به مذاکره و میانجی‌گری تن دهید

دوام تنش‌های سیاسی ناشی از اعلام نتیجه‌ی انتخابات ریاست جمهوری به سود کشور نیست. در این هیچ تردیدی نیست که انتخابات ریاست جمهوری مشکل داشت. انتخابات پارلمانی هم که در سال ۲۰۱۸ برگزار شد، خیلی مشکل داشت و به همین دلیل بود که کمیشنران وقت کمیسیون مستقل انتخابات دادگاهی و محکوم شدند. نظام انتخاباتی کشور نقص دارد و به همین دلیل است که پس از برگزاری هر انتخاباتی تنش سیاسی به وجود می‌‎آید. یک میلیارد دالر جامعه‌ی جهانی روی انتخابات افغانستان مصرف کرد، ولی سودی از آن حاصل مردم افغانستان نشده است. کمیسیون مستقل انتخابات قادر نیست باخت نامزدانی را که از سوی این کمیسیون بازنده اعلام شده‌اند، اثبات کند. اگر کمیسیون مستقل انتخابات باخت نامزدان را اثبات کرده می‌توانست، مشکل حل بود. کمیسیون مستقل انتخابات، نهادهای ناظر بر انتخابات را در جریان تفتیش ویژه‌ای که توسط این کمیسیون به سفارش کمیسیون شکایات انتخاباتی صورت گرفت، راه نداد. اعلامیه‌ی اخیر کمیسیون شکایات انتخاباتی که این کمیسیون بعداً آن را برداشت، نیز نشان می‌دهد که حدود ۸۰۰۰۰ رای باید در جریان بازشماری و تفتیش ویژه‌ ابطال می‌شد. این نواقص تخنیکی نشان‌دهنده‌ی آن است که یک انتخابات قابل قبول برای همه برگزار نشده است. در این وضعیت ایجاب می‌کند که نیروهای سیاسی بحران را به گونه‌ای مدیریت کنند که آسیب آن به کسی نرسد.

اگر رییس ‌جمهور غنی فکر کند که وثیقه‌ی کمیسیون مستقل انتخابات را در اختیار دارد و نیروهای امنیتی هم با او هستند،‌ اشتباه می‌کند. تردیدی نیست که سند کمیسیون مستقل انتخابات نزد آقای غنی است و کشورهای مختلف از موضع او حمایت می‌کنند و نیروهای امنیتی کشور هم خود را ملزم به اطاعت از ایشان می‌دانند، ولی تجربه نشان داده است که گروه‌ها و افراد بسیار ناتوان در این سرزمین توانسته‌اند حکومت‌های خیلی پایدار را ساقط کنند. حکومت داوودخان را که ادامه‌ی سلطنت محمدزایی‌ها بود، چند افسر جوان ساقط کردند. داوودخان هم در یک کودتای سفید قدرت را گرفت. قبل از ظهور طالبان، صدر‌اعظم در برابر رییس‌ جمهور وقت در کابل می‌جنگید. این واقعیت‌ها نشان‌دهنده‌ی آن است که اقتدار یک فرد یا مجموعه، چیزی تثبیت شده و دایمی نیست. یک جرقه کافی است تا موج تولید کند و روابط قدرت را تغییر دهد. در محاسبات ارگ باید این نکته جا داده شود.

دسته‌ی انتخاباتی داکتر عبدالله هم باید درک کند که به کمک‌ موج‌های انسانی تسخیر ادارات دولتی یا ارگ اگر ممکن باشد، سودی ندارد. حکومتی که از راه غیر‌متعارف بیاید، مورد قبول جامعه‌ی جهانی واقع نمی‌شود. معرفی والیان برای ولایات مختلف و بعد جا‌به‌جایی آن با استفاده از زور،‌ خطر تقابل نظامی را در پی دارد و کل گفتمان تقلب در انتخابات را قومی‌ می‌سازد. در حال حاضر پشتون‌ها در صف داکتر عبدالله حضور دارند. حضور غیر‌پشتون‌ها در دسته‌ی آقای غنی هم محسوس است و کسی نمی‌تواند تنش‌های سیاسی ناشی از اعلام نتایج نهایی را ساده‌سازی کند و آن را به تقابل پشتون و غیر‌پشتون تقلیل دهد. چنین چیزی واقعیت ندارد؛ اما معرفی والی برای ولایت‌های شمالی از سوی داکتر عبدالله، خطر تقابل قومی و برگشت به دهه‌ی هفتاد را بیش‌تر می‌سازد. در آن دوران، حتا به چنگ آوردن تاسیسات دولتی مشکلی را حل نمی‌کند. آقای عبدالله به دلیل فهمی که از دنیای دیپلماسی دارد، می‌داند که حکومت برآمده از زور مانند حکومت برآمده از «تقلب» برای جامعه‌ی جهانی قابل قبول نیست و خطر جنگ را در پی دارد. شخص داکتر عبدالله هم نشان داده است که در مواقع حساس تصامیم درست می‌گیرد و سوار موجی نمی‌شود که هواداران رادیکالش درست می‌کنند.

راه حل این است که دو طرف به میانجی‌گری تن دهند و برای حل مشکل وارد دیالوگ شوند. مشکل نظام انتخاباتی کشور هم باید در کوتاه‌‌مدت حل شود. بدون بدل شدن انتخابات به یک نهاد قابل قبول برای همه، ثبات به افغانستان نمی‌آید.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن