لزوم پیروی از سیاست بی‌طرفی

واکنش حکومت افغانستان به رویداد قتل قاسم سلیمانی باید سنجیده شده و دقیق باشد. در وضعیتی که تنش بین قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه‌ای داغ می‌شود،‌ کابل از جهت‌های گوناگون زیر فشار قرار می‌گیرد تا به سود یک طرف موضع بگیرد؛ ولی افغانستان ناگزیر است که از سیاست سنتی بی‌طرفی در منازعه‌های جهانی و منطقه‌ای پیروی کند. افغانستان در موقعیتی نیست که موقفش به سود یکی و به زیان دیگری باشد. افغانستان به دلیل همین وضعیت منحصر به فردی که دارد، سیاست خارجی چندمحور طراحی کرده است و بر اساس آن عمل می‌کند. بر مبنای سیاست خارجی کثیرالمحور افغانستان،‌ کابل باید همکاری ناتو، ‌روسیه، ‌چین، ‌ایران،‌ عربستان و امریکا را یک‌جا برای ثبات‌سازی و توسعه‌ی اقتصادی جلب کند، ولی در دام منازعه‌های قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه‌ای نیفتد. افغانستان ظرفیت بهره‌برداری از منازعه‌های جهانی و منطقه‌ای را هم ندارد.

ایران همسایه‌ی افغانستان است و طبیعی است که دو کشور مشترکات زبانی و فرهنگی دارند. ایالات متحده هم بزرگ‌ترین کشور کمک‌کننده به افغانستان است. کمک‌های مالی و نظامی امریکا، دولت افغانستان را سرپا نگه‌داشته است. کمک‌های امریکا بود که واقعیتی به نام دولت افغانستان را شکل داد. افغانستان چاره‌ای ندارد غیر از این‌که در منازعه‌ی ایران و امریکا، بی‌طرف باشد. افغانستان باید بر لزوم حل مسالمت‌آمیز مشکلات ایران و امریکا تأکید کند. هیچ تردیدی نیست که امنیت کامل در عراق و سوریه، به سود ثبات و رشد اقتصادی کل منطقه‌ی غرب آسیا است. افغانستان و کشورهای همسایه‌ی آن هم از ثبات در عراق و سوریه سود می‌برند. عراق و سوریه در صورتی که با‌ثبات باشند، می‌توانند افغانستان را هم کمک کنند.

در گذشته افغانستان به سوریه  و عراق دانشجو می‌فرستاد، ولی در شرایط کنونی آتشی که در عراق و سوریه بر‌افروخته شده است، ‌دودش به چشم مردم افغانستان نیز می‌رسد. پس از ظهور نیروی شریر و آدم‌کشی به نام داعش در قلمرو عراق و سوریه، ‌یکی از شاخه‌های آن در افغانستان نیز فعال شد و دست به فعالیت‌های تروریستی فرقه‌گرایانه زد. اگر در عراق و سوریه ثبات حاکم می‌بود،‌ شاخه‌ی خراسان خلافت تروریستی داعش تشکیل نمی‌شد. بنابراین افغانستان حق دارد که خواستار ثبات در مجموع غرب آسیا از جمله در عراق و سوریه شود.

ثبات در عراق و سوریه زمانی برقرار می‌شود که همه‌ی کشورهای دخیل، به گفت‌وگو با هم‌دیگر تن بدهند. نیروهایی که در آن کشورها مشغول منازعه هستند، نیز چاره‌ای ندارند غیر از این‌که دور میز گفت‌وگو بنشینند. افغانستان همیشه از حق ملت‌ها برای تعیین سرنوشت سیاسی‌شان حمایت کرده است. سرنوشت سیاسی کشورهای عراق و سوریه وقتی به صورت مشروع تعیین می‌شود که نیروهای درگیر در آن کشورها مذاکره کنند و کشورهای دخیل هم به آنان کمک کنند تا به توافق برسند و زمینه را برای برگزاری یک انتخابات شفاف و عادلانه و ایجاد یک نظم جمهوری فراهم سازند. افغانستان غیر از تأکید روی این مواضع اصولی، چاره‌ی دیگری ندارد. تجربه‌ نشان داده است که دوام جنگ راه حل نیست. جنگ مشکلاتی را به وجود می‌آورد که دو طرف جنگ حتا تصور آن را هم کرده نمی‌توانند. همه‌ی دولت‌ها باید به میز مذاکره با یک‌دیگر برگردند و روی مسایل اختلافی گفت‌وگو کنند.

کابل باید از دولت‌های درگیر در منازعه بخواهد که روابط‌شان را با افغانستان خرج کوبیدن حریف نکنند. نه ایران باید جواب فشاری را که امریکا به آن کشور وارد می‌کند،‌ در افغانستان بدهد و نه امریکا باید قلمرو افغانستان را علیه ایران استفاده کند. در گذشته هم همین‌طور بوده است. ایالات متحده در اعمال تحریم بر ایران، ‌رعایت حال افغانستان را کرد. واشنگتن بندر چابهار ایران را تحریم نکرد تا افغانستان زیان نکند. این رویه باید در آینده هم ادامه پیدا کند. به سود افغانستان نیست که در منازعات  قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای به سود یا زیان یکی داخل شود. قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای هم افغانستان را  میدان رقابت قرار ندهند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن