منظور پشتین،‌ مدافع حاکمیت قانون

فردوس کاوش

بازداشت منظور پشتین توسط نیروهای امنیتی، نشان‌دهنده‌ی آن است که ارتش پاکستان نه تنها قصد ندارد به مطالبات قانونی و مشروع جنبش او پاسخ بگوید، بلکه در تلاش است تحریک طالبان پاکستان، جنبش حفاظت از پشتون، منظور پشتین و نماینده‌گان طرف‌دار او در پارلمان ملی پاکستان‌ را یک گروه جلوه دهد. در تبلیغات طرف‌داران ارتش پاکستان، منظور پشتین و جنبش خشونت‌پرهیز او هم‌پیمان تحریک طالبان پاکستان نشان داده می‌شود. جنبش حفاظت از پشتون‌ها که منظور پشتین وزیرستانی آن را رهبری می‌کند،‌ خواستار ماین‌روبی از دهکده‌های پشتون‌نشین مناطق قبایلی خیبر پختون‌خوا، روشن شدن سرنوشت بازداشت‌شده‌گان،‌ توقف اعدام‌های بدون محاکمه و روشن شدن تکلیف کسانی که زنده و مرده‌ی‌شان معلوم نیست، می‌باشد. پس از تشکیل گروه تحریک طالبان پاکستان در سال ۲۰۰۷ اردوی پاکستان کمپین نظامی وسیعی را علیه آن به راه انداخت. عملیات ضرب عضب در سال ۲۰۱۴ نقطه‌ی اوج این کمپین بود. جنبش منظور پشتین مدعی است که بازداشت‌های خودسرانه‌ی افراد در مناطق قبایلی،‌ اعدام‌های بدون محاکمه،‌ گم‌شدن زنده و مرده‌ی افراد و وضع قیودات نظامی شدید در روستاها، بخشی از کمپین ارتش پاکستان علیه تحریک طالبان پاکستانی بود که رنج آن بر مردم عام وزیرستان و دیگر مناطق قبیله‌نشین خیبر پختون‌خوا تحمیل شد.

منظور پشتین و جنبش او برای اولین بار در بیست سال گذشته با صدای بسیار رسا اعلام کردند که پشتوانه‌ی اصلی تروریسم ارتش پاکستان است. آنان بسیار به صراحت گفتند که مناطق قبایلی و مردم آن به وسیله‌ای به دست ارتش پاکستان بدل شده است که توسط آن به گسترش نفوذ مخربش در افغانستان اقدام می‌کند. استفاده از مناطق قبایلی برای گسترش نفوذ مخرب ارتش پاکستان در افغانستان چهل سال است که ادامه دارد، ولی اولین بار است که یک جنبش بزرگ و خودجوش مردمی که برخاسته از همین مناطق است، این سیاست خطرناک را که هزینه‌های انسانی گزافی روی دست افغانستان و مناطق قبایلی گذاشته است، محکوم می‌کند. جنبش منظور پشتین صرف مطالبات دموکراتیک را مطرح نمی‌کند، این جنبش خشونت‌پرهیز است. منظور پشتین و دیگر رهبران جنبش حفاظت از پشتون که از سال ۲۰۱۶ زیر نام جنبش حفاظت از محسود شکل گرفت،‌ هیچ گاهی از مبارزه‌ی مسلحانه برای رسیدن به اهداف سیاسی حمایت نکرده‌اند. همه‌ی مطالبات آنان در چارچوب قانون اساسی پاکستان مطرح می‌شود.

توقف اعدام‌های بدون محاکمه، ‌روشن شدن سرنوشت بازداشت‌‌شده‌ها و لغو قیودات شدید نظامی،‌ مطالباتی است که در چارچوب نظام حقوقی و قانون اساسی پاکستان قابل پی‌گیری است. اما از آن‌جایی که ساکنان مناطق قبیله‌نشین آن‌سوی دیورند همیشه از سوی ارتش پاکستان به چشم شهروندان درجه دوم دیده شده‌اند،‌ این ارتش به خودش زحمت نمی‌دهد تا با آنان نیز مثل پنجابی‌ها برخورد کند. مناطق قبیله‌نشین پاکستان همواره برای این کشور جنگیده‌اند. اصلاً اولین جنگ پاکستان در کشمیر را لشکری انجام داد که از قبایل بسیج شده بود؛ ولی این امر ساکنان مناطق قبایلی پاکستان را به شهروندان درجه اول ارتقا نداد. تا دو سال قبل هم مناطق قبایلی پاکستان به شیوه‌ی استعماری اداره می‌شد و نماینده‌گان حکومت مرکزی، قبایلی را به صورت جمعی مجازات می‌کردند. این برخورد وحشیانه را قانون حمایت می‌کرد. تقریباً دو سال است که این مناطق در روی کاغذ مربوط به ایالت خیبر پختون‌خوا شده‌اند و شیوه‌ی اداره‌ی استعماری در روی کاغذ از بین رفته است، ‌اما جنبش حفاظت از پشتون‌ها می‌خواهد که ساکنان مناطق قبیله‌نشین در عمل به شهروندان درجه اول پاکستان ارتقا کنند و دیگر هیچ نهادی پاکستانی به خودش اجازه ندهد که حقوق آنان را به صورت نظام‌مند نقض کند. جنبش منظور پشتین چنان در مناطق قبیله‌نشین نیرومند است که دو نماینده‌ در پارلمان ملی پاکستان دارد. محسن داور و علی وزیر دو عضو جنبش حفاظت از پشتون‌ها در سال ۲۰۱۸ از مناطق قبیله‌نشین به پارلمان ملی پاکستان راه یافتند و به نماینده‌گی از این جنبش با حلقات قدرت در تماس‌اند. پولیس پاکستان چند ماه محسن داور را در بند نگه‌ داشت، ولی نتوانست شواهد و مدارکی علیه او به دست بیاورد. ارتش پاکستان از شعارهای جنبش حفاظت از پشتون‌ها که پالیسی این نهاد را به رشد تروریسم ربط می‌دهد، ‌بسیار آزرده است. ارتش پاکستان که خودش را نهادی واجب‌الاحترام در پاکستان تلقی می‌کند، ‌هیچ نوع انتقادی را بر نمی‌تابد، ‌اما رهبران جنبش حفاظت از پشتون‌ها دید‌ند که چگونه استبلشمنت امنیتی و نظامی پاکستان مناطق آنان را برای گسترش نفوذ مخرب و حمایت از طالبان در افغانستان وسیله ساخت. آنان به چشم سر دیدند که این ارتش همه‌ی شهروندان پاکستان را به یک چشم نمی‌بیند و بخشی از مردم این کشور را کتله‌ای تصور می‌کند که همیشه باید قربانی اهدافی شود که جنرال‌ها تعیین می‌کنند. جنبش منظور پشتین طرف‌دار مناسبات حسنه و ثبات در افغانستان است. روشن است که تعقیب سیاست‌های استعماری عمق استراتژیک و «ایجاد یک افغانستان طرف‌دار پاکستان»،‌ مستلزم آن است که مناطق قبیله‌نشین آن‌سوی دیورند بدل به وسیله‌ شود.

وسیله‌ شدن این مناطق هم به معنای آن است که حقوق ساکنان آن به صورت نظام‌مند نقض شود، رادیکالیزه شود،‌ گروه‌های جهادیست‌ بر آن سلطه داشته باشند و از هرنوع فکر پیش‌رو و سازنده‌ تهی باشد. روشن است که هیچ نیروی پیش‌رو و طرف‌دار حقوق و آزادی‌های انسان چنین چیزی را نمی‌خواهد. جنبش حفاظت از پشتون‌ها که رهبری آن را منظور پشتین بر دوش دارد، نمی‌خواهد که مناطق قبایلی وسیله‌ای در دست ارتش برای گسترش نفوذ مخرب به افغانستان باشد. منظور پشتین به رغم هشدارهای ارتش از شعارهایی که این نهاد را به تروریسم ربط می‌داد، دست برنداشت و خواستار تغییر پالیسی اردو و برگرداندن حقوق ساکنان مناطق قبایلی شد. حالا هم او را به اتهام واهی رد قانون اساسی پاکستان بازداشت کرده‌اند. منظور پشتین هیچ‌گاه حاکمیت قانون را زیر سوال نبرده است. او همیشه در صف حاکمیت قانون و دفاع از حقوق بشر قرار داشته است. بازداشت  منظور پشتین هیچ کمکی به وجهه‌ی ارتش پاکستان نمی‌کند. بیش‌تر سازمان‌های مدافع حقوق بشر خواستار رهایی منظور پشتین شده‌اند. تجربه‌ی یک سال گذشته نشان داد که جنبش پشتین با سرکوب از بین نمی‌رود. تبلیغاتی که جنبش منظور پشتین را با تحریک طالبان پاکستان ربط می‌دهد، نیز منطق ندارد. او همیشه بر خشونت‌پرهیزی تأکید کرده است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن