بخش نخست – استفاده نظامی از بالاحصار غزنی و تاثیر آن در تخریب قلعه

محمدجاوید جویا

بالاحصار، قلعه‌ای با موقعیت سوق‌الجیشی است که در گذشته‌های دور یا نزدیک به هدف استفاده سیاسی و نظامی ساخته شده است. در افغانستان به بناهای مهم تاریخی با استحکام و موقعیت سوق‌الجیشی مناسب، بالاحصار می‌گویند. این قلعه‌ها را می‌توان در اسامی بالاحصار کابل، بالاحصار غزنی، بالاحصار گردیز، بالاحصار زابل و بالاحصار بلخ با ارزش سیاسی و نظامی مشاهده کرد. این بناها با توجه به نیازهای زمان خود که در برابر سلاح‌های وقت مقاومت و استحکام مناسب داشتند، ساخته شدند. بالا‌حصار غزنی یکی از این بناهای مهم تاریخی با ارزش نظامی بالا بود که در زمان غزنویان ساخته شد و در زمان سلطان محمود مقر فرمان‌روایی این پادشاه مقتدر بود. آن زمان شهر کهنه غزنی، به اطراف بالاحصار خلاصه می‌شد. سلطان محمود و سپس سلطان مسعود از این کاخ که مشرف بر شهر غزنین بود، فرامین خود را صادر می‌کرد‌ند. گفته می‌شود که غزنی در آن زمان از زیبا‌ترین شهرهای خراسان و شرق جهان اسلام بود که با غنایم و پولی که سلاطین غزنوی از حمله بر هند به دست می‌آوردند، با گذشت هر سال به زیبایی‌اش افزوده می‌شد.

این بنای مهم تاریخی که از نظر نظامی در موقعیت سوق‌الجیشی واقع شده است، بعد از سقوط غزنویان و خصوصا در حمله غوریان به غزنین و سپس حمله مغول‌ها به این شهر، آسیب فراوان دید. با آن هم بافت و ساختار این کاخ تا شروع قرن بیستم میلادی از ویرانی کامل در امان ماند.

در تاریخ معاصر افغانستان، غزنی به‌عنوان دروازه کابل عمل کرده و بالاحصار کلید این دروازه بوده است. با تولید و استفاده سلاح‌های مخرب و مدرن در قرن بیستم در افغانستان از یک طرف و گسترش دامنه جنگ در مقاطع مختلف تاریخی افغانستان از طرف دیگر، بالاحصار غزنی متحمل خسارات‌های زیادی شد و این وضعیت با ورود سلاح‌های سنگین به کشور و سپس شروع دوره حکومت محمد‌ظاهرشاه و استقرار سلاح‌های ثقیله در بالاحصار برای نظارت بر شهر و مقابله با مخالفان حکومت، بیش از پیش در معرض خطر قرار گرفت.

دوره ظاهرشاه با توجه به این‌که یک دوره ۴۰ ساله مملو از آرامش در افغانستان بود، ضرورت استفاده از بناهای نظامی نظیر بالاحصار غزنی را به حداقل می‌رساند. از این رو در این دوره با وجودی که سلاح‌های مختلف در این مکان جابه‌جا شده بود و تعدادی از عساکر در این محل حضور داشتند، بنا بر نبود درگیری‌ و منازعه، بالاحصار غزنی از آسیب‌های احتمالی در امان ماند. با آن هم نفس وجود تعدادی از عساکر و زنده‌گی آن‌ها در این محل از یک سو و ساخت‌و‌سازهای موقتی که آن‌ها برای گذراندن زنده‌گی لازم داشتند از سوی دیگر، باعث شد که بافت سنتی و قدیمی این بنا به مرور زمان آسیب ببیند.

با سقوط حکومت ظاهرشاه و بر تخت نشستن داوود خان که سرآغاز شکل‌گیری حکومت‌های کوتاه‌مدت در افغانستان تلقی می‌شود، اماکن مهم تاریخی در سراسر کشور بیش از پیش از نظر نظامی مورد استفاده قرار گرفتند و این کار به آسیب‌پذیری بیشتر این بناها منجر می‌شد. در دوره داوود خان، جنگ‌های سراسری در ولایات‌های مختلف افغانستان شکل نگرفت و سقوط حکومت وی با کودتای نظامی از خود کابل رقم خورد. از این رو، با وجود استفاده نظامی از بناهای تاریخی نظیر بالاحصار گردیز، بالاحصار زابل، بالاحصار کابل و بالاحصار غزنی، این بناها در معرض خطر جدی قرار نگرفتند.

با سقوط حکومت داوود خان و برقراری حکومت حزب دموکراتیک خلق افغانستان که نفوذ و هجوم شوروی به افغانستان را در پی داشت، اماکن تاریخی که دارای ارزش نظامی برای حکومت به منظور کنترل شهرها بودند، بیش از پیش مورد استفاده قرار گرفتند. با هجوم شوروی‌ها به افغانستان و سپس آغاز قیام و مبارزه علیه تسلط آن‌ها، حکومت وقت سلاح‌های ثقیله مختلف را در بالاحصار‌های کشور و به‌ویژه بالاحصار غزنی جابه‌جا کرد. این کار، از این جهت ضرور بود که شهر غزنی دروازه کابل بود و در عین حال از نظر جغرافیایی این شهر گسترش‌یافته بود و دولت برای کنترل نواحی دوردست آن به وجود سلاح‌های ثقیله در بلندی‌های غزنی و خصوصاً بالاحصار نیاز داشت.

بنابراین، بعد از سال ۱۳۶۴ه.ش سلاح‌های سنگین حکومت که می‌توانست فواصل دور را هدف قرار دهند، در این‌جا جابه‌جا شد. تصور بر این بود که وجود سلاح‌های ثقیله در این مکان، بتواند حومه و اطراف شهر غزنی را هدف قرار دهد. بر تعداد عساکر موجود در بالاحصار هم افزایش به عمل آمده بود و در کنار سربازان عادی، یک فرقه یا گروه توپ‌چی منظم در بالاحصار در دوره خلقی‌ها جابه‌جا شده بود که وظیفه استفاده از سلاح‌های ثقیله نظیر توپ را برعهده داشت‌. در عین حال در دوره داکتر نجیب قرارگاه فرقه ۱۱۴ اردوی ملی در نزدیک منارهای سلطان محمود که در دامنه بلندای بالاحصار قرار دارد، جابه‌جا شده بود. این فرقه مرکز عمومی اردوی دولتی آن زمان بود. در زیر بالاحصار، قوماندانی فرقه قرار داشت که اوامر از آن‌جا صادر می‌شد. به‌طور کلی، مراکز مهم نظامی آن دوره در اطراف بالاحصار بود.

خروج شوروی‌ها از کشور، بر دامنه جنگ برای کنترل کابل و سقوط داکتر نجیب بیش از پیش افزود و غزنی به‌عنوان دروازه مهم کابل، مورد توجه مخالفان حکومت قرار داشت. در دوره داکتر نجیب، با وجود جابه‌جایی سلاح‌های ثقیله در این محل، تعدادی از عساکر برای حفظ و مراقبت از سایر بناهای خرد و بزرگ در اطراف بالاحصار مستقر شده بودند که وظیفه داشتند از غارت و تخریب این آثار و بناها توسط ماجراجویان و اشخاص فرصت‌طلب ـ آن‌هایی که دست به کندن‌کاری‌ها و استخراج اشیای عتیقه می‌زدند ـ جلوگیری کنند. از این رو، در کنار این‌که استفاده نظامی از این اماکن به‌شدت بر سلامت آن‌ها اثر منفی می‌گذاشت، وجود گروهی از نظامیان یا یک پاسگاه نظامی برای حفاظت از این داشته‌ها، نیز یک امر مهم بوده است. اما با توجه به رشد روز‌افزون جنگ در ولایت‌های مختلف کشور و توسعه دامنه آن به حومه شهرها، محافظت از بناهای تاریخی کشور و به‌ویژه اماکن تاریخی و باستانی محدوده بالاحصار غزنی، دشوار‌تر می‌شد.

در اواخر حکومت خلقی‌ها، با توجه به رشد روز‌افزون شدت و دامنه جنگ‌ها در ولایت‌های مختلف و خصوصاً شهر غزنی و حومه آن، سلاح‌هایی شامل هاوان ۱۲۰ ملی‌متری که در بین مردم و نظامی‌ها به نام «هاوان غرنی» مشهور است، هاوان وسط ۸۲ ملی‌متری، توپ دی‌سی ۱۲۰ ملی‌متری، توپ وسط ۷۶ ملی‌متری، بی‌ام ۱۲، بی‌ام ۴۰، وسیله دافع هوا به نام زیکویک دو‌میله، تانک‌های زره‌پوش که سلاح دو‌میله بر خود داشتند، تانک‌های تی ۵۲ روسی سنگین و سایر سلاح‌های متوسط و خرد می‌شدند که در بالاحصار و اطراف آن جابه‌جا شدند تا در برابر مخالفان و مجاهدین از شهر غزنی که در آن زمان مثل امروز وسعت نیافته بود، دفاع کنند.

ادامه دارد…

دکمه بازگشت به بالا