از «دفاع بد» مرتضوی تا کژکارکردی نهاد سخنگویی

سیدمحمد‭ ‬فیروزی،‭ ‬دانشجوی‭ ‬دکترای‭ ‬جامعه‌شناسی

اداره یا دفتر سخنگویی با مسوولیت‌ها و صلاحیت‌های نسبی در تمام حکومت‌ها فعال و موجود است. سخنگو و نهاد سخنگویی به منزله زبان گویای حکومت، وظیفه‌ی اساسی اطلاع‌رسانی از کارکردها، استراتژی‌ها، مواضع و دیدگاه‌های حکومت را به دوش می‌کشد و نیز ممکن سخنگویان تلاش کنند تا تشکل‌های مخالف نظام را ضعیف و ناکارا جلو داده و رضایت‌مندی مردم را برجسته سازند. هر چند من دقیقاً از لایحه‌ی وظیفه‌ای سخنگویان ارگ و به ویژه از وظایف تعریف شده معاونت سخنگوی ارگ آگاه نیستم ولی قدر مسلم این است که: آن‌چه آقای مرتضوی و بعضی دیگر از سخنگویان به آن می‌پردازند وظیفه‌ی رسمی و تعریف شده‌ی آن‌ها نیست، زیرا اساساً یک حکومت حداقل به ظاهر دموکراتیک چنین جبهه‌گیری و مواضع اطلاع‌رسانی نباید داشته باشد. علی‌رغم موافقتم با بسیاری از فعالیت‌ها و ویژه‌گی‌های شخصیتی آقای مرتضوی نظیر؛ اطلاع‌رسانی بی‌وقفه‌ی‌شان، یک جهت بودن (حکومتی راستین نه مانند بعضی‌ها که هم حکومتی وهم اپوزسیون‌اند) و نیز صبر و شکیبایی و پرکار بودن‌شان، نقدهای آتی را نه در مخالفت با شخصیت جناب‌شان بلکه به نوعی آسیب‌شناسی از یک نهاد مهم حکومتی که جنبه کژکارکردی پیدا کرده وارد می‌دانم:

۱- واکنش‌های غیرضروری، نسبتاً شخصی و گه‌گاهی حساسیت‌برانگیز در پاره‌ای از امور که هیچ ربطی به نهاد سخنگویی ندارد فی‌المثل در واکنش به حمایت بعضی از سیاسیون از یک حرکت مردمی، همه آن‌ها را بی‌ریشه خواند. چنین موضع‌گیری‌ها حمله به شخصیت افراد محسوب شده و حتا اگر حقیقت هم داشته باشد از زبان حکومت آ نهم در مورد یک حق اساسی شهروندان ناجایز است و طیف مخالف نظام را بیش‌تر می‌کند.

۲- سرعت بیش از اندازه در اطلاع‌رسانی به هدف نمایش دادن وضعیت نورمال امنیتی، این نهاد را تا سطح چوپان دروغگو تقلیل داد، نمونه‌ی آن را رسانه‌های مطرح کشور در جنگ غزنی و فراه به تصویر کشیدند. چنین اطلاع‌رسانی مردم را بی‌باور و بی‌اعتماد می‌سازد که در آینده حتا حرف راست و درست‌شان نیز اقبال نخواهد یافت.

۳- تلاش مضحکانه در وارونه جلو دادن قضایایی که مثل آفتاب روشن است. مثلاً در قضیه اعتراض جوان پکتیایی که حتا ویدیوی آن نشر شد، آقای مرتضوی اصرار دارد که خیروخیریت بوده فقط گارد ریاست جمهوری، آن جوان را به منظور شنود اعتراضش به موتر برده است. در حالی که ما در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات قرار داریم و هیچ دروغ عمر درازی ندارد.

۴- توجیه ناکارایی و کاستی‌های این حکومت با کاستی‌های حکومت‌های قبلی و حتا دوران جنگ‌های داخلی، این گونه موضع‌گیری‌ها طفره رفتن و مسوولیت‌ناپذیری حکومت را نشان می‌دهد. اصلاً چنین قیاسی نامعقول است زیرا بیان‌کننده این است که چون «دیگران بد کردند، پس ما هم می‌کنیم».

۵- عدم پذیرش انتقادات و پیشنهادهای دیگران به صورت مستقل و بدون ملامت ساختن دیگری، در هیچ یکی از نوشته‌ها و مصاحبه‌های وی انعطاف و پذیرش کاستی وجود ندارد، این نشان‌گر فرض کردن نادانی مردم است.

۶- استفاده از ادبیات نامحترم و غیرضروری در مقابل انتقادات مردم و سیاسیون، اگر به تقابل‌های فیس‌بوکی آقای مرتضوی با دیگران نگاه کنید گاهی ادبیات او تا سطح ادبیات کوچه و بازار تقلیل و تحلیل پیدا می‌کند. از سخنگوی ارگ ریاست جمهوری چنین انتظار نمی‌رود.

۷- دخالت وظیفه‌ای در امور سایر نهادها و اطلاع‌رسانی به جای آن‌ها، اگر دقت نموده باشید بسا اخبار و مواضع سایر نهاد‌ها را نیز جناب‌شان منعکس می‌کند که خود بیان‌گر وجود اشکالات ناشی از عدم آگاهی دقیق و اشراف‌شان بر موضوعات است.

۸- واکنش نشان دادن در برابر هر قضیه و در برابر هر انتقاد، نخست تاثیر کارکردی و اثرگذاری نهاد سخنگویی کاهش پیدا کرده و در حقیقت شنونده و خواننده دیگر به اطلاع‌رسانی و موضع‌گیری‌شان حساس نخواهد بود. دوم این که واکنش سخت در برابر هر انتقاد ولو انتقاد بی‌مورد باشد به نحوی سرکوب آزادی بیان محسوب می‌شود.

۹- اطلاع‌رسانی و بازتاب اوصاف شخصیتی رییس جمهور و نمایش جلوه‌های شخصی رییس جمهور، نهاد سخنگویی را تا مرز مدح‌سرایی و چاپلوسی تقلیل داده است. این حالت تعریف و نگرش مردم را نسبت به نهاد سخنگویی تغییر می‌دهد انگار مداح رییس جمهور است نه سخنگوی حکومت.

۱۰- علاوه بر پشت کردن آقای مرتضوی به مسلک و تعهد خبرنگاری- روزنامه‌نگاری که روزگاری در یکی از معتبرترین نشریات چاپی کار می‌کرد، نگرش، قضاوت، اعتماد وباور مردم را نسبت به نهاد سخنگویی منفی ساخته است.

از لحاظ جامعه‌شناسی این چنین حالت را زمانی که با وظیفه‌ی نهاد سخنگویی سنجش نماییم یک وضعیت کژکارکردی یا ضدکارکردی بازنمایی می‌شود، یعنی نهاد سخنگویی نه تنها که به هدف ایجاد شده آن نزدیک نیست، بلکه ضد هدف و کژکارکردی پیدا کرده است. اطلاع‌رسانی و دست‌رسی به اطلاعات واقعی حق مردم است و اگر این حق به وجه احسن تأمین نشود مردم به اطلاعات و معلومات مخالفان نظام یا حداقل اپوزیسیون روی خواهند آورد و فاصله مردم از حکومت روز افزون خواهد گشت. بناً «دفاع بد» حتا از یک پدیده خوب، اثر منفی گذشته و تبعات نامطلوب خواهد داشت. پیشنهاد می‌شود که رویه و روش‌های اطلاع‌رسانی و موضع‌گیری تغییر یابد زیرا در یک چنین عصری مردم کورکورانه، با زور، با فرافکنی، با دروغ‌پراگنی مجاب نخواهند شد.

دکمه بازگشت به بالا