نگین خراسان؛ سقوط، ترس و پریشانی

۸صبح، هرات

در آستانه نخستین سالگرد سقوط هرات قرار داریم. سقوط شوکه‌آور که زنده‌گی همه را دگرگون ساخت. برای نظامیان طالبان این دگرگونی پیروزی نام داشت، اما برای دیگران شکست. یکی کارش را از دست داده بود و دیگری تجارتش و عده‌ای هم در کنار از دست دادن ها، نگران آبرو و جان خود نیز بودند. شهر در سکوت و مردم هراسان. عده‌ای که توانستند رفتند و برای عده‌ای دیگر نه راهی برای رفتن وجود داشت و نه جایی برای ماندن.

با سقوط سریع و پیهم ۱۷ ولسوالی از ۱۹ ولسوالی هرات، این شهر عملاً در محاصره تنگ طالبان قرار گرفته بود، فقط مراکز دو ولسوالی، انجیل و گذره، که در مسیر خیابان عمومی میدان هوایی الی مرکز هرات قرار دارند، تحت کنترل نظامیان و قوت‌های مردمی باقی مانده بود. سکوت عجیب در شهر حکم‌فرما شده بود. تعداد اندکی مردم که در کوچه و خیابان‌ها دیده می‌شدند، هراسان سعی داشتند که سریع‌تر به خانه‌های‌شان برگردند. شهروندان هرات که پیش از این فقط از نحوه حاکمیت خشن طالبان در اطراف شنیده بودند، اکنون خطر حاکم ‌شدن طالبان بر ولایت‌‌شان را از نزدیک حس می‌کردند.

اسماعیل خان، فرمانده پیشین جهادی، روز جمعه، ۱۸ سرطان سال پار، حرکت موسوم به مقاومت مردم حوزه جنوب‌غرب را به‌عنوان نیروی بازدارنده علیه پیشروی طالبان شکل داد و از تمام هراتیان خواست تا با بسیج عمومی، جلو حملات فزاینده طالبان به هرات را بگیرند. وی در یک نشست مردمی در منزلش خطاب به مردم گفت: «ما حرکت مقاومت مردمی حوزه جنوب‌غرب را از ساکنان ولایت‌های بادغیس، فراه، هرات، غور، نیمروز، فاریاب، هلمند و هرات شکل داده‌ایم. فردا همه‌گی کمر‌ خود را ببندید. ما باید حوزه جنوب‌غرب را از این وضعیت نجات بدهیم.»  او مدعی شد که شمار زیادی از افراد سلاح به‌دست گرفته‌اند و از هرات دفاع می‌کنند.

عبدالصبور قانع، والی وقت هرات نیز از میزان بلند علاقه‌مندی مردم برای قیام علیه طالبان خبر داد. او گفت: «نیروهای ما در حال بسیج شدن هستند و نیروهای مردمی در کنار نیروهای امنیتی قرار دارد. مردم مراجعه کرده‌اند و خواهان سهم ‌گرفتن در سرکوب طالبان هستند. ما روی یک برنامه کار می‌کنیم که نیروهای امنیتی و دفاعی به حالت تعرضی قرار بگیرند. به هراتیان اطمینان می‌دهیم که وضعیت در حال بهبودی کامل است.»

اما حرکت مقاومت مردمی حوزه جنوب‌غرب که با محوریت اسماعیل خان ساخته شده بود و مردم به آن امید بسته بودند، کم‌کم داشت رنگ می‌باخت. جنگ از چندین طرف به سوی مرکز شهر نزدیک می‌شد تا اینکه سرانجام در بعدازظهر ۲۱ اسد طالبان وارد ساختمان ولایت و فرماندهی امنیه هرات شدند. اسماعیل خان، عبدالصبور قانع، رییس امنیت ملی و سایر اراکین بلندرتبه نظامی و ملکی هرات که به قل‌اردوی ۲۰۷ ظفر مستقر در هرات پناه برده بودند، فردای آن روز (۲۲ اسد) بدون کدام درگیری به طالبان تسلیم شدند.

تسلیم‌شده‌گان شامل افراد برجسته چون عبدالرحمان رحمان، معین ارشد امنیتی وزارت داخله، که در آن وقت برای رهبری جنگ به هرات آمده بود، خیال‌نبی احمدزی، فرمانده قول‌اردوی ۲۰۷ ظفر، محمداسماعیل خان، رهبر جهادی و رهبر حرکت مقاومت مردمی، عبدالصبور قانع، والی هرات، جنرال حسیب‌الله صدیقی، رییس امنیت ملی و سیدمعراج‌الدین سادات، فرمانده پولیس هرات می‌شدند. این‌گونه آینده نامعلوم جنگ در هرات روشن شد و هرات زیر حاکمیت طالبان درآمد.

هرچند سقوط نظام جمهوری تأثیرات عمیق بر همه ولایت‌های افغانستان گذاشت، اما در هرات، این کلان‌شهر کشور که به شهر علم و عرفان مشهور است و طی دو دهه پیشرفت‌های چشم‌گیر در زمینه‌های آزادی بیان، رشد جامعه‌ مدنی، گسترش مراکز آموزشی و … داشت، بیشتر از همه این اثرات نمایان بود. سرابِ هرات تحت حاکمیت طالبان اکنون به یک واقعیت مبدل شده بود.

مردم این شهر با حاکمان جدید روبه‌رو بودند؛ حاکمان بیگانه با زبان و ناآشنا با فرهنگ مردم. هضم این تفاوت‌ها ‌تا رسیدن به شرایط عادی و نرمال زمان‌گیر است. اتفاقات ناشی از این تحول و پیامدهای آن در ابعاد مختلف زنده‌گی ساکنان هرات را دگرگون و اکنون برای این شهر گفتن شهر علم و عرفان کمتر مصداق پیدا می‌کرد.

با ورود طالبان به هرات شرایط زنده‌گی ساکنان این ولایت محدود شد. آزادی بیان، حق تحصیل زنان، حق فعالیت مدنی و حق اعتراض از مردم گرفته شد. ناامیدی و ترس مردم از آینده عمیق‌تر شد، فقر گسترش یافت و طالبان که تا دیروز یک گروه شورشی بودند، اکنون مسوولیت تأمین امنیت و ارایه خدمات دولتی و رسیده‌گی به این همه نابه‌سامانی‌ها را عهده‌دار شده بودند. سوال اساسی اما این‌جا است که آیا طالبان با ظرفیت موجود، توانایی رسیده‌گی به این همه نا‌به‌سامانی‌ها را دارند؟

گسترش آواره‌گی

هم‌زمان با سقوط ولسوالی‌ها و تشدید جنگ در حومه شهر هرات، طیف‌های مختلف مردم ترک شهر هرات را آغاز کردند. این روند با سقوط شهر هرات ادامه یافت و با سقوط کابل و آغاز روند تخلیه شهروندان افغانستان توسط نظامیان خارجی از میدان هوایی کابل شدت بیشتر پیدا کرد. اراکین بلندرتبه دولتی، فعالان سیاسی، رسانه‌ای و مدنی و کارمندان افغان موسسات داخلی و خارجی به‌صورت گروهی و انفرادی هرات را به مقصد کابل و در نهایت کشورهای بیرونی ترک گفتند. در کنار رفتن به کابل، تعداد زیادی از مردم که نظامیان حکومت پیشین در آن شامل بودند، راه ایران را به‌عنوان منزل‌ نهایی و بعضاً هم موقتی پیش گرفتند.

رفتن این تعداد از مردم آن هم افراد برجسته و کاردان، تأثیر عمیق بر روح و روان شهروندان هرات گذاشت. نفرین همه‌گانی بر اشرف غنی، به‌عنوان عامل اصلی و سایر عاملان سقوط و تسلیم‌دهی نظام جمهوری ورد زبان مردم شده بود. ناامیدی و ترس در چهره مردم هویدا بود. اکنون که حق اعتراض در فضای حقیقی و مجازی از مردم گرفته شده بود، این مجالس‌ خصوصی بود که مردم می‌توانستند خشم خود را بر عاملان سقوط و حاکمان موجود ابراز نمایند.

انضباط شهری از نوع طالبانی

با حاکمیت طالبان بر هرات افراد مسلح این گروه در نقاط مختلف شهر به‌عنوان تأمین‌کننده‌گان امنیت حضور یافتند؛ افرادی که تا دیروز هراس از آن‌ها بزرگ‌ترین چالش امنیتی شهروندان بودند. دیگر از یونیفرم نظامی خبری نبود. افراد این گروه با لباس نامنظم و موهای ژولیده با افراز ایست‌های بازرسی در همه جاده‌های شهر حضور داشتند. در برخورد با مردم هر طالب طبق سلیقه شخصی خود رفتار می‌کرد. اکثراً خشن و تعدادی هم رفتار نرم داشتند.

شهروندانی که تا دیروز با مأموران ترافیک و پولیس شهری جمهوریت در ایست های بازرسی مشاجره و حتا دست‌به‌یخن می‌شدند، اکنون خودشان را با وضعیت موجود وفق داده بودند. هیچ‌کس بدون اجازه طالب از ایست بازرسی عبور نمی‌کرد. اکنون نیز وقتی در یک تاکسی شهری سوار می‌شوید، هنگام نزدیک شدن به ایست بازرسی طالبان، علاوه بر احتیاط دریور، سرنشینان نیز تذکر می‌دهند که ایست بازرسی نزدیک است لطفاً با احتیاط بروید. چرا این همه ترس؟ چون طالبان در نخستین روزهای ورود‌شان یک داکتر موترسایکل سوار را در چهارراهی سینمای این شهر که صدای ایست‌شان را نشنیده بود، به گلوله بستند و جان داد. همه از سرنوشت مشابه هراس دارند.

دادن صلاحیت تصمیم‌گیری برای افراد طالبان موجب شده است که افراد این گروه هنگام اجرای وظیفه بدون رعایت سلسله مراتب دست به اجراات بزنند. زین‌العابدین، راننده‌ سه‌چرخ مسافربری، می‌گوید: «روزی در ایستگاه سه‌چرخ با یکی از مسافرانی که ظاهراً از ولایات جنوبی بود و به زبان پشتو صحبت می‌کرد، مشاجره لفظی داشتم که ناگهان موتر کرولای شخصی ایستاد و یک طالب بیرون شد و بدون پرسان در حضور مردم با سیلی و لگد من را لت‌و‌کوب کرد و در موتر انداخت و با لحن تند گفت: او وقت گذشته که هرکس پشتو صحبت می‌کرد شما تمسخر می‌کردید. تا تو را توبه ندهم راه نجات نداری.» وی می‌افزاید که در این هنگام فردی که من با او مشاجره داشتم مداخله کرد و به طالب گفت: «برادر، این آدم هیچ بی‌احترامی به من نکرده است. فقط روی مقدار کرایه یک سوءتفاهم شده بود و ما روی آن بحث داشتیم. خواهش می‌کنم با مردم این‌گونه برخورد نکنید.» عمل‌کرد افراد طالبان به‌عنوان تصمیم‌گیرنده، بدون طی مراحل در موارد زیادی گزارش شده است.

دادگاه صحرایی و نمایش خشونت

طی دو دهه حاکمیت نظام جمهوری خاطره دادگاه‌های صحرایی در مرکز شهر و نمایش اجساد در انظار عمومی از حافظه شهروندان هرات پاک شده بود، اما با حاکمیت دوباره طالبان دیری نگذشت که افراد این گروه در چندین مورد متهمان را بدون برپایی دادگاه‌، در محل رویداد به کیفر رسانیدند و اجساد برخی از این افراد را تحت نام اختطاف‌گر و سارق مسلح در مرکز شهر هرات به نمایش گذاشتند. این موضوع پهلوهای پنهان نیز داشت. شماری از باشنده‌گان هرات در مورد برخی از این افراد گفتند که طالبان به نام سارق مسلح، نظامیان حکومت پیشین و مخالفان‌شان را به قتل می‌رسانند.

این عمل طالبان به شک و تردیدها در فرمان عفو عمومی رهبر این گروه که در آغاز سبب دل‌گرمی شهروندان خسته از جنگ شده بود، افزود. نمایش اجساد توسط طالبان برای جوانانی که شاهد حکومت‌داری دور گذشته طالبان نبوده‌اند، شوکه‌کننده بوده است.

احمدسمیر، دانش‌آموز ۱۸ ساله، می‌گوید: «از چهارراه مستوفیت می‌گذشتم. دیدم جمعیت انبوه از مردم جمع شده‌اند. ‌من هم دوچرخه‌ام را گوشه ایستاد کردم و طرف جمعیت رفتم. نزدیک که شدم جسد دو مرد را دیدم که توسط طالبان آویزان شده بود. برایم وحشت‌آور بود.» او می‌افزاید: «زود برگشتم به طرف منزل حرکت کردم، اما در مسیر راه تا منزل، حالت عجیبی به من دست داده بود. تا رسیدن به منزل فکر می‌کردم که در کنار خیابان، جسدها آویزان است.» تأثیر نمایش اجساد بر احمدسمیر به حدی بوده است که به گفته او تا چند شب پی‌هم نتوانسته است به‌تنهایی در اتاق خود بخوابد و مجبور بوده است در دهلیز خانه همراه با برادر و خواهر کوچکش بخوابد.

گروه طالبان به رغم انتقاد سازمان عفو بین‌الملل و سازمان ملل متحد، چندین بار اجساد افراد متهم را که توسط این گروه کشته شده‌‌ بود، در ملاء‌ ‌عام به دار آویختند. برخوردهای تحقیر‌آمیز با اسیر و جسد، نقض آشکار حقوق بشردوستانه بین‌المللی است و تأثیرات منفی به‌جا می‌گذارد. موضوعی که گروه طالبان همواره آن را نقض کرده و می‌کنند.

بی‌کاری،فقر و رکود اقتصادی

هرات که از آن به‌عنوان قطب‌ اقتصادی افغانستان یاد می‌شود، با آمدن طالبان رکود شدید اقتصادی را تجربه کرد. به دلیل داشتن تشکیلات اداری دولتی کلان و فرصت‌های شغلی در سکتور خصوصی، جمع زیادی از مردم مشغول کار بودند. حتا زنان و دختران تجارت‌پیشه برای توسعه کار‌‌و‌بار‌شان یک بازار دایمی را در شهر هرات ایجاد کرده بودند.

با آمدن طالبان اما اکثر کارمندان دولتی شغل‌های‌شان را از دست دادند، به ویژه نظامیان. فعالیت سکتور خصوصی کمرنگ شد و تعداد زیادی از نیروی کار کشور را ترک گفتند. بیشتر سرمایه‌گذاران و صنعت‌گران از ترس طالبان در کشورهای دیگر، عمدتاً ایران و ترکیه زنده‌گی اختیار کردند. رفتن طبقه ثروتمند از هرات تأثیر فراوان بر زنده‌گی اقتصادی مردم عادی و اقتصاد کلی این ولایت داشته و دارد.

شهر هرات که پیش از این شاهد تردد موترهای گران‌قیمت و زرهی ثروتمندان بود، اکنون به‌ندرت می‌توان کسی را دید که با موتر گران‌قیمت شخصی در شهر گشت‌و‌گذار کند. شهر و جنب‌و‌جوش‌اش را از دست داده است. از ازدحام وسایط نقلیه در خیابان‌های هرات خبری نیست. ثروت‌مندانی‌که از ترس طالبان به کشورهای دیگر فرار کرده‌اند، اکثر آن‌ها در این کشورها سرمایه‌‌گذاری کرده‌اند و تا مساعد شدن زمینه فعالیت‌های اقتصادی در کشور، در آن‌جا باقی خواهند ماند.

عزیز‌الرحمن، صنعت‌گر اهل هرات، که اکنون فعالیت‌‌های خود را در مشهد ایران آغاز کرده است، می‌گوید که مجبور شده است کارخانه اش را در شهرک صنعتی هرات ترک کند و به ایران زنده‌گی اختیار کند. او که در آستانه سقوط هرات به دست طالبان به ایران رفته است می‌گوید که مطمین نبوده است که با ورود طالبان در شهر هرات چه اتفاقات رخ می‌دهد. از این ‌رو، هرات را ترک گفته است. وی می‌افزاید که فعلاً به دلیل رکود اقتصادی در افغانستان حتا اگر کارخانه خود را هم فعال کند و تولید هم داشته باشد، بازار فروش وجود ندارد، چون مردم قدرت خرید ندارند.

بازداشت فعالان رسانه‌ای و مدنی

آزادی بیان از جمله حقوق اساسی انسان‌ها و زیربنای تمام حقوق مدنی و سیاسی شهروندان به شمار می‌رود. رشد آزادی بیان و فعالیت‌های مدنی از برجسته‌ترین دستاورد‌های دو دهه پسین در افغانستان به حساب می‌آید؛ اما با حاکمیت دوباره طالبان، محدودیت‌های گسترده‌ای بر آزادی‌های مردم، از جمله آزادی بیان وضع شد. ولایت هرات در زمینه فعالیت‌های رسانه‌ای و مدنی دست بلند داشت. چندین شبکه تلویزیونی با نشرات جهانی و محلی، ده‌ها ایستگاه رادیویی و انواع مختلف رسانه‌های چاپی با محتویات گوناگون بدون هیچ‌گونه محدودیت به شهروندان این ولایت اطلاع‌رسانی می‌کردند.

فعالیت‌های نهادهای مدنی در این ولایت از رونق خاص برخوردار بود. تعداد زیادی از طبقه روشن‌فکر، اعم از زن و مرد در قالب این نهادها مصروف به کار بودند. کارکرد ادارات دولتی زیر ذره‌بین این نهادها قرار داشت و در برابر اجراات نادرست مسوولان و نهادهای حکومتی موضع‌گیری، دادخواهی و اعتراض می‌کردند. با پوشش رسانه‌ها نظارت بر نهادها تقویت می‌شد و ادارات و مسوولان مورد اعتراض ناگزیر به پاسخ‌گویی بودند؛ اما با حاکم شدن طالبان بر این شهر نهادهای مدنی تعطیل و تعداد زیادی از فعالان در این عرصه کشور را ترک گفتند و تعدادی دیگر با درک شرایط و فضای حاکم از فعالیت دست کشیدند.

رسانه‌ها نیز وضع بهتر از نهادهای مدنی ندارند. خودسانسوری، تغییر محتوای نشراتی و حذف انتقاد از محتوای نشراتی نسبت به عمل‌کرد مسوولان و ادارات طالبان در نشرات تمام رسانه‌ها به میان آمد. بازداشت خبرنگاران و فعالان مدنی توسط اداره استخبارات طالبان به بهانه مخالفت با این گروه در چند مورد اتفاق افتاد. خالد قادری، خبرنگار رادیو نوروز، توسط محکمه طالبان، محاکمه شد و تا اکنون در بند این گروه به سر می‌برد.

بازار پررونق، اما کم‌قیمت گرده‌فروشی

در صنوف ابتدایی مکتب در مضمون دری جمله معروف «بابا آب داد، بابا نان داد» تدریس می‌شود. بعضی از کودکان گاهی به‌جای آن اشتباهاً «بابا جان داد» زمزمه می‌کنند. این زمزمه اشتباه کودکانه، با سقوط هرات به دست طالبان، حقیقت تلخ سرنوشت‌ خیلی از باباهای فقیر این شهر شد. فقر و تنگ‌دستی‌ باباهای زیادی را وادار به فروش گرده‌های‌شان کرده است. فروش عضوی از بدن، تضمین باقی اعضای فامیل. گرچه متخصصان، ادامه‌ زنده‌گی را با یک کلیه/گرده‌ سالم، ممکن می‌دانند، ولی در درازمدت احتمالاً به اقدامات یا درمان‌های خاصی نیاز پیدا کند. در این صورت بابا، با کدام پول این درمان‌های خاص را انجام دهد؟

هرچند خریدوفروش گرده از چند سال به این‌سو در افغانستان جریان دارد، اما با تسلط طالبان، این تجارت غیرقانونی بیشتر شده، ولی قیمت گرده کاهش یافته است. قمیت یک گرده که زمانی به سه تا چهار لک افغانی می‌رسید، اکنون به کم‌تر از یک‌و‌نیم لک افغانی کاهش یافته است. گرچه فروش گرده عمدتاً توسط مردان خانواده‌های فقیر صورت گرفته است، اما در این میان زنانی نیز هستند که دست به فروش گرده‌های‌شان زده‌اند. حضور طالبان در هرات هرچند بازار تجارت و اقتصاد را به رکود مواجه کرده، اما بازار فروش گرده را بسیار افزایش داده است و حالا کودکان به‌گونه خودآگاه نیز به جای بابا آب داد، بابا جان داد می‌گویند. طنز تلخی که حضور طالبان آن را به واقعیت عینی تبدیل کرده است.

دکمه بازگشت به بالا