مادران؛ قهرمانان واقعی

سوریا کریمی

روز گذشته برنامه‌ای زیر نام «مادران؛ قهرمانان واقعی» در باغ زنانه کابل از سوی شماری از جوانان رضاکار برگزار گردید.

در این برنامه که به طور ویژه برای مادران برگزار شده بود، به تعداد ۵۰ تن از زنان اشتراک ورزیده بودند.

فریحه ایثار، یکی از برگزار‌کننده‌گان‌ برنامه، راه‌اندازی این برنامه را، قدردانی از زحمات و عرق‌ریزی‌های مادران و اجرای نقش اساسی‌شان در امر به کمال‌رسانی فرزندان دانست و افزود: «ما گاهی آن‌قدر غرق روزمرگی‌ها و کارهای رسمی خود می‌شویم که حتا فراموش می‌کنیم به مادران خود رسیده‌گی کنیم و برای‌شان وقت بگذاریم. با راه‌اندازی این برنامه، خواستیم از مقام و جایگاه مادران در یک فضای خاص تجلیل به عمل آوریم و از مادران ما به خاطر تمام زحماتی که در راستای شگوفایی و به ثمر رسانیدن ما متقبل شده‌اند، سپاس‌گزاری کنیم.»

خانم ایثار ادامه داد: «تدویر هم‌چون برنامه‌ها،  فرصتی است برای مادران ستم‌دیده کشور ما تا درد‌ها، مشقت‌ها و رنج‌هایی را که هر روز متحمل می‌شوند، باز‌گو نمایند. برنامه‌های این‌چنینی، تریبیونی است برای آن عده مادران فراموش‌شده‌ای که چندین فرزند جوان‌شان را در یک روز در دفاع از کشور از دست می‌دهند و با هزاران چالش دیگر مجبور می‌شوند برای فرزندان خود هم مادری کنند و هم پدری و هم نفقه و نیاز‌های مادی و معنوی فرزندان‌شان را برآورده سازند. مهم نیست از چه راهی، چیزی که مهم است، زنده‌گی و صحت فرزندان‌شان است‌.»

خانم ایثار افزود: «با تدویر هم‌چون برنامه‌ای، ما خواستیم لبخند گم‌شده‌ی مادران‌مان که هر روز‌شان را با فشار بلند روانی و روحی پشت سر می‌گذرانند، باز یابیم و زنده کنیم و بگوییم که مادر جان: تو هستی که ما هستیم، پس، بپای و شاد باش تا ما هم بمانیم و بپاییم.»

در این برنامه داکتر حمیرا قادری، نویسنده، استاد دانشگاه و فعال مدنی که خود مادر یک فرزند است، ضمن تأکید بر این‌که مادران باید در کنار فرزندان و به ویژه در پهلوی دختران‌شان بایستند، گفت: «شما مادران می‌توانید تأثیرگذارترین و مؤثرترین فرد در سرنوشت دختران باشید، نگذارید بالای‌تان ظلم صورت بگیرد و بالای دختران‌تان ظلم شود. شما نیز از حقوقی برخوردارید که مردان نیز…»

 او گاه از زبان یک دختر ۱۷ ساله حرف می‌زد و از دردها، مشقت‌ها و دغدغه‌های یک دختر نوجوان می‌گفت و گاه از گلایه‌ها، نازها و توقعات یک دختر از مادرش…

جو حاکم محفل، حمیرا را می‌برد به یاد مهم‌ترین بخش زنده‌گی‌اش، بلی، دوران مادری‌اش.

از دلواپسی‌ها و دلهره‌های مادرانه می‌گفت، از حس مسوولیت، قربانی‌ها و دردهایی که یک زن به خاطر فرزندانش متقبل می‌شود. او مادران را به خواندن و نوشتن ترغیب کرد و ادامه داد: «برای این‌که بار غم را از سینه‌های‌مان کم کنیم، نیاز نیست زیبا بنویسیم؛ به هر روشی که یاد داریم، اندوه درونی‌مان را بریزیم بیرون تا به سرطانی در درون‌مان تبدیل نشود.» خانم قادری هم‌چنان اظهار داشت که مادران باید کتاب بخوانند تا زنده‌گی را فراخ‌تر به فرزندان‌شان بیاموزانند. بدین جهت گفت، درس روزگاری را که آموخته‌ایم، باید بنویسیم. نوشتن یکی از راه‌های تخلیه کردن اندوه درونی نیز است.

حمیرا قادری شاکی از جو حاکم سیاسی مرد‌سالار و سنتی افغانستان بود. او اشاره کرد که ما زنان به ویژه مادران قربانی وضعیت کنونی جامعه هستیم، اما باید در برابر آن ایستاد و مبارزه کرد. وضعیت حاکم از دید خانم قادری با خلق فرصت‌های محدود هم‌چون اختصاص دادن یک یا دو بست وزارت یا ریاست برای زنان، تغییر نمی‌کند. به باور قادری، این وضعیت زنان را وا می‌دارد که علیه هم‌دیگر بایستند و برای به دست آوردن آن فرصت محدود، راه زن دیگر را مسدود سازند. او منشأ خشونت زن علیه زن را در همین امر می‌داند و آن را در حقیقت برایندی از یک نظام مردسالار. از نظر حمیرا قادری، باهم بودن و متحد بودن زنان می‌تواند رویکردی مؤثر باشد برای مبارزه با وضعیت کنونی و هنجار‌های پیش آمده در برابر زنان.

هم‌چنان «بیان سرگذشت زنان به زبان خودشان» بخشی از برنامه بود. در این بخش مادران از ناگفته‌های‌شان گفتند.

شریفه، یکی از مادرانی است که رنج فراوان دیده و قربانی جنگ‌ها شده است. او در بخشی از سخنانش گفت: من ۱۴ سال داشتم که عروسی کردم. صاحب ۵ فرزند شدم، ۳ دختر و ۲ پسر. در این هنگام شوهرم که فردی نظامی بود، در یکی از جنگ‌ها کشته شد. من ماندم و سرپرستی فرزندانم. بعد پسر کلانم که تازه از روسیه لیسانس خود را گرفته و آمده بود، نیز بنا بر دلایل نامعلومی مفقودالاثر شد که تا امروز خبری از او ندارم. بعد از این، بی‌سرپرست شدیم، اموال و جایدادهای‌مان را چور کردند و… به کابل آمدیم و تا چند وقت معاش شوهرم را دادند و از آن مصرف می‌کردیم. بعد برادرم دست‌گیری‌مان کرد تا این‌که پسرم جوان‌تر شد. پسرم با دست‌مزد کم، کار می‌کرد. از این طریق روزگارمان را می‌گذراندیم… در طول این مدت، گریستم، اشک ریختم، درد دیدم، بی‌چاره‌گی و آواره‌گی کشیدم، اما هیچ‌گاهی کم‌ترین بی‌توجی در امر تربیت و رسیده‌گی به کودکانم نکردم. تا توان داشتم، به آن‌ها رسیدم و کنارشان ماندم. پیامم به همه خانم‌ها و به خصوص دختران جوان این است که قدر مادران را بدانید، مادران و به خصوص مایی که در دوران جنگ زنده‌گی کردیم، روزگار بدی را دیدیم. فرزندان‌تان و به خصوص دختران‌تان را حمایت کنید تا درس بخوانند و به موفقیت‌های بیش‌تر برسند.

خدیجه امیری، روان‌شناس، نیز از سخنرانان این برنامه بود. او در کنار این‌که راهکارهایی را برای بهبود وضعیت روانی و جسمانی زنان ارایه کرد، گفت که ورزش و به ویژه اجرای «یوگا» می‌تواند برای سلامت بیش‌تر و صحت‌مندی مادران مفید باشد. او گفت، هرزنی باید روزانه فرصتی را برای ورزش اختصاص دهد تا در برابر مشکلات بتواند به شکل درست و استوار بایستد.

برنامه با توزیع تحفه‌هایی از سوی برگزارکننده‌گان برنامه برای ارج‌نهادن به جایگاه مادر، خاتمه یافت. گفته می‌شود که این جوانان رضاکار، در راه‌اندازی چنین برنامه‌ها پیشینه‌ی خوبی دارند. این گروه چندی پیش نیز برنامه‌ای را زیر نام «لبخند عیدی با قهرمانان واقعی» برای دست‌گیری از کودکان دست‌فروش، راه‌اندازی کرده بودند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن