ترس ملا یعقوب از شکست طالبان

یونس نگاه

روز یک‌شنبه، ۲۲ می، جمعی از رهبران طالب به بهانه ششمین سال کشته شدن ملا منصور، رهبر قبلی آن گروه، در کابل گردهم آمدند و سخنرانی کردند. در آن نشست، غیبت حقانی‌ها خبرساز شد و نشان داد که بین دو جناح طالب درزها چنان عمیق است که در یادبود «امیرالمومنین»شان نیز نمی‌توانند کنار هم بنشینند. جایی که ملا برادر و هم‌تیمی‌هایش باشند، پای برادران حقانی یاری نمی‌کند، حتا اگر محفل یادبود رهبر سابق آن گروه باشد.

در آن مجلس ملا برادر و نزدیکانش اشتراک کرده بودند. آنان خواسته‌اند با برگزاری مجلس یادبود ملا منصور جایگاه فراکسیون خود را در نظام طالبان تقویت کنند. ملا برادر در سخنرانی‌اش کوشید سابقه خود را یادآوری کند. او گفت که وقتی در پاکستان زندانی شد، نگران افول «مبارزات» نبود، زیرا می‌دانست که بعد از او ملا منصور کارها را ادامه خواهد داد. ملا برادر و ملا منصور، هردو از معاونان ملا عمر بودند و اکنون ملا برادر با یادآوری آن سابقه، می‌گوید که او مستحق‌ترین بازمانده نسل اول طالبان است. این انتظار او و همتایان قندهاری‌اش با واقعیت قدرت میدانی گروه حقانی، انسجام تشکیلاتی و حمایتی که آن شبکه از پاکستان دریافت می‌کند، در تقابل قرار گرفته و بخش زیاد انرژی و وقت رهبران طالب را صرف می‌کند.

رسانه‌ها به سخنان عباس استانکزی که به سیاست‌های آموزشی طالبان و بخشی از محدودیت‌های وضع شده بر زنان اعتراض داشت، توجه کرده است. اما استانکزی که تحصیل‌کرده دانشگاهی و تکنوکراتی در لباس طالب است، در جناح‌بندی‌های طالبان صاحب وزن تعیین‌کننده نیست. او را حقانی‌ها از همان آغاز با سپردن پست معینیت تحقیر کردند و تا اکنون به قهر و اعتراضش وقعی نمی‌گذارند. نارضایتی کسانی چون ملا برادر و ملا یعقوب برای شبکه حقانی به مراتب پرهزینه‌تر از اعتراض کسانی چون عباس استانکزی است.

ملا یعقوب که در جناح قندهاری و نزدیک به ملا برادر قرار می‌گیرد، علی‌رغم سن‌وسال کمش به دلیل آن‌که پسر ملا عمر است، همان‌طوری که جایی به‌ظاهر هم‌وزن سراج‌الدین حقانی را در اداره آن گروه به دست آورده، در زدوبندهای درونی طالبان نیز نقش مهم دارد. او در سخنرانی اخیرش ترس و نارضایتی خود را از وضعیت موجود پنهان نتوانست.

در یک کلیپ چهار دقیقه‌ای که طالبان از سخنرانی او نشر کرده، خطاب به اندیوالانش می‌گوید: «کوشش کنیم تا این نظام که با چنان قربانی‌ها به دست آمده است، به دلیل اعمال ما یا به دلیل اقدامات ضعیف ما و یا به دلیل مشکلات دیگر ما خدانکرده کم‌زور نشود، و یا این نظام از دست ما نرود.»

طالبان در پوشاندن مشکلات درونی‌شان بسیار می‌کوشند و کم اتفاق می‌افتد که از ناتوانی‌ها و اختلافات خود صحبت کنند. این‌که ملا یعقوب هشدار داده است، مبادا «نظام از دست ما برود»، حکایت از نگرانی‌هایی دارد که طالبان شب با آن می‌خوابند و روزانه در موردش بحث، درگیری، تشویش و گفت‌وگو دارند. آنان به‌تدریج دریافته که با وارد شدن به ارگ، در درز عمیق بین افکار طالبانی و واقعیت‌های اجتماعی افغانستان فرو رفته‌اند و هر روز این گسست آنان را بیشتر می‌بلعد. مردم از آنان کار، نان، آزادی، خدمات و دیگر حقوق شهروندی و بشری انتظار دارند، جامعه جهانی هنوز میلی ندارد تا امارت طالب را به رسمیت بشناسد، نیروهای سیاسی مخالف با اقدامات نظامی و سیاسی از همان آغاز آنان را به چالش کشیده‌اند و جناح‌بندی‌ها، اختلافات و رقابت‌های داخلی نیز آن گروه را از درون می‌خورد. طالبان لابد می‌دانند که ضعف‌های بسیار دارند و «از دست رفتن نظام»شان خطر جدی است.

ضعف اصلی گروه طالب نگاه قرون وسطایی به حکومت‌داری است. برای آنان مردم رعیت‌اند، نه شهروند. ملا یعقوب برای دوام حکومت طالبانی از مردم، طالب حمایت و همکاری شده است، اما نه از طریق مشارکت در امور بلکه از طریق اطاعت. او گفته است: «از افغان‌ها می‌خواهم که [نظام طالبان را] اطاعت کنید، حمایت کنید و دست‌گیری نمایید». در نظام استبدادی وظیفه اصلی مردم «اطاعت» است. آنان انتظار دارند که افغان‌ها سر‌به‌زیر، فرمان‌بردار و مطیع باشند تا به گفته ملا یعقوب «قایدان» در کار اداره امور اقتصادی، سیاسی و نظامی کامیاب گردند. ملا یعقوب نظام را تحفه خداوند می‌داند نه امانت مردم. او گفته است: «امروز که برای ما و شما نظام اسلامی و شرعی داده شده، و خدواند تعالی آن را به ما سپرده است، مسوولیت بسیار بزرگ به دوش داریم.»

او بعد از دعوت مردم به اطاعت، دوباره به یاد افتراق داخلی آن گروه می‌افتد و کلید پیروزی را در اتحاد طالبان می‌داند. او گفته است: «بیایید متحد شویم، باهم یکی شویم و آن‌طوری که مبارزه قبلی را کامیاب کردیم، این مبارزه را که استحکام نظام است، قوت نظام است، و بقای نظام است، کامیاب کنیم.»

بقای اداره طالبان از نگاه ملا یعقوب به اطاعت مردم و اتحاد رهبران آن گروه وابسته است. اما مردم با فرار از کشور، اعتراض به سیاست‌های تبعیض‌آمیز و استبدادی آن گروه، از جمله مسدود شدن مکاتب متوسطه دختران، ممنوعیت کار و گشت‌وگذار زنان، حذف کارمندان مسلکی و تحصیل‌کرده از ادارات و ده‌ها محدودیت دیگر، عدم همکاری خود را اعلام کرده‌اند. جمعی نیز با تفنگ در برابر این گروه ایستاده‌اند و حرکت‌های سیاسی منسجم برای مبارزه در برابر طالبان در حال شکل‌گیری است.

ترس ملا یعقوب بیهوده نیست. بقای «نظام» طالبان از همین آغاز و پیش از آن‌که پا بگیرد با خطرات بنیادی روبه‌رو است.

دکمه بازگشت به بالا