«گفتگو با حماس؛ تنها راه تامین امنیت اسراییل»

اسراییل خود را یک جزیره دموکراسی می داند  که در دریای خودکامگی و دیکتاتوری خاورمیانه یکه و تنها است. در حالی که اسراییل نه تنها قدمی برای اشاعه دموکراسی  در کشورهای عرب بر نداشته بلکه همواره از پاگیری آن در این کشورها جلوگیری کرده است. همکاری پشت پرده اسراییل برای با دولت‌های مرتجع عرب برای سرکوبی ملی‌گرایی فلسطینی‌ها، سابقه ی طولانی دارد.
این بخشی از یک مقاله ی پروفسور اوی شلیم، استاد بریتانیایی-اسراییلی روابط بین‌الملل دانشگاه اکسفورد بریتانیا است که درباره ی حماس، اسراییل و عملیات نظامی این کشور در نوار غزه، در سایت اینترنتی «اوپن دموکراسی» ، انتشار یافته است.
اوی شلیم می‌نویسد، فلسطینی‌ها برای اولین بار در سال ۲۰۰۶ در یک انتخابات آزاد برای انتخاب شورای اجرایی تشکیلات خودگردان فلسطین، حماس را به قدرت رساندند.
اسراییل به بهانه ی این که حماس یک سازمان تروریستی است، از شناسایی دولت فلسطین طفره رفت. به موازات این امریکا و کشورهای اتحادیه اروپا بی‌شرمانه به اسراییل پیوستند و به دیو گونه‌سازی حماس و انزوای آن پرداختند و در نتیجه کمک‌های بین‌المللی به نوار غزه قطع شد.
اوی شلیم در ادامه می‌نویسد: جنگی را که دو هفته پیش اسراییل علیه دولت حماس آغاز کرد، در واقع جنگ بین اسراییل و فلسطینیان است، زیرا مردم فلسطین حماس را به قدرت رساندند.
به نوشته ی این استاد دانشگاه، اهداف عملیات نظامی اسراییل تضعیف حماس و اعمال فشار به حماس است تا آن که این گروه آتش بس جدیدی را که باب طبع اسراییل باشد، بپذیرد. ولی هدف اعلام نشده ی این عملیات چیز دیگری است و آن این که اسراییل می‌خواهد با به تصویر کشیدن فلسطینی‌های نوار غزه در ذهن مردم جهان به عنوان یک معضل انسانی، از ایجاد یک کشور فلسطینی جلوگیری کند.
اوی شلیم، با تاکید به این که انتخاب زمان شروع عملیات اسراییل با ملاحظات سیاسی انجام گرفته، می‌نویسد: «انتخابات پارلمانی اسراییل قرار است دهم فبروری امسال بر پا گردد و رقیبان اصلی برای احراز پست نخست‌وزیری، یعنی اهود باراک، وزیر دفاع اسراییل و تزیپی لیونی، وزیر امور خارجه این کشور، در پی آنند که تحت لوای این عملیات، سرسختی و انعطاف‌ناپذیری خود را به رخ رای‌دهندگان بکشند».
در عین حال فرماندهان نظامی اسراییل می‌خواهند ضربه سنگینی به حماس وارد کنند تا لکه ی ناکامی جنگ سی و سه روزه علیه حزب‌الله را از خاطرها بزدایند.
اوی شلیم با تاکید به این که قدرت اسراییل در مقابل حماس به مثابه ی «فیل و پشه» است، به مظلوم‌نمایی و رفتار حق به جانب اسراییل می‌پردازد و می‌گوید: «حماس هم در این میانه بی‌گناه نیست. این گروه که نتوانست از پیروزی خود در انتخابات فلسطینیان بهره گیرد و در واقع محروم شد، در مقابله با دشمن بی‌مرام، به سلاح ضعیفان، یعنی عملیات تروریستی پناه برد».
در نتیجه تندروهای حماس و جهاد اسلامی به پرتاب راکت‌های «قسام» به شهرها و شهرک‌های جنوب اسراییل ادامه دادند تا این که با میانجی گری مصر یک آتش بس شش ماهه در جون ۲۰۰۸ بر قرار شد.
اوی شلیم با نگرش به عملیات اسراییل علیه حماس می‌نویسد: «بین عمل و حرف اسراییل فاصله زیادی وجود دارد. اول اسراییل آتش بس شش ماهه را زیر پا گذاشت نه حماس، زیرا اسراییل بود که در چهارم نوامبر ۲۰۰۸ به غزه حمله کرد و شش نفر از افراد حماس را کشت».
اوی شلیم در خاتمه می‌گوید: عملیات نظامی نمی‌تواند اسراییل را علیه موشک پرانی حماس مصوون دارد و حماس به رغم تحمل خسارات انسانی و غیر انسانی، به مقاومت خود و پرتاب راکت ادامه خواهد داد . حماس شهادت را توصیه و تبلیغ می‌کند و گزینه نظامی برای حل مساله بین اسراییل و حماس به جایی نخواهد برد. اسراییل برای تامین امنیت خود یک راه دارد و آن گفتگو با حماس است.

دکمه بازگشت به بالا