میرویس بلخی در محک آزمون دشوار اصلاحات و مؤثریت سکتور معارف

سید اکرم بارز

جوان‌گرایی، گزینش نخبه‌ها و شایسته‌سالاری در ساختارهای دولتی و غیردولتی از اصول مسلم حکومت‌داری مدرن است که بازدهی بیشتر کاری در یک فرایند سپردن کار به اهل آن و تساوی صلاحیت و مسئولیت به وجود می‌آید. بخش اعظم انجام وظایف دولتی و غیردولتی در سرتاسر دنیا به عهده‌ی جوانان نخبه و متخصص است که در تشخیص نیازمندی‌ها و بهره‌برداری از منابع، الگوگیری اجراات و دست‌آورد سایر کشورها در عرصه‌های مختلف‌، پلان‌گذاری و تطبیق بهینه‌ی پالیسی‌های معطوف به رسیدن به بهترین نتیجه، سهم برجسته ایفا می‌کنند.
یکی از تعهدات بنیادین رهبران حکومت وحدت ملی در دوران کمپین‌های انتخاباتی و تشکیل حکومت، جوان‌گرایی و شایسته‌سالاری بود که با این دو پدیده بیشتر برخورد سیاسی شده است. جوانانی که با ارباب قدرت شناخت، همسویی و هماهنگی داشته‌اند، بیشتر فرصت بروز و رشد یافته‌اند.
دوکتور میرویس بلخی از میان جوانان متخصص و فروتن، است که با پشتوانه‌ی علمی و حمایت سیاسی به رشد و باروری بی‌سابقه‌ا‌ی رسیده است. آقای بلخی در رشته‌ی علوم سیاسی و روابط بین‌الملل با تمرکز به مسایل خاور‌میانه تا سطح دکتورا در دانشگاه جواهر لعل نهرو در هند تحصیل کرده و پایان‌نامه‌ی دکتورای خویش را در مورد مقایسه‌ی روند دولت‌سازی در عراق و افغانستان نگاشته است. از آقای بلخی به عنوان پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجه، مقالات علمی و تحلیلی در مسایل بین‌المللی عمدتاً خاور‌میانه منتشر شده و کتابی در مورد روابط افغانستان و عربستان سعودی نیز نگاشته شده است.
پنج سال قبل، وزیر امور خارجه‌ی وقت حاضر نبود با همه، دانش و فهم عملی و نداشتن واسطه، آقای بلخی را از کارمند قراردادی به مأمور رسمی بدل سازد، اما علم و دانش جایگاهش را در یافت و با رشد گام به گام و هدفمند بر اساس تجربه و دانش به حیث معاون ریاست اول سیاسی وزارت خارجه و سپس معاون سفیر در هند مقرر شد.
دکتور بلخی در زمان وزارت امور خارجه آقای ضرار احمد عثمانی، در آستانه‌ی رشد و گسترش گروه داعش به عنوان تهدید جدی امنیتی در خاور‌میانه و پیش‌روی این گروه در عراق و سوریه، نخستین ارزیابی و آسیب‌شناسی تهدید داعش و زمینه‌های فکری و فرهنگی سربازگیری داعش در افغانستان را به جلسه‌ی پالیسی وزارت امور خارجه تقدیم کرد که در نوع خود بی‌سابقه بود و مبنای تحلیل‌های بعدی در خصوص چند و چون گروه داعش را گذاشت.
فارغ از آنچه به عنوان گزافه‌گویی و مدح‌سرایی در باب شخصیت‌ها معمول است، به عنوان کسی که از چند سال به این سو دکتور بلخی را می‌شناسم، دوکتور بلخی در کنار تحقیق و مطالعه، انسان ارزش‌گرا، فروتن و اهل شعر، فرهنگ و ادب نیز می‌باشد.
چهار سال قبل، زمانی که دانشجوی برنامه‌ی مشترک ماستری وزارت امور خارجه و دانشگاه کابل در رشته‌ی روابط بین‌الملل بودم و آقای بلخی تیوری‌های روابط بین‌الملل را تدریس می‌کرد، در نخستین روز درسی‌اش برخلاف امر معمول در دانشگاه‌های کشور، گفت اعتراف می‌کنم که از شما بهتر نمی‌دانم و این بزرگترین جسارت است که هیچ استادی با پایین‌ترین مدرک تحصیلی در این کشور چنین اعتراف نمی‌کند، می‌دانستیم دکتور، فروتنی می‌کند و این یک فرصت بسیار خوب برای طرح سوالات و شکل‌دهی فضای خودمانی در صنف ایجاد کرد.
همچنان، در زمانی که تحولات اوکراین خیلی داغ بود، از دکتور بلخی در مورد آینده‌ی اوکراین و مناسبات با روسیه پرسیدم، با فروتنی گفت که او در حوزه‌ی خاور‌میانه پژوهش می‌کند و به شرق اروپا کمتر علاقه‌مند است، سنت معمول در این کشور جامع‌الکمالات بودن و اشراف بر تمام مسایل است. در افغانستان کمتر افرادی متمرکز و منسجم تحقیق می‌کنند و به دلیل پراگنده‌گی مطالعاتی و تمرکز نکردن در یک حوزه‌ی مشخص، دانش و یافته‌های علمی قابل اعتباری از افغانستان در سطح ملی و بین‌المللی بیرون داده نمی‌شود.
گذار از دنیای اکادمیک و تجربه‌ی فعالیت‌های پژوهشی و دیپلوماتیک به دنیای مدیریت ساختارهای پیچیده‌، دشواری‌های فراوان دارد. سکتور معارف، از حیاتی‌ترین ستون‌های یک کشور است که سنگ‌بنای جامعه‌ا‌ی دانش‌محور مبتنی بر رفتارهای انسانی را می‌گذارد. سکتور معارف افغانستان علی‌رغم کمک‌های مالی و تخنیکی نهادهای مختلف بین‌المللی، هنوز نتوانسته است کیفیت و مؤثریت لازم را داشته باشد. فساد و پندیده‌گی تشکیلاتی و بیروکراسی دست و پاگیر در لایه‌های مختلف این نهاد وجود دارد، هیچ یک از کارگزاران قبلی این نهاد به اهمیت و ارزش آن پی نبرده بودند و ضعف و ناکارآیی رهبری قبلی وزارات معارف، فرصت‌های فراهم‌شده در زمینه‌ی تقویت معارف را هدر داد.
ادعاهای موجودیت مکاتب خیالی و خرید و فروش بست‌های معلمی، حیف و میل کمک‌ها، اعمار نشدن مکاتب با معیارهای آموزشی، خویش‌خوری و نبود ظرفیت‌های جلب مؤثر کمک‌های مالی و تخنیکی، از چالش‌های اساسی وزارت معارف افغانستان است و غلبه بر چالش‌ها، مستلزم بازبینی کارکردها، بررسی نقاط قوت و ضعف و تهیه‌ی یک استراتیژی عملی و فراگیر برای انکشاف معارف متوازن و با کیفیت در سرتاسر افغانستان می‌باشد.
وزارت معارف به مدیر متعهد به تعلیم و تربیه نیاز دارد؛ مدیری که اولویت‌های آموزشی را طرح، کمک‌‌های بین‌المللی را جلب و از اولویت‌ها توسعه معارف در سطوح مخلتف دولتی دفاع کرده، منابع لازم را در امر تطبیق برنامه‌‌ها بسیج کند، از این بابت باورمندم که آقای بلخی به عنوان جوان دانشمند، با آرزوهای بلند خدمت‌گذاری می‌تواند تغییر خوبی در سطح معارف افغانستان به وجود آورده، حیثیت، اعتبار و کارآمدی نهاد آموزش و پرورش را به جامعه برمی‌گرداند.
مناسبات قدرت در ساختار حکومت وحدت ملی و محدودیت‌های کاری ناشی از آن، درنظر نداشتن معیارهای علمی رأی‌دهی در پارلمان، نبود تیم کاری همسو و متعهد و توقعات سیاسی از مهم‌ترین چالش‌های فراراه آقای بلخی پنداشته می‌شود؛ به چالش‌‌هایی که در یک سال باقی مانده از عمر حکومت، شاید آن‌گونه که توقع می‌رود، نتواند اصلاحات مورد نیاز و تغییرات مؤثر برای تقویت کمی و کیفی سکتور معارف به وجود آورد.

Comments are closed.