جرگه و آینده‌ی صلح

نثاراحمد فیضی غوریانی

جرگه مشورتی صلح در میان بیم و امیدهای زیاد سرانجام پایان یافت. از همان زمان آغاز به کار جرگه مشورتی شماری له و علیه آن قرار گرفتند و به گونه‌های متفاوت تلاش کردند که دیدگاه‌های‌شان را مطرح کنند. مخالفان برگزاری جرگه مشورتی صلح آن را مکانیزمی از کارافتاده و بدوی توصیف می‌کردند که در موجودیت شورای ملی دیگر محلی از اعراب در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور نمی‌تواند داشته باشد. عده‌ای از مخالفان آن را ترفندی از سوی حکومت می‌خواندند که می‌خواهد خواسته‌های خود را از طریق آن بر کرسی بنشاند.

تعدادی دیگر می‌گفتند که رهایی زندانیان طالبان قبلاً از سوی امریکایی‌ها

مسجل شده و برگزاری چنین جرگه بزرگی با آن‌همه مصارف گزاف، امری بیهوده است.

اما موافقان جرگه مشورتی آن را نمادی از وحدت و هم‌سویی مردم افغانستان می‌دانستند که در وضعیت‌های بحرانی می‌تواند نقش تاریخی خود را در حل مشکلات کلان ملی نشان دهد. به باور این طیف از افراد تصمیم‌گیری در مورد رهایی زندانیان طالبان که متهم به جنایات ضد بشری و جنایی‌اند، از صلاحیت یک فرد و نهاد بیرون است و باید مردم افغانستان در مورد آن دیدگاه‌های خود را بیان کنند.

این‌که واقعاً رهایی ۴۰۰ زندانی طالبان به تامین صلح و امنیت در کشور کمک خواهد کرد و بالاخره مردم افغانستان پس از چهار دهه جنگ و خشونت شاهد روزهای شادی در زنده‌گی خود خواهند بود، موضوعی است که گذشت زمان، انعطاف‌پذیری طالبان و مهارت هیات گفت‌وگو‌کننده آن را مشخص می‌کند، ولی در حال حاضر آن‌چه به نظر مهم می‌رسد، این است که مردم افغانستان در مجموع و دولت افغانستان به صورت خاص دو مساله را کاملاً از طریق جرگه مشورتی صلح واضح ساختند: نخست این‌که دیگر مانعی بر سر راه گفت‌وگوهای صلح باقی نمانده است و اگر پس از این باز هم جنگ و خشونت در کشور ادامه پیدا می‌کند، مسوولیت آن به دوش گروه طالبان و کشورهایی است که از برگزاری جرگه مشورتی صلح حمایت کرده‌ و بر رهایی زندانیان طالبان تاکید می‌ورزیدند و دوم این‌که مردم افغانستان با وجود تهدید‌هایی که وجود دارد و هراسی که ممکن است از آزادی زندانیان طالبان هم‌چنان پا‌برجا باشد، در رسیدن به صلح و امنیت حتا از خون عزیزان‌شان نیز گذشتند و آماده شدند که قاتلان فرزندان‌شان را برای امر بزرگ صلح و آرامش در کشور مورد عفو قرار دهند. این پیام که شاید کم‌تر به آن توجه شده باشد، مهم‌ترین پیامی بود که از سوی مردم افغانستان به طالبان و گروه‌های جنگ طلب و کشورهای حامی آن‌ها فرستاده شد.

شاید در طول دو دهه گذشته این پیام به شکل‌های گوناگون گفته شده باشد، ولی این بار زمان و جو سیاسی به وجود آمده در مورد افغانستان آن را کاملاً ویژه ساخته بود و حتا می‌شد از همان نخستین لحظه‌های آغاز لویه‌جرگه آن را تشخیص داد.

موضوع دیگر اما نقش داکتر عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه به عنوان رییس لویه‌جرگه مشورتی صلح است. آقای عبدالله توانست با تدبیر و شایسته‌گی این نقش را ایفا کند. هر‌چند در آغاز نگرانی‌هایی وجود داشت که ممکن است عده‌ای به مخالفت از او صدا بلند کنند، ولی در طول زمان برگزاری لویه‌جرگه داکتر عبدالله با سعه صدر و نگاه کلان به مسایل آن را مدیریت کرد. این مدیریت نیز در وضعیت فعلی برای کشور و مردم ما دارای اهمیت خاص بوده می‌تواند، به ویژه این‌که پس از این گفت‌وگوهای صلح از طریق شورای عالی مصالحه ادامه پیدا می‌کند.

حالا می‌توان مطمین بود که همان‌گونه که در لویه‌جرگه آقای عبدالله نقش مهمی در آن بازی کرد، گفت‌و‌گوهای صلح با طالبان نیز به گونه دقیق و درست مدیریت و رهبری خواهد شد. به هر حال ما در شرایط حساس و تاریخی قرار گرفته‌ایم که هر حرکت و گام ما می‌تواند نتایج بزرگی را رقم زند. اگر بتوانیم به صورت درست و یک‌پارچه در گفت‌وگوهای صلح حضور پیدا کنیم، بدون شک نتایج آن به نفع صلح، امنیت و دموکراسی خواهد بود؛ ولی اگر نتوانیم این توانایی خود را تبارز دهیم و یا یک‌پارچه‌گی خود را حفظ کنیم، بدون شک خشونت و جنگ هم‌چنان در کشور ما فاجعه خواهد آفرید.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن