«مفهوم انتخاب اوباما چیست؟»

از روز چهارم نوامبر گذشته که باراک اوباما به عنوان رییس‌جمهور جدید ایالات متحده‌ی امریکا انتخاب شد تا روز بیست جنوری که به عنوان چهل‌ و چهارمین رییس‌جمهور این کشور زمام امور امریکا را به دست گرفت، مقاله ها، تحلیل‌ها و سخنرانی‌های بی‌شماری درباره‌ی ریشه‌ها و دلایل انتخاب او به عنوان نخستین رییس‌جمهور رنگین پوست قدرتمندترین کشور جهان منتشر و ایراد شده است.
چندی پیش داکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، نویسنده و پژوهشگر صاحب نام ایرانی که شمار کتاب‌های منتشر شده‌اش از رقم پنجاه نیز گذشته است، به دعوت کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو در یک جلسه‌ی سخنرانی و پرسش و پاسخ با جمعی از ایرانیان دانشجو و غیر دانشجو شرکت کرد.
موضوع سخنرانی داکتر ندوشن «مفهوم انتخاب باراک اوباما» بود. داکتر ندوشن سخنرانی خود را با بیان این نکته آغاز کرد که انتخاب اوباما مفهومی بسیار بیشتر از انتخاب یک رییس جمهور امریکا دارد:
«چون امریکا و دنیا آماده بودند که چنین انتخاب و تغییر شگفتی را بپذیرند. این که چطور این غریبه را وارد کردند و به عنوان رییس‌جمهور انتخاب کردند؟ سوال بزرگی در برابر جهان است.
من خواسته‌ام به این موضوع از زاویه‌ی خاصی نگاه بکنم. که چرا این آمادگی، این عقبگرد، این چرخش بزرگ در مردم امریکا پیدا شد؟ برای این که مسبوق به مقدماتی بود.
به نظر من این انتخاب یک نوع محکومیت تمدن قرن بیستم جهان است. محکومیت روابط شرق و غرب است. محکومیت روشی است که بر دنیای یک قرن گذشته حاکم بود و یک نوع حالت استغفار مردم امریکا نسبت به رفتاری است که در گذشته به ساکنان سیاه پوست امریکا داشته‌اند.
بنابراین می‌خواهم بگویم که یک نوع سلامت مزاج از دنیا کم بود و ناگهان امریکاییان متوجه شدند که باید یک تغییری ایجاد شود.
به همین دلیل بود که اوباما شعاری که داشت و عنوان کرد شعار تغییر بود و همه بدون این که بدانند این تغییر چیست و ممکن است از کجا شروع شود و شامل چه چیزی شود در گوش‌های شان زنگ خاصی ایجاد کرد و ربوده‌ی این تغییر شدند».
داکتر اسلامی ندوشن ریشه‌ها و دلایل انتخاب باراک اوباما را در بحران موجود در تمدن قرن اخیر جستجو می‌کند و معتقد است تا قبل از عصر تجدد صنعتی، تعادلی بر امور جهان حاکم بود و با وجود بسیار نارسایی‌ها زندگی عمومی در مناطق مختلف بر توازنی میان انتظارات مردم و چیزی که به دست می‌آوردند استوار بود.
اما آن تعادل در قرن گذشته از میان رفت و نخستین نشانه‌های بی‌توازنی در دنیا با بروز دو جنگ جهانی بزرگ آشکار شد. رشد سریع بی‌عدالتی، اسراف‌ها و افراط ‌ها در تقسیم‌ منابع و مزایای جهانی و محرومیتی که هر چه بیشتر بر جامعه‌ی بشری حاکم می‌شد، یک حالت عصیان در میان مردم جامعه‌های عقب‌افتاده و فقیر ایجاد می کرد.
به عقیده‌ی داکتر ندوشن، گسترش سریع تکنولوژی ارتباطات و دسترسی راحت مردم محروم به ماهواره‌ها و رسانه‌های مدرن و مشاهده‌ و آگاهی جامعه‌ی بشری از اختلافات طبقاتی و اختلاف مزایا و امتیازهای زندگی، عده‌ای را وادار کرد که از جان گذشتگی نشان دهند و انتقام خود را از وضع و تمدن موجود بگیرند.
رفتارهای تروریستی و واقعه‌ی عجیب ۱۱ سپتامبر از نشانه‌های بارز اعتراض به نظم موجود جهانی شد.
بحران اقتصادی موجود ناشی از تراکم اشتباهات قرن گذشته است
به گفته ی داکتر ندوشن: «موضوعی که کاملا تازگی دارد، آگاهی بشر به این نکته است که سرنوشت او یک سرنوشت محتوم ابدی نیست، بلکه به دست همنوعان خود اوست. به دست کسانی است که جهان امروز را می‌سازند و اقلیتی جهان امروز را در اختیار گرفته‌اند و او را در یک دایره‌ی جهانی گذاشته‌اند.
به همین دلیل است که او هم به این نتیجه می‌رسد که من از این وضع انتقام می‌گیرم ولو که به قیمت جان خودم تمام شود. این انتقام گرفتن به طرز عجیبی جلو رفته است.
هدف تنها کسانی نیستند که این افراد آن ها را مسوول وضع، گرفتاری یا بدبختی خودشان بدانند. چون مسوولان در دسترس آن ها نیستند، افراد بی‌گناه هم قربانی می‌شوند.
این خبرهایی که شنیده می‌شود که مثلاً وقتی افراد بیگناه برای خرید در بازار بغداد یا بازار افغانستان یا در یک اجتماع و مجلسی جمع شده‌اند و در آنجا بمب‌های کور منفجر می‌شود و این جمعیت بیگناه که در وضع کنونی جهان هیچ نوع دخالت و تقصیری نداشتند، کشته می‌شوند، اینها نشان می‌دهد که تا کجا این عقده و شکل انتقام‌جویی توانسته دور برود و این افراد بی‌گناه و بی‌خبر را بتواند در بر بگیرد.
این یک چیز تازه‌ای نیست. البته در گذشته از این نوع کشتارها بوده است. ولی نه این که به صورت کور انجام بشود. این شرایط حاکی از یک ترس، کینه‌ و یک عقده‌‌ی خاص است».
به نظر داکتر اسلامی ندوشن، عصبانیت از نظم موجود از چشم تمدن غربی مسلط بر جهان دیده می‌شود. او می‌گوید همه‌ی آزمایش‌هایی که در صدسال گذشته انجام شده برای این که سامان قابل قبولی برای جهان پیدا شود، شکست خورده است.
کمونیسم روسی و چینی هر دو از صحنه خارج شدند. چون حداقل آزادی، به عنوان عنصر حیاتی که لازمه‌ی ادامه‌ی زندگی‌ است، در آن وجود نداشت. اما دنیای سرمایه‌داری نیز اکنون در معرض چنین آزمایشی قرار گرفته است.
بحران اقتصادی موجود در دنیا که ناشی از تراکم اشتباهات قرن گذشته است، به جایی رسیده است که ناگهان تمام ارکان اقتصادی جهان را که مرکزش در غرب و امریکاست در بر گرفته است.
داکتر ندوشن معتقد است: تقارن بحران اقتصادی موجود با انتخابات امریکا و نتیجه‌ی آن، نشانه‌ی دیگری از بحران تمدن و نظام سرمایه‌داری ناعادلانه در دنیاست.
انتخاب اوباما نشانه انعطاف امریکاییان است
به گفته ی داکتر ندوشن: «تمدن صنعتی، به خصوص در صدسال اخیر بیشتر تکیه‌اش بر روی رفاه مادی و آنچه که می‌تواند در اطراف این رفاه مادی سیر بکند، می‌گذرد. بنابراین حالا آشکار می‌شود که این کافی نبوده است.
مردم امریکا به کسی روی آوردند که به هیچ عنوان نمی‌توانست با آنها سنخیتی داشته باشد. درست به همان علتی که سنخیت نبود و با آنها متفاوت بود، چه از لحاظ رنگ پوست، چه از لحاظ اسم، که در نام اش حسین هم هست و می‌دانید که حساسیت مردم امریکا به خاطر تبلیغات وسیعی که شده نسبت به مسایل اسلامی چقدر است، و چه از لحاظ سایر سوابق خانوادگی، چیزی نبود که باب طبع یک امریکایی اصل، یک امریکایی تیپیک بتواند باشد.
ولی علی رغم همه ی این ها مسایل مهم‌تری در مقابل خود قرار دادند. گفتند چون این شخص متفاوت است با آنچه که ما تا حالا با آن زندگی کرده‌ایم و با آن انس گرفته‌ایم و پسندیده‌ایم و به کار انداخته‌ایم- امثال نیکسون، آیزنهاور و افرادی که کاملا امریکایی مآب بودند و حتا همین مک‌کین که رقیب اوباما بود- باید با این ها تفاوت داشته باشد، بلکه ما بتوانیم از او یک راه چاره بگیریم».
داکتر محمدعلی اسلامی ندوشن در بخش پایانی سخنرانی خود اظهار داشت که امریکایان مثل کسانی که به بن‌بستی رسیده‌ و خواهان بازگشت هستند، باراک اوباما را به عنوان رییس جمهورشان انتخاب کردند که نشانه‌ی انعطاف امریکاییان نیز هست. چون در تمدن امریکایی موفق شدن در زندگی از هر راهی و توسط هر کسی بسیار اهمیت دارد و هر کسی که قادر باشد این موفقیت را تامین کند، برای آنها قابل قبول است.
بازی تمام نشده است
داکتر اسلامی ندوشن نتیجه‌گیری می‌کند:
«حالا تا چه اندازه در عمل چنین موفقیتی حاصل شود معلوم نیست، اما مردم امریکا فکر کردند شاید این شخص قادر به انجام کاری باشد که موفقیت ادامه پیدا کند. برای مردم این سوال ایجاد شد که این تمدن می‌خواهد به کجا برسد.
به همین دلیل این رای که در امریکا داده شد، معنا دار بوده است. چه همه‌ی رای‌دهندگان نسبت به این موضوع آگاه باشند یا نباشند. واقعا ممکن است که گروهی متوجه نبوده‌اند و در ضمیر ناآگاه شان حس کرده‌اند که آن چیزی که تاکنون بوده، دیگر خوب نیست و مزه ندارد و برای زندگی خوشایند نیست و تا کی می‌توان به این صورت زندگی کرد؟
اسیر فقط و فقط خواست های جسمی و مادی خود بود و از چیزهای دیگر غافل شد؟ این علتی بود که در پایه‌ی این انتخاب قرار گرفت.
این انتخاب در ذهن مردم یک حالت هیجان درونی داشت و آنها را وادار کرد که یک دفعه یک نوع قیامی که خیلی خیلی ریشه‌دار و معنا‌دار است بکنند. یعنی کسی را سر کار بیاورند که اجداد و گذشتگان او در جریان دیگری زندگی کرده‌اند و رابطه‌ی سفیدپوستان یعنی ساکنان اصلی امریکا با آنها به صورتی دیگر بوده است.
اما بازی به هیچ وجه تمام نیست. تا زمانی که یک نوع تجدید نظر بنیادی و اساسی در مسایل اجتماعی جهان، روابط دنیای صنعتی باجهان سوم و در واقع دنیای فقیر و روابط انسانی تغییر نکند و تا زمانی که بین وعده‌ها و حرف‌ها با عمل یک نوع رابطه‌ی نزدیک‌تری پیدا نشود، این مساله باقی خواهد ماند».

دکمه بازگشت به بالا