مذاکره در چند جبهه

اسحق‌علی احساس

تا چند روز آینده، نشست استانبول برگزار می‌شود. به باور بسیاری‌‌، این نشست یک فرصت استثنایی برای حل مسأله افغانستان است. این در حالی است که نماینده‌گان جناح‌های مختلف در حوزه جمهوریت، با وصف نگرانی و نارضایتی ترکیه، امریکا، ناتو و سازمان ملل از اختلاف دیدگاه در این حوزه، به طرح واحد دست نیافته‌اند. هرچند دیروز سپیدار اعلام کرد که کمیته توحید شورای عالی مصالحه ملی طرح‌های حکومت و احزاب را توحید کرده و امروز روی آن در نشست این شورا بحث می‌شود، اما برخی از احزاب پیش از این گفته‌‌اند که هرکدام با طرح مستقل در نشست استانبول شرکت خواهد کرد. معنای این حرف آن است که کنفرانس استانبول، با توجه به محدود بودن زمان برگزاری آن (ده روز) و اختلاف دیدگاه و مواضع طرف‌ها، یک روند پیچیده است.

نماینده‌گان حوزه «جمهوریت»، مأموریت دشواری پیش رو دارند. آنان باید در ذیل یک گفت‌وگوی فشرده و پیچیده با یک‌دیگر و با طالبان، نخست روی حکومت عبوری/موقت و سپس روی ساختار نظام سیاسی آینده توافق کنند. بحث و توافق روی نوعیت حکومت عبوری/موقت، چگونه‌گی مشارکت طرف‌ها و جناح‌ها در آن، ساختار نظام سیاسی آینده، آتش‌بس و ادغام جنگ‌جویان طالبان، مأموریت بس دشواری است.

مشخص کردن زمان نشست استانبول با توجه به فرارسیدن مهلت خروج نیروهای امریکایی و متحدانش از افغانستان و تجربه ناموفق دوحه، در کنار این‌که می‌تواند اقدامی پیش‌گیرانه برای جلوگیری از حاشیه‌روی‌های طرف‌ها، به ویژه طالبان تلقی شود، اما احتمال برخورد سطحی‌نگرانه با مسأله افغانستان را نیز به وجود می‌آورد. هرگاه نماینده‌گان طرف‌ها و جناح‌های مختلف افغانستان زیر فشار میزبان نشست، نهادهای بین‌المللی و کشورهای جهان، با عوامل و بستر‌های منازعه‌آفرین برخورد سطحی کنند و به صورت اساسی به حل آن نپردازند، نمی‌توان توقع برد که نشست استانبول به جنگ و بی‌ثباتی کشور نقطه پایان بگذارد و یک نظم مبتنی بر اراده مردم، عدالت و ارزش‌های دموکراتیک را اساس بگذارد.

با این وصف، بایسته است که نماینده‌گان طرف‌ها و کشورهای دخیل در مسأله افغانستان، با واقع‌بینی، آینده‌نگری، انعطاف‌پذیری و هم‌دیگرپذیری به گفت‌وگو بنشینند و با استفاده از این فرصت تاریخی، به جنگ و منازعه بنیادبرانداز و پیچیده کشور نقطه پایان بگذارند. این مهم در صورتی به دست خواهد آمد که هم نماینده‌گان طالبان و هم نماینده‌گان حوزه جمهوریت، از تمامیت‌خواهی و عصبیت قومی – جناحی عبور و روی ساختاری توافق کنند که در کنار حفظ ارزش‌ها و دست‌آوردهای بیست‌ سال اخیر، زمینه مشارکت عادلانه اقوام و جناح‌های مختلف کشور را در قدرت آماده کنند.

در کنار این موارد، آن‌چه برای نشست استانبول مهم و تعیین‌کننده است، نقش ناظران و تضمین‌کننده‌گان بین‌المللی است. ناظران باید از آغاز تا پایان این نشست، با دقت و مسوولیت‌پذیری از جریان مذاکرات نظارت کنند و تضمین‌کننده‌گان باید از عملی ‌شدن گام‌به‌گام توافق‌نامه‌ای که از نشست استانبول حاصل خواهد شد، اطمینان بدهند. حتا اگر یک توافق ایده‌آل برای تمامی طرف‌ها از این نشست حاصل شود، در صورتی که هیأت ناظر بر تطبیق آن وجود نداشته باشد و تضمین‌‌کننده‌گان با مسوولیت‌پذیری اجرای گام‌به‌گام آن را تضمین نکنند، نشست استانبول و همین‌طور توافق به دست آمده از آن، ره به جایی نخواهد برد و افغانستان از جنگ، فروپاشی و ویرانی عبور نخواهد کرد.

افغانستان تجربه‌ تلخ تمامیت‌خواهی، زورگویی و چهار دهه جنگ و خشونت را در کوله‌بارش دارد. همین‌طور، این کشور تجربه مذاکرات و موافقت‌نامه‌های شکست‌خورد را نیز با خود دارد. نماینده‌گان تمامی طرف‌ها باید از دل همین تجربه‌ها به مذاکرات صلح استانبول بروند و با دوری از اشتباهات گذشته، با هم‌دیگرپذیری و نگاه معطوف به حل منازعه افغانستان به مذاکره بپردازند. بدون شک، آنان به خوبی می‌دانند که نشست استانبول پیچیده است و باید در چند جبهه با یک‌دیگر به مذاکره و گفت‌وگو بپردازند. بنابراین، انتظار این است که نماینده‌گان طرف‌های مختلف با واقع‌بینی و نگاه معطوف به نتیجه، دور میز بنشینند و به جنگ و انحصارگرایی نقطه پایان بگذارند.

دکمه بازگشت به بالا