مهران پوپل؛ عاشق شعر و دل‌باخته‌ی سیاست

محمدحسین نیک‌خواه

در روزگار نوجوانی وقتی هنوز دانش‌آموز صنف نهم مکتب بود، برای اشتراک در جلسات انجمن ادبی هرات هر هفته ۴۵ کیلومتر راه از ولسوالی زنده‌جان تا شهر هرات را طی می‌کرد. پس از مدتی با انجمن ادبی مهتاب آشنا شد و به خاطر شرکت در جلسات شعرخوانی آن انجمن، هفته‌ای یک روز از درس و مشق مکتب می‌زد و با وجود مخالفت پدر، هر هفته دو شب را دور از خانواده در شهر هرات سپری می‌کرد.

وقتی کودکی بیش نبود، با خواندن شعری در کتاب درسی مکتب احساس کرد علاقه‌ی ویژه‌ای به شعر دارد. با گذشت هر روز میل او به شعر و ادبیات بیش‌تر می‌شد و کم‌کم سرودن شعر را آغاز کرد.

سه سال پیش سرایش را جدی‌تر دنبال کرد و شعرهایش را زیر چکش نقد اعضای انجمن ادبی هرات ‌برد. وقتی شعری سرود که بسیاری می‌گفتند این شعر از مهران پوپل نیست، دانست آن نوجوان علاقه‌مند شعر دیگر برای خود شاعری شده و می‌توان روی سروده‌هایش نام شعر را گذاشت.

شعرهای خود را در شبکه‌ی اجتماعی فیس‌بوک منتشر می‌کرد و واکنش مثبت کاربران نشان از قوت سروده‌هایش بود. این شاعر جوان در کنار شعر علاقه‌مند سیاست هم است. هرچند از دید او شاعر واقعی هیچ‌گاهی نمی‌تواند از مسیر شعر و ادبیات خارج شود، با این حال بازهم تمایل دارد در دنیای سیاست هم فعال باشد.

مانند بسیاری دیگر از شاعران او هم عقیده دارد شعر و ادبیات برای شاعر آب‌و‌نان همراه ندارد و نان درآوردن از شعر حرام است، مسأله‌ای‌ که پدرش هم چند سال پیش برایش گوش‌زد کرده بود. قرار است به ‌زودی نخستین مجموعه‌ی شعر این شاعر جوان با نام «جرم یوسف» چاپ و راهی بازار کتاب شود.

ترک خانه برای وصل شعر

مهران پوپل از آن‌دست شاعرانی است که طی مدت اندک با سرودن اشعار دل‌پسند برای خود در دنیای شعر و ادبیات اسم و رسمی رقم زده است. او متولد سال ۱۳۷۴ خورشیدی است و ۲۴ سال سن دارد، اما در اوج جوانی شعرش رنگ‌و‌بوی پخته‌گی می‌دهد و بسیاری کارهایش را ستایش می‌کنند.

مهران از کودکی فهمید علاقه‌مند شعر و ادبیات است و در مکتب مضمون دری بیش‌تر از دیگر مضامین برایش دل‌چسب بود. وقتی صنف هفتم مکتب بود، با خوانش شعری احساس کرد علاقه‌ی او نسبت به شعر عادی نیست. مدتی بعد که بیش‌تر در دنیای شعر و ادب سیر و سیاحت کرد، خودش سرودن شعر را آغاز کرد. اشعاری که از دید او برای شاعری نوجوان و تازه‌کار، قابل قبول است.

آرام‌آرام کار به جایی رسید که دنیای شعر و ادبیات همه‌ی زنده‌گی این شاعر نوجوان شد. او به هرات آمد، با انجمن ادبی این شهر و شاعران پیش‌کسوت و جوان آشنا شد و در جلسات نقد و شعرخوانی انجمن شرکت کرد. هر هفته روزهای چهارشنبه ۴۵ کیلومتر را از ولسوالی زنده‌جان تا شهر هرات طی می‌کرد و خود را به جلسات انجمن ادبی هرات می‌رساند.

بعدها در جلسات شعر انجمن ادبی مهتاب، هفته‌ای یک روز از مکتب می‌زد و دور از خانواده روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه را در شهر هرات سپری می‌کرد.

پدر مخالف غرق شدن مهران نوجوان در دریای شعر و ادب بود و عقیده داشت که ادبیات برای او آب و نان نمی‌شود و پسرش باید به دنبال کاری برود که فردا برایش نان ‎‌و ‌نوایی همراه داشته باشد، ولی برادر بزرگش پشتی‌بانش بود و او را تشویق می‌کرد.

*****

شاعرم، جاری‌تر از خون در رگانم پارسی‌ست

آفتابِ من دری و آسمانم پارسی‌ست

کابل و بلخ و نیشابور و سمرقند از من‌ست

از خراسان بزرگم‌، کهکشانم پارسی‌ست

مثنویِّ معنوی قرآن ثانیِ من‌ست

شک ندارم نیمی از پیغمبرانم پارسی‌ست

کَی جدا از این زبان من می‌توانم زنده‌گی؟

هم رگ و هم ریشه و هم استخوانم پارسی‌ست

مولوی در بیت‌بیتِ شعر‌هایش می‌نوشت

لهجه‌ام دُرِّ دری هست و زبانم پارسی‌ست

مقطع این شعر را باید چنین آورد که…

نیم جان من دری و نیم جانم پارسی‌ست

***

سیاست و ادب؛ تقابل یا تقارن‌؟

از دید مهران پوپل، ادبیات و سیاست باهم پیوندی مستحکم دارند و شاعران سخنگویان جامعه‌اند و باید مشکلات موجود در اجتماع را از حنجره‌ی شعر به گوش سیاست‌مداران برسانند. او در کنار عشق به شعر، دل‌باخته‌ی سیاست هم است و در حال‌ حاضر رشته‌ی حقوق و علوم سیاسی را در یکی از دانشگاه‌های غیردولتی هرات فرا می‌گیرد.

با این وجود نیم‌نگاهی به رشته‌ی ادبیات هم دارد و گاهی احساس می‌کند رشته‌ای که ارتباط مستقیم با شعر دارد را فرا گیرد. او در کنار فعالیت ادبی، مدتی عملاً وارد فضای سیاسی شد و در انتخابات پارلمانی گذشته با یکی از نامزدان همکاری کرد.

مهران می‌پذیرد که فعالیت سیاسی یا هر فعالیت دیگر خارج از دنیای شعر و ادب، باعث کاهش فعالیت ادبی شاعران می‌شود، اما پیوند شعر و شاعر گسستنی نیست و شاعر در هرجایگاهی که باشد بازهم شاعر است.

مهران پوپل، به شعر عاشقانه علاقه‌ای ویژه‌ دارد و تأیید می‌کند که اکثر عاشقانه‌سرایان برای شعرهای عاشقانه‌ی خود مخاطب خاص دارند که وجود آن سبب سرایش اشعار عاشقانه می‌شود.

از نظر مهران، شاعران گاهی هوای سرودن شعر به سرشان می‌زند و در این حالت شعرهای ناب می‌سرایند. خود او برخی اوقات برای رفع خسته‌گی و در پایان روزی پرمشغله به سراغ سرودن شعر می‌رود.

هرچند عضویت مهران در شورای قومی و برگزیدن تخلص قومی انتقاد برخی دوستانش را همراه داشته، اما وی تأکید دارد در قالب شورای قومی هم می‌توان ملی فکر کرد و برآیند فعالیت شورای قومی می‌تواند وحدت‌محور و ملی باشد.

او عکس‌های احمدشاه مسعود و احمدشاه ابدالی را در صفحه‌ی فیس‌بوک خود کنار هم نشر می‌کند و در مدح زبان پارسی و احمدشاه مسعود شعر می‌سراید.

***

یک نفر هی چوب دارش را ببیند سخت نیست؟

پیش چشمانش مزارش را ببیند سخت نیست؟

عاشقی در بین صد‌ها کشته‌ی بی‌دست‌و‌پای

پیکر بی‌جان یارش را ببیند سخت نیست؟

سار اگر با چشم خود خشکیدن یک باغ را…

باغ اگر هی مرگ سارش را ببیند سخت نیست؟

با تبر‌هایی که از بطن خودش برخاستند

ضربه بر قلب چنارش را ببیند سخت نیست؟

غور اگر در ماتم غزنی شبی را سر کند

پکتیا مرگ تخارش را ببیند سخت نیست؟

خون زابل تا به پهنای بدخشان گر رسد

میمنه درد مزارش را ببیند سخت نیست؟

گر جلال‌آباد نا‌آباد ما با چشم خویش

خشکیِ فصل بهارش را ببیند سخت نیست؟

گر که مسعود شهید از آن جهان یک بار باز

دره‌ی بی‌اقتدارش را ببیند سخت نیست؟

یا که احمد‌شاه بابا با چنین حال فجیع

یک زمانی کندهارش را ببیند سخت نیست؟

وقتی از خون جوانان خودش هی کندهار

سرخی رنگ انارش را ببیند سخت نیست؟

یک نفر مانند من هر روز با چشمان خود

این چنین وضع دیارش را ببیند سخت نیست؟

****

نقدی بر کارکرد شاعران جوان

اعضای انجمن ادبی هرات کارکرد شاعران جوان را قابل ستایش می‌دانند. اسدالله اصیل یوسفی، از اعضای این انجمن، به روزنامه‌ی ۸صبح می‌گوید که در جریان سال‌های اخیر شاعران جوانی پای به میدان گذاشته‌اند که شعر آن‌ها ویژه‌گی‌های قابل قبولی دارد.

او در مورد شعر مهران پوپل هم می‌گوید که اشعار این شاعر جوان به ویژه شعرهای اجتماعی و عاشقانه‌‌اش، دارای تصویرهای خوب است و موضوعات روز جامعه با واژه‌های بومی در آن‌ها جای دارد.

آقای یوسفی می‌افزاید که برخی شاعران مسایل روز اجتماع را در شعرشان جای نمی‌دهند و با الگوبرداری از شاعران قدیمی، شعر آنان حال ‌و هوای چندین سال پیش را دارد، مشکلات و نابهنجاری‌های اجتماعی در آن‌ها جای ندارد و در بخش تصویرسازی نیز مشکل دارند.

به باور یوسفی هرچند برخی از این نواقص در شعر مهران پوپل هم دیده می‌شود، اما روی هم رفته غزل‌های او پخته‌گی لازم را دارد و این شاعران جوان توانسته علاقه‌مندان زیادی را به خود جلب کند.

اسدالله اصیل یوسفی، عقیده دارد که شاعران در کنار سرایش شعرهای خوب، باید اندیشه‌ی قوی پشت شعرهای خود داشته باشند و شعر از این اندیشه تأثیر گرفته باشد.

قرار است چند روز دیگر نخستین مجموعه‌ی شعر مهران پوپل با نام «جرم یوسف» چاپ و نشر شود. او که حالا دوران نوجوانی را پشت سر گذاشته و برای خود نام و نشانی پیدا کرده است، باور دارد که پدرش امروز به وی افتخار می‌کند. مهران گفت‌وگوی یک‌ساعته خود با من را با این تک‌بیت به پایان رساند:

شاعر برای دل‌خوشی خود نگشته‌ایم
بار رسالتی است که بردوش می‌کشیم

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن