منازعات زمین در افغانستان

هادی ایوبی

در چند دهه‌‏ی گذشته زمین و کنترل منابع طبیعی یکی از نگرانی‌های حکومت و نهادهای بین‌المللی به شمار می‌رفت. با توجه به تحولات اجتماعی، رشد جمعیت، جابه‌جایی و تحولات اقتصادی، اهمیت زمین بیش از پیش در محور توجه قرار گرفته است و این امر در کشورهای در حال توسعه نسبت به جوامع توسعه‌یافته محسوس‌تر است. از این رو، به هر اندازه‌ای که افراد و خانواده‌ها در این جوامع از اراضی بیش‌تری برخوردار باشند، ثروت‌مند، قدرت‌مند و در ساختار سلسله‌مراتب اجتماعی از جایگاه بهتری در جامعه برخوردار اند.

افغانستان نیز یکی از کشورهایی است که اکثریت مردم آن ده‌نشین هستند و امرار معاش آن‌ها به گونه‌ی مستقیم به محصولات زمین وابسته است. از این جهت میزان برخورداری و مالکیت بر زمین از اهیمت ویژه‌ای برخوردار است. خانواده‌هایی که دارای اراضی وسیع‌تر داشته باشند، از جایگاه اجتماعی بهتر برخوردار بوده و در اجتماع مهم تلقی می‌گردند. از سوی دیگر، زمین باعث منازعات و خشونت‌های جدی در جامعه شده/می‌شود که گاهی دستگاه‌های دولتی از حل‌و‌فصل آن عاجر اند.

بعد از سال ۲۰۰۱ و با روی کار آمدن نظام جدید، نفوس کلان‌شهرهای افغانستان به ویژه پایتخت رشد چشمگیر و غیر قابل پیش‌بینی‏ای داشته است. افزایش نفوس در کلان‌شهر‏ها عوامل مختلفی دارد: نخست، بازگشت داوطلبانه‏ی هزاران مهاجر از کشورهای خارجی به ‌ویژه ایران و پاکستان باعث رشد جمعیت شهرها از جمله کابل شد. به این علت، مهاجران کابل را مکانی بهتر برای زنده‌گی پنداشته‌اند که فرصت‌های شغلی در این شهر نسبت به سایر شهرها بیش‌تر است و امکانات تحصیلی برای فرزندان آن‌ها در مقایسه با شهرهای دیگر افغانستان بیش‌تر وجود دارد. دوم، جابه‌جایی داخلی است. نا‌امنی در اکثر ولایت‌های کشور باعث تغییر مکان زنده‌گی ساکنان آن مناطق گردیده است. بعضی از آن‌ها به ولایت‌های هم‌جوار کوچیدند و برخی که از استطاعت مالی بهتری برخودار بودند، به کابل آمده و در مناطق حومه کابل ساکن شدند. سوم، بیکاری است. یکی از عوامل مهم انتخاب کابل برای زنده‌گی، وجود فرصت‌های شغلی بهتر و بیش‌تر نسبت به روستا‏ها در این شهر است. از این رو، کابل یکی از گزینه‎های مناسب زنده‌گی برای شهروندان شده‌ است. علاوه بر آن، تمام نهادهای مهم دولتی، غیردولتی و بین‌المللی در پایتخت فعالیت دارند و مردم دسترسی بیش‏تر به این نهاد‌ها دارند. تمام این موارد باعث رشد جمعیت کابل شده است.

از سوی دیگر، ازدیاد نفوس پایتخت مشکلات جدی را نیز به بار آورده است که یکی از مهم‌ترین آن منازعات و خشونت‌های برخاسته از زمین است. ازدیاد نفوس، فقر گسترده، عدم دسترسی عادلانه به منابع طبیعی، نبود یک ماسترپلان شهری و ضعف نهادهای دولتی، باعث کمبود زمین در کابل شده است. مجموعه‌ای از این فاکتورها/عوامل دست به دست هم داده و باعث منازعات در شهر چند میلیونی شده است.

با وجود این، مناقشات مربوط به مالکیت و بهرهبرداری از زمین در افغانستان بسیار متداول است. در این زمینه چند عامل دخالت دارد: علاوه‌ بر نبود سیستم ثبت و نیز نابودی اسناد رسمی، مهاجرت گسترده‌ی ناشی از جنگ هم مؤثر بوده است. میلیون‌ها افغان زمینهای کشاورزی و خانههایشان را بدون مراقبت ترک کرده و در بازگشت، خانه‌ها و زمین‌های آن‌ها توسط دیگران غصب شده است.

ثبت زمین در افغانستان غیرمعمول است، زیرا فقط شهرها ـ آن‌ هم برخی از مناطق آن ـ بهصورت رسمی نقشه‌برداری شده است. دولت در مناطق سروی‌شده قباله شرعی می‌دهد، اما در مناطق حومه شهری، ثبت مالکیت زمین عمدتاً غیررسمی باقی مانده است. ساکنان مناطق حومه کابل از طریق قباله عرفی ادعای مالکیت می‌کنند که فاقد معیار‌ها و ضمانت‌های حقوقی است. در سال‌های اخیر، با وجود تلاش قوی دولت و سازمان‌های بین‌المللی برای سروی و ثبت زمین در کابل، بسیاری از ملکیت‌ها وارد سیستم رسمی سند مالکیت و ثبت زمین نشده‌ است. تلاش‌ها برای ترویجِ ثبت زمین اغلب به خاطر ساختارهای قدرت درون جامعه که به طور خودکار روند ثبت را برای بعضی افراد قابل دسترس و برای برخی غیرقابل دسترس می‌سازد، ناکام می‌شود.

در حالی ‌که علل منازعات زمین در ادبیات موجود در مورد حقوق زمین در افغانستان به صورت گسترده‌ مورد بررسی قرار گرفته است، بر‌اساس یافته‌های پژوهش تازه‌ی انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان، آن‌چه که هنوز به آن توجه کم‌تر‌ی شده است، این است که چگونه این منازعات با نابرابری‌های ساختاری متنوع درون جامعه درهم آمیخته است. به دلیل موانع سیستماتیک فراروی برخی از مجموعه افراد در جامعه، آن‌ها به کانال‌های موجود که ممکن است حقوق یا منابعی را برای آن‌ها فراهم کند، دسترسی ندارند. غلبه بر موانع ساختاری اغلب برای این افراد دشوار است، زیرا این موانع با سیستم‌‌هایی مرتبطاند که مدت زمان طولانی از ایجاد آن‌ها گذشته است. به این ترتیب، افراد یک گروه خاص ممکن است خود را در یافتن راه‌هایی برای حل مشکل بسیار در تنگنا بیابند. در رابطه به منازعات زمین، در حالی‌ که ممکن است راه‌های متعددی «در تیوری» موجود باشد، در واقعیت اما گروه‌های خاصی از مردم به طور سیستماتیک نمی‌توانند به راحتی به حقوق‌شان دسترسی پیدا کنند، در حالی‌ که دیگران به ساده‌گی به آن دست می‌یابند.

این موانع ساختاری اغلب نتیجه سلسله‌مراتب پنهان قدرت است که در میان افرادی که منافع‌شان با یک قطعه زمین درهم آمیخته، وجود دارد. سلسله‌مراتب قدرت افراد مشخصی را از منابع بهتر و نیز توانایی برای استفاده از این منابع برای منافع فردی‌شان، برخوردار می‌کند. سایر افراد به خاطر موقعیت ضعیف‌شان نسبت به دیگران، توانایی اندکی برای تأمین و حفظ منافع‌شان دارند. درک سلسله‌مراتب قدرت می‌تواند بینشی را در مورد دلایلی که افراد مسیرهای خاصی را دنبال می‌کنند، فراهم کند.

جامعه خود حول سلسله‌مراتب قدرت سفت و سختی ساختار یافته‌ است، جایی که دلالان قدرت از نفوذ قوی بر اعضای جامعه برخوردار اند. دلالان قدرت به وضوح نفع شخصی خود را در تضمین ادامه اقتدار‌شان بر جامعه می‌بینند، زیرا نفوذ‌شان در حل منازعات محلی زمین به تحکیم نقش‌شان کمک می‌کند. در عین‌ حال، دلالان قدرت در موقعیتی قرار دارند که می‌توانند توجه بیش‌تری را به سایر دینامیک‌ها/پویایی‌های قدرت که باعث ایجاد منازعه در جامعه می‌شود جلب کنند؛ مانند مواردی که شامل غاصبان زمین، مقامات فاسد و ارث خانواده‌ها می‌شود.

سازمان‌های غیردولتی و مقامات دولتی به دلیل دسترسی به منابع بیش‌تر، از موقعیت ویژه‌ای برای رسیده‌گی به منازعات زمین برخوردار اند. سازمان‌های غیردولتی در همکاری با جوامع محلی توانایی طرح و ایجاد برنامه‌هایی مانند برنامه ‌آموزشی در مورد ساختارهای قدرت، قصه‌گویی و غیره برای اعضای جامعه، را دارا هستند. با توجه به اینکه گفتمان گسترده در مورد سلسله‌مراتب قدرت در میان جوامع، سازمان‌های غیردولتی، بازیگران جامعه مدنی و مقامات دولتی زمان‌گیر است، تلاش‌های ویژه باید برای حمایت و حفظ ابتکارات برای مدت زمان کافی، روی دست گرفته شود.

نخست، مقابله با فساد: با این‌که بدون شک مقابله با فساد دولتی برای توسعه جامعه مهم است، اهمیت ویژه‌ی این مسأله در حل منازعات زمین در این است که بدون مقابله با فساد، مقامات نمی‌توانند امیدوار باشند که ساکنان برای حل اختلافات از طریق دادگاه چاره بجویند.

دوم، آموزش: جامعه به آموزش و آگاهی بیش‌تر درباره مسایل مربوط به حقوق و مالکیت زمین، روند ثبت رسمی زمین و حقوق زنان نیاز دارند. ابتکارات تحت رهبری جامعه از بیش‌ترین شانس موفقیت در تغییر رسوم و عادت‌های جامعه در طول زمان، برخوردار می‌باشند.

Comments are closed.