رسانه و نقش‌ آن در جامعه

فرهاد حقیار

در جهان امروز، رسانه‌های جمعی با انتقال اطلاعات و معلومات در زمینه‌های مختلف، شرح وقایع گوناگون و مبادله افکار و عقاید عمومی نقش بزرگی را در عرصه پیش‌رفت جوامع، فرهنگ و تمدن بشری برعهده گرفته‌اند. تأثیرگذاری رسانه‌ها به‌ حدی بالا است که دانشمندان، عصر کنونی را عصر ارتباطات نامیده‌اند. رسانه‌ها هم‌چنان در نزدیکی افراد و جوامع نقش کلانی داشته‌اند. بی‌جا نیست که مارشال مک‌ لوهان در توصیف قدرت رسانه‌ها به‌ ویژه تلویزیون در نزدیک ‌ساختن افراد از اصطلاح «دهکده جهانی» استفاده کرده است.

بررسی نقش‌هایی که رسانه‌ها باید در جامعه‌ای ‌مثل افغانستان بازی کنند، برای بیداری و هوشیاری مخاطبان از یک‌ سو و فعالیت بهتر رسانه‌ها از سوی دیگر کمک شایانی خواهد کرد. بنابراین، در این نوشته تلاش صورت گرفته تا نقش‌های رسانه‌ها در افغانستان توضیح داده شود. نگارنده این نقش‌ها را براساس مطالعات دانشگاهی که روی رسانه‌های هندوستان صورت گرفته و مفید بوده، به افغانستان نیز پیشنهاد می‌کند. به ‌صورت کلی رسانه‌ها در کشوری مثل افغانستان که تنوع قومی و زبانی در آن زیاد است، مسوولیت دارند تا دو نقش بزرگ را بازی کنند؛ نقش حمایتی و نقش نظارتی و انتقادی.

نقش حمایتی

رسانه‌ها را رکن چهارم دموکراسی می‌دانند. برای پیش‌رفت و توسعه افغانستان نیاز است تا رسانه‌ها در کنار قوه‌های سه‌گانه کشور (قوه اجرایی، قوه مقنن و قوه قضایی) نقش فعالی در جامعه داشته باشند. اما نقش حمایتی هرگز به معنای چاپلوسی و تملق نیست. رسانه‌ها نه‌ تنها باید برنامه‌ها و سیاست‌های سودمند و توسعه‌‌ای دولت افغانستان را تقویت کنند، بلکه باید زمینه را برای راه‌اندازی و انجام این برنامه‌ها و سیاست‌ها هموار سازند. به ‌طور مثال، فرض کنیم مرض مهلکی در کشور شیوع یافته و دولت می‌خواهد واکسینی را برای مبارزه با آن در جامعه عرضه کند که به دلیل عدم آگاهی، مردم از آن استقبال نمی‌کنند. در این زمان، رسانه‌ها باید در زمینه‌ی آگاهی‌دهی شهروندان باید نقش فعال داشته باشند تا این برنامه دولت اجرا شود. یا اگر قرار است پروژه‌ی انکشافی در یک ولایت انجام شود که به دلایل مختلف مردم در مرحله نخست زمین‌های‌شان را از دست دهند، رسانه‌ها باید در کنار دولت، سودمندی این پروژه را به مردم اطلاع‌رسانی کنند.

رسانه‌ها هم‌چنان باید نقش متحد‌کننده را در جامعه بازی کنند. با توجه به گسست‌های اجتماعی که اکنون شاهد آن هستیم، این مسوولیت رسانه‌ها است تا تارهای جامعه را به ‌صورت محکم ببافند. رسانه‌‌ها هم‌چنان باید از لحاظ روانی برای مردم آرامش بدهند. در صورت بروز بحران و یا تهدید بیرونی، رسانه‌ها باید ذهنیت مردم را آماده شرایط ساخته و نیرو‌های دفاعی آن‌ها را تقویت کنند. رسانه‌ها در کنار این‌که باید مشکلات موجود را بازتاب‌ دهند، تلاش اصلی‌شان در راستای ارتقای جامعه باشد.

نقش نظارتی و انتقادی

همان‌گونه که منظورم از نقش حمایتی حمایت کورکورانه نیست، نقش نظارتی و انتقادی نیز مخالفت کورکورانه و انتقاد تخریب‌کننده نیست. رسانه‌ای که نقش نظارتی و انتقادی را بازی نکند، نمی‌توان آن را رسانه محسوب کرد. اما انتقاد باید سازنده باشد. رسانه زمانی که فعالیت‌های دولت و یا اجتماع را نقد می‌کند، راه‌کار برای بهبود وضعیت را نیز ارایه کند. رسانه‌ای که انتقاد بلد است ولی راه‌کار ندارد، کارش تمام است. رسانه‌ها نقش نظارتی و انتقادی باید بازی کنند تا قوه‌های سه‌گانه دولت در مقابل عمل‌کردشان پاسخ‌گو باشند. اگر نظارت دقیق از سوی رسانه‌ها وجود نداشته باشد، هرکه هرچه می‌خواهد انجام خواهد داد. رسانه‌ها نقش نظارتی را به نماینده‌گی از مردم بازی می‌کنند، زیرا تمام عمل‌کردهای ضعیف و مضر دولت مستقیم بالای مردم تأثیر منفی می‌گذارد. موارد مختلفی از جمله سوءاستفاده از قدرت، سوءاستفاده از قانون، بی‌عدالتی، عدم ‌شایسته‌سالاری، تبعیض، فساد و… باید نه تنها از طریق رسانه‌ها گزارش داده شود، بلکه به‌ صورت مسلسل زیر ذره‌بینی آن‌ها قرار داشته باشد. مسوولان بی‌کفایت برای مردم باید شناختانده شوند. تمرکزگرایی قدرت در دولت باید به ‌صورت جدی از سوی رسانه‌ها نقد شود.

در کنار این دو نقش بزرگ، رسانه‌ها می‌توانند نقش‌های دیگری را نیز بازی کنند که هر کدام از این نقش‌ها می‌تواند در راستای رشد مردم و کشور سهم بزرگی داشته باشد.

نقش تفسیرکننده و نظردهنده

رسانه‌ها نباید تنها به انتقال اطلاعات و گزارش وقایع اکتفا کنند. در شرایطی که مردم از هر سو توسط اطلاعات بمبارد می‌شوند، در شرایطی که رسانه‌های اجتماعی بازار گرم شایعات و واقعات آنی می‌باشند، رسانه‌ها باید پا جلو گذاشته و موضوعات سخت و مبهم را که درک آن‌ها برای مخاطب افغانستانی دشوار است، تفسیر و تشریح کنند. نشر اطلاعات پس‌زمینه‌ ای موضوعات و ارتباط موضوعات و عمل‌کردهای جاری با آینده شهروندان، نیز باید بیان شود. رسانه‌ها باید به مردم برسانند که دولت چه می‌کند، چه نمی‌کند و چه باید بکند. این برای رسانه‌ها یک چالش بزرگ است، زیرا از لحاظ اخلاق رسانه‌ای مشکل زمانی خلق می‌شود که نظر و تفسیر رسانه‌ها مبتنی بر علایق شخصی باشد، به ‌جای این‌که بی‌طرفانه و مبتنی بر حقایق باشد. انتخاب واژه‌ها و جاسازی موضوعات در این بخش خیلی مهم است. واژه، عامل تحریک احساسات است. هم‌چنان جاسازی موضوعات مثلاً در صفحه نخست یا دوم و یا آخر، نمایانگر اهمیت موضوع است. نکته مهم دیگر، تکرار موضوعات است. اگر مشکلی در جامعه و یا دولت وجود دارد، رسانه‌ها با تکرار آن اهمیت آن را برای مردم و دولت بیش‌تر واضح می‌سازند. هم‌چنان تکرار یک موضوع سبب می‌شود تا مردم در مورد آن به فکر کردن شروع کنند.

نقش آموزش‌دهنده

در کشوری مانند افغانستان با داشتن تنوع قومی، زبانی، مذهبی و هم‌چنان شرایط متفاوت اجتماعی-اقتصادی شهروندان، نقش آموزشی رسانه‌ها اهمیت حیاتی دارد. رسانه‌ها در واقع محلی را خلق کرده‌اند که دیدگاه‌ها و نقطه ‌نظرهای مختلف در آن جمع می‌شوند. در یک جامعه باز و آزاد، رسانه‌ تنها نهاد سازمان‌یافته است که اطلاعات، نظریات، وقایع و تحلیل‌های مختلف به شکل نظامند و دقیق در آن تشکیل می‌شود. مثلاً روزنامه‌ها از طریق سرمقاله‌ها طرز فکرشان را به مردم آموزش می‌دهند. در کنار سرمقاله، روزنامه‌ها مطالبی را نشر می‌کنند که برخلاف طرز فکر روزنامه‌ها نوشته شد‌ه‌اند؛ یعنی برخلاف آن‌چه روزنامه در سرمقاله‌اش نوشته است. از این طریق یک روزنامه شهروندان را با طرز فکرهای مختلف آشنا ساخته و آموزش می‌دهد. اما اشکال کار از لحاظ اخلاق رسانه‌ای زمانی است که همه‌ی مطالب یک روزنامه در یک جهت مشخص و یکسان تهیه شده باشد. این خروجی را نمی‌تواند ژونالیزم دانست و بیش‌تر شباهت به پروپاگندا دارد. رسانه‌ها هم‌چنان باید مردم را در مورد مسایل داغ جاری آموزش دهند؛ مسایلی که شاید اکنون رخ‌ دهد، اما مردم توان تحلیل و هضم آن‌ها را نداشته باشند. در کنار این، رسانه‌ها باید طرز فکرهای اشتباهی که بین مردم کشور رایج است را تصحیح کنند. رسانه‌ها باید برای مردم افغانستان ارتباط چیزهایی را که می‌دانند، چیزهایی که نمی‌دانند و چیزهایی که باید بدانند را به‌ صورت دقیق و واضح بیان کنند. نقش آموزشی رسانه‌ها به دلیل سطح پایین سواد در کشور، از اهمیت وافری برخوردار است. هم‌چنان با توجه به این‌که خانم‌ها در برخی خانواده‌ها اجازه رفتن به مکاتب و دانشگاه‌ها را ندارند، اهمیت این مسأله دوچندان می‌شود.

نقش بازتاب‌دهنده

رسانه‌های افغانستان در واقع نقش آیینه را دارند؛ آیینه‌ای که موضوعات مختلف را بازتاب می‌دهد. چالش اساسی زمانی خلق می‌شود که این آیینه به سمت زاویه‌ی خاصی قرار داده شود یا آیینه لکه‌دار و کثیف باشد. زاویه‌ی خاص این مفهوم را می‌رساند که رسانه تنها به یک بخش  واقعیت‌های یک مسأله یا رویداد توجه کند و آن را به مردم نشان دهد و همه‌ی ‌طرف‌های درگیر در مسأله را شامل نباشد. کثیف و لکه‌دار به معنای این است که رسانه‌ها در جریان بازتاب وقایع، تعصبات و دیدگاه‌های خصوصی‌شان را شامل سازند. رسانه‌های افغانستان در نقش بازتاب‌دهنده باید متوجه باشند که موضوعات مهم را به‌ صورت غیرمهم و موضوعات غیرمهم را به ‌گونه‌ی مهم جلوه ندهند. رسانه به ‌عنوان آیینه، نباید تنها موضوعاتی را نشر کند که مخاطبان علاقه به آن دارند و خواننده، شنونده و یا بیننده رسانه را افزایش دهد. آن‌ها در کنار خواست، باید نیاز مخاطب را به صورت جدی در نظر بگیرند. به دلیل فشارهای کاری و نشرات ۲۴ ساعته تلویزیون‌ها و رادیوها، مسأله تکرار خیلی مهم است. رسانه‌ها باید بدانند که وقتی چیزی از خروجی آن‌ها بارها به خورد مخاطب داده می‌شود، مخاطب شروع به باور کردن آن موضوع می‌کند. هم‌چنان رسانه‌ها نباید همواره موضوعات منفی و تاریک را بازتاب دهند؛ باید به موضوعات توسعه‌‌ای و امیدبخش نیز توجه مساویانه صورت گیرد.

نقش معلومات‌دهنده

رسانه‌های افغانستان مسوولیت دارند تا برای شهروندان کشور معلومات مختلف در زمینه‌های گوناگون ارایه کنند. رسانه‌ها باید معلومات عمده‌ای که مردم نیازمند آن هستند را نشر کنند. همانند اطلاعات در مورد اوضاع جوی، وضعیت ترانسپورتی، نرخ اسعار و… هم‌چنان رسانه‌ها اطلاعاتی که زنده‌گی مردم را سهل‌تر بسازد به آن‌ها باید ارایه کنند، همانند چیزهایی که به ‌صورت روزانه مردم با آن سروکار دارند. این نقش رسانه‌ها نیز مهم است، اما نه به اندازه نقش‌های دیگری که در بالا ذکر شد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن