شهرت کرزی مدیون «نیوریارک تایمزها»

مطبوعات غربی به صورت همه جانبه، گزارش ها  و مقاله های گوناگون در باره ی حکومت‌داری حامد کرزی انتشار می دهند. در این مقاله های و گزارش ها، فساد و ناتوانی حکومت مورد انتقاد قرار می گیرد، مشروعیت آن از نظر مردم به زیر سوال نشان داده می شود، و امکان پیروزی مجدد رییس جمهور در انتخابات آینده ریاست جمهوری بسیار اندک نمایش داده می شود.
در مقابل، آقای کرزی با انکار هر نوع ضعف و فساد ریشه ای در دستگاه حکومتی، می گوید که فشارهای موجود از سوی رسانه ها و مقام های امریکایی ناشی از انتقادهای او از کشتار مردم عادی به وسیله‌ی ناتو است. البته، رییس جمهور از انتقاد های رسانه های داخلی و افکارعامه چیزی نگفت که آنها به کدام دلیل از او انتقاد می نمایند.
مقاله های نیویارک تایمز در باره‌ی کرزی موجب خشم او و حتا برادرش، احمد ولی کرزی، از این روزنامه شده است. اما، این مقاله های برای سیاستمداران و روشنفکران عبرت آموز بسیار مهم هستند. نکاتی در برخورد رسانه های غربی با آقای کرزی وجود دارد که هر نامزد انتخاباتی با ید به آن توجه نماید.
شهرت کرزی مدیون «نیوریارک تایمز ها»
آیا کسی در کنفرانس «بن» سیاست‌مداری چون حامد کرزی را می شناخت؟ یکی از خبرگان سیاست افغانستان پاسخی قانع کننده‌ای برای من داد: درست است که کرزی برای محافل افغانی ناشناخته بود، اما، برای محافل امریکایی و اروپایی فردی شناخته شده بود. البته از آن دوست نپرسیدم که چه تعداد از این سیاستمداران مانند آقای کرزی وجود دارند که مردم آنها را نمی شناسند و غربی ها می شناسند، و اکنون در نوبت دیگر از تیاتر انتخابات افغانستان یکی از آن مهره قرار است برای شرکت کنندگان محکوم به تماشا- مردم افغانستان- مطرح شود و آرای از روی ناگزیری در صندوق آن عالی جناب، به میل تماشاچیان محکوم، ریخته شود؟
نه در انتخابات ریاست جمهوری و نه درگزینش رهبر آینده کشور در کنفرانس بن، آقای کرزی سیاست‌مداری شناخته شده نبود. نه کسی در باره ی صلاحیت و قدرت رهبری اش می دانست و نه در باره ی پایگاه اجتماعی و سیاسی او. اما، قراین چنین حکایت داشت که این رهبر میانه رو سیاسی و قومی، با عنایت جامعه جهانی و پشتیبانی مالی و سیاسی سخاوت‌مندانه جمهوری خواهان، افغانستان را از ورطه ی طالبان و فروپاشی نجات خواهد داد.
گام اول، برای غربی ها این بود که باید به زودی از کرزی یک رهبری می ساختند که می توانست به صورت مسالمت آمیز اعتبار سیاسی و رهبری خود را در میان مردم مختلف تامین نماید. آنها در این کار موفق شدند. در این جا رسانه های غربی مانند نیویارک تایمز  نقش اساسی را داشتند. همیشه این رسانه ها به آقای کرزی فرصت مصاحبه و گفتگو را دادند تا خود را قهرمان پس از یازدهم سپتامبر در افغانستان معرفی کرده، از برنامه ها و نیات خویش به مردم امریکا و اروپا بگوید. به او لقب شیک پوش ترین مرد سال را دادند، دانشگاه های مختلف امریکایی به او دکترای افتخاری به پاس فعالیت های که نه ثمر آن معلوم بود و نه مدیریتی که در پس این تلاش ها وجود داشت، اعطا کردند. شهرت آقای کرزی در غرب مدیون تلاش های رسانه های غربی و دکترای افتخاری و رایگان دانشگاه های امریکایی است. گفته بودند که بی رنج گنج میسر نمی شود، ولی، آقای کرزی ثابت کرد که بدون رنج گنج میسر می شود.
اکنون، روند برعکس شده است. تا دیروز نیویارک تایمز و واشنگتن پست و… می کوشیدند که نقاط برجسته و دستاورد های افغانستان را پر رنگ ساخته و چشمان خود را بر ضعف ها و ناتوانی اداره ی او بپوشانند. اکنون، بیشتر گزارش ها معطوف به ضعف ها، فساد گسترده و احتمالا نشانه های تغییر در رهبری افغانستان از سوی باراک اوباما است. جالب است که دیگر آن گزارش های مثبت و مفید به حال رهبرنوپای افغانستان-حامد کرزی- را در صفحات نیویارک تایمز و سایرین نمی بینیم.
 پس آقای کرزی تعجب نکنید که آله ی سنجش عنایت و سخاوت غرب در حق شما مطبوعات آن است. تا دیروز که این رسانه ها از شما حمایت می کردند، تعبیر این بود که همه چیز به خیر می گذرد، و تخت و بخت رییس جمهور ما بر قرار است. امروز که این روند برعکس شده است، ما نیز مانند شما نگران این تخت و بخت فراشوتی و خدادادی هستیم.
هر کسی یک تاریخ دارد
رهبران سیاسی افغانستان بدانند که هر رهبر سیاسی ای یک تاریخ مصرف دارد. تاریخ مصرف آن را کسانی دیگر تعیین می کنند، و کیفیت آن نیز بستگی به ماهیت این سیاستمداران، شیوه ی کار و وابستگی جناحی شان به این گروه و آن گروه بر سر قدرت در ایالات متحده دارد. ما تاریخ مصرف رییس جمهور خود را تعیین نکردیم و اختیاری نیز در تمدید آن نداریم. درست است که در انتخابات رفتیم و از میان بد و بدترها یکی را انتخاب کردیم، اما، اگر شما را انتخاب نمی کردیم چه گزینه ای در اختیار داشتیم؟ آیا ما پس از هشت سال توانایی پس کردن شما را داریم؟ باز هم این قدرت را نداریم. چون از تقلب می ترسیم، از ایتلاف جناح های سیاسی به نفع تان و اجماع ایالات متحده بر سر شما می ترسیم. ما تمایل نداریم که امریکایی ها از روی اجبار به شما رای موافق بدهند که در آن صورت هیچ قانون و نهادی جلو شما را گرفته نمی تواند.
قرار بود که ماموریت شان تا سه ماه دیگر به پایان برسد. اما، شما در یک روند غیر دموکراتیک، یعنی بدون این که از ما که قرار است تاریخ مصرف شما را تعیین کنیم، بپرسید، گفتید که چند ماه دیگر نیز در حکومت خواهم ماند. ما از شما خواستیم که والیان و وزیران و رییسان بی کفایت را به محض اطلاع از دولت کنار بگذارید. حالا از شما نخواستیم که آنها را دار بزنید و یا به حبس ابد و میان مدت محکوم کنید. ولی از شما نخواستیم که وقتی یک والی بی کفایت را مردم از بغلان راندند شما او را در جوزجان مقرر فرمایید.
اگر از آن جا نیز با عالمی از خون و آتش رانده شد، وزیر مشاور و دو باره والی بسازید. اما، شما برخلاف توقعات ما اعمالی را انجام دادید، دست همه را در فساد، تجاوز و غارت بیت المال باز گذاشتید. من به عنوان یک شهروند افغانستان احساس نمی کنم که قدرت تعیین و تکلیف و نظارت بر حکومت شما، تمدید زمامداری و یا برکناری تان را داشته باشم. وقتی چنین کرده نمی توانیم، پس نمی توانم شما را هنوز حکومت منتخب مردم بدانم؛ حکومتی که به مردم تنها در روز انتخابات نیاز دارد. دموکراسی تنها صندوق رای نیست، مسوولیت پذیری و پاسخ دادن به مردم است. دموکراسی صلاح حکومت شما نیست، صلاح منافع مردم است.
 من قبول دارم که غرب دست به کودتای رسانه ای علیه شما زده است و حتا حدس می زنم که تبلیغات رسانه ای سرآغاز نا مهربانی آن یار مهربان سیاه پوست دموکرات است. ولی، خود کرده را چه تدبیری است! زمانی که با لحن فصیح گفتید که خارجی ها اگر موافق با برنامه های شما نیستند، می توانند از قدرت، قدرتی که ظاهرا از مردم در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ گرفتید، کنار تان بزنند، ما نیز با خود گفیتم که پس امریکایی همه کاره ی مملکت اند. راست اش، واقعیت را می دانستیم اما نمی خواستیم از دهان شما بشنویم.
فعلا صلاح، از نظر امریکایی ها، در این است که تاریخ مصرف شما به سر رسیده و آنها فکر می کنند که مردم افغانستان در یک انتخابات دیگر شرکت کنند و یکی از همان مهره های طرفدار شان را مردم انتخاب کنند. آنها بودند که به شما اعتبار بخشیدند، هرچه خواستید و هر چه خواستند در این مملکت کردند. اگر شما یک رهبر مردمی می بودید هیچ سیاه و سفیدی، هیچ دموکرات و جمهوری خواهی از قدرت کنار تان زده نمی توانست. رهبران بی ریشه ی سیاسی در تاریخ افغانستان، همچون شما به قدرت رسیدند، و همچون شما از قدرت کنار رفتند. اگر بعضی شان مقاومت کردند، سر به نیست شدند، و آنانی که عاجزانه گوش دادند به گوشه ی آرامی خزیدند و از یاد ها رفتند.

دکمه بازگشت به بالا