جان بولتن به کاخ سفید رفت

نویسنده: دیوید شریعت مداری، برگردان: عزیز منصف، منبع: گاردین

ترمپ مشاور امنیت ملی صاحب‌نظر خود را با یک کارشناس تندخوی تلویزیونی عوض کرد. اکنون کاخ سفید به دست کارشناسان تلویزیون فاکس‌نیوز است.

سرانجام اتفاق افتاد

در روزهای پر تب و تاب پس از انتخاب دونالد ترمپ، یکی از احتمالات ترسناک انتصاب جان بولتن در یکی از مناصب بالای حکومتی بود. بولتن تندروتر از هر تندروی، و نو محافظه‌کارتر از هر نو محافظه‌کاری است (البته او این برچسپ‌ها را قبول ندارد و بیشتر خود را محافظه‌کاری از نوع بری گلولدواتر می‌داند؛ کاندیدای [حزب جمهوری‌خواهان] در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۶۴ امریکا که به خاطر دیدگاه‌های افراطی‌اش رأی نیاورد). او مقالات زیادی چون «برای جلوگیری از ایران هسته‌ای، ایران را بمباران کنید.»، «توجیه حقوقی حمله‌ی پیش‌دستانه به کوریای شمالی»، و «چگونه منابع مالی سازمان ملل را قطع کنید»، منتشر کرده است. بولتن به عنوان معین وزارت خارجه‌ی امریکا در امور کنترول تسلیحاتی، با اشتیاق از اشغال عراق حمایت می‌کرد و هیچ‌گاهی از میزان عشقش به حمله‌ی نظامی پیشگیرانه کاسته نشد، حتا زمانی که او به مهندسی فاجعه‌ی [اشغال عراق] کمک کرد.
زمانی که ترمپ به دنبال کاندیداهایی برای وزارت امور خارجه‌ی حکومتش بود و گاهی مترامنی را می‌دید و گاهی رودی جولیانی را، نام بولتن نیز چند باری مطرح شد. اما در مورد او یک ملاحظه وجود داشت: روی و مویش. یکی از دستیاران ترمپ به روزنامه‌ی واشنگتن‌پست گفت: «ترمپ از بروت‌های بولتن خوشش نمی‌آید. فکر نمی‌کنم که کسی با این بروت [بزرگ] خود را به ترمپ نزدیک ساخته بتواند.»
بولتن، برخلاف جیمز ماتیس و مک‌ماستر، در نمایش دونالد ترمپ نقشی به دست آورده نتوانست. در کنار این، راند پاول، سناتور جمهوری‌خواه قسم خورده بود که جلو انتخاب او را به عنوان وزیر خارجه که نیازمند تأیید کمیته‌ی خارجی سنا می‌باشد، خواهد گرفت. (پاول گفته بود که «بولتن به دروازه‌ی وزارت خارجه نزدیک شده نمی‌تواند»). در نتیجه او به حلقه‌ی نزدیک ترمپ راه نیافت، رفت و کارشناس تلویزیون فاکس نیوز شد. اما روز سه شنبه همه‌چیز تغییر کرد.
بولتن پس از اخراج مک‌ماستر به عنوان مشاور امنیت ملی انتخاب شد. بار دیگر تیم خاص ترمپ خسته از فرط تقلا، فاقد انسجام و منطق درونی شده است. این همان رییس جمهوری است که در کمپاین انتخاباتی علیه مداخله و حمله به کشورهای دیگر شعار داد و از مصرف منابع مالی امریکا در جنگ‌های خارجی به ویژه عراق شکایت کرد. او برخلاف رویکرد تهاجمی بولتن، موضع نرمی در برابر روسیه دارد.
خوب، انتخاب این مرد بروتی حاوی چه پیامی است؟ آیا آن طوری که جان بولتن همیشه آرزو کرده است، شرایط [در امریکا] به طور قطعی به نفع حمله‌ی نظامی به ایران، کوریای شمالی و یا کشور دیگری تغییر خورده است؟
جهان نگران است اما دلیلی وجود ندارد که در نگاه ایدیولوژیک بولتن تغییر جدی به وجود نیاید. دلایل مختلفی برای ناکارآمدی حکومت ترمپ وجود دارد. مهم‌ترین علت معیارهای شخصی رییس جمهور برای انتخاب مقامات ارشد است. کاندیداها به خاطر هوش و تجربه و به خاطر توانایی‌های‌شان انتخاب نمی‌شوند تا همه در پشت او و در مسیر یک استراتیژی بزرگ راه بروند. ماتیس تنها به خاطر دانش و تجربه‌اش به عنوان وزیر دفاع انتخاب نشد، بلکه در کنار آن ترمپ شنیده بود که به او «ماتیس کله‌خراب» می‌گویند. مک‌ماستر به خاطر کتابش در مورد اهمیت به چالش کشیدن سیاست‌مداران از سوی نظامیان انتخاب نشد، بلکه ترمپ علاقه‌ی خاصی به جنرال‌های سه‌ستاره دارد. حالا هم بولتن به خاطر میل شدیدش به حمله و پیشگیری برگزیده نشده است، بلکه او همیشه مهمان شبکه‌ی تلویزیونی [فاکس نیوز] بوده است که ترمپ همیشه در اتاقش آن را تماشا می‌کند.
طبعی است که بولتن می‌خواهد که حضور تأثیرگذار در کاخ سفید داشته باشد ولی با مقاومت ماتیس، وزیر دفاع و جان کلی، رییس دفتر ترمپ که گفته می‌شود نظر خوشی نسبت به بولتن ندارد، مواجه خواهد شد. احتمال دارد که بولتن بدون گرفتن امتیاز از خوی فتنه‌گر خود کوتاه نخواهد آمد. مقامی به کیتلنکالینز، گزارشگر سی.ان.ان در کاخ سفید گفته است که «بولتن به ترمپ وعده کرده است که اگر به عنوان مشاور امنیت ملی انتخاب شود، به دنبال آغاز حمله‌ی نظامی نخواهد بود.»
حتا اگر بولتن به وعده‌اش وفادار بماند، باز هم انتظار می‌رود که بر دیدگاه‌های رییس جمهور ترمپ، به خصوص در مورد ایران تأثیر بگذارد؛ کشوری که هر دو کم و بیش دیدگاه مشابه در مورد آن دارند. رکستیلرسون، وزیر خارجه‌ی سابق و مک‌ماستر از معامله‌ی هسته‌ای با ایران که در زمان اوباما منعقد شد، حمایت می‌کردند. اما ترمپ به صورت آشکار از این معامله خوشش نمی‌آید و از قضا مشاور امنیت ملی هم با او هم نظر است. بنا بر این می‌توان انتظار داشت که این دست‌آورد مهم دیپلوماتیک، علی‌رغم تلاش دولت‌های اروپایی باطل شود. آیا گزینه‌ی بعدی حمله به ایران است؟ اگر در حلقه‌ی ترمپ چند آدم بزرگ و عاقل نشسته باشد، چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد.
هی ماتیس کله‌خراب، به داد ما برس! تو تنها امید ما در آنجا هستی.

Comments are closed.