سال نو ۱۳۹۹؛ نوروز‌تان از «کرونا» فرسنگ‌ها به دور!‌

روح‌افزا امین و بهزاد برمک

نوروز یکی از قدیمی‌ترین جشن‌های آریایی و یادگار چند‌هزار‌ساله‌ی کشور باستانی ما است. این رسم بزرگ ملی زمانی در سرزمین آریانا رواج یافت که بیداری و تجدید حیات در طبیعت آغاز شد، سردی زمستان پایان یافت و در دامان کوهساران لایه و ریحان رویید.

آورده‌اند که نوروز یادگاری کیومرث است. به گفته‌ی ‌این راویان کیومرث نخستین انسان و نخستین شهریار روی زمین بود. آن روز که کیومرث با پای نخستین انسان‌ها آفرینش یافت را نوروز نامیدند.

برخی دیگر پیدایش نوروز را به جمشید نسبت داده می‌گویند: پس از آن‌که جمشید دست بیدادگران از بیدادگری کوتاه کرد و آیین زنده‌گی را به مردم آموخت، بر تخت گوهر‌نشان نشست و دیوان او را از هامون به گردون بردند. مردم به شکرانه این پیروزی، جشن گرفتند و آن را نوروز خواندند.

کوشانیان بزرگ، یفتلی‌ها و کابل‌شاهان در بهاران جشن نوروز را با شکوه و جلال برپا می‌کردند. هرچند مرور زمان و مدنیت‌های پی‌در‌پی یونانی، بودایی و اسلام تأثیرهای گوناگونی بالای مدنیت و فرهنگ قدیمی وارد کرد، ولی هرگز نتوانست عنعنه‌های مختلف باستانی و فرهنگی ما را نابود سازد. خلاف آن، مدنیت‌های بیرونی دایماً در فرهنگ‌های اصیل و عمیقاً ریشه‌دار ما هضم می‌شد و فرهنگ بیگانه در غنامند‌سازی و پربار‌سازی ریشه‌های فرهنگ و تمدن کهن‌سال ما به کار می‌رفت. از همین‌جا است که فرهنگ‌های یونان، باختر یونانی، بودایی و غیره نه تنها بر فرهنگ قدیمی ما صدمه زده نتوانست، بلکه بر غنامندی و طنطنه آن افزود که جشن‌ها و میله‌های شکوهمند دوره‌های بعدی دال بر ادعای ما است.

محققان، زمان پیدایش نوروز، این سنت پسندیده را به درازای عمر اقوام آریایی رسانده‌اند. به طور سنتی، آغاز نوروز را به یما پادشاه (جمشید) فرمان‌روای اساطیر بلخ نسبت می‌دهند که در آثار بزرگانی چون ابوریحان البیرونی، طبری (مؤلف کتاب طبری) و فردوسی (سراینده شاهنامه) بازتاب یافته است.

آیین نوروزی در افغانستان حداقل پیشینه‌ی سه هزار ساله دارد. البیرونی راجع به جشن نوروز نگاشته است‌: «نوروز نخستین روز از فروردین‌ماه می‌باشد، از این جهت نوروز نامیده شده که این روز پیشانی سال نو است و پنج روز پیش از آن روز نیز روزهای جشن است.»

منشأ و زمان پیدایش نوروز به درستی معلوم نیست. در برخی از متن‌های کهن فارسی از جمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن‌ها کیومرث به عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. پدیدآوری نوروز در شاهنامه بدین‌گونه روایت شده است: جمشید در حال گذشتن از آذربایجان دستور داد تا در آن‌جا برای او تختی بگذارند و خودش با تاج زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارچ مطابقت دارد. در کشورهای افغانستان، ایران، تاجیکستان و… که از تقویم هجری خورشیدی استفاده می‌شود، نوروز روز آغاز سال نو است.

هرگاه به گذشته اقوام و ملیت‌های مختلف نظر‌اندازی شود، بدیهی است که به عنعنات، رسم و رواج‌ها و فرهنگ‌های متفاوت بر‌می‌خوریم، از جمله برگزاری جشن نوروز که توسط نیاکان و پیشینیان ما همه‌ساله تجلیل و برگزار می‌شده است. در این روز فرخنده و تاریخی با آن‌که اکثر عنعنات و رواج‌های آن جامه بدل کرده و رنگ‌های دیگر به خود گرفته، ولی روح جشنواره و مفهوم کلی آن برجا بود و مراسم آن به خانه و بیرون از خانه به جای آورده می‌شد. قبل از فرا رسیدن سال نو، فامیل‌ها مانند سال‌های پارینه آماده‌گی برای تهیه لباس نو می‌گیرند، در گلدان‌های کوچک سبزه می‌رویانند، قسمی که طبیعت خانه خود را پاکیزه و نو می‌کند، مردم نیز خانه دل را از درد و غم پاک کرده باغ خاطر را از گل‌های عشق و امید و نیکی سرسبز و خرم می‌سازند و مردم فرزانه در سفر زنده‌گی منزل هر روز، ماه و سال خوب از دیروز می‌سازند و خوش‌تر از پارسال می‌آرایند. هرچند تجلیل از نوروز در روستاها و دهات با شهرها اندکی فرق دارد، ولی به صورت عمومی یکسان است. در شهرها بر اساس تقویم هجری شمسی اول حمل با مراسم با شکوه رسمی به نام جشن نوروز در دامنه‌های سرسبز شهرها تجلیل می‌شود.

نوروز به تاریخ ۴ حوت ۱۳۸۸ در بیست‌وچهارمین اجلاس سازمان ملل متحد طی قطع‌نامه‌ای به حیث جشن بین‌المللی اعلام شد و رسمیت جهانی یافت. در خبرنامه سازمان ملل در همان روز آمده بود: «نوروز برای بیش از ۳۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان آغاز سال نو است و بیش از ۳۰۰۰ سال است که در مناطق بالکان، دریای سیاه، آسیای مرکزی، خاورمیانه و نقاط دیگری از جهان جشن گرفته می‌شود.»

نوروز با توجه به بار گران‌سنگ تاریخی و فرهنگی که دارد، به حیث یکی از میراث‌های فرهنگی جهان در دفتر فرهنگی و آموزشی آن سازمان (یونسکو) ثبت شده است. این تصمیم نمایان‌گر ثابت بودن ما و فرهنگ پربار در گذشته و رمز ماندگاری ما در فردای تاریخ منطقه و جهان خواهد بود.

پاس‌داشت از نوروز و دیگر مناسبت‌های فرهنگی، تاریخی و اجتماعی، می‌تواند نویددهنده‌ی تحولات مثبت در ضمیر جامعه از روابط میان فردی و خانواده‌گی گرفته تا ترویج فرهنگ صلح و زیست مسالمت‌آمیز ساکنان این کشور خسته از جنگ و منازعه باشد. در فرجام این‌که به حکم آن‌چه بهار و نوروز با طبیعت و هستی می‌کند و آن را جان دوباره می‌بخشد، لازم است ما هم چشم‌های‌مان را با آب باران نوروزی بشوییم، با ناموس طبیعت و هنجار‌های فرح‌بخش نوروز و بهار دشمنی نکنیم و به هستی و پیرامون‌مان، طور دیگر ببینیم. نو‌روز‌تان مبارک!

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن