جنگ روانی؛ کدام طرف موفق است؟

سید علی‌اکبر حیدری

پیش‌روی سریع طالبان در کشور و سقوط بیش از ۱۰۰ ولسوالی به دست این گروه طی دو ماه گذشته، بحث‌های زیادی را در محافل سیاسی، گفتمان‌های رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی به میان آورده است. یکی از مباحث عمده و اساسی در این زمینه، چرایی و چگونه‌گی جنگ روانی است. بسیاری از کارشناسان امور سیاسی و نظامی بر این باور هستند که موفقیت طالبان در جنگ روانی، در کنار عواملی چون خروج قوای نظامی خارجی، ضعف در رهبری و مدیریت نیروهای دفاعی و امنیتی، فقدان استراتژی نظامی، نبود سوق و اداره واحد و… نقش جدی در سقوط ولسوالی‌ها و پیش‌روی این گروه داشته است. با توجه به این امر، پرسش‌هایی در این زمینه مطرح می‌شود که نیازمند تأمل و تعمق دقیق است. جنگ روانی چیست؟ چه عواملی سبب موفقیت طالبان در جنگ روانی شده است؟ چرا حکومت افغانستان با وجود برخورداری از دستگاه عریض و طویل رسانه‌ای، نتوانسته است در جنگ روانی علیه طالبان موفق شود؟ در این نوشته کوشش شده است تا ضمن بررسی مختصر مفهوم و تعریف جنگ روانی، به عوامل و دلایل موفقیت طالبان در این جنگ، پرداخته شود.

جنگ روانی که به آن جنگ افکار، جنگ اطلاعاتی، جنگ تبلیغاتی، جنگ نرم، جنگ سیاسی و جنگ کلامی۱ نیز گفته می‌شود، یکی از خطرناک‌ترین شیوه‌های جنگ است و به روحیه حریف سخت لطمه وارد می‌کند۲. از آن‌جایی که در مورد حوزه فعالیت‌های مربوط به این جنگ و حد و مرز آن، اتفاق نظر وجود ندارد؛ ارایه تعریف روشن و دقیق برای آن دشوار می‌نماید. با آن‌هم، در ذیل به برخی از تعاریف جنگ روانی اشاره شده است. در دایرهالمعارف کمبریج، جنگ روانی استفاده از فعالیت‌هایی گفته شده است که باعث ترس و اضطراب در میان مردم برای نفوذ بر آنان بدون لطمه زدن به جسم آن‌ها می‌شود۳. از دید جان کالینز، استاد دانشگاه ملی جنگ امریکا، جنگ روانی عبارت است از استفاده طراحی‌شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن برای نفوذ در خصوصیات فکری دشمن با توسل به شیوه‌هایی که موجب پیش‌رفت مقاصد مجری می‌شود۴. همین‌طور، جنگ روانی استفاده برنامه‌ریزی شده از تبلیغات به وسیله عوامل آشکاری هم‌چون رادیو، تلویزیون، مطبوعات و… و عوامل پنهانی مانند شایعه به منظور تحریف عقاید، تضعیف روحیه و بی‌اعتبار کردن انگیزه‌ها و کاستن اقتدار حکومت مخالف نیز تعریف شده است۵. هم‌چنان گفته شده است که جنگ روانی، استفاده از هر نوع وسیله‌ به منظور تأثیرگذاری بر روحیه و رفتار یک گروه با هدف نظامی مشخص است که عموماً از طریق راه‌اندازی فعالیت‌های ذیل، تحقق پیدا می‌کند:

۱- تبلیغات راهبردی؛

۲- تبلیغات جنگی؛

۳- نشر خبر؛

۴- فریب دشمن به روش منظم و دقیق؛

۵- تبلیغات سری۶٫

از آن‌چه گفته شد، چنین نتیجه گرفته می‌شود که در جنگ روانی، عموماً جهت تضعیف روحیه حریفان و ایجاد ترس و وحشت میان آن‌ها، از تبلیغات و شایعه‌پراکنی استفاده می‌شود و این دقیقاً همان کاری بود که طالبان انجام دادند/می‌دهند. این گروه هم‌زمان با شروع جنگ گرم، متبحرانه و زیرکانه در صدد تخریب روحیه مردم و نیروهای دفاعی و امنیتی برآمدند و فضای ذهنی و روانی آنان را به سرعت مغشوش کردند. آن‌ها با توسل به تکنیک‌های مختلف، چنان خود را قدرتمند و بزرگ جلوه دادند که روحیه مردم و نیروهای دفاعی و امنیتی آسیب دید و بسیاری از مناطق بدون درگیری و مقاومت به دست این گروه افتاد. به نظر می‌رسد که سه عامل اساسی، طالبان را در این جنگ یاری کرد و جنگ روانی را به نفع این گروه تغییر داد:

اول: مهارت ویژه طالبان در استفاده از تکنیک‌های مختلف جنگ روانی

همان‌گونه که در بالا نیز اشاره شد، طالبان جنگ روانی را خیلی متبحرانه و زیرکانه راه‌اندازی و مدیریت کردند و در این راه از تکنیک‌ها و روش‌های مختلف بهره بردند. در یک بررسی کلی، تکنیک‌ها و روش‌های مورد استفاده این گروه را می‌توان به شرح ذیل خلاصه کرد.

۱- ترس و وحشت: استفاده از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت میان مردم و نظامیان، یکی از پرکاربردترین روش‌های مورد استفاده طالبان است. در بسیاری از مناطق و ولسوالی‌ها، این گروه با ترساندن مردم و نظامیان موفق شده است، اراده و روحیه مقاومت را سست کند و بدون هیچ‌گونه درگیری و مقاومت، این مناطق را به دست آورد. صدور ابلاغیه‌های تهدیدآمیز از سوی طالبان قبل از حمله این گروه بر ولسوالی‌ها و میانجی‌گری بزرگان قومی، نمونه‌هایی از تلاش طالبان در این راستا است.

۲- تشویق و ترغیب: یکی دیگر از تکنیک‌های مورد استفاده طالبان در جنگ روانی، تشویق و ترغیب است. طالبان با تشویق مردم و نظامیان به صورت نمایشی، کوشش کرده‌اند تا هم در میدان‌های جنگ و هم در امور مردم‌داری به موفقیت‌هایی دست یابند.

۳- شایعه‌پراکنی: طی دو ماه اخیر، بازار شایعات در کشور بی‌نهایت گرم بوده است و طالبان از آن نهایت استفاده کرده‌اند. آن‌چه که سبب ایجاد شایعات شده و بازار شایعات را گرم نگه داشته، عدم دست‌رسی مردم به اخبار موثق به دلیل کتمان حقایق میدان‌های جنگ توسط طرفین است.

۴- ایجاد تفرقه و تضاد: یکی دیگر از مواردی که در فرایند جنگ روانی توسط طالبان بارها امتحان شده، کوشش برای ایجاد تفرقه و تضاد میان رهبران سیاسی، صفوف نیروهای امنیتی و مردم است. طالبان به کرات کوشش کرده‌اند تا در میان حامیان و طرف‌داران جمهوریت تفرقه و شکاف ایجاد کنند. فرستادن پیام به رهبران احزاب و خواست مکرر از آن‌ها برای نشست درباره صلح -جدا از حکومت- در واقع تلاشی است برای ایجاد تفرقه میان حکومت و رهبران حوزه جمهوریت.

۵- دروغ: تکنیک قدیمی دروغ جهت ترساندن حریف و افکار عمومی، روش دیگری مورد استفاده طالبان است. ادعاهای واهی، گزارش‌های خلاف حقیقت و پیام‌های غیرواقعی، در این حوزه قرار می‌گیرد.

۶- مبالغه: طالبان همیشه کوشش کرده‌اند، خود را بزرگ و قدرتمند جلوه دهند. آن‌ها طی دو ماه گذشته از این تکنیک بیش‌تر استفاده کرده‌اند و در صدد آن هستند که در مذاکرات صلح امتیازات بیش‌تری کسب کنند.

دوم: همراهی ناآگاهانه و ناخواسته مردم در جنگ روانی

یکی دیگر از عواملی که سبب شد تا جنگ روانی تشدید شود و به نفع طالبان جهت یابد، همراهی ناآگاهانه و ناخواسته مردم در این جنگ بود. اکثریت مردم ناآگاهانه و ناخواسته در صفحات مجازی و رسانه‌ها پیش‌روی طالبان و سقوط ولسوالی‌ها را بیش از حد پوشش دادند و بزرگ‌نمایی کردند. عدم تعقل و توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها به عواقب و پیامد این بزرگ‌نمایی، سبب تضعیف روحیه مردم و نیروهای امنیتی شد. طالبان نیز که چنین وضعیتی را پیش‌بینی کرده بودند و در آرزوی تحقق آن بودند، از فرصت استفاده کردند و شایعات، مبالغات و دروغ‌های‌شان را به خورد مردم و رسانه‌ها دادند. هرگاه رسانه‌ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی، به عوض بزرگ‌نمایی طالبان و پخش اخبار گسترده در مورد دستاوردهای این گروه، بیش‌تر روی فجایع، جنایات، مظالم و… طالبان تمرکز و آن‌ها را رسانه‌ای می‌کردند، بدون شک وضعیت به نفع دولت پیش می‌رفت.

سوم: ضعف دستگاه رسانه‌ای حکومت در اطلاع‌رسانی

عامل دیگری که تا به حال جنگ روانی را در مسیر منافع طالبان جهت داده، ضعف دستگاه رسانه‌ای حکومت در اطلاع‌رسانی و آگاهی‌دهی به مردم است. متأسفانه در این جنگ، حکومت افغانستان با وجود برخورداری از دستگاه عریض و طویل رسانه‌ای، خیلی مفتضحانه عمل کرده و نتوانسته است، ابتکار عمل را به دست گیرد. مدیریت مفتضحانه دستگاه رسانه‌ای حکومت علاوه بر این‌که ابتکار عمل را به دست طالبان داده، فاصله مردم و حکومت را بیش‌تر ساخته و بی‌اعتمادی‌ها را بیش از پیش تشدید کرده است. کتمان حقایق توسط سخنگویان حکومت و بی‌پاسخ ماندن پرسش‌های مردم، از یک طرف مردم و رسانه‌ها را در خلای اطلاعاتی قرار داده و از جانب دیگر باعث شک و تردید مردم نسبت به صحت اطلاعات و داده‌های حکومتی شده است. به نحوی که استفاده مکرر از واژه‌هایی چون عقب‌نشینی تاکتیکی، راز اطلاعاتی، خط باریک و… توسط سخنگویان و دستگاه رسانه‌ای حکومت نزد مردم حساسیت‌برانگیز، مضحک و خنده‌آور شده است. دستگاه رسانه‌ای حکومت تا به حال با مردم صادق نبوده و توضیح قناعت‌بخش از بحران جاری کشور ارایه نکرده است. علاوه بر آن، دستگاه رسانه‌ای حکومت در پوشش فجایع، جنایات، مظالم و… دشمن نیز مسوولانه و فعالانه عمل نکرده است. پس بدیهی است که دشمن در چنین حالتی با مخدوش ساختن اذهان عامه، جنگ روانی را به نفع خود تغییر می‌دهد.

در نهایت، هرگاه دستگاه رسانه‌ای حکومت به همین منوال پیش برود و در رویکرد اطلاعاتی خویش تغییر نیاورد، بدون شک طالبان بیش از این در میدان جنگ روانی موفق خواهند بود و روحیه مردم و نظامیان را آسیب خواهند زد. شکست در جنگ روانی و شکسته شدن روحیه مردم و نظامیان، شکست جنگ گرم را نیز به دنبال دارد. بنابراین، به دستگاه رسانه‌ای حکومت پیشنهاد می‌شود که: ۱) با شناسایی خلاها و کاستی‌های موجود در ساختار خود، اطلاع‌رسانی درست را نهادینه و اعتماد از دست‌رفته را احیا کند. ۲) دستگاه رسانه‌ای حکومت با اتخاذ شیوه مدیریتی سالم، شبکه‌های اجتماعی را به صورت درست مدیریت و با روحیه‌دهی به مردم، ابتکار عمل در جنگ روانی را از دست طالبان خارج کند. ۳) جنایات، فجایع و… طالبان را رسانه‌ای کند و فعالانه در این زمینه گام بردارد و افکار عمومی مردم افغانستان و جهان را برعلیه جنایات این گروه بسیج کند.


منبع‌ها

۱- نصر، صلاح، جنگ روانی، ترجمه محمود حقیقت کاشانی، نشر سروش، چاپ دوم، ۱۳۸۰، ص ۸۹٫

۲- www.oxford dictionary.com

۳- www.cambridge dictionary.com

۴- جان. ام. کالینز، استراتژی بزرگ (اصول و رویه‌ها)، ترجمه کورش بایندر، ۱۳۷۰، ص ۷۱۳٫

۵- متفکر، حسین، جنگ روانی، ۱۳۸۵٫

۶- مولانا، حمید، جنگ روانی و فریب‌کاری رسانه‌ای، فصل‌نامه پژوهش و سنجش، سال دهم، شماره ۳۴، ۱۳۸۲، ص ۳۵٫

دکمه بازگشت به بالا