پول؛ جهانی‌ترین نظام اعتماد متقابل

سروش تاج

در طی صدها سال، فلاسفه، متفکران و پیامبران به پول انگ پلیدی زده‌اند و آن را ریشه‌ی تمام شرارت‌ها می‌دانند. با وجود این، پول اوج مقاومت و تحمل آدمی است، پول از زبان، عقاید مذهبی، قواعد حقوقی، معیارهای فرهنگی و عادات اجتماعی بی‌غرض‌تر و متجددتر است. پول یگانه نظام اعتمادی است که بشر آن را ابداع کرده است که می‌تواند تقریباً تمام شکاف‌های فرهنگی را برطرف کند و مذهب، جنسیت، نژاد، سن و گرایش‌ها، نقشی در جهت‌گیری آن ندارند. به لطف پول، حتا افرادی که یک‌دیگر را نمی‌شناسند و به هم اعتمادی ندارند، می‌توانند همکاری اقتصادی مؤثری شکل دهند.

پول چگونه اختراع شد؟

در آغاز، هنگامی که نخستین نمونه‌های پول ابداع می‌شد، مردم چنین اعتمادی نداشتند. پس ضروری می‌نمود که تا حد ممکن اشیایی را به عنوان (پول) تعریف کنند، اشیایی که ارزش ذاتی واقعی داشتند. اولین پول شناخته شده در تاریخ (جو سومری) بود که حدود ۳,۰۰۰ سال قبل از میلاد در سومر پدید آمد؛ درست در همان زمان، همان مکان و تحت همان شرایط که رسم‌الخط و نوشتن به وجود آمده بود. در واقع این پاسخی برای نیاز فعالیت‌های روبه‌رشد اقتصادی در آن زمان بود. پول (جو) فقط همان دانه‌های جو بود، که مقادیر ثابت آن با واحد (سیلا) مورد سنجش قرار می‌گرفت و تقریباً معادل یک لیتر بود. با پیمانه‌های سیلا ارزیابی و تبادل تمام کالا و خدمات صورت می‌گرفت. با این که جو ارزش ذاتی داشت، اما راضی کردن مردم به استفاده از آن به عنوان پول و نه صرفاً یک جنس دیگر، چندان آسان نبود؛ اما با وجود این هم، اعتماد به پول جو به عنوان اولین شکل پول تا حدی آسان‌تر بود، چون جو از ارزش بیولوژیک ذاتی برخوردار بود و این با اعتبارتر از هر چیزی در آن زمان بود. اما از سوی دیگر انباشت و انتقال این نوع پول کار دشواری بود. جهش واقعی در تاریخ پولی زمانی رخ داد که مردم به پولی که از ارزش ذاتی بی‌بهره اما برای ذخیره و انتقال راحت‌تر بود، اعتماد پیدا کردند. این نمونه از پول در اواسط هزاره‌ی سوم قبل از میلاد در بین‌النهرین پدید آمد. این پول (شکل نقره) نام داشت.

شکل نقره سکه نبود، بلکه ۸.۳۳ گرم نقره‌ی خالص بود که شکلی غیر از سکه‌های امروزی را داشت و این‌که برخلاف جو، این پول از ارزش ذاتی چندانی برخوردار نبود. شما نمی‌توانید آن را بخورید، بیاشامید و یا به صورت جامه بر تن کنید و از این گذشته این فلز برای ساخت ابزار مفید نیز بیش از حد نرم است؛ اما غالباً طلا و نقره برای ساختن جواهرات، تاج پادشاهی و دیگر نمادهای جایگاه و منزلت (مثلاً کالاهایی تجملاتی که افراد منتسب به یک فرهنگ خاص آن را نشانه‌ی بلندمرتبه‌گی اجتماعی می‌دانستند و کالایی بودند که مطلقاً ارزش فرهنگی داشتند) به کار می‌رفت. تعیین و تنظیم اوزان فلزات گران‌بها سرانجام باعث به پیدایش انواع سکه انجامید. نخستین نمونه‌های سکه در تاریخ، در سال ۶۴۰ قبل از میلاد توسط (الیاتس) بنیان‌گذار و پادشاه لیدیه در آناتولی غربی ضرب زده شد. این سکه‌ها مقادیر یک‌سان طلا و نقره را شامل می‌شدند و داری مهر به عنوان یک علامت شناسایی بودند. این علامت گواه دو چیز بود. ابتدا، نشان می‌داد که آن سکه حاوی چه مقدار فلز گران‌بها است. دوم این که، معرف مقامی بود که آن سکه را صادر و محتویات آن را تضمین کرده بود. تقریباً تمام سکه‌هایی که امروزه در دست استفاده است، از نسل سکه‌های لیدیه هستند. سکه‌ها در مقایسه با شمش‌های فلزی فاقد علامت، دو مزیت مهم داشتند. اولاً این که این شمش‌ها برای هر تراکنشی وزن می‌شدند. ثانیاً، فقط وزن کردن این شمش‌ها کافی نبود؛ چون در هر معامله‌ای، طرفی که شمش می‌گرفت مشکوک می‌بود که ممکن نقره‌ی خالص تحویل نگرفته باشد و به جای آن شمشی حاوی سرب که با لایه‌ی نازکی از نقره پوشیده شده است، نصیبش شده باشد. این درست به مثابه‌ی جعل اسکناس در عصر فعلی می‌نمود. سکه‌ها بر رفع این مشکلات کمک کردند. علامت ضرب‌شده در روی سکه‌ها گواهی بر خالص‌بودن و ارزش دقیق آن‌ها بود. پادشاه یک سرزمین به مقادیر مختلف به نام خود و علامت سلطنت خود، سکه ضرب می‌زد. شکل و اندازه‌ی این علامات در طول تاریخ متغیر است، اما پیام آن‌ها همواره یک‌سان و ثابت بود. و بیان‌گر این که اگر کسی جرأت جعل سکه با نام و علامت پادشاه را نمود، یعنی این‌که به اقتدار و اعتبار امپراطوری و شخص شاه لطمه وارد کرده است و به اشد مجازات خواهد رسید. به همین دلیل است که جعل پول همیشه جرمی سنگین‌تر از سایر رفتارهای فریب‌آمیز شناخته شده است. عمل جعل پول صرفاً تقلب نیست؛ بلکه این‌کار تخطی از سلطنت و رفتاری برای براندازی قدرت و حاکمیت است. تا زمانی که مردم به قدرت و راست‌کرداری پادشاه اعتماد داشتند، به سکه‌های او نیز معتمد بودند. حتا افراد کاملاً غریبه هم می‌توانستند به راحتی ارزش یک سکه‌ی دناریوس رومی (واحد سیستم پولی امپراطوری روم، که در زمان خود رایج‌ترین سکه‌های تولیدشده و در گردش بود) را تأیید کنند؛ زیرا آن‌ها به اقتدار و حاکمیت راستین امپراطور رومی که نام و تصویر او مزین در آن سکه‌ها بود، اعتماد داشتند.

با این وجود، فقط کافی است تصور کنید ابقای امپراطوری روم بدون کمک سکه‌ها تا چه اندازه دشوار می‌شد، به همین‌گونه اگر در دولت‌های امروزی نیز در نظر بگیریم تصور کنید، اگر جمع‌آوری مالیات و پرداخت دستمزد افراد براساس جو و گندم صورت می‌گرفت، و چه مشکلاتی در انباشت و انتقال آن پیش می‌آمد.

در سده‌ی نخست پس از میلاد اعتماد به سکه‌های دناریوس رومی کم‌کم داشت جایگاه فراتری برای خودش جست‌وجو می‌کرد، حتا مردمان خارج از مرزهای امپراطوری نیز در دادوستدشان از آن ابراز خرسندی می‌کردند و به یک واسطه‌ی تبادلی مقبول در بازارها درآمده بود. مردم چنان اعتماد و ارادتی به سکه‌های او داشتند که حتا حکام محلی در مناطق دیگر، سکه‌های خود را شبیه تمثال دناریوس ضرب می‌زدند. نام دناریوس تبدیل به یک نام کلی برای تمام انواع سکه شده بود. خلفای مسلمان هم این را عربی‌سازی کرده و (دینار) می‌خواندند. تا هنوز دینار نام رسمی پول رایج کشورهایی چون اردن، الجزایر، تونس، عراق و کویت است.

بازرگانان و کشورگشایان اروپایی و مسلمان، به تدریج نظام پولی لیدیایی و باور به طلا و نقره را در سرتاسر گیتی رواج دادند؛ تا اواخر عصر جدید کل دنیا به ناحیه‌ی پولی واحدی درآمده بود که نخست بر طلا و سپس بر چند ارز معتبر از قبیل پوند انگلیسی و دالر امریکایی تکیه داشت.

ظهور یک ناحیه‌ی پولی فراملیتی و میان‌فرهنگی زمینه را برای ادغام آسیا، آفریقا و اروپا و در نهایت تمام کره‌ی خاکی در یک جو اقتصادی و سیاسی واحد ایجاد کرد. مردم به صحبت کردن به زبان‌های خاص خودشان، پیروی از قوانین مختلف و پرستش خدایان متفاوت ادامه دادند؛ اما همه‌ی آن‌ها به طلا و نقره و سکه‌های ساخته شده از این دو فلز باور داشتند. بدون این باور مشترک، دادوستد و هر گونه تراکنشی در شبکه تجارت جهانی عملاً غیرممکن می‌نمود.

با این وجود، چرا اروپاییان، مسلمانان، هندی‌ها و چینی‌ها (فرهنگ‌هایی که نمی‌توانستند بر سر بیش‌تر موارد دیگر به توافق برسند) باید عقیده‌ی مشترکی به طلا داشته باشند؟

پاسخ اقتصاددانان این است که وقتی تجارت، دو منطقه را به هم متصل می‌کند، نیروی عرضه و تقاضا غالباً قیمت‌ها و بهای کالای قابل حمل را تعدیل می‌کند.

پول‌های امروزی:

پول در ادوار و سرزمین‌های بسیاری به وجود آمد. ایجاد و توسعه‌ی پول نیازی به دست‌آورد یا کشف مهمی نداشت، بلکه یک انقلاب ذهنی مطلق بود و به واسطه‌ی ایجاد یک حقیقت بین‌الاذهانی جدید شکل گرفت که تنها در تصور مشترک افراد وجود داشت.

پول صرفاً سکه و اسکناس نیست. پول هر چیزی است که افراد برای نشان دادن قاعده‌مند ارزش اشیا به منظور تبادل کالا و خدمات به آن روی می‌آورند. پول افراد را قادر می‌سازد ارزش کالا (از قبیل سیب، کفش و طلاق) را به سرعت و به آسانی بسنجند، به آسانی دست به مبادله‌ی اشیا بزنند و به راحتی مال‌اندوزی کنند.

انواع زیادی از پول وجود داشته است. آشناترین آن‌ها سکه است که تکه‌ای منقش و استاندرد است.

با وجود این، پول قبل از ابداع مسکوکات وجود داشته است و فرهنگ‌های گوناگون به واسطه‌ی استفاده از اشیای باارزش دیگر به عنوان واحد پولی، دادوستد می‌کردند.

در حقیقت، حتا امروزه سکه‌ها و اسکناس‌ها شکل نادری از پول را تشکیل می‌دهند. مجموع پول موجود در دنیا بیش‌تر از ۶۰ تریلیون دالر است. در حالی‌که مجموع سکه‌ها و اسکناس‌ها کم‌تر از شش تریلیون دالر است.

این یعنی بیش از ۹۰ درصد تمام حجم پول (بیش از ۵۰ تریلیون دالر از آن‌چه در حساب‌های بانکی ما موجود است) تنها بر روی سرورهای رایانه‌ای موجود است. بنا بر این، بیش‌تر تراکنش‌های دنیا توسط انتقال داده‌های الکترونیک از یک پوشه‌ی رایانه‌ای به پوشه‌ی دیگر (بدون هیچ‌گونه تبادل پول فیزیکی) انجام می‌شود. این مسأله به این معنا است که ۹۰ درصد تمام موجودی حساب‌های بانکی ما را سکه‌ها و اسکناس‌های مجازی تشکیل داده‌اند. طرح نظام پیچیده‌ی سرمایه‌داری نوین و اقتصاد مدرن به ویژه در سیستم بانک‌داری به همین‌گونه ریخته شده است. اگر تمام صاحبان حساب‌ها در یک بانک پول‌شان را مطالبه کنند، آن بانک بلافاصله ورشکست می‌شود. برای همین، دولت‌های بزرگ حامی اصلی آن‌ها در قسمت اعتمادسازی و اعتباردهی به صورت بین‌المللی می‌باشند. سرمایه‌داران در مدافعت از این نظام، چنین اذعان می‌دارند که اگر این روش کلاه‌برداری باشد، آن‌گاه کل اقتصاد مدرن کلاه‌برداری است. در حقیقت، این یک فریب نیست؛ بلکه نوعی ارج نهادن به قدرت تخیل حیرت‌آور بشر و باج دادن به آن است.

آن‌چه باعث حفظ و شکوفایی بانک‌ها (و به طور کلی اقتصاد) می‌شود، اعتماد به آینده است. این اعتماد یگانه پشتیبان بخش عمده‌ی پول موجود در جهان است.

حرفه‌ها در نظام اقتصادی مبتنی بر پول، تنها به دانستن قیمت تعیین شده برای انواع مختلف کالا و خدمات نیاز دارند، نیازی به حفظ کردن نرخ مبادله‌ی کالاها و خدمات ندارند. مردم پیوسته به پول نیاز داشته و محتاج پول‌اند و شاید خاصیت اصلی پول هم همین باشد.

بنا بر این، پول یک واسطه‌ی تبادل جهانی است که افراد را قادر می‌سازد تقریباً همه‌چیز را به تقریباً همه‌چیز دیگر تبدیل کنند. زمانی‌که یک سرباز، پایان خدمت می‌گیرد و هزینه‌ی دانشگاه‌اش را با حقوق نظامی ماهیانه‌اش تأمین می‌کند زور بازو به و قدرت جسمانی تبدیل به قوه‌ی ذهنی می‌شود. وقتی یک پادشاه، مایملک خود را در جهت حمایت از رعایایش به فروش می‌رساند، زمین به وفاداری تبدیل می‌شود. وقتی یک پزشک دستمزد خود را برای وکیل گرفتن یا رشوه دادن به قاضی خرج می‌کند، سلامتی به عدالت تبدیل می‌شود. حتا امکان تبدیل رابطه‌ی جسمی به رستگاری نیز وجود دارد؛ چنان‌که روسپیان قرن پانزدهم انجام می‌دادند، وقتی که درآمدشان را برای گرفتن آمرزش از کلیسای کاتولیک هزینه می‌کردند.

از آن‌جا که پول می‌تواند ثروت را آسان و به ارزانی تبدیل، انباشته و منتقل کند، نقش به سزایی در ترسیم چهره‌ی شبکه‌های پیچیده‌ی تجارتی و بازارهای پویا دارد. بدون پول، شبکه‌های تجارتی و بازارها سرنوشتی جز محدود شدن در اندازه، پیچیده‌گی و پویایی نخواهند داشت.

طلا، نقره و دالر تنها در تصورات مشترک ما ارزش پیدا می‌کنند. ارزش آن‌ها در ساختار کیمیایی فلز و کاغذ آن‌ها یا در رنگ و شکل‌شان نهفته نیست. به عبارت دیگر، پول یک حقیقت مادی نیست، بلکه ساختاری روان‌شناختی دارد. عملکرد پول با تبدیل ماده به ذهن تحقق پیدا می‌کند.

آن‌چه باعث می‌شود پول در هر نوع معامله و تراکنشی میان افراد، اهمیت خاصی پیدا کند، اعتماد مشترکی است که افراد در تصورات مشترک شان برای آن قایل هستند. این‌جا اعتماد پدیده‌ی خامی است که تمام انواع پول به واسطه‌ی آن اعتبار پیدا می‌کند. آن‌چه باعث به وجود آمدن اعتماد در پول شده، شبکه‌ای پیچیده و درازمدت از روابط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بوده است. چه چیزی در سکه‌ی طلا یا اسکناس دالر وجود دارد که به آن یقین دارم؟ این‌که نزدیکان و اطرافیانم به آن‌ها یقین دارند و به عکس آن‌ها هم به سبب اعتقاد من به آن، یقین دارند و همه‌ی ما به آن یقین داریم؛ چون دولت‌مان به آن یقین دارد و مالیاتش را به همان شکل از ما می‌گیرد. اگر یک اسکناس پول را بردارید و خوب به آن نگاه کنید، خواهید دید که این اسکناس صرفاً یک تکه کاغذ رنگارنگ است که در یک طرف آن امضای وزیر خزانه‌داری کشور و در طرف دیگر معمولاً شعاری مثلاً (ما خدا را باور داریم) نقش بسته است. ما در خرید و فروش آن اسکناس را می‌پذیریم؛ برای این‌که به خدا و وزیر خزانه‌داری کشور اعتماد داریم. نقش اصلی اعتماد هم توضیح همین مسأله است.

به این جهت، پول نظامی از اعتماد متقابل است و نه صرفاً هر نظامی از نظام متقابل. پول جهانی‌ترین و مؤثرترین نظام اعتماد متقابلی است که تا کنون ابداع شده است. (هراری؛ ۱۳۹۸: ۲۶)

تبعات منفی پول:

پول بر دو اصل جهان‌شمول متکی است: یکی تبدیل‌پذیری جهانی و دوم اعتماد جهانی است. این اصول میلیون‌ها نفر را قادر ساخت در صنعت و تجارت به همکاری مؤثری دست پیدا کنند. اما این اصول به ظاهر سودمند، وجه منفی نیز دارند. در طول تاریخ، حتا خود انسان‌ها بی‌ارزش شدند؛ اما پول هیچ گاهی ارزش خود را از دست نداد. اعتماد نه در ابنای بشر، جوامع یا مقدسات؛ بلکه در خود پول و نظام بی‌عاطفه‌ای که آن را پشتی‌بانی می‌کند نهفته است. ما به غریبه‌هایی که طرف معامله‌ی‌مان هستند اعتماد نداریم؛ بلکه به پولی که آن‌ها در اختیار دارند، اعتماد داریم. اگر پول‌های آن‌ها تمام شود، اعتماد ما به آن‌ها نیز ته می‌کشد. زمانی‌که تقریباً همه‌چیز قابلیت مبادله داشته باشد و زمانی‌که اعتماد، بر سکه‌ها و اسکناس‌ها استوار باشد، سنت‌های محلی، روابط صمیمی، موازین اخلاقی و ارزش‌های انسانی رو به اضمحلال می‌رود و قوانین خشک و بی‌روح عرضه و تقاضا جای آن‌ها را پر می‌کند. جوامع و خانواده‌ها همواره بر پایه‌ی اعتقاد به یک سری اصول و لزوماً اصول معنایی بنیان نهاده می‌شوند، اصولی مانند شرف، وفاداری، اخلاق و عشق. این اصول در حیطه‌ی بازار نمی‌گنجد و نباید برای پول به خریدوفروش گذاشته شوند. حتا اگر بازار قیمت خوبی را هم پیشنهاد دهد، برخی چیزها قابل معامله نیستند. اما با وجود این همه، مردم با یک دست سدهای ارتباطی که مدت‌ها مانع از تحرک پول و تجارت بود را با رضایت کامل می‌شکنند و با دست دیگر حریم‌های جدید را برای صیانت از جامعه، دین و محیط زیست جهت جلوگیری از افتادن در بند قوای بازار بنا می‌کنند.

دکمه بازگشت به بالا