیا حازم اسپندیار

در حالی‌ که در میان چهار قوم کلان در افغانستان، بیش‌ترین هم‌پوشانی تباری، زبانی و مذهبی میان تاجیکان و پشتون‌ها وجود دارد، بدبختانه بیش‌ترین تنش‌های برساختی نیز میان این دو قوم ایجاد شده است. ناسیونالیست‌های پشتون و اُلیگارشیست‌های تاجیک دو گرو‌هی‌اند که به تضادهای قومی دامن می‌زنند. این مسأله  در مقاله‌ «افغانستان در نبرد خرده‌روایت‌های متخاصم» با جزییات بیان شده است. هر دو گروه یاد شده برای توجیه و تعمیم نظرات‌شان به روایت‌سازی برساختی و یا ساخته‌گی از تاریخ دست می‌یازند. اُلیگارشیست‌ها و جنبش‌های فرهنگی‌شان تلاش دارند تا گذشته پشتون‌ها را مکدر و کم‌مایه جلوه دهند و در طرف دیگر ناسیونالسیت‌های قومی پشتون سعی دارند تا گذشته چندین‌هزارساله این سرزمین را در محدوده ۲۷۰ ساله تقلیل دهند و در عین حال روایت تک‌قومی نیز از این ۲۷۰ سال بسازند. یکی از روایت‌های برساختی ناسیونالیست‌های قومی، ایجاد حرکت شعوری، نظام‌مند و برنامه‌دار پشتونی برای شکل‌دهی افغانستان و دولت پشتونی در قرن ۱۸ میلادی است. این روایت احمد‌شاه دُرانی را به حیث سردم‌دار و سالار این حرکت و سایر سران قوم درانی را به حیث ممد و یاور  احمدشاه یاد می‌کند. گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که احمد‌شاه درانی چنین اندیشه‌ای نداشته و حتا در همه دوره پادشاهی سدوزاییان چنین روایتی شکل نگرفته است. در عین حال همین گزارش‌ها نشان می‌دهد که سایر سران طوایف درانی نیز ضمن بی‌خبر بودن از چنین حرکتی، سخت مخالف شاه شدن احمدشاه درانی بوده‌اند. برای پی‌ بردن به ماهیت رویدادهای زمانه احمد‌شاه، تنها کتاب و منبعی که به دستور شخص احمد‌شاه درانی نگاشته شده و پس از بازخوانی در حضورش به سلیقه‌ خود او تصحیح و بازنگاری شده است، کتاب «تاریخ احمد‌شاهی» نوشته محمود حسینی جامی است. شوربختانه این کتاب به خاطر حقایقی که خلاف میل ناسیونالیست قومی در خود دارد، زیاد در افغانستان استقبال نمی‌شود. اما این مقاله سعی دارد تا تأسیس حکومت درانی را براساس گزارش‌های کتاب یاد شده که تنها منبع اصلی است، استخراج و تدوین کند.

اولین عنوان کتاب تاریخ احمدشاهی که پیرامون شاه شدن احمدشاه درانی شرح می‌دهد، به این نام است: «در بیان رسیدن رایات نصرت‌شعار به دارالقرار قندهار و شرح جلوس حضرت جهان‌بانی بر تخت فیروز‌بخت مملکت‌ستانی و وقایع سال اول جلوس میمنت‌مأنوس مطابق سنه ۱۱۶۰ هجری موافق سال توشقان ئیل ترکی». در زیر این عنوان، اولین سطرها در‌باره شاه شدن احمدشاه درانی چنین می‌گوید: «تمامی خوانین عظام و رؤسا و سرکرده‌گان والامقام، بعد از مصلحت و کنکاش از خواص و عوام به جمعیت و ازدحام تمام وارد درگاه سپهر‌احتشام گردیده و متفق الفظ و الکمه، استدعای جلوس میمنت‌مأنوس و اقدس بر اورنگ سلطنت موروثی نمودند». چنان ‌که از محتوای متن پیدا است، همه کسانی ‌که در قندهار آن زمان حضور داشتند، خواهان تخت‌نشینی احمدشاه درانی بودند و او از این کار ابا می‌ورزید. بالاخره در سطری پایین‌تر بیان می‌شود که صوفی‌ای به نام صابرشاه «گیاه سبزی به دست گرفته، نزدیک آمده به جای جیقه بر گوشه‌ کلاه آن حضرت استوار ساخته…» از متن معلوم می‌شود که صابرشاه صوفی گیاه سبزی را به حیث تاج شاهی بر سر احمدشاه درانی می‌گذارد و این‌گونه او شاه می‌شود. توجه شود که در روایت برساختی گیاه سبز به خوشه گندم مبدل شده است و در پسوند صابرشاه «کابلی» نیز اضافه گردیده است. اما در چند سطر بعد می‌گوید که در همان دوره‌ تخت‌نشینی احمدشاه درانی پول و اجناسی که محمد‌تقی خان شیرازی و ناصرخان صوبه‌دار کابل و پیشاور به موجب طلب نادرشاه از قندهار به کلات (جایی در ایران امروز) می‌بردند، توسط کارگزاران احمدشاه درانی تاراج می‌شود و این پول‌ها را احمدشاه درانی میان خوانین درانی، لشکر قزلباشان و لشکر کابلیان تقسیم می‌کند. این نکته بسیار مهم است که اگر این امکانات به دست یکی از خوانین دیگر می‌افتاد، احتمال این‌که او با بذل و بخشش شاه شود، نیز وجود داشت.

عنوان بعدی کتاب تاریخ احمدشاهی در‌باره مخالفت اقوام و کسانی است که علیه احمدشاه درانی علم مخالفت بلند کردند. طوایف بریجی (بدیچی) و ترینی، دو طایفه از پشتون‌های درانی بودند که تا اکنون هم وجود دارند و به سرکرده‌گی کرم خان ترینی و مقصود خان بریجی اولین طوایفی‌اند که شاه شدن احمدشاه درانی را رد می‌کنند. از جمله‌ کسان دیگری که تخت‌نشینی احمدشاه درانی را قبول نمی‌کند، نورمحمد خان علی‌زایی است. نورمحمد خان در زمان نادرشاه صاحب اختیار (شبیه والی) قندهار و رییس قوم درانی بود. این سردار قبیله‌ای نیز شاه شدن احمدشاه درانی را نپذیرفت و خود را اصیل‌تر و مستحق‌تر از او می‌دانست.

در ادامه ضمن این‌که از دادخان اسحاق‌زیی به حیث یکی دیگر از مخالفان شاه شدن احمدشاه یاد می‌شود، چنین می‌گوید: «میان دادخان اسحاق‌زیی و جمعی دیگر از حسد‌پیشه‌گان شراندیش درانی که صالح احوال خویش در فتنه‌‌جنبانی می‌دیدند و ابتدای دولت خداداد را از بی‌بصری، وقعی نگذاشته و تجلی انوار خورشید‌اقبال خسرو بی‌همال شب پر… با ترینی و بریجی متفق گردیده…» بالاخره سردار اسحاق‌زیی و علی‌زایی نیز به جمع ترینی‌ها و بدیچی‌ها می‌پیوندند و به ترینی‌ها و بدیچی‌ها می‌گویند که آن‌ها از داخل شهر علیه احمدشاه درانی قیام خواهند کرد. در عین حال دو سردار قبیله‌ای دیگر به نام‌های مانو خان و محبت خان که معلوم نیست سرادر کدام یک از طایفه‌های درانی هستند، با مخالفان احمدشاه که در شورابک تجمع کرده‌اند، هم‌دست می‌شوند و به آن‌ها می‌پیوندند. بعد از تجمع مخالفان احمدشاه در شورابک، به گزارش این کتاب اکثر رؤسای درانی با مخالفان احمدشاه هم‌دست می شوند: «و اکثر رؤسای ایلات درانی را به فریب و تطمع مال با خود متفق ساخته، گردن فتنه‌گری و خودسری افراخته به اراده‌ فساد به هیأت اجتماعی به شهر می‌آیند». با این حساب شرایط جنگی و نیروی انسانی به نفع مخالفان احمدشاه تغییر می‌کند و حتا عبدل خان ماکو که یکی از افسران بلند‌رتبه‌ احمدشاه بود و احمدشاه او را برای سرکوب کردن محبت و مانو فرستاد، با تمام لشکر و توپخانه‌اش به آن‌ها می‌پیوندد و این‌گونه جبهه فراگیر و همه‌شمول درانی علیه احمدشاه شکل می‌گیرد.

این کتاب به هم‌دستان و موافقان احمدشاه درانی نیز پرداخته است و بالاخره وقتی از هم‌پیمانان و هم‌دستان او در این کش‌مکش‌ها یاد می‌کند، این‌گونه گزارش می‌دهد: «هرچند همه‌گی و تمامی رؤسای نامی و سپاه ایل جلیل درانی به خودکامی در این معامله با مخالفین دولت ابد‌قرین شریک و رفیق بوده‌اند و معدودی از هواخواهان یک رنگ و فدویان بی‌مکر و نیرنگ مثل شاه‌ولی خان درانی بامیزیی، کشیک‌چی باشی و عبدالله خان فوفلزی، دیوان بیگی و حاجی نواب خان الیکوزیی، صاحب جمع صندوق‌خانه‌ سرکار خاصه‌ شریفه و شاه‌پسند خان، میرآخورباشی و برخوردارخان اچکزیی، قاپوچی باشی و محبت خان ضبط‌‌‌‌بیگی و جعفرخان فوفلزایی قللر آغاسی و بعضی دیگر از بنده‌گان وفاکیش و جان‌بازان صداقت و ارادت‌اندیش… در خدمتکاری حاضر بودند». این گزارش بازهم تأکید بر «همه رؤسای درانی» دارد که با احمدشاه درانی مخالفت کردند و تنها چند تن از سران الکوزیی، اچکزی و پوپلزی با او هم‌دست بودند. چنان ‌که در گزارش‌ها دیده می‌شود، تشکیلات نظامی و اداری احمدشاه درانی از سران درانی، قزلباشان و کابلیان ساخته شده بود و در عین حال هیچ گزارشی از مخالفت غیر‌درانیان علیه احمدشاه درانی نیز وجود ندارد و از کسان غیر‌درانی که یا قزلباش‌اند و یا کابلی مثل‌ «کشیک‌چی باشی، دیوان‌بیگی، شاه‌پسند خان، میرآخورباشی و محبت خان ضبط‌‌‌‌بیگی» در شمار هم‌دستان احمدشاه درانی نام برده می‌شود و کسانی دیگر نیز زیر نام «بنده‌گان وفاکیش و جان‌بازان صداقت و ارادت‌اندیش» یاد می‌شوند که افسران و صاحب‌منصبان غیر‌درانی او بودند، چه ‌آن‌که در‌باره این سرداران که باید «فارسی‌وان»‌های غیر‌قزلباش و غیرکابلی بوده باشند، در سطرهای نخست  چنین می‌گوید: «هم‌چنین سردکرده‌گان قزلباشیه و کابلی و غیره که اقتباس نور سرور از دولت حضور نموده، آثار فدویت و دولت‌خواهی در تقویت و استحکام بنیان سلطنت و پادشاهی از آن‌ها به ظهور می‌رسید».

 قزلباشان نظامیانی از طایفه‌های متشکل از ترک و تاجیک بودند، اما قزلباشان لشکر احمدشاهی را طایفه‌های کرد منتسب به تاجیک شکل می‌دادند که هنوز هم در کابل حضور دارند. منظور از لشکر کابلی، مردم کابل قدیم و شمالی‌اند که شامل پروان، کاپیسا، پنجشیر و کابل کنونی می‌‌شود.

بالاخره طبق گزارش تاریخ احمدشاهی، لشکر احمدشاه درانی بر سایر طوایف درانی پیروز می‌شود و همه سران این طوایف مجبور می‌شوند که شاهی و حاکمیت او را بپذیرند.

 نتیجه‌گیری‌‌ای که بر پایه گزارش‌های تاریخ احمدشاهی از شاه شدن احمدشاه درانی و تأسیس حکومت درانی استخراج می‌شود، این است که احمدشاه پیش از تاج‌گذاری شرایط را مناسب به این ‌کار نمی‌دید. روند تاج‌گذاری احمدشاه توسط یک غیر‌پشتون انجام شد. از آوان تاج‌گذاری احمدشاه درانی، اکثر سران طایفه‌های مختلف‌ درانی با او مخالفت کردند و او را شایسته این جایگاه ندانستند. اکثر موسسان سلطنت احمدشاه درانی سرداران غیر‌درانی «فارسی‌وان» بوده‌اند. تنها بخش کوچکی از شاخه زیرک درانیان که شامل برخی سران طایفه الکوزایی، اچکزایی و پوپلزایی می‌شد، از تاج‌گذاری احمدشاه درانی حمایت کردند. در‌باره شایسته‌گی احمد‌شاه درانی برای سلطنت در نزد سرداران «فارسی‌وان» اجماع وجود داشت، در حالی ‌که اکثر سران طوایف درانی احمدشاه را شایسته این مقام نمی‌دانستند.

دکمه بازگشت به بالا