نیازمند شفافسازی؛ مقصر مرگ سهیلا کیست؟
خلیل رسولی

سهیلا، مشهور به «لیلا»، وقتی ۱۵ ساله بود، ازدواج کرد. مانند بسیاری از دخترانی که زیر سن ازدواج میکنند، روزگار دشواری سپری کرد. حدود پنج سال پیش، توسط شوهرش در ایران لتوکوب شد و آسیب دید. به دلیل عدم رسیدهگی درست و درمان به موقع، توانایی راه رفتن را از دست داد و زمینگیر شد. چند روز پیش، پس از تحمل روزها درد و بیماری، این زن جوان در هرات وفات کرد. او ساکن یکی از روستاهای ولسوالی انجیل هرات بود و مرگش اعتراضهایی به دنبال داشت. برخی فعالان حقوق زن و ریاست امور زنان هرات، به کوتاهی در مداوا و نجات این زن متهم شدهاند. او پیش از مرگش روایت کرده بود که هنگام مهاجرت در ایران، شوهرش با «کفشهای نوکتیز به کمرش لگد زد» و همین امر سبب شد که قطع نخاع و فلج شود. ابتدا شوهرش او را درمان نکرد، اما پس از چند روز سهیلا را به شفاخانه برد و تهدید کرد که به پزشکان بگوید از روی چوکی به زمین افتاده است.
زهرا کرامت، کارمند اجتماعی و مسوول جندر دفتر «واسا» در هرات، در جریان اجرای برنامهای در مورد ازدواجهای زیر سن، از برخی زنان در مورد وضعیت فردی به نام «سهیلا» خبردار میشود. زنان روستایی از زنی روایت میکنند که زیر سن ازدواج کرده و مورد خشونت قرار گرفته است. خانم کرامت به دیدارش میرود. او پس از آشنایی با سهیلا، با دیدن وضعیت اسفبار و بیماری او، تلاش میکند راهی برای درمان و رسیدهگی به وی پیدا کند. دروازه نهادهای حامی حقوق زنان و نهادهای خیریه را میکوبد تا شاید بتوانند مرهمی بر زخمهای سهیلا بگذارند؛ زنی که به دلیل بیماری، مدتها روی بستر زمینگیر و دچار «بیماری زخم بستر» شد. خانم کرامت میخواهد سهیلا را برای درمان و رسیدهگی بیشتر به «بنیاد خیریه پیر هرات» انتقال دهد، اما مسوولان این نهاد به دلیل کمبود بودجه و نبود جای، تنها یک شب او را نگهداری میکنند. سایر نهادهای کمکرسان هم برای درمان و نگهداری سهیلا، کاری نمیکنند.
وقتی تمام دروازهها به روی خانم کرامت بسته میشود، او قضیه این زن را با «گروه جندر مقام ولایت هرات» در میان میگذارد، به امید اینکه فعالان حقوق زن برای درمان سهیلا اقدام کنند؛ اما کسی برای نجات این زن جوان کاری نمیکند، تا اینکه او جان میسپارد. مرگ سهیلا، واکنشهای زیادی در شبکههای اجتماعی داشت. فرزانه فهیم، از کاربران فیسبوک، داستان بیماری و مرگ سهیلا را نشر کرد. پس از همهگانی شدن مرگ سهیلا، فعالان حقوق زنان، مقامهای حکومتی و نهادهای حامی زنان، یکدیگر را به کوتاهی در نجات او متهم کردند.
معاونت اجتماعی ولایت هرات ابتدا با نشر پُستی، زهرا کرامت را مقصر مرگ این زن عنوان کرد؛ اما با فشار فعالان حقوق زن، مجبور شد این پُست را از صفحه رسمی فیسبوک معاونت اجتماعی ولایت هرات حذف کند. ریاست امور زنان هرات پافشاری دارد که هیچکس در مرگ سهیلا مقصر نیست و همه برای درمانش تلاش کردند. انیسه سروری، رییس این نهاد، در صحبت با روزنامه ۸صبح از قول مادر سهیلا میگوید که او پنج سال پیش در اثر لتوکوب شوهرش قطع نخاع شد، اما شوهرش وعده سپرد تا از وی محافظت کند.
خانم سروری میافزاید که مسأله درمان سهیلا، از طریق ریاست امور زنان هرات با وزارت امور زنان در میان گذاشته شد و قرار بود او برای درمان با کمک وزارت صحت عامه، به هندوستان یا ترکیه فرستاده شود؛ اما در گیرودار کاغذپرانیهای اداری، این زن به دلیل بیماری وفات کرد.
مقامهای ریاست دادستانی هرات، در صحبت با روزنامه ۸صبح میگویند که به ارگانهای کشفی دستور داده شده تا چگونهگی مرگ سهیلا را بررسی کنند. ماری مهینیار، رییس سارنوالی منع خشونت علیه زنان در هرات، قصه سهیلا را از طریق شبکههای اجتماعی خبردار شد و دستور داد عاملانش گرفتار شوند.
مقامهای محلی هرات میپذیرند که برای درمان این دختر جوان کوتاهی شده و هماهنگی درست میان نهادهای حامی حقوق زنان در رسیدهگی به وضعیت او وجود نداشته است. مونسه حسنزاده، معاون اجتماعی والی هرات، تأیید میکند که عدم پیگیری وضعیت سهیلا، موجب مرگ او شد. از جانب دیگر، ریاست امور زنان هرات ادعا دارد که زهرا کرامت، سهیلا را «غیرمسوولانه» شستوشو کرد و او به دلیل داشتن زخم بستر، وضعیت صحیاش وخیم شد؛ اما زهرا کرامت، ادعا دارد که مقامهای ریاست امور زنان هرات کمکاری خود را به دوش او میاندازند. او پافشاری دارد که پس از انتقال سهیلا به بنیاد خیریه پیر هرات، او را با درخواست و زیر نظر متخصصان این نهاد شستوشو داده است.
مادر سهیلا مدعی است که خودش از فعالان حقوق زنان بود و دخترش با انجام خشونت شدید از سوی شوهرش، قطع نخاع شد و روی بستر افتاد. او تلاش کرد که طلاق دخترش را بگیرد، اما بزرگان روستا از شوهر سهیلا تعهد گرفتند که همسرش را نگهداری و درمان کند. سهیلا، چند روز پیش از مرگش به زهرا کرامت روایت کرده بود که با مهاجرت به ایران، شوهرش با «کفشهای نوکتیز به کمرش لگد زد» و همین سبب شد که او قطع نخاع و فلج شود. ابتدا شوهرش او را درمان نکرد، اما پس از چند روز سهیلا را به شفاخانه برد و تهدید کرد که به پزشکان بگوید از روی چوکی به زمین افتاده است.
از این زن جوان، سه دختر به جای ماندهاند که بزرگترینشان ۱۰ ساله است؛ کودکانی که با بیماری مادر قد کشیدند و بزرگ شدند، اما با خشونت پدر، از مهر مادرانه برای همیشه محروم شدند. با مرگ سهیلا، انتظار میرود که نهادهای مسوول در هرات، در پیوند به چگونهگی این رویداد و مقصران اصلی آن شفافسازی کنند.







